eitaa logo
بنده امین من
2.9هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
3.5هزار ویدیو
61 فایل
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🔹ان شاالله در این کانال، مفاهیم تربیتی هفت سال دوم، یعنی دوران بندگی را تقدیم خواهیم کرد. 🔹اجرای جدول فعالیتی جهت نهادینه کردن رفتار صحیح در فرزند و ... ✔️کانال اصلی👇 @Javaher_Alhayat
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کیف 🎁🌻🍔💖 لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2064🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
࿐🌸🍃○✨﷽✨○🍃🌸࿐ 📺 (قسمت نهم) لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚 2065🔜
هدایت شده از طبیبِ جان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰و باز هم یک صفراوی همه فن حریف👏 🔹چقدر عالی هست که بچه ها در هفت سال دوم کار کنند و پول دربیارند. مخصوصا اگر فرزند صفراوی باشه و طبعش گرم!!! @Javaher_Alhayat ◢ ࿐❁☘❒◌🌙◌❒☘❁࿐
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوست من سلامتي سربلندي شادی و خوش نامی را برایت از خدا مي طلبم تو هم برايم دعا کن که دلمان هر دو نيازمند اجابت هاي قشنگ خداست " الهی بهترینها نصیبتون بشه " .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📝 "بستنی توت فرنگی" 🍓🍦 به جوی بزرگ آب که می‌رسند، مامان بازویش را محکم می‌گیرد و کمکش می‌کند بپرد آن طرف. 👩‍👦  _آاااخ مامان! افتاد. 🤦‍♂ یک چوب بستنی خالی و لزج مانده توی دستش.☹️ مامان نیشگون سفتی از بازویش میگیرد و چشم غره می رود: "صد بار بهت گفتم بستنی مثل پفک نیست که نگهش داری، زود آب میشه. اینقدر نخوردی، تا افتاد زمین." 😠 ناباورانه به قلنبه‌ی صورتی روی زمین نگاه می‌کند و می‌زند زیر گریه...😪😓 ✅ 《قُل مَتاع الدُّنیا قَلیل》 "بگو کالا و بهره ی دنیا، اندک است." (سوره نساء آیه ۷۷) ✅ دنیا مانند شیرینیِ نبات، زودگذر است. لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2066🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بنده امین من
احکام خوشمزه😋 اوستا مراد رفته مشهد. ما هم دلمون برای امام رضا علیه السلام تنگ شده بود...گفتیم چی ب
سلاااام✋ این آقا پسرا و دختر خانم های گلم 🌹 دیروز و امروز به سؤال احکاممون جواب دادن: ⭕️ فاطیما جودکی جودکی نژاد۱۳ساله: اوستا مراد می‌خواسته نمازش رو بشکونه چون در مسافرت نماز های ۴ رکعتی ۲ رکعتی خونده میشن ⭕️ عطیه سادات خاتمی☘۱۲ ساله☘: اوستا مراد فکر می کرده موقعی که با خودش تبر ببره نمازش شکسته میشه در صورتی که اینجوری نیست. مثلاً👇🏻 نماز صبح شکسته نداره و در مسافرت کامل خونده میشه🌷 نماز ظهر و عصر که هر کدوم ۴ رکعت هستند در مسافرت هر کدوم تبدیل به ۲ رکعت میشند💐🧡 نماز مغرب شکسته نداره 🌼 نماز عشاء در مسافرت باید در ۲ رکعت خوانده بشه 🌹 البته بستگی داره اون مکان چقدر تا محل زندگی 🏘 ما فاصله داره اگر از ۲۲/۵ کلیومتر بیشتر هست نماز شکسته هست و اگر کمتر هست نماز کامل هست🍀 ⭕️ محمد مهیار شهامتی ۹ساله از اردبیل: جواب مسابقه این هست که اوستا با تبر می خواد شیطون رو بشکنه😂😂😂 ⭕️ ضحی سادات موذن ۱۰ ساله از قم: وقتی ما سفر قبل از ۱۰ روز می رویم نماز ما شکسته می شود و باید نماز های ۴ رکعتی رو ۲ رکعت بخوانیم برای همین اوستامراد هم تبر برداشته بود تا نمازظهر یا عصر یا عشاء رو بشکنه. ۵تا دسته گل💐صلوات💐 تقدیمشون کنیم که خدا برای پدر و مادرشون حفظشون کنه که اینقدر خلاقند و احکام نمازشون را خوب بلدند😊 مرحبا بنده‌ی خوب خدا👏👏👏👏 هفته‌ی بعد منتظر سؤال بعدی احکام اوستا مراد باشید😊 🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بنده امین من
احکام خوشمزه😋 اوستا مراد رفته مشهد. ما هم دلمون برای امام رضا علیه السلام تنگ شده بود...گفتیم چی ب
سلام بچه ها جای همتون خالی... مشهد رفتیم عالی... جونم براتون بگه نزدیک اذان بود که توی راه حرم اوستا مراد رو دیدم، اونم با چه وضعی؛ یه دست تبر و یه دست جانماز... پیاده رو خلوت خلوت شده بود🤐. هر کی اوستا رو با این اوضاع میدید سریع فرار میکرد... من که اوستا مراد رو میشناختم، سریع خودم رو بهش رسوندم و بعد از حال و احوال، پرسیدم اوستا مگه نمیخوای بری نماز؟ تبر کجا می بری؟ مگه میخوای هیزم بشکنی؟ اوستا بادی به غبغب انداخت و گفت نه، میخوام نمازم رو بشکونم. من با تعجب پرسیدم😳: جان؟!! اوستا ادامه داد: داشتم به مشهد میومدم حاج آقا گفتند اگر کمتر از ده روز میری مسافرت، باید نمازهات رو بشکونی... منم تبرم رو اوردم که نمازم رو بشکونم. شما بیشتر لز ده روز میخوای مشهد بمونیم که تبر نیوردی؟ بعد از چند لحظه که از هنگی این جواب دراومدم.. گفتم اوستا! نماز شکسته یعنی این که فقط نمازهای چهار رکعتی رو در طول سفر باید دو رکعتی خوند. همین.... نیازی به تبر نیست! الان هم دارن اذان میگن، برو تبرت رو بگذار سر جاش تا مردم از ترس غش نکردن و سریع بیا به نماز جماعت برسی... این بار اوستا مراد هنگ کرد و شروع کرد کله شو خاروندن.. بعد از چند لحظه گفت: ای بابا! بازم که سوتی دادم! لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2067🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
استند اسم لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2069🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۴ تقلب نکنید. برای تقلب کردن هم توجیه درست نکنید... لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2070🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸بسم‌ الله الرحمن الرحیم🍃 .
ســـلام علیکم😊 صبح پنجشنبه زیبـاتون بخیر 🌸 الهی که ضربان قلب تـون 🌸 به لبخند های مکرر تکرار بشه و هرچی توی دلتون آرزو کردید بدون بهانه مال شما بشه🌸 صبحتون پراز لبخند🌸 .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💢سه گربه به سمت صخره‌ی جادو💢 سه گربه شنیدند که صخره ای به نام صخره ی جادو وجود دارد که هر کسی به آن جا رفته توانسته چیزهایی را ببیند که کسی تا به حال ندیده است گربه سوم گفت:به آنجا برویم و از گلهای درخت جادویی کهن بیاوریم و آنها را بخوریم شاید عوضش هیچ وقت گرسنه نشویم گربه دوم گفت:شاید آنجا وسایل بازی جادویی باشد توپ های کاموایی ای که هیچوقت گم نمی‌شوند... گربه اول گفت: شاید آن جا ماهی ها خودشان دوس داشته باشند ما آن ها را بخوریم و دست به شکمش کشید اما این سه گربه اصلا نمی‌دانستند که ان جا چه خبر است فقط چیزهایی که دوست داشتند را می‌گفتند و میخندیدند گربه ی لاغری که از چند لحظه پیش آمده بود و کنارشان بازی میکرد وقتی که حرف هایشان را شنید گفت: _ ممکن است آن جا چیزهای خطرناکی باشد گربه ی دوم نگاه بدی از سر تا پای گربه ی لاغر انداخت و گفت: _ ترسو ها نظر ندهند بهتر است گربه ی لاغر خیلی ناراحت شد و دلش شکست وحتی نتوانست بازی کند و تصمیم گرفت از کنار آنها برود *** گربه ها راه افتادند و رفتند و رفتند و رفتند؛ تا به صخره جادو رسیدند. دیواری بلند که طول و عرضش هزار متر بود را دیدند. بالای دیوار گربه ای ایستاده بود. در دستش هم چوبی جادویی بود . سه گربه گفتند: تو کی هستی ! گربه جادویی گفت: گربه شاه هستم شاه این شهر من هستم. گربه ی اولی گفت: اجازه می‌دهید ما به این شهر بیاییم؟ گربه شاه اجازه داد اما گفت: _ هرکسی کسی را اذیت کرده نیاید هر سه گربه به هم نگاه کردند و خندیدند و به داخل رفتند انها از در گذشتند و وارد شهر شدند اما ناگهان متوجه شدند گربه ی دومی شکلش عوض شده است او حالا تبدیل به یک مگس شده بود که بال هم نداشت تازه حرف هم نمی‌توانست بزند برای همین زیر پا افتاده بود و هیچ کاری از دستش برنمی‌امد گربه ی اول او را سوار پشتش کرد و به گربه ی سوم گفت بیا برگردیم من می‌خواهم حال او خوب شود گربه ی سوم قبول کرد ولی دروازه ی شهر بسته بود گربه شاه با خشم.نگاهی به گربه ها کردو گفت: _ باید قبل از رفتن عذرخواهی کنید، دوست شما به من.دروغ گفت ، من گفته بودم هرکسی دیگران را اذیت کرده نیاید دو تا گربه با التماس عدرخواهی کردند گربه شاه قبول نکرد و گفت: _ باید کسی که ناراحت کردید رو خوشحال کنید ان دو گربه کمی فکر کردند و گفتند: _ ما که نمیتوانیم بیرون برویم گربه شاه چوبش را به زمین زد و گربه ای که مگس شده بود را دوباره تبدیل به گربه کرد گربه با خوشحالی می‌خندید و قول می‌داد که کارش را جبران کند گربه شاه با لبخند نگاهش کردو گفت: _ وقتی که ازین شهر بیرون بروی و باز هم کسی را مسخره کنی تبدیل به مگس نمی‌شوی اما قلبت مثل همین مگس زشت و بدبو می‌شود پس مراقب قلبت باش گربه ها سرشان را پایین انداختند و از گربه شاه تشکر کردند و خارج شدند. نویسنده: محمد‌مهیار شهامتی ۹ساله از اردبیل همراه با ویرایش نویسنده‌ی عزیزِ کانال، خانم سامعی❤️🌺 لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2071🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا