eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
130 دنبال‌کننده
234 عکس
10 ویدیو
8 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
بنگر یکی بر آسمان بر قلعهٔ روحانیان چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او
قبل از اینکه نکته امروز را درباره ناداستان بگویم گفتم یک توضیحی بدهم که چرا این نکات مهم هستند و به چه دلیل این نکات را در کانال منتشر می‌کنم. ما در بستر رخدادهای بزرگ و پرتنش تاریخی قرار گرفته‌ایم. رخدادهایی که موجی از روایت‌نویسی را به همراه داشته‌اند. درباره جنگ، شهدای معاصر، مدافعان حرم و پیش‌تر دفاع مقدس، صدها و بلکه هزاران روایت نوشته شده است. الان هم که به‌خاطر جنگ رمضان، با سیل روزنوشت‌ها و روایت‌ها طرفیم. ما از دو حالت خارج نیستیم. یا تولیدکننده این متن‌ها هستیم یا مصرف‌کننده‌شان. حال پرسش اساسی این است: چه میزان از این روایت‌ها، آگاهانه و دقیق، بر اساس قواعد و اصول شکل گرفته‌اند؟ روایتی که طبق قواعد و اصول نوشته نشود، آیا می‌تواند پیامی به مخاطب منتقل کند؟ در ذهن او می‌ماند و اثر می‌گذارد؟ اگر متنی به واقعیت وفادار نباشد، از انسجام ساختاری، زاویه دید سنجیده، روایت‌پردازی منضبط و زبان متناسب بهره نبرد چقدر می‌تواند در عرصه تببین موفق باشد؟ اگر مصرف‌کننده روایت هستیم، آیا حاضریم وقتمان را سر هر متنی خرج کنیم؟ کدام متن را بخوانیم و از کدام متن رد شویم؟ چرا باید فلان متن را بخوانیم و بهمان متن را نخوانیم؟ برای انتخاب یک متن، چه اصول و قواعدی داریم؟ ذوق و سلیقه شخصی یا اصول و قواعد خاصی وجود دارد که باید به آن رجوع کنیم؟ به این سؤالات چطور پاسخ می‌دهیم؟ اگر نویسنده ناداستان‌های روایی هستیم قاعده و اصلی که طبق آن جلو می‌رویم و می‌نویسیم چیست؟ چطور هم مستند بنویسیم هم در دام اغراق نیفتیم؟ چطور متنی بنویسیم که هم شعارزده نباشید هم حرفی برای گفتن داشته باشد؟ وقتی روایت می‌نویسید به این سؤالات فکر می‌کنید؟ بدون شک یکی از نیازهای جدی جامعه‌ی امروز ما، تولید ناداستان‌های رواییِ دقیق، عمیق و اثرگذار است؛ آثاری که هم حقیقت را حفظ کنند و هم خواننده را درگیر کنند. این متن‌ها را می‌شود بدون دانش کافی نوشت؟ ما سه مصیبت بزرگ داریم که باید برای علاجشان دوایی پیدا کنیم. نخست: جایگزین شدن تحلیل ایدئولوژیک به جای نمایش جزئیات واقعی. دوم غلبه‌ی عاطفه بر ساختار و از دست رفتن دقت مستند. سوم آشفتگی ساختار و نبود منطق روایی، حتی در روایت واقعیت. اگر برای حل این معضلات از نکات بدیهی آنها باخبر نباشیم چه بلایی سرمان می‌آید؟
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۱۲ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 5⃣ بسیاری از نویسندگان تازه‌کار فکر م
نکته شماره ۲۱۳ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 6️⃣ در ناداستان روایی، اگر *آدم زنده* نداشته باشید، متن به‌راحتی گزارش یا مقاله می‌شود. اطلاعات، وقتی ماندگار می‌شوند که از زاویه یک انسانِ ملموس دیده شوند. شخصیت در ناداستان روایی یعنی یک فرد واقعی با خواسته‌ها، ترس‌ها، عادت‌ها، تضادها و تصمیم‌ها؛ نه یک اسم و عنوان مثل «یک قربانی»، «یک سرباز» یا «یک نویسنده». برای شخصیت‌پردازی، باید نشان بدهیم آدم‌ها چه می‌خواهند، چه مانعی جلویشان است، چگونه حرف می‌زنند، در فشار چگونه واکنش نشان می‌دهند و دیگران درباره‌شان چه می‌گویند. اما شخصیت‌سازی نباید با اغراق یا نسبت دادنِ چیزهای نادانسته انجام شود؛ ما فقط حق داریم بر پایه مشاهده، مصاحبه، سند و روایت معتبر جلو برویم. راه خوب این است که به‌جای برچسب زدن، «جزئیات رفتاری» بدهیم: کسی که ناخن‌هایش را می‌جود، کسی که مدام ساعتش را نگاه می‌کند، کسی که در جواب سؤال مکث می‌کند یا در بحران سکوت می‌کند. شخصیت، مرکز ثقلِ کشمکش هم هست: خواننده دنبالِ این نیست که صرفاً «چه شد»، بلکه می‌خواهد ببیند «برای چه کسی چه شد» و آن آدم چگونه از پسِ آن برآمد. *مثال:* در «در کمال خونسردی»، هم اعضای خانواده‌ی کلاتر و هم قاتلان، فقط «نام» نیستند؛ با رفتارها، گذشته و تصمیم‌هایشان به شخصیت‌هایی پیچیده تبدیل می‌شوند و همین متن را جلو می‌برد. در «سال تفکر جادویی»، خودِ نویسنده شخصیت اصلی است؛ او با ثبت واکنش‌های واقعی‌اش به سوگ، اندوه از دست دادن را از یک مفهوم کلی به یک تجربه انسانی و قابل لمس تبدیل می‌کند. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
یک بنده‌خدایی که مثل ما اهل نوشتن است و در زمینه آموزش هم دستی بر آتش ندارد یک متن مفصل نوشته است که خودتان را درگیر این چارچوب‌های سخت‌گیرانه امثال جان تروبی نکنید بعد آمدم به حرفش واکنش نشان بدهم بعد دیدم کلا فقط می‌توانیم با👍 واکنش نشان بدهیم. نکشیمون آزادمرد!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۱۳ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 6️⃣ در ناداستان روایی، اگر *آدم زن
نکته شماره ۲۱۴ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 7️⃣ در ناداستان روایی، «نوشتن» از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که شما وارد تحقیق می‌شوید. اگر مواد خامِ درست نداشته باشید، بهترین نثر و بهترین روش‌های روایت هم کمکتان نمی‌کند. *تحقیق یعنی دیدنِ دقیق، پرسیدنِ درست و ثبت کردنِ جزئیات.* بخش مهمی از جذابیت ناداستان روایی از همین جزئیات واقعی می‌آید: یک جمله دقیق در مصاحبه، یک حرکت کوچک، یک شیء در اتاق، یک تناقض در گفته‌های شاهدان. نویسنده باید مثل یک خبرنگار پیگیر باشد: با افراد مختلف گفت‌وگو کند، صداها و نگاه‌های متفاوت را بشنود، اسناد را بررسی کند، تاریخ‌ها و نام‌ها را چک کند و هرجا لازم است دوباره برگردد و بپرسد. همچنین باید بداند کجا «نمی‌داند»؛ یعنی اگر چیزی مبهم است، یا باید روشنش کند یا در متن نشان بدهد که این بخش قطعی نیست. یادداشت‌برداری منظم، ضبط صدا (اگر امکان دارد)، نگهداری عکس‌ها و مدارک و راستی‌آزماییِ اطلاعات، ستون‌های کار هستند. بسیاری از متن‌های ضعیف، نه به‌خاطر بد نوشتن، بلکه به‌خاطر کم‌دیدن و کم‌پرسیدن و به صورت کلی کم‌اطلاعی شکست می‌خورند. *مثال:* در «در کمال خونسردی»، قدرتِ کتاب از تحقیقِ سنگین می‌آید: مصاحبه‌های متعدد، پیگیریِ جزئیات پرونده و بازسازی دقیق فضا و آدم‌ها. در «سال تفکر جادویی»، دیدیون علاوه بر خاطره، سراغ یادداشت‌ها، گزارش‌های پزشکی و بررسیِ اطلاعات مرتبط با مرگ و سوگ می‌رود. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
آخ جون! جنگ شد!
این هم وسط بزن بزن. نویسنده‌ای که یا راهی خواهد یافت یا راهی خواهد ساخت...
شاید باورتان نشود ولی من از الان نگرانم نکند این چندتا موشک مجموعه وزارت ارشاد را به این نتیجه برساند که نمایشگاه کتاب حضوری تهران را در شهریور لغو کنند!
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
قسمت دوم عکس‌های نوشتن.
می‌تونید حدس بزنید تصاویر مال چه کتابی است؟
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
قسمت دوم عکس‌های نوشتن.
از منابع بسیار کاربردی برای نویسندگان رمان تاریخی، کتاب «تاریخ پوشاک ایرانیان: از ابتدای اسلام تا حمله مغول» است که انتشارات سمت چاپش کرده است. این کتاب یک بازه زمانی نسبتاً طولانی را در بر می‌گیرد؛ از اواخر دوره ساسانی آغاز می‌کند و تا پیش از حمله مغول پیش می‌آید. در این مسیر، پوشاک گروه‌های مختلف اجتماعی بررسی شده است؛ از لباس پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله)، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و حای خلفا گرفته تا پوشاک اقشار گوناگون جامعه مانند بازرگانان، غلامان، نظامیان و کارگزاران اداری و دیوانی. در کتاب، پوشاک زنان نیز به تفصیل بررسی شده است؛ از زنان آزاد گرفته تا کنیزان و جایگاه‌های اجتماعی متفاوتی که هر کدام نوع خاصی از پوشش داشته‌اند. علاوه بر لباس، به اجزای دیگر پوشش نیز پرداخته شده است؛ مانند کلاه‌ها، سربندها، روسری‌ها، کفش‌ها و دیگر عناصر پوشاک. یکی از ویژگی‌های ارزشمند این اثر آن است که توصیف‌های متن در پایان کتاب با تصویرسازی همراه شده است. این تصویرها کمک می‌کند خواننده تصور روشن‌تری از شکل و ساختار لباس‌ها در آن دوره تاریخی پیدا کند؛ موضوعی که برای نویسندگان رمان تاریخی اهمیت زیادی دارد. البته استفاده از این کتاب فقط به نویسندگان رمان تاریخی محدود نمی‌شود. کسانی که در فضای ایرانی_اسلامی داستان‌های فانتزی یا الهام‌گرفته از تاریخ می‌نویسند نیز می‌توانند از این منبع برای طراحی لباس و فضای فرهنگی آثارشان بهره ببرند. متأسفانه مدت‌ها است که نسخه کاغذی این کتاب در بازار پیدا نمی‌شود، اما احتمالاً در کتابخانه دیجیتال انتشارات سمت قابل دسترسی است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد