🟠 با توجه به روایت خلاصه ای که از نبردهای سه گانه حضرت امیر شد، به نظر شما کدام جریان، دغدغه و #مسئله_اصلی حضرت امیر بوده است؟
🔺 با توجه به شواهد ذکر شده، قطعا جریانی که دغدغه و مسئله اصلی حضرت بوده، جریان #اسلام_صفینی بوده است.
📌 در ادامه برخی شواهد دیگر این مسئله را ذکر میکنیم.
🔸 بعد از پیروزی در جنگ نهروان بر #خوارج، حضرت امیر بلافاصله در خطبه ای می فرمایند:
«اين من بودم كه #چشم_فتنه را در آوردم و جز من كسى جرأت اين كار را نداشت»
🔸 و در ادامه آن تاکید میکنند: البته بدانید که در نگاه من، #ترسناكترين و #خطرناک_ترین فتنه برای شما، #فتنه_بنى_اميّه است؛ چون فتنهاى كور و تاريك است.
«ألا إنَّ #أخوَفَ_الفِتَنِ عِندي عَلَيكُم فِتنَةُ بَني امَيَّةَ؛ إنَّها فِتنَةٌ عَمياءُ مُظلِمَةٌ.»
(نهج البلاغه، خطبه93؛ الغارات، ج1، ص10)
🔸 در واقع حضرت میگویند: من با جنگ نهروان، چشم فتنه را کور کردم اما بلافاصله پس از آن تاکید میکنند: ای لشکریان من، دشمن اصلی که بنی امیه است و فتنه آنها که #فتنه_اکبر است را فراموش نکنید و طبق قرار قبلی و بدون فوت وقت، به سوی آنها بشتابید.
📍آیات و روایات اجتماعی | عضو شوید📍
💠 آیا تنها ابن مجلم، قاتل امیرالمومنین بود؟
(چرا در روایات، از تعبیر «قَتَلَةَ أميرِالمُؤمِنين» استفاده شده?!)
#بخش_اول
🔺در عربی واژه «قَتَلَةَ»، جمع قاتل محسوب شده و در زیارات و ادعیه، برای لعن دشمنان و قاتلان حضرت امیر(ع) و حسنین(ع) به کار رفته است. اما سوال مهم آن است که: مگر قاتل امیرالمؤمنین، «#ابن_ملجم_مرادی» نبود، پس چرا در روایات، از تعبیر قاتلان استفاده شده، نه قاتل؟ مگر غیر از ابن ملجم، افراد دیگری نیز در قتل حضرت نقش موثر داشتند؟
🔺برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید «#دشمن_اصلی» امیرالمومنین را شناخت. دشمن اصلی حضرت کسی نبود جز «#ائمه_کفر» آن عصر که امثال ابن ملجم ها، صرفا عروسک خیمه شب بازی آنها محسوب میشدند. بعد از پیروزی در نبرد نهروان با #خوارج، حضرت امیر بلافاصله در خطبه ای می فرمایند:
«اين من بودم كه #چشم_فتنه را در آوردم و جز من كسى جرأت اين كار را نداشت»
🔺و در ادامه نیز تاکید میکنند: البته بدانید که در نگاه من، #ترسناكترين و #خطرناک_ترین فتنه برای شما، #فتنه_بنى_اميّه است؛ چون فتنهاى كور و تاريك است.
«ألا إنَّ أخوَفَ الفِتَنِ عِندي عَلَيكُم فِتنَةُ بَني امَيَّةَ؛ إنَّها فِتنَةٌ عَمياءُ مُظلِمَةٌ: عَمَّت خُطَّتُها، وخَصَّت بَلِيَّتُها، و أصابَ البَلاءُ مَن أبصَرَ فيها، و أخَطأَ البَلاءُ مَن عَمِيَ عَنها. وَايمُ اللّهِ، لَتَجِدُنَّ بَني امَيَّةَ لَكُم أربابَ سوءٍ بَعدي.»
(خطبه93 نهج البلاغه)
🔺در واقع حضرت میگویند: من با جنگ نهروان، چشم فتنه را کور کردم اما بلافاصله پس از آن تاکید میکنند: ای لشکریان من، دشمن اصلی که بنی امیه است و فتنه آنها که #فتنه_اکبر است را فراموش نکنید و طبق قرار قبلی و بدون فوت وقت، به سوی آنها بشتابید.
🔺اما شهادت حضرت، چه ارتباطی با این دشمن اصلی دارد؟ ربطش آنجاست که حضرت تمام همت خود و اولویت مبارزاتی خود را اسلام صفینی میدانست لذا سه بار برای ریشه کن کردن این دشمن اصلی، لشگر فراهم کرده و در هر سه مرتبه نیز اصحاب و یاران حضرت، سنگینی چنین نبردی را تاب نیاورده و کم آوردند:
1. بار اول: به جنگ صفین و داستان قرآن به نیزه کردن منتهی شد.
2. بار دوم: پس از حرکت به سوی شام، جریان فرعی و انحرافی جنگ نهروان پیش آمد.
3. بار سوم: اما از همه غم انگیزتر است! آنجا که ختم به شهادت حضرت شد...
1️⃣ حضرت امیر، ریشه مشکل امت در جنگ اول را چیز دیگری می داند. پس از ماجرای تحمیل #حَكَميّت بر حضرت، ایشان در خطبه ای، سرّ مسئله را «#ترس_از_جنگ» میداند یعنی کل ماجرای قرآن به نیزه کردن و آن استدلال ها که قرآن خط قرمز ماست، همه «بهانه ای بود برای فرار از جنگ!»
➕«أيُّهَا النّاسُ! إنَّهُ لَم يَزَل أمري مَعَكُم عَلى ما احِبُّ، حَتّى نَهَكَتكُمُ الحَربُ، و قَد وَاللّهِ أخَذَت مِنكُم و تَرَكَت، و هِيَ لِعَدُوِّكُم أنهَكُ... و قَد أحبَبتُمُ البَقاءَ، و لَيسَ لي أن أحمَلَكُم عَلى ما تَكرَهونَ!» (خطبه 208 نهج البلاغه)
اى مردم! همانا همواره كارم با شما چنان بود كه مىخواستم، تا آنگاه كه جنگْ شما را در هم كوفت. به خدا سوگند، به راستى كه جنگْ شما را درگرفت و وا نهاد و براى دشمنتان كوبندهتر بود... همانا شما دوستارِ زنده ماندنيد و من نمىتوانم به آنچه دوست نمىداريد، وادارتان كنم.
2️⃣ حضرت ریشه مشکل در جنگ دوم را نیز مسئله «#ترس_از_مرگ» میداند. ایشان وقتی پس از پیروزی در نهروان، برای حرکت به سوی شام، در مردم بی میلی و سست رفتاری میبیند، در خطبه ای میفرمایند:
➕«افٍّ لَكُم! لَقَد سَئِمتُ عِتابَكُم! أرَضيتُم بِالحَياةِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ عِوَضًا؟! وبِالذُّلِّ مِنَ العِزِّ خَلَفًا؟! إذا دَعَوتُكُم إلى جِهادِ عَدُوِّكُم دارَت أعيُنُكُم كَأَنَّكُم مِنَ المَوتِ في غَمرَةٍ.»(خطبه 34 نهج البلاغه)
اف بر شما كه از نكوهشتان، به ستوه آمدهام! اين رواست كه شما به زندگى دنيا به جاى آخرت، خشنود باشيد و به زبونى به جاى عزّت، تَن دهيد؟! چون شما را به جهاد با دشمنتان فرا مىخوانم، چنان چشمانتان گِرد مىشود كه گويا دچار سَكَرات مرگ شدهايد.
🔺اصحاب و یاران حضرت، از جنگ سخت با لشکریان پُر تعداد معاویه، به سوی جنگ راحتِ نهروان با سپاهیان اندک، فرار کرده بودند. به همین دلیل حضرت پس از آنکه فرمود: «فَقَأْتُ عَيْنَ الْفِتْنَةِ»، در ادامه تصریح به دشمن اصلی کرده و فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِي عَلَيْكُمْ فِتْنَةُ بَنِي أُمَيَّةَ»
ادامه دارد...
💢 آیات و روایات اجتماعی | #عضویت👇
https://eitaa.com/joinchat/269877266Cf07fc0f3c9