خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۳۸ راه حلهایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی *قسمت دهم: حذفِ توصیفهای بیاثر* در ویرا
نکته شماره ۲۳۹
راه حلهایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی
*قسمت یازدهم: توصیفِ اطلاعاتیِ پنهان*
در فرآیند ویرایش، اغلب با متنی مواجه میشوم که نویسنده سعی دارد اطلاعاتِ پسزمینه را با روشی مستقیم و خستهکننده به خواننده دیکته کند. مثلاً میگوید: «او در خانهای قدیمی که در دهه چهل ساخته شده بود زندگی میکرد». این مدل، اطلاعات را به صورت «گزارش» ارائه میدهد، نه «داستان». نوقلمها فکر میکنند دادن اطلاعات ضروری به خواننده، وظیفهای است که باید با جملات مستقیم انجام شود.
*نویسنده حرفهای، اطلاعات را در تار و پودِ توصیف پنهان میکند. او به جای اینکه بگوید یک خانه قدیمی است، از لرزش پنجرههای چوبی، بوی کاغذهای کهنه یا صدای جیرجیر سقف استفاده میکند.* با این کار، او همزمان با فضاسازی، اطلاعاتِ تاریخی یا اجتماعیِ آن مکان را به خواننده منتقل میکند؛ بدون آنکه ریتم روایت را با دادنِ اطلاعاتِ خشک و بیروح، متوقف کند.
روش «نشان دادن به جای گفتن» در اینجا به اوج خود میرسد. *وقتی شما توصیف میکنید که گرد و غبار روی یک مدال قدیمی نشسته است، به خواننده میگویید این شیء مدتهاست فراموش شده؛ اما به او نمیگویید که «این شیء قدیمی است». این یعنی تبدیل اطلاعاتِ خشک به تجربه بصری و حسی.*
در «گتسبی بزرگ»، فیتزجرالد با توصیف اشیا و جزئیاتِ مجللِ خانهها، طبقه اجتماعی و شکافهای اقتصادی را بدون استفاده از جملات توضیحی، به خواننده میفهماند. در تلماسه، نویسنده توصیفِ خشکی، گرما و کمبود آب را بدون اینکه مستقیماً بگوید سیاره آراکیس یک دنیای بیابانزده است، اطلاعاتِ محیطی و بقای شخصیتها را به شکلی دراماتیک منتقل میکند.
*تمرین:*
صحنهای بنویسید که شخصیت وارد یک کتابخانه قدیمی و بسیار پرجمعیت میشود. اجازه ندارید از کلماتی مثل «قدیمی»، «پرجمعیت»، «دیرینه» یا «کهنه» استفاده کنید. اطلاعات مربوط به سنِ کتابخانه و شلوغ بودن آن را فقط از طریق توصیف اشیا، بوها یا صداهای محیطی به خواننده منتقل کنید.
در نظرها بنویسید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
«وقتی به زیرعنوانِ کتابِ «۱۱۰» یعنی «فضیلتهای حضرت علی (علیهالسلام)» نگاه میکنی، فوراً میفهمی دلیلِ نامگذاریاش چیست: ۱۱۰ ابجدِ نامِ امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
این کتاب، گلچینی از ۱۱۰ فضیلتِ حضرت است. از جهتِ اعتبارسنجی هم خیالت راحت است؛ چون نویسندهاش، محمدرضا هوری، متخصصِ حوزهی حدیث و رجال است و تشخیصِ سره از ناسره را خوب میداند.
کتاب در قطعِ رقعیِ اروپایی منتشر شده و متنِ اصلیاش ۱۱۰ صفحه است؛ با شناسنامه و مقدمه هم سرجمع از ۱۲۰ صفحه بیشتر نمیشود. راحت دستت میگیری و حتی میتوانی در یک نشست، کُلش را بخوانی.
هر صفحه مستقل به یکی از فضایلِ حضرت میپردازد. الگوی «یک صفحه، یک فضیلت»، متنهای جمعوجوری میدهد که هم به اندازه کافی مستندند، هم به اندازه کافی کشش دارند.
کتاب ۱۱۰، برای ما نویسندهها منبع ایدهپردازی خوبی هم هست. میشود از دلِ این فضایل، لحظاتِ دراماتیک بیرون کشید یا برای غنایِ روایی الهام گرفت. ورای همهی اینها، یادِ علی عبادت است؛ هم برای خواندن در جمعِ خانوادگی مناسب است، هم برای هدیه دادن.
#معرفی_کتاب
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
نوشتن را مثل یک شغل انجام دهید نه یک وظیفه عارفانه. هر روز صبح بیدار شوید و مشغول کار شوید؛ نه اینکه منتظر الهگان هنر بمانید تا چیزی به شما الهام کنند.
جین برودی
#جملات_قصار
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۳۹ راه حلهایی برای #دراماتیک_کردن_فضاسازی *قسمت یازدهم: توصیفِ اطلاعاتیِ پنهان* در
نکته شماره ۲۴۰
راه حلهایی برای #دراماتیک کردن_فضاسازی
*قسمت دوازدهم و پایانی: محیط به عنوان کنشگر*
چیزی که در مقام ویراستار، بارها تکرار کردهام این است که محیط را فقط ظرف داستان ندانید. فضا را ساکن نبینید، محیط را یک کنشگر فعال ببینید. مکان نباید فقط بستر رخداد باشد؛ مکان باید بر شخصیت فشار بیاورد یا مسیر او را تغییر دهد. هر فضایی که انتخاب میکنید، باید در سرنوشت شخصیت دخالت مستقیم داشته باشد.
*فضا را به چشم یک شخصیت ساکت ببینید که با رفتار خود، قهرمان را به کنش وا میدارد. وقتی شخصیت وارد مکانی میشود، آن مکان باید بر او تأثیر بگذارد؛ شاید با سنگینی، با نور، یا با بوی کهنگی.* نویسنده حرفهای، محیط را چنان میسازد که شخصیت ناچار به انتخاب شود. اگر محیط دست و پای شخصیت را ببندد یا او را به خروج تشویق کند، فضاسازی خودبهخود دراماتیک میشود.
از دکور کردن دست بردارید. به محیط، اراده بدهید. وقتی شخصیت وارد یک فضای بسته میشود، آن فضا نباید فقط اتاق باشد؛ باید زندان باشد. وقتی وارد دشت میشود، نباید فقط طبیعت باشد؛ باید میدان نبرد باشد. محیط، ذهن شخصیت را شکل میدهد. *اگر فضاسازی شما، شخصیت را به تغییر جهت واداشت، موفق شدهاید. این، تفاوت نویسنده مشاهدهگر و نویسنده خلاق است.*
در «محاکمه» دادگاهها و ساختمانها نه فقط مکان، بلکه ساختارهای خفهکنندهای هستند که سرنوشت «کا» را تعیین میکنند. محیط، قاضی است. در «درخشش» استیون کینگ، هتل اورلوک به شخصیت اصلی و آنتاگونیست تبدیل میشود. هتل نفس میکشد، تماشا میکند و جک را به جنون میکشاند. محیط، موتور محرک داستان است و کنشهای شخصیت، واکنشهای اجباری به اراده مکان است.
*تمرین:*
صحنهای بنویسید که شخصیت در یک خانه قدیمی راه میرود و احساس میکند خانه با او «مخالفت» میکند. دیوارها، درها و نور اتاق باید طوری طراحی شوند که شخصیت را به خروج وادار کنند. بدون استفاده از کلمات انتزاعی مثل «ترسناک»، فقط با توصیف جزئیات فیزیکی، نشان دهید که خانه چگونه او را بیرون میراند.
در نظرها بنویسید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
یکجوری ملت علیالخصوص نویسندهها و خبرگزازیها در بازنشر خبرهای جنگ، خصوصا حملات آمریکا به ایران سرعت عمل به خرج میدهند و به آدم اضطراب وارد میکنند، انگار مسابقه است!
بابا جان دو دقیقه سراغ گوشی نری از دلالی استرس عقب نمیافتی!