eitaa logo
در خط آتش
1.2هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
3.5هزار ویدیو
1 فایل
🌺 بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 ⚜️کانال » در خط آتش 💛 فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ💛 خبر وتحلیل کم ولی خاص . سیاسی ونظامی . داخلی وخارجی . جبهه مقاومت. 🌹 ادمین: @Pirekharabat313 تبلیغات: @Amirshah315 لینک کانال @DAR_KHATE_ATASH
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♨️وزارت امور خارجه لبنان، اظهارات ایران را که با حزب‌الله همدردی کرده بود محکوم کرده و تأکید می‌کند: لبنان اجازه نخواهد داد هیچ طرف خارجی، چه دوست و چه دشمن، به نمایندگی از مردمش صحبت کند یا ادعای حق سرپرستی بر تصمیمات حاکمیتی آن را داشته باشد. ✍🏻البته این سخنان شامل تام باراک ، ترامپ و نتانیاهو نمی‌شود😁   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
♨️ روسیه طرح‌ رژیم صهیونیستی برای اشغال کامل غزه را محکوم کرد 🔹وزارت امور خارجه روسیه با صدور بیانیه‌ای طرح‌ رژیم صهیونیستی برای اشغال کامل نوار غزه را محکوم کرد.   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر لبنانی تاکنون باقی مانده به برکت سلاح مقاومت بوده... 🗣محمدعلی جابری🇮🇷   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴منابع لبنان گزارش میدهند : ارتش لبنان در حال مسدود کردن ورودی های حومه جنوبی بیروت می‌باشد. ❗️ارتش ورودی‌های ضاحیه از سمت الحدت را با سیم‌های خاردار بست. ❗️به طور ناگهانی در شهر صیدا، موانع متعلق به ارتش لبنان در ورودی اردوگاه‌ها و ورودی شهرک عین الدلب بسته شدند. 🇮🇷اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج بِحَقِ زینَبِ الکُبری🇮🇷 ➖➖➖➖➖➖➖➖   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در خط آتش
#داستان_واقعی #اوج_دلدادگی #قسمت_نهم🎬: قنبر با تعجبی زیاد گفت: پیکر پیامبرشان را بر زمین رها کردن
🎬: قنبر آه کوتاهی کشید و گفت: آیا این کار را کردند؟! یعنی علی با آنها بیعت نمود؟! نه...نه....علی که نباید با آنها بیعت کند...آخر او خود امیرمومنان بود...چه کردند سلمان؟! سلمان سری تکان داد و گفت: علی جانشین بلافصل پیامبر بود، حق او را غصب کرده بودند و یارانی هم برای احقاق حق خود نیافته بود، پس خانه نشینی را برگزید و در این زمان همین خلیفه ی خود خوانده دوم، اینقدر در گوش خلیفه ی اول خواند و خواند تا او را راضی کرد عده ای را به درب خانه ی علی بفرستند و علی را به مسجد بیاورند. عده ای مأمور شدند تا علی را به مسجد بیاورند، اما علی راضی نشد، چرا که همه میدانستند این جایگاه حق اوست و از طرف خدا به او داده شده است نه شورای مشتی انسان دنیا پرست و ظاهر بین او را منصوب کرده باشند پس بار دیگر گروهی به درب خانه ی امیر مومنان رفتند و اینبار به سرکردگی غلام خلیفه ی دوم، قنفذ نامی که اینک در حکومت این خلیفه داری مقام و منصبی شده است،گویا قنفذ مزد خوش خدمتی اش را از عمر بن خطاب گرفت، آنها به همراه این مرد سنگدل به در خانه ی مولایمان رفتند، قنفذ که اخلاقش رنگ و بویی از اخلاق صاحبش را داشت و به شدت تندخو بود، مامور شده بود که به هر طریق شده علی را به مسجد بیاورد. قنفذ درب خانه را زد و همسر امیرمومنان، تنها فرزند رسول الله، همان که سرور زنان اهل بهشت است، همانکه نوری از پنج نور مقدس است و مردم بعد از پیامبر، عطر تن نبی خدا را از فاطمه طلب می کردند، پشت درب آمد، فاطمه به دفاع از علی برخواسته بود گویا می خواست بفهماند که این خانه تازه عزیز از دست داده و اگر حرمت مرد خانه را ندارند، حرمت دختر نبی را به جا آورند، حرمت آن رسولی را که تازه به ملکوت عروج کرده بود را نگه دارند...اما این جماعت دنیا پرست نمی دانند حرمت چیست، هنوز چند صباحی از عروج نبی نگذشته بود که حق ذوی القربی را خوب به جا آوردند، قنفذ با باری هیزم و شعله های آتش که بر در خانه انداخت برای عرض تسلیت آمده بود و به همین قناعت نکرد و وقتی شعله های آتش بر جان درب خانه افتاد با لگدی محکم درب را شکست و بانوی خانه که پشت درب بود، بین دیوار و در..... سلمان به اینجای حرفش که رسید، بغض فرو خورده اش شکست و مانند کودکی مادر مرده شروع به گریستن کرد. قنبر که حالش دست کمی از سلمان نداشت، خود را نزدیک او کشید و شانه های سلمان را که از گریه می لرزید در آغوش گرفت و گفت: خدای من! اینان با یادگار پیامبرشان چه کردند؟! آیا...آیا آسیبی به بانوی خانه رسید؟! بگو چه شد که دلم از درد در حال ترکیدن است....کاش بودم...کاش آنزمان اینجا بودم و من هم لگدی حواله ی قنفذ می کردم تا بفهمد با یک زن باردار داغدیده که تازه پدر از دست داده نباید چنین برخورد کرد. سلمان گریه اش شدیدتر شده بود، انگار توان سخن گفتن از او گرفته شده بود، خود را از آغوش قنبر بیرون کشید، دست به دیوار گرفت و با قدم های لرزان پیش رفت و زیر لب زمزمه می کرد: خودم دیدم که زهرا با قدی کمان دست به دیوار، این راه را می‌پیمود...خودم دیدم که چادرش خاکی بود....خودم دیدم که کودکانش چون جوجه هایی بی پناه به دنبال مادر روان بودند و از گریه ی او می گرییدند. قنبر که با نگاهش سلمان را تعقیب می کرد، در یک حرکت خود را به او رساند و گفت: کجا میروی؟! برایم بگو چه شد و چه بر سر آن بانو آمد... سلمان همانطور که بر سر میزد جلو می رفت و قنبر هم به دنبالش تا اینکه... ادامه دارد... 🖊 : طاهره_سادات_حسینی 🌺🍂🌺🍂🌺🍂🌺   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افکار غرب زده ها اینگونه است خاطره شنیدنی رحیم پور ازغدی از ژاپن   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ ترسناک‌ترین هوش مصنوعی جهان به بازار می‌آید. آیا مراقبتی وجود خواهد داشت؟   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 چهارپایه‌نشین کاخ سفید؛ رفتار درست با قوم و خویش پزشکیان در کاخ سفید 🔹در جریان دیدار دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و الهام علی‌اف، ترامپ او را روی یک چهارپایه کنار دست خود نشاند.   @DAR_KHATE_ATASH @BACHE_HEZBOLLAHi