از زلفت که دنیا را مبهوت خودش کرده متشکرم
همان سارق تمام نخلستانها
متشکرم به خاطر تمام دقایقی که چشمانت در این زمانهی خسیس به من بخشید
متشکرم بهخاطر ساعتهای دیوانگی و ماجراجویی و چیدن غیرممکنها
متشکرم به خاطر تمام سالهای عشق: پاییز و زمستاش، ابری و صافش و تمام نوسانات آسمانش
متشکرم به خاطر دوران گریه و شب بیداری طولانی
متشکرم به خاطر غم زیبا
متشکرم به خاطر غم زیبا
#نزار_قبانی
کافه نادری.
در خلوت شبهای بیماه، وقتی هیچکس نمیبیند، من با خودم حرف میزنم؛ از همه چیز و هیچ چیز. مینویسم ت
کاش میتوانستم بگویم چه بار سنگینیست،
این انتظارِ بیپایان،
ولی کلمات،
تنها صدای خستهی مناند
که به هیچکس نمیرسد.
──
| نامههایی به هیچکس
کافه نادری.
کاش میتوانستم بگویم چه بار سنگینیست، این انتظارِ بیپایان، ولی کلمات، تنها صدای خستهی مناند که ب
گاهی دلم میخواهد از روزهایی بگویم که رفتند،
از لبخندهایی که دیگر نمیشنوم،
و از دستهایی که دیگر نمیتوانم بگیرم.
اما هیچکس نیست که بشنود،
جز این سکوت سرد که همدم همیشگی من شده است.
پس مینویسم،
برای هیچکس،
شاید همین نوشتن به تنهایی، تسکین باشد.
──
| نامههایی به هیچکس