eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
130 دنبال‌کننده
234 عکس
10 ویدیو
8 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز هم ویرایش یک رمان دیگر تمام شد! الحمدلله.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۹ راه حل‌هایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی *قسمت اول: زاویه دید عاطفی* موقع ویراستاری دا
نکته شماره ۲۳۰ راه حل‌هایی برای *قسمت دوم: توصیف پویا* در مقام ویراستار داستانی، بارها با توصیفاتی برخورد کردم که جریان داستان را قطع می‌کند. نویسنده نوقلم گمان می‌کند با فهرست کردن دقیق اشیا، خواننده را به بطن ماجرا می‌برد، اما نتیجه، ایستایی محض است. فضاسازی زمانی دراماتیک می‌شود که از حالت عکس گرفتن خارج شود. *توصیف باید از دریچه کنش شخصیت عبور کند. وقتی شخصیت وارد اتاق می‌شود، نباید محیط را مثل نقشه‌کش بررسی کند. او باید با محیط درگیر شود.* آیا او دنبال کلید است؟ آیا از گرد و غبار روی میز عصبانی است؟ کنش، به اشیا هویت می‌دهد. نویسندگان حرفه‌ای می‌دانند که توصیف، نه چیدن دکور، بلکه ابزار پیشبرد داستان است. *توصیف پویا، توصیفی است که اگر کنش شخصیت را از آن حذف کنیم، چیزی جز پوسته‌ای خالی باقی نمی‌ماند.* مکان بدون حضور فعال شخصیت، فضایی مرده است. باید صحنه را بستر کنش ببینیم، نه ویترین اشیا. در آثار برجسته، توصیف تابع کنش است. در «جنایت و مکافات»، داستایفسکی اتاق راسکلنیکف را نه به عنوان فضای معماری، بلکه به عنوان قفسی که روح او را فشرده می‌کند، توصیف می‌کند. اتاق با راه رفتن عصبی شخصیت و کندن کاغذدیواری تعریف می‌شود. *تمرین:* صحنه‌ای بنویسید که شخصیت در آن اتاق را تمیز می‌کند. اجازه ندارید صفت‌پردازی کنید؛ نگویید اتاق کثیف بود). تمام توصیفات باید از خلال کنش‌های شخصیت، مثلا کشیدن دست روی میز، دیدن تار عنکبوت، عطسه کردن و ... بیرون بیاید. طوری بنویسید که خواننده بدون کلمه «کثیف»، حال و روز اتاق و درگیری شخصیت را درک کند. در نظرها بنویسید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
بارها از من پرسیده‌اند که «اولین کتاب آموزشی برای رمان‌نویسی چیست؟». پاسخ من مشخص است: کتاب «حرکت در مه». حالا چرا این کتاب اولین و مهم‌ترین دلیلش به خاطر هسته مرکزی کتاب است. *حرکت درمه* بیش از آن‌که روی خودِ داستان یا پیرنگ متمرکز باشد، بر «شخصیت‌پردازی» تکیه دارد؛ و به نظر من، این نقطه برای نویسنده‌ای که در حال برداشتن قدم‌های نخستین است، حیاتی‌ترین بخش کار است. دلیل دومش در تصویری است که از نویسندگی رمان می‌دهد. کتاب به نویسنده کمک می‌کند تصویری روشن و واضح از فرایند نوشتن رمان به دست بیاورد. در واقع، نویسنده «حرکت در مه» –به تبع بسیاری دیگر از مدرسان نویسندگی،معتقد است هسته رمان، شخصیت است نه خطوط قصه. نکته مثبت دیگر این است که کتاب از زاویه‌ای نوشته شده که به «ذهن ایرانی» نزدیک است. نویسنده در جای‌جای کتاب به منابع متعدد ترجمه و تالیف ارجاع داده و از آن‌ها بهره برده، اما سعی کرده آن‌ها را به شکل یک کل واحد درآورد که برای مخاطب ما قابل‌فهم‌تر باشد. البته من یقین دارم کتاب بی‌نقص نیست، اما این نقص‌ها از ارزش آموزشی آن برای شروع کم نمی‌کند. فراتر از روش‌ها، آنچه برای من اهمیت داشت این است که کتاب فقط درباره‌ی رمان‌نویسی حرف نمی‌زند. در کنار آن، به «سبک زندگی نویسندگی» و دغدغه‌های شخصی نویسندگان هم می‌پردازد. همین باعث می‌شود کتاب فقط یک متن آموزشی خشک نباشد، بلکه نوعی نگاه عمیق‌تر به «نوشتن» ارائه دهد. در نهایت، «حرکت در مه» را باید قدم اول دانست، نه قدم نهایی. برای شروع، راه را باز می‌کند و ذهن را منظم می‌کند، اما پس از آن باید سراغ کتاب‌های تخصصی‌تر و دقیق‌تر رفت. حالا شما فکر می‌کنید جز حرکت در مه، کتاب‌های دیگری برای آغاز رمان‌نویسی مناسب است؟ پ.ن: متأسفانه چشمه این کتاب را منتشر کرده است. پ.ن۲: آره قیمتش بالاست.چون حجمش بالاست. ولی ارزشش را دارد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
این عکس حاوی مقادیر زیادی حق می‌باشد.
از این به بعد، دوشنبه‌ها، یک متن کوتاه از یک رمان را انتخاب می‌کنم و آن را از یک منظر مشخص ویرایش می‌کنم. متن زیر را از منظر فضاسازی ویرایش کردم. پ.ن: داستان هنوز منتشر نشده است. پ.ن۲: برای اینکه تصویر بهتری از روند ویرایش داشته باشید، هم کامنت گذاشتم و هم بخش ویرایش شده را دوباره در پایین گذاشته‌ام. شما هم اگر نظری در این زمینه دارید، بنویسید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
شما هم تا حالا‌ با اینجور صحنه‌ها مواجه شدید؟ واکنشتون چی بود؟
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۳۰ راه حل‌هایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی *قسمت دوم: توصیف پویا* در مقام ویراستار داستا
نکته شماره ۲۳۱ راه حل‌هایی برای *قسمت سوم: زمان‌بندیِ توصیف* در ویراستاری، مدام با متن‌هایی مواجه می‌شوم که توصیفشان مثل سد، جلوی جریان رودخانه داستان را گرفته است. نوقلم‌ها معمولاً می‌خواهند قبل از شروع هر صحنه، یک پاراگراف طولانی از دکور اتاق بنویسند تا خواننده آماده شود. این کار باعث می‌شود درام قبل از اینکه شروع شود، خفه شود. توصیف نباید یک ایستِ توقف باشد، بلکه باید بخشی از حرکت باشد. نویسنده حرفه‌ای توصیف را در لابه‌لای کنش‌ها می‌بافد. به جای اینکه بگویید «اتاق تاریک بود و سپس او نشست»، بگویید «او در تاریکی اتاق نشست و دستش را روی میز گذاشت». با این کار، توصیف همزمان با کنش رخ می‌دهد. این یعنی توصیف باید با ریتم صحنه همسو شود. اگر در لحظه‌ای که تنش به اوج رسیده، ناگهان توصیف دقیقی از معماری سقف شروع کنید، خواننده را از داستان بیرون انداخته‌اید. توصیف باید در خدمت سرعت روایت باشد. در لحظات آرام، می‌توانید به جزئیات بیشتر بپردازید؛ اما در لحظات هیجانی، توصیف باید به سرعت و کوتاهی ضربات قلب شخصیت باشد. مدیریت زمان در توصیف، تفاوت میان نویسنده حرفه‌ای و نوقلم است. در «در جستجوی زمان از دست رفته» ، توصیف‌ها با جریان زمان و حافظه شخصیت عجین شده‌اند؛ توصیف‌ها هرگز از جریان درونی او جدا نیستند و ریتم را متوقف نمی‌کنند. در «ارباب حلقه‌ها»، توصیف سرزمین‌ها را با سرعت‌های مختلف پیش می‌برد؛ گاهی با شکوه و طولانی برای ایجاد هیبت، و گاهی با سرعت و ایجاز در میان نبردها. *تمرین:* یک صحنه اکشن یا پرتعلیق بنویسید (مثلاً فرار از یک ساختمان در حال سوختن). اجازه ندارید توصیفی بنویسید که در آن شخصیت ایستاده و به محیط نگاه می‌کند. هر توصیف از محیط باید حتماً در حین انجام یک حرکت توسط شخصیت اتفاق بیفتد. در نظرها بنویسید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
دیروز نکته سوم را نوشته بودم. در کانال بله هم گذاشته بودم. ولی خب یادم رفت!😅
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۳۱ راه حل‌هایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی *قسمت سوم: زمان‌بندیِ توصیف* در ویراستاری، مد
نکته شماره ۲۳۲ راه حل‌هایی برای *قسمت چهارم: جزئیات انتخاب‌گر* مشکل بزرگ نوقلم‌ها، وسواس در بازتولید کامل واقعیت است. آن‌ها می‌خواهند خواننده تمام جزئیات فرش، پرده، نور و رنگ دیوار را بداند. این کار باعث خستگی خواننده و مرگ درام می‌شود. نویسنده حرفه‌ای به جای فهرست کردن اشیا، سراغ جزئیاتی می‌رود که بیشترین بار معنایی را دارند. در واقع، او دست به انتخاب می‌زند و مابقی را حذف می‌کند. توصیف دراماتیک، توصیفی است که به جای کمیت، بر کیفیت دلالت دارد. یک جزئیات انتخاب‌شده درست، بهتر از ده جمله توصیفی، فضا را می‌سازد. اگر شخصیت در موقعیت اضطرار است، نباید وقت خواننده را با توصیف رنگ پرده تلف کرد. باید روی لرزش دستگیره در یا سایه بلند و تهدیدکننده روی دیوار تمرکز کرد. جزئیات، باید روایتگر قصه باشند. *باید از خود بپرسید: «کدام شیء در این صحنه، تنش اصلی را تشدید می‌کند؟» وقتی آن شیء را پیدا کردید، تمام توان توصیفی خود را روی همان نقطه بگذارید.* بقیه فضا را در هاله‌ای از ابهام رها کنید. خواننده خودش حفره‌های خالی را با تخیلش پر می‌کند. این مشارکت ذهنی خواننده، همان چیزی است که فضاسازی را زنده و تأثیرگذار می‌کند. در «گتسبی بزرگ»، فیتزجرالد، فضا را با جزئیات محدود می‌سازد. چراغ سبز انتهای اسکله، تنها جزئیاتی است که دنیای گتسبی و امیدهای دوردستش را تعریف می‌کند. او کل اسکله را توصیف نمی‌کند. استفن کینگ در رمان «درخشش»، هتل اورلوک را نه با فهرست کردن همه اتاق‌ها، بلکه با تأکید بر راهروهای خالی و صدای گرمایشی هتل، به موجودی زنده بدل می‌کند. *تمرین:* صحنه‌ای بنویسید که شخصیت در یک دفتر کار شلوغ و پرتنش است. حق ندارید کل اتاق را توصیف کنید. فقط یک جزئیات انتخاب کنید و از طریق آن، کل فضای پرتنش و خستگی شخصیت را نشان دهید. کلمات را محدود کنید و بر قدرت همان یک جزئیات تکیه کنید. در نظرها بنویسید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
سلسله جلسات «قرار روایت» اولین جلسه با موضوع: وقتی تاریخ در خیابان راه می‌رود؛ روایت تشییع پیکر رهبر شهید با حضور: میثم رشیدی مهرآبادی نویسنده و منتقد با میزبانی: مسعود آذرباد زمان: چهارشنبه ۱۰ تیرماه ساعت ۲۲ مکان: گوگل میت لینک ورود به جلسه نیم‌ساعت قبل از شروع جلسه در کانال گذاشته می‌شود. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir