eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
32.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
802 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Noferesti1 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
. ▪️بنداول▪️ خواهری کردم برات عمرم و دادم به پات حق ندارم که بدم؟ یه شهید تو کربلات ببین که آورده رباب برات علی اصغرشو دیدی چطور قربونی‌کرد لیلا علی اکبرشو نجمه دو تا قربونی داره یه کم به فکر زینبم باش شاید منو لایق ندونی تکلیف من چی می‌شه داداش بیا نگاه کن اشک چشامو قبول کن آقا رزمنده هامو حسین من ▪️بنددوم▪️ راضیم که تیغ شمر سهم طفلانم بشه راضی نیستم تار مو از سر تو کم بشه اگه نباشی تو حسین دنیا رو می خوان برا چی اگه نمیرن برا تو بگو بمیرن برا کی منت بزار سرم برادر ردم نکن عزیز خواهر قبول کن این قربونیامو قسم می دم تو رو به مادر می خوام نباشن موقع غارت وقتی که دارم می رم اسارت حسین من .👇
. ۱۲۶۶ دو دسته گل برایت آورده ام هر دو رو به عشق تو پرورده ام به راه تو الهی بی سر بشن برای تو بزرگشان کرده ام **** بذار برن تا نبینن که فردا مادرشون توو صحرا میشه تنها بذار برن تا نبینن معجرم می‌چرخه دس به دس میون اعدا **** یادت میاد حسن که گوشه گیر شد از داغ یه کوچه چجوری پیر شد یادت میاد تو سنّ هَش سالگی سیلی و دید از زندگانی سیر شد **** مشابه سبک زیر خوانده می‌شود 👇
. ۱۴۰۴ ▪️بنداول▪️ چه روزایی گذشت چه روزایی رسید کار قصه ما به کجاها کشید عمریه بی قرار همیم کنار عمیم تو شادی و غم چادر بستم باید که منم تو کرببلا فدای تو شم (کن یه اشاره حاضرم زندگیم و فدا کنم تو همه هستی منی چطوری تو رو رها کنم) ▪️بنددوم▪️ یه نگاهی بکن به گلای منم کربلای توا کربلای منم مادر داره نگاه می کنه یه لطفی بکن به همسفرت نمی بخشم خودم رو حسین اگه روی نی بشینه سرت هستی من همین دو تاس دو تا یار ولی شناس ولی باز لشگرت کمه اگه بمیرم برات رواس (کن یه اشاره حاضرم زندگیم و فدا کنم تو همه هستی منی چطوری تو رو رها کنم) علیه‌السلام 👇
. امروز شنیده ام مکرر بی لشکری و بدون یاور من هیبت تیغ ذوالفقارم تو شیر حماسه یابن حیدر! دلواپسی ات مرا بهم ریخت گریان توأم بجای مادر بسپار گره گشای عالم ... این یک گره را به دست خواهر از اینهمه غربتی که داری شرمنده شدم بجان اکبر اذنی بده که بهم بریزند حداقل این دو تا دو لشکر گر سر بدهند بین میدان هرگز نبرم دو دست بر سر راضی مشو که میان خیمه باشم خجل از رباب و اصغر هرچند که داغشان شدید است ترسیده ام از بلای دیگر بد نیست کنار شمر و آنها من باشم و التماس آخر نگذار که در حرم بمیرند از غارت گوشوار دختر ای وای اگر مرا ببینند بین اسرا بدون معجر ✍ .
. و و و خواهرت بمیره که دور و برت لشگر نداری خواهرت بمیره که تنهایی و یاور نداری دیگه تو حتی علی اکبر نداری 2 بزار که بشم عصای دست تو دارو ندارم. بزار که لشگرم و برای تو حسین بیارم همه داراییمو‌ من به پات بزارم 2 غریب داداش. غریب داداش. غریب داداش.ای حسینم نبینم بی کسی و غصه داری عزیزه خواهر حاضرم تموم هستیمو بدم نشه چشات تر از تو یک اشاره و از خواهرت سر 2 من مگه مرده باشم ببینم که یاری نداری من مگه مرده باشم ببینم که تو بی قراری نخور غصه عزیزم زینب و داری 2 این دوتا رو من برای نذر بچه هات آوردم این دوتا رو برای قربونیه چشات آوردم دو تا اسماعیلم و برات آوردم 2 غریب داداش.  غریب داداش غریب داداش. ای حسینم نشو شرمنده دیدی کبوترامو غرق در خون نشو شرمنده دیدی که بی سر افتادن تو میدون نشو شرمنده دیدی چشمامو گریون 2 وقتی می‌ره زیر ه سم مرکبا که پیکراشون وقتی می برن جلوی چشم تو حسین سراشون نبینم که غصه می خوری براشون 2 غریب داداش. غریب داداش. غریب داداش. ای حسینم ✍ 👇
🏴 علیهم السلام 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ میبینی چقد سخته / نفسهام بیاد بالا غریبی، باید واست / یه کاری کنم حالا تو دلداده ی راهی / منم بارمو بستم تو تاج سری اما / همینه همه هستم قد کشیدن بچه هام که بشن واست فدا وقتشه چون جدّشون پر بگیرن از خدا جون میدن واسه تو با عشق زهرا 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ گلامم برن بازم / سر جاشه دلشورم ببخشید توو این تشییع / قرارم ازت دورم با این غربتت داداش / توو دل دیگه سامون نیس بشم کاشکی پیشمرگت / فراق تو آسون نیس اگه صحرا از گلام پُرِ خاکستر بشه راضی ام حتی یه دم رفتنت دیرتر بشه نشه کاش رأست جدا عشق زهرا مشابه سبک زیر خوانده می‌شود .
✅ مقتل طفلان حضرت زينب (س) 🔶 عون بن عبدالله بن جعفر 🔶 محمدبن عبدالله بن جعفر برخی گفته‌اند هر دو فرزندان حضرت زینب سلام‌الله علیها بوده‌اند؛ اما بنا بر نقل مشهور و صحیح‌تر، مادر عون، حضرت زينب عليها سلام و مادر محمد، خوصاء بنت حفص از بني بكر بن وائل است. روزی که امام حسین (ع) از مکّه عازم عراق شد، عبدالله بن جعفر، شوهر حضرت زینب (س) فرزندان خود، محمد و عون را همراه امام حسین (ع) روانه ساخت تا در رکاب حضرت باشند و به ایشان وصیت کرد که هرگز از جانبازی در راه امام کوتاهی نکنند. روز عاشورا حضرت زینب (س) لباس نو بر تن عون و محمد پوشاند و آن‌ها را آماده شهادت ساخت. سپس هر دو را نزد ابی عبدالله (ع) آورد و برای ایشان اجازه جهاد خواست. امام نخست اجازه نمی‌داد. سیدالشهدا علیه‌السلام فرمود: شاید همسرت عبدالله راضی نباشد. حضرت زینب (س) عرض کرد: همسرم به من سفارش کرد که اگر کار به جنگ کشید، پسرانم جلوتر از پسران برادرت به میدان بروند. سرانجام امام با اصرار خواهر اجازه داد. عون این‌گونه رجز می‌خواند: ان تنكروني فانا ابن جعفر شهيد صدق في‌الجنان ازهر يطير فيها بجناح اخضر كفي بهذا شرفا في‌المحشر و محمد نیز چنین رجز خواند: اشكو الي الله من العدوان فعال قوم في الردي عميان قد بدلوا معالم القرآن و محكم التنزيل و التبيان و اظهروا الكفر مع الطغيان ابتدا محمد پس از نبردی دلاورانه که ده نفر را كشت، توسط عامر بن نهشل تيمي ملعون به شهادت رسید. عون کنار بدن غرق خون محمد آمد و گفت: برادرم! شتاب مکن که به زودی من نیز به تو می‌پیوندم. عون نیز پس از به درک واصل کردن سه سوار و هجده پياده توسط عبدالله بن قطبه طايي شهید شد. امام حسین علیه‌السلام، پیکر پاک آن دو نوجوان را بغل گرفت و در حالی که پاهایشان به زمین کشیده می‌شد، آن‌ها را به سوی خیمه آورد. برخی گفته‌اند زنان به استقبال جنازه‌های آنها آمدند. اما حضرت زینب (س) که همیشه پیشتاز بود دیده نمی‌شد. او از خیمه بیرون نیامده بود تا مبادا چشمش به پیکرهای به خون تپیده پسرانش نیفتد و بی‌تابی نکند. شاید هم از این رو که مبادا برادرش، امام حسین علیه‌السلام در این حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده یا بی‌جواب بماند. 👈 منابع: نفس‌المهموم/ حاج شیخ عباس قمی الوقایع و الحوادث ج 3/ محمدباقر ملبوبی تذکره‌الشهدا/ ملاحبیب کاشانی سلام الله علیها
. ۱۴۴۷ ✍ صلا علیک یا ذبیح بالقفا صلا علیک یا حسین و بالعرا اخر شدی بر خاک گرم کربلا وجه الثری الله و اکبر الله و اکبر قران بخوان بر روی نی ای جان خواهر جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ........... . محرم ۱۴۴۷ صلا علیک یا دّیح بالقفا صلا علیک یا حسین و بالعرا اخر. شدی بر خاک گرم کربلا وجه الثری الله و اکبر الله و اکبر قران بخوان بر روی نی ای جان خواهر جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان راس شریفت رفته روی نیزه ها بر رمل صحرا پیکرت مانده رها با دست بسته خواهرت را میبرند از کربلا هستم به سوی کوفه روانه بر ناقهء عریان به زور تازیانه جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان. ای گشته در مقتل قتیل العادیات بزم عزایت شد به پا در کائنات خون گریه کرده بر لبان تشنه ات اب فرات جان علی و جان بتولی اخر دراوردی سر از خرجین خولی جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسبن جان ........... نوحه محرم ۱۴۴۷ صلا علیک یا ذبیح بالقفا سر گشته و آواره ء صحرا شدم محصور تیغ و نیزه ء اعدا شدم در کوچه های شهر کوفه بی کس و تنها شدم ای نور عینم در شور و شینم من اولین قربانی راه حسینم جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان _ بنما حذر از این سفر با خواهرت جان رقیه و علی اصغرت کوفه نشسته در کمین کشتن آب اورت با چشم گریان با قلب سوزان از نامه ای که داده ام هستم پشیمان جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین ___ کاروان در دشت ماتم خیمه ها برپا شده اشفته حال زینب کبری شده در قلب مادرها برای کودکان غوغا شده اه و واویلا اه و واویلا خیمه زده در کربلا فرزند زهرا جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان اینجا ببیند دختری داغ پدر اینجا ببیند مادری داغ پسر اینجا بگردد خواهری بر سر زنان خونین جگر اه و واویلا اه و واویلا بر زیر لب گوید حسین اعوذ و بالله جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ............. ای جان من ای جان من ای جان من ای میهمان کلبهء ویران من خاکستر موی سرت افتاده بر دامان من محنت کشیدم دیگر بریدم بابا نمیبینی مگر موی سپیدم بابا حسین جان بابا حسین جان بابا حسین بابا حسین بابا حسین جان از هر کس و ناکس شنیدم حرف بد شمر لعین با چکمه بی رحمانه زد بازار کوفه از تمام کوفیان خوردم لگد قدم کمانی رخ ارغوانی با خود ببر من را اگر که میتوانی بابا حسین جان بابا حسین جان بابا حسین بابا حسین بابا حسین جان ....... این دسته گلها هدیه های خواهرت نذر تو و نذر علی اصغرت زینب نبیند اینچنین در بی کسی چشم ترت من زنده باشم تنها شوی تو محصور تیغ و نیزهء اعدا شوی تو جانم حسبن جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان راه تو را در کربلا بستم حسین شرمندهء طفلان تو هستم حسین کردی بزرگی و گرفتی عاقبت دستم حسین ای شاه عالم غرق ملالم گو خواهرت زینب کند من را حلالم جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ........ امیرحسین الفت 👉 عبداللهم عبداللهم عبداللهم من اخرین قربانی ثاراللهم در راه مولایم حسین ابن علی سر می دهم شام غم من اخر سحر شد در یاری خون خدا دستم سپر شد جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان مثل کبوتر از قفس گشتم رها جانی که نذر تو شود دارد بها اخر ادا شد نذر بابایم حسن در کربلا مثل همیشه هستی پناهم اغوش تو گشته عموجان قتلگاهم جانم حسین جان جانم حسین جان جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان ....... .👇
. (س) حالم خرابه آشوبم ، غم تو کرده مغلوبم الهی کم نشه مویی ، ازت برادر خوبم محاله بی تو زنده باشم دلواپسم برات داداشم ، (قلبم اسیره) ۲ دلم شده برا تو مضطر برای بی کسیت برادر ، (گریه‌م می‌گیره) ۲ أخَا الغَریب أخا المظلوم ، نداره این دلم آروم دلم می‌خواد با سوز و آه ، فدا بشم توی این راه تموم زندگیم نذره ، نگاهِ تو عزیزالله ای مرهم تموم دردام دنیای بی تو رو نمی‌خوام (ای یار زینب) ۲ از زندگیِ بی تو سیرم برای غربتت بمیرم (سالار زینب) ۲ أخَا الغَریب أخا المظلوم ، نداره این دلم آروم نذار به غم بشم محکوم ، چطور ببینمت مظلوم قبول کن این عزیزامُ و ، بگیره تا دلم آروم مظلومیِ تو جان خَراشه مگر که زینب مُرده باشه (تنها بمونی) ۲ الهی خاک زیر پات شن بذار دوتا گلم فدات شن (توو نوجَوونی) ۲ أخَا الغَریب أخا المظلوم ، نداره این دلم آروم خدا رو شاکرم دلبر ، فدات شدن گُلام آخر لیاقتی به اونها داد ، بشن توو راه تو پرپر نخور تو غصه ای عزیزم واسه تو دارم اشک می‌ریزم (از بس غریبی) ۲ اگر خرابه حال و روزم برای غربتت می‌سوزم (که بی حبیبی) ۲ .👇
. . من وارث قیام زینبینم با قامت خم لشکر حسینم خیبر شکستم، با اذن حیدر الله اکبر، الله اکبر هستم علمدار زینب (یار زینب)۲ همرزم پیکار زینب (یار زینب)۲ من فاطمه نشانم همراه کاروانم با صاحب الزمانم .......... بردار بار دوش خواهرت را ببر دو تا سرباز لشکرت را خواندم رجزها، با اذن مادر الله اکبر، الله اکبر تسبیح من گاه و بیگاه (یا ثارالله)۲ پشت و پناهم در این راه (یا ثارالله)۲ هم دردی و هم دوایی اینجا شد چه کربلایی بستیم دل به هم دو تایی ........ عبداللهم، میراث مجتبایم من آخرین سرباز کربلایم گفتم حسن جان، در بین لشکر الله اکبر، الله اکبر دارم به لب ذکری دائم (مثل قاسم)۲ باید بجنگم با ظالم (مثل قاسم)۲ دستم سلاح پیکار پای رکاب سردار شد پرچم علمدار ....... من قاسم بن الحسنم عموجان آماده ام با کفنم عموجان نامه گرفتم از دست مادر الله اکبر، الله اکبر دارم چه از اصغر کمتر (جان حیدر)۲ رزمنده ام مثل اکبر (جان حیدر)۲ نورم که ازل شناسم مستم من، عسل شناسم شیرم، پس جمل شناسم .......... قنداقه ام تا شد کفن حسین جان شد دشمن تو ریشه کن حسین جان شد مثل اکبر، دردانه اصغر الله اکبر، الله اکبر سرباز گردان یارم (در پیکارم)۲ جانم به قربان یارم (در پیکارم)۲ شش ماهه شدم چه کامل موجم در میان ساحل استادم ابوالفضائل ........ با ذکر زهرا آمدم به میدان گفتم علی جان و زدم به میدان کشته ی جنگم، شد حداکثر الله اکبر، الله اکبر من شبه پیغمبر هستم (حیدر هستم)۲ من صفدر لشکر هستم (حیدر هستم) روبرویم صد چو مرحب یا حسین گفتم مرتب حرز من دعای زینب ........ بارقه ی حرب حسین اباالفضل یا کاشف الکرب حسین اباالفضل شیوه ی رزمش، شبیه حیدر الله اکبر، الله اکبر ای ماه تاسوعا عباس (سقا عباس)۲ دریای عاشورا عباس (سقا عباس)۲ دارد از علی رشادت از ام البنین شجاعت از زهرا ولی خجالت ...... آمده موسم غم و جدایی من شده ام زینب کربلایی بوسم گلویت، بجای مادر الله اکبر، الله اکبر سردار عاشورای من (مولای من)۲ دین من و دنیای من (مولای من)۲ کارم را مکش به جنجال می جنگم میان گودال فکری کن برای خلخال ✍ 👇
. علیه‌السلام ■سربند■ السلام اى روح ايمان ما رعیّت زاده هستیم و تو سلطان انت مصباح الهدی ای خوب خوبان یابن‌زهرا یابن‌حیدر اى حسين جان ای حسین جان تکیه‌گاهم پادشاهم داده‌ایی عمری در این روضه پناهم ای حسین جان تو سلیمان من چو مورم پیرو راه تو تا صبح ظهورم مولانا‌حسین‌جان ●بند۱ السلام اى شاه شاهان ذات حق در عرش خود بهر تو گريان من فداى پيكرت اى شاه عريان بر لب آب السلام اى شاه عطشان اى حسين جان شاه مظلوم شاه تشنه عاقبت تنها شدى در زير دشنه اى حسين جان بر سر تو گشته جنجال من بميرم از غمت در قعر گودال ●بند۲ السلام اى پور زهرا پيكرت صد پاره شد در دشت و صحرا شد خميده از اَلم آن قد رعنا بى‌پناه و بى‌سپاهى بعد سقا اى برادر اهل كوفه بس پليدند جسم پاكت را چنان گرگی دريدند اى برادر بعد تو واى از اسارت بعد تو بر دخترانت شد جسارت ✍ ......... علیه‌السلام سبک السلام ای روح ایمان ●بند۱ قبله‌ی اهل یقینی نائب بر حق میرمومنینی تو کریم اهل بیت مرسلینی فخر سادات و معزالمومنینی ای حسن جان قبله‌گاه و روح و جانم صاحب قلب من و کهف امانم ای حسن جان از سر لطف کن عنایت کرده عشقت بر محبانت سرایت ای جانم حسن جان ●بند۲ ای شهید زهر کینه عالم از داغ دلِ خونت حزینه در عزایت میزند زهرا به سینه قتلگاهت کوچه‌ی تنگ مدینه ای حسن جان داغ و غصه حاصلت شد خاطرات قتل مادر قاتلت شد ای حسن جان شد کفن بهر تو گریان تا که جسم اطهرت شد تیرباران واویلا حسن جان ✍ ............. . سلام‌الله‌علیها ■سربند■ السلام اى روح ايمان ما رعیّت زاده هستیم و تو سلطان انت مصباح الهدی ای خوب خوبان یابن‌زهرا یابن‌حیدر اى حسين جان ای حسین جان تکیه‌گاهم پادشاهم داده‌ایی عمری در این روضه پناهم ای حسین جان تو سلیمان من چو مورم پیرو راه تو تا صبح ظهورم مولانا‌حسین‌جان ●بند۱ اى چراغِ راه زينب در شب تيره تو هستى ماه زينب اى يگانه دلبر دلخواهِ زينب من عزيزت هستم و تو شاه زينب اى برادر اين پسرها نذر راهت ما همه قربانيان روى ماهت اى برادر بعد اكبر  آهِ حسرت فكر و ذكر اين پسرها شد شهادت ●بند۲ اى عزيزم سايه‌ى سر در ره تو جان به كف ابناى جعفر در ید دشمن پر از شمشير و خنجر در دل ميدان شده غوغاى محشر اى برادر بين ميدان نيزه و تير سهم جسم پاکِ هر دو فوجِ شمشير اى برادر در ره تو نيزه خوردند بر روى زانوى تو جان را سپردند ✍ .......... ■سربند■ السلام اى روح ايمان ما رعیّت زاده هستیم و تو سلطان انت مصباح الهدی ای خوب خوبان یابن‌زهرا یابن‌حیدر اى حسين جان ای حسین جان تکیه‌گاهم پادشاهم داده‌ایی عمری در این روضه پناهم ای حسین جان تو سلیمان من چو مورم پیرو راه تو تا صبح ظهورم مولانا‌حسین‌جان ●بند۱ بهر عمه تن عصا شد عاقبت دستم ز دستانش رها شد روى جسم تو عمو دستم جدا شد عاقبت پور حسن بر تو فدا شد اى عمو جان در ره تو جانفدايم نذرى بيت حسن در كربلايم اى عمو جان اين جماعت ديده بستند استخوان‌هاى تن من را شكستند ●بند۲ در كنارت رفتم از حال واى من از ماجراى قعر گودال پيكر پاک تو و من گشته پامال جان به اين ره دادم و دل گشته خوشحال اى عمو جان آتش غم  شعله ور شد لشكر كوفه به سويم حمله ور شد اى عمو جان زير سم مركبى تو تو عزيز عالمين و زينبى تو ✍ ............. ■سربند■ السلام اى روح ايمان ما رعیّت زاده هستیم و تو سلطان انت مصباح الهدی ای خوب خوبان یابن‌زهرا یابن‌حیدر اى حسين جان ای حسین جان تکیه‌گاهم پادشاهم داده‌ایی عمری در این روضه پناهم ای حسین جان تو سلیمان من چو مورم پیرو راه تو تا صبح ظهورم مولانا‌حسین‌جان ●بند۱ * بر سر ما سايه‌ى تو حضرت اكبر بُود همپايه‌ى تو در دل اهل شميران آيه‌ى تو شكر حق كه ما شديم همسايه‌ى تو شاه شاهان قاسم بن ال‌مجتبايى تو عزيزى و عريس كربلايى شاه شاهان همچو بابا شاخ شمشاد جان ما قربان تو اى تازه داماد ●بند۲ قاسمت ضرب‌المثل شد طعمه‌ى نامردمِ قوم دغل شد در ضريح پيكرم پر از عسل شد عاقبت جسمم به دستانت بغل شد اى عمو جان مادرم در خيمه در تب پيكرم ماند عاقبت در زير مركب اى عمو جان شهد عشقت را چشيدم در ره تو مثل سقا قد كشيدم ........... .👇👇
. برای رقیه ، خبر اومده دیگه انتظارش ، به سر اومده بیا عمه جانم ، نگاهی بکن که بابای من از ، سفر اومده بابای مظلومم حسین جان سرم رو می ذارم ، به روی سرت کجا مونده بابا ، بگو پیکرت تو رفتی و خیلی ، اذیت شدم برات درد و دلها ، داره دخترت بابای مظلومم حسین جان یه وقتی رسیدی ، که من مضطرم بهم خورده وضع ، موهای سرم لباسام و بابا ، ببین خاکیه نمونده یکم نا ، توی پیکرم بابای مظلومم حسین جان چقد حرف بی راه ، میگفتن به من روی ناقه بدجور ، منو می زدن خبر داری رفتم ، محل یهود زیر دست و پاشون ، تنم شد کبود بابای مظلومم حسین جان با دستای بسته ، توی کوچه ها چقد آخه خوردم ، لگد بی هوا به من دختراشون ، می گفتن یتیم بابایی بُریدم ، از این شامیا بابای مظلومم حسین جان نبودی ببینی ، شکست حُرمتم ببین جای دسته ، روی صورتم یه شب بین صحرا ، جا موندم ولی نشد بعد از اون خوب ، دیگه لکنتم بابای مظلومم حسین جان دارم بوسه روی ، لبت میزنم مثه صورت تو ، کبوده تنم نمیتونم از جا ، بلند شم دیگه تو رفتی و بابا ، منو کُشتنم بابای مظلومم حسین جان چیا که ندیدم ، توو بازار شام به عمه نکردن ، یکم احترام با دست هی نشونم ، میدادن منو شکسته غرورم ، توو اون ازدهام بابای مظلومم حسین جان ✍ ......... رسیدیم حسین جان : به کرب و بلا شروع شد برادر : غم و غصه ها می ترسم حسین جان : از این سرزمین می دونم که اینجا : ندارن حیا سیدنالعطشان حسین جان دلم بی قراره : برا دخترات می لرزن توو خیمه : دل بچه هات می ترسم جداشیم : منو تو حسین نگاه کن مُحیّا : شده قتلگات سیدنالعطشان حسین جان به من گفته مادر : از این کربلا که میشم حسین جان : من از تو جدا ندارم تحمل : ببینم حسین سرت می‌ره داداش : روی نیزه ها سیدنالعطشان حسین جان من از تو جداشم : می میرم حسین بدون تو جایی : نمی رم حسین می بندن طنابو : روی دست و پام یه چند روزه دیگه : اسیرم حسین سیدنالعطشان حسین جان الهی بمیره : برات خواهرت میدونم میریزن : یه لشکر سرت تنت میشه غارت : زیر دست و پا میان مرکباشون : روی پیکرت سیدنالعطشان حسین جان حسین چاره ای کن : برای حرم نگاه کن به اشک : چشای ترم به دلشوره افتاد : دل خواهرت می‌دونم به غارت : می‌ره چادرم سیدنالعطشان حسین جان ✍ ...... . سبک (خمیده خمیده) الهی بمیرم ، براتو حسین جوونای زینب ، فداتو حسین به قلبم برادر ، نزن دست رد نگیر از عقیله ، نگاتو حسین سیدنالعطشان حسین جان بذار روو سفید شم ، پیش مادرت یه فکری کن اصلا ، برا خواهرت بمونن توو خیمه ، می میرن حسین بذار تا شهید شن ، مثه اکبرت سیدنالعطشان حسین جان می ترسم ببینن ، رو دستم طناب یه گوشه نشستن ، شدن دل کباب بذار تا نببینن ، اسارت میرم روزایی که خیلی ، می بینم عذاب سیدنالعطشان حسین جان می‌دونم که سهمم ، اسارت میشه به چادر نمازم ، جسارت میشه چه روزای سختی ، دارم پیشِ رو به زن های خیمه ، اهانت میشه سیدنالعطشان حسین جان می مونه حسین جان ، غمت روو دلم سرت روی نیزه ، میشه قاتلم تنت زیر مرکب ، که می‌ره حسین بِدون دیگه زینب ، می میره حسین سیدنالعطشان حسین جان ...... سبک (خمیده خمیده) عمو بین گودال ، بریده صداش ببین عمه جا نیست ، توی قتلگاش نفس هاشو دارن ، می بُرّن دیگه باید که یه کاری ، کنم من براش واویلا واویلا عموجان چقد نیزه بارون ، شده پیکرش چرا ریختن آخه ، به روی سرش دیگه جا نداره ، برا ضربه ها خودم میرم عمه ، میشم لشکرش واویلا واویلا عموجان یه عده برای ، زدن اومدن عموی غریبم ، رو هی می زنن نگاه کن ای عمه ، با چکمه یکی داره پا می کوبه ، به روی دهن واویلا واویلا عموجان اگه عمه الان ، نرم میشه دیر عمو توی گودال ، شده دیگه پیر زدن حلقه دورش ، توی قتلگاه توی چنگ گرگا ، عمو شد اسیر واویلا واویلا عموجان یکی با لگدهاش ، نفس هاشو بست یکی دیگه نیزه ، توو پهلوش شکست محیای کُشتن ، شدن لشکری نمیتونم هی دست ، بذارم توو دست واویلا واویلا عموجان میرم مثل قاسم ، بشم من شهید میرم پیش بابام ، بشم روو سفید سرم رو میذارم ، روو پای عموم دیگه وقت رفتن ، برا من رسید ........ .👇