eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
128 دنبال‌کننده
237 عکس
10 ویدیو
8 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۴۲ اصول اولیه #گفت‌وگوی_استاندارد *قسمت دوم: هدفمند بودن گفت‌وگو* در کار ویرایش، دائم با
نکته شماره ۲۴۳ اصول اولیه *قسمت سوم: پرهیز از توضیح‌ دادن مستقیم* وقتی متن نویسنده تازه‌کار را می‌خوانم، گاهی حس می‌کنم شخصیت‌ها دارند به دوربین نگاه می‌کنند و اطلاعات می‌دهند. این گفت‌وگوهای توضیح‌دهنده که فقط برای آگاهی خواننده طراحی شده، سم داستان است. *شخصیت‌ها باید با هم حرف بزنند، نه با خواننده.* وقتی شخصیت جملات را با «همان‌طور که می‌دانی» یا چیزهایی شبیه این شروع شروع می‌کند، من هم بلافاصله دکمه حذف را فشار می‌دهم! نویسندگان حرفه‌ای می‌دانند که زیرمتن از متن اصلی مهم‌تر است. *آدم‌ها در واقعیت، احساسات خود را فریاد نمی‌زنند یا تمام پیشینه خود را در یک گفت‌وگو بیان نمی‌کنند. آن‌ها با کنایه، سکوت یا حرف‌های بی‌ربط احساسات خود را پنهان می‌کنند.* هنر نویسنده این است که اجازه دهد خواننده از لابه‌لای کلمات، وضعیت را کشف کند، نه اینکه آن را مثل دارو به خوردش بدهد. توضیح‌دهی مستقیم، حس کنجکاوی خواننده را می‌کُشد. به جای اینکه بگویید «من خیلی عصبانی هستم»، بگذارید شخصیت با لحن تند یا حرکات جسمی این را نشان دهد. گفت‌وگوی واقعی، پر از ناگفته‌ها است. اگر همه چیز را فاش کنید، دیگر فضایی برای تخیل خواننده باقی نمی‌ماند. بگذارید گفت‌وگو در سایه و روشن حرکت کنند، نه در نور مستقیم و بی‌رحم اطلاعات‌دهی. در «برادران کارامازوف»، شخصیت‌ها درباره فلسفه و دین بحث می‌کنند، اما همیشه ردپایی از رنج و شک شخصی در لابه‌لای کلماتشان هست. در «شرلوک هلمز»، هلمز اطلاعاتش را با توضیحِ بدیهیاتِ خسته‌کننده لو نمی‌دهد، بلکه با استنتاج‌های سریع و گاهی مرموز، ما را به دنبال خود می‌کشاند. در هر دو مورد، زیرمتن قوی‌تر از ظاهر کلمات است.۱ *تمرین:* یک موقعیت بنویسید که در آن دو شخصیت از هم دلخورند، اما نباید کلمات «عصبانی»، «ناراحت» یا «دلخور» را به کار ببرند. آن‌ها باید درباره یک موضوع کاملاً بی‌ربط مثل پختن شام یا تعمیر یک وسیله بحث کنند. سعی کنید از طریق لحن و کنایه‌های نهفته در کلام، تنش میان آن‌ها را به خواننده منتقل کنید. در نظرها بنویسید. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
خواندن زندگی‌نامه نویسندگان، هم‌ترازِ خواندن کتاب‌های آموزش نوشتن است. وقتی در ابتدای راه هستیم، تصور می‌کنیم فقط ما درگیرِ موازنه‌ میانِ «غولِ مشکلاتِ زیستن» و «اعصاب‌خردی‌های نوشتن» هستیم. اما مطالعه پشت‌صحنه زندگیِ نویسنده‌ها، این توهمِ تنهایی را می‌شکند. در می‌یابی که مصائبِ تو، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسیرِ حرفه‌ای شدن است. وقتی زیستِ نویسنده را می‌شناسی، او یک «پوسترِ موفقیت» به یک «انسانِ زنده» تبدیل می‌شود. کنارت می‌نشیند و تو می‌توانی از استقامت‌اش در برابرِ شکست‌ها و جدی‌تر شدنش در موفقیت‌ها درس یاد بگیری. این درس‌ها، صرفاً روش‌های نوشتن نیست؛ درسِ زندگی است. درکِ مسیرِ طی شده، بدونِ صرفِ عمر برای تجربه دوباره خطاها است. کتاب «از نوشتن» استیون کینگ، نمونه‌ای از همین جنس است. استیون کینگ شهرت جهانی دارد و این کتابش هم همینطور. از دلایل معرفی کتاب، یکی همین شهرت نویسنده و کتاب است. ترجمه‌هایش در ایران هم متعدد است. (من ترجمه نشر میلکان را دارم.) کتاب ۹ فصل دارد اما به دو بخش اصلی می‌توان تقسیمش کرد. بخش نخست، روایتِ زیست و شکل‌گیریِ زندگی کینگ از کودکی و نوجوانی و جوانی است؛ بخش دوم، تجربه‌نگاری کینگ از نوشتن. متنِ کینگ، آموزشیِ کلاسیک و طبقه‌بندی‌شده نیست؛ بیشتر به یک جستارِ بلند شبیه است که نویسنده آزادانه پیش می‌برد. با این‌همه، اگر صبوری کنید، لابه‌لای روایت‌های شخصی‌اش، نکاتی کلیدی برایِ نویسندگی خواهید یافت. در نهایت، آنچه از این کتاب برایتان می‌ماند، نه فقط تکنیک، که این ضرب‌المثل ترکی است: «عزای دسته‌جمعی عروسی است!» در «رنجِ نوشتن»، شما تنها نیستید. باقی هم مثل شما عذاب می‌کشند! پس اراده‌تان را قوی کنید. پ.ن: امروز که پس از سال‌ها کتاب را ورق زدم، دست‌خط تقدیمیِ روی صفحه اول کتاب من را برد به روزهای اول کارم در مقام ویراستاری داستان؛ هدیه‌ای ارزشمند از علیرضا ترکمن که یادآور شروع این مسیر پرپیچ‌وخم بود. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir