4_5920123585833207240.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🌱 یاری حجت خدا
🎤استاد علی صفائی حائری(عین-صاد)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 محتاج شفاعت شمایم
✍دو روز پیش، در اوج خستگی و ... در عالم خواب، دچار مشکلی سخت بودم و دنبال راه چارهای. درمانده بودم و مضطر. مانده بودم چه کنم. دنبال کسی میگشتم تا یاریام کند ...
ناگهان در آن میان، چشمم افتاد به کسی که وقتی بود، عاشق روی ماهش بودم و با دیدنش آرامشی عجیب مییافتم ...
#حسن_نوروزی فهیم
که زمستان ۱۳۶۴ در #عملیات #والفجر ۸، در #گردان_شهادت در #فاو با او آشنا شدم و شیفتهاش.
آخرین بار او را در تهران دیدم، روبوسی کردیم و عکس گرفتم با او ...
و ...
رفت تا در عملیات #کربلا ی یک در آزادسازی شهر #مهران به خدا پیوست.
در عالم خواب هم که دیدمش، از شادی در پوست خود نمیگنجیدم. چشمانم که به جمالش روشن شد، نمیدانستم از خوشی چه کنم.
او را که میدانستم شهید شده، سخت در آغوش گرفتم و بوسیدمش.
وقتی احوال زارم را دید، لبخند قشنگی بر لب زد، دو نفر دیگر را که همراهش بودند نشانم داد.
می دانستم از دوستانم هستند که سالها پیش شهید شدهاند ولی متاسفانه نامشان در یادم نماند.
جالب بود که نه شهید #مصطفی_کاظم_زاده بود و نه #سعید_طوقانی یا ...
حسن با همان لبخند دلربا و شیرین، آن دو نفر را جلو آورد و رو به من گفت:
- ما آمدهایم که تو را ضمانت کنیم ...
باتعجب گفتم: چی؟!
که همچنان خندید و گفت:
- ما سه نفر آمده ایم که تو را شفاعت کنیم ... از تو حمایت کنیم ...
و اشک بود که از چشمانم جاری شد.
چه خواب شیرین و قشنگی.
خدا کند شهدا، نبینند و ندانند احوال این روزهایم را، تا رویشان شود شفاعتم کنند!
«حمید داودآبادی»
دفاع مقدس
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ #هفته_دفاع_مقدس ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ
#هفته_دفاع_مقدس
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩
۴۵ سال پیش در چنین ایامی، دیکتاتور بغداد صدام حسین، با حمایت ابرقدرتهای شرق و غرب و کشورهای عربی و صهیونیستی، به خاک ایران تجاوز کردند.
۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق که پیش از آن حملات متعددی به مرزهای قانونی ایران انجام داده بود، مستقیما دست به حمله زد و وارد خاک ایران شد.
ملت ایران بخصوص مرزنشینان کرد و عرب و ترک و لر، دلاورانه و غیرتمندانه، با دست خالی، مقابل تانکها و سلاح و تجهیزات بعثیان مقاومت کردند و آرزوی الحاق وجبی از خاک ایران را بر دل صدام و اربابانش گذاشتند.
این روزها، این نوشته در تبلیغات شهری و رسانه ای زیاد به چشم می خورد:
سالروز ایام هفته دفاع مقدس، مبارک باد !
واقعا، چه کسی سالگرد تجاوز به کشور خود را تبریک می گوید؟!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
✍ اثر: محمدامین پوررکنی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
💢 انتشار به مناسبت ایام گرامیداشت #دفاع_مقدس
👇👇👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ✍ اثر: محمدامین پوررکنی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💢 انت
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۱
🔸 فرایند یادگیری صدام
در خلال جنگ
صدام فرد زیرکی بود ولی فرماندهان معتقدند شخصیت کاملاً متناقضی داشت و هر چه آموخته بود حاصل تلاشهای شخصی اش بود،
همان گونه که ژنرال حمدانی اشاره کرده صدام از نظر روحیات درونیاش همانند عربهای بادیه نشین بود. او شخصیت گیرایی داشت که اعضای گروه یا جلسهای را که در آن شرکت داشت تحت تأثیر قرار می داد.
ژنرال حمدانی ادامه می دهد: وقتی به کسی نگاه میکرد، کاملاً بر او متمرکز می گردید و چنان به چشمانش خیره میشد که گویی میخواست طرف مقابل را با نگاهش مهار کند...
صدام ویژگیهای شخصیتی متعدد داشت. گاهی کاملاً زیرک و گاهی همانند کشاورز بیسواد و ساده لوحی بود. لحظهای بسیار مهربان بود و لحظهای دیگر رفتاری به شدت خصمانه و بیرحمانه از خود نشان میداد که از شیطان هم بدتر بود. گاهی بسیار بخشنده و گاهی بسیار خسیس بود. گرچه حوصله خوبی برای گوش دادن داشت، اجازه نمی داد هرکس هرچه دلش میخواهد بگوید و هر وقت اراده میکرد دیگر گوش نمی داد. بسیار جسور بود و پس از گرفتن نظرات دیگران، خود طرح نویی ارائه میکرد. گر چه در سطح سیاسی بازیگر تاکتیکی ممتازی بود، در سطح راهبردی ۹۹ درصد نظراتش نادرست می نمود.
صدام در هنگام عصبانیت کاملاً غیر قابل پیشبینی بود. ژنرال مگی معتقد است وقتی کسی موضوعی را به شیوهیی منطقی مطرح میکرد به سخنانش گوش میکرد، ولی کسی که در حضور او حرف میزد باید [در پاسخ هایش] مراقب می بود. صدام در ابتدا نظامیان حرفه ای واقعی - حتی اگر از مهم ترین شخصیت های نظامی هم بودند را - هیچگاه مورد التفات قرار نمی داد. اما در طول جنگ به طور فزایندهیی فهمید که به آنها نیاز دارد و در بسیاری از مواقع به توصیه های آنها توجه می.کرد.
در آغاز جنگ، صدام به شدت تحت تأثیر ایدئولوژی حزب بعث بود و به همین خاطر معتقد بود هر یک از رهبران حزب بعث همزمان میتواند فرمانده نظامی با کفایتی نیز باشد.
بنابراین، در انتخاب فرماندهان ارشد هم به شخصیت آنها توجه میکرد و هم موقعیت آنها در حزب بعث برایش مهم بود. البته با تداوم جنگ و سخت تر شدن وضعیت عملیاتی در جبهه ها، صدام هر چه بیشتر به نظامیان حرفه ای متکی شد، ولی این تغییر نگرش صدام، در فرایندی طولانی و مرحله ای و به قیمت جان بسیاری از سربازانش حاصل شد.
صدام در تابستان [۱۹۸۱م (۱۳۶۰ش)] خیلی زودتر از مشاوران نظامی اش فهمید که اوضاع در جبهه ها رو به وخامت است. هنگامی که افسران ستادی یا فرماندهان خطوط مقدم موفق می شدند گزارشهایی منطقی از آنچه در سلسله مراتب فرماندهی در جریان بود به صدام ارائه کنند مهرههای نظامی اطراف او عصبانی میشدند!
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۲
🔸 ایران و اسرای عراقی
ارتش در دوره دفاع مقدس به دلیل افزایش تعداد اسرای عراقی مبادرت به سازماندهی و تشکیل اردوگاه ها در نقاط مختلف کشور کرد که بیشتر آنان در نقاط خوش آب و هوا و مراکز استان ها قرار داشتند. اسرای عراقی نخست در یگانهای خط مقدم که اسیر شده بودند، بازجویی میشدند. در آنجا اخبار و اطلاعاتی که دارای قابلیت استفاده فوری برای یگان های درگیر بود از آنها اخذ می شد و سپس به واحدهای بعدی که لشکر یا قرارگاه های ارتش بود، منتقل میشدند تا در آن جا مورد بازجویی مجدد و تکمیلی قرار گیرند. بعد از بازجویی نهایی به شهرها و استانهای مرکزی اعزام میشدند تا از آنان نگهداری شود. مسئولیت نگهداری و اداره این اسیران به یگان دژبان ارتش واگذار شده بود و نخست اردوگاههای حشمتیه و پرندک صرفاً برای نگهداری اسیران در نظر گرفته شد، اما بعد به دلیل افزایش تعداد اسرای عراقی مکانهای دیگری نیز برای نگهداری آنها در نظر گرفته شد. بنابراین از [۱۳۵۹] خورشیدی عملاً تمام مسئولیتهای اسکان، نگهداری و پشتیبانی اسرای جنگی بر عهده ارتش بود و این روند به مدت ۲۴ سال و تا آزادی کامل اسرا در پایان [۱۳۸۲ خورشیدی ادامه داشت.
🔸 سرنوشت اسرای عراقی
از سوم فروردین [۱۳۵۹] خورشیدی تا روزی که آتش بس میان خطوط درگیری ایران و عراق در مرداد [۱۳۶۷] حاکم شد ایرانیان توانسته بودند ۷۲۱۱۳ تن از نیروهای مسلح ارتش بعث عراق، اعم از زمینی، هوایی و دریایی را همراه ۲۴۷ تن مزدور غیر عراقی به اسارت درآورند.
بیشتر اسرای عراقی در طول سالهای [۱۳۶۰ و ۱۳۶۱] که سلسله عملیات کربلا به اجرا درآمد، اسیر شدند. در میان اسرا از سرباز وظیفه و نیروهای جیش الشعبی نیروهای مردمی تا سرتیپ و حتی سرلشکر دیده میشد. از نظر قومیتی کردهای عراقی از کمترین تعداد اسرا در مجموع اسیران موجود برخوردار بودند. همچنین در مقاطع مختلفی که اقدام به تبادل اسرا می شد، تعدادی از آنها به ایران پناهنده شدند که آمار دقیق آنان در طول این مدت برابر ۱۰۶۳۴ تن بود.
بنابراین میتوان گفت حدود ۱۴ درصد از همه اسیران عراقی تحت تأثیر شرایطی که برای آنان در اردوگاههای ایران فراهم شده بود، از بازگشت به کشور خود منصرف شدند. بیشتر این عده از پناهندگان عراقی را نیروهای تواب و احرار مجلس اعلای انقلاب اسلامی تشکیل میدادند که در مقابله با ارتش رژیم بعث حضوری فعال داشتند به طوری که تعداد ۳۳۸ تن مفقود الاثر، ۳۹ تن شهید ۴۹ تن مفقود الجسد و هشت تن فوت کردند.
همچنین تا آزادی آخرین اسرای عراقی حاضر در ایران، تعداد ۱۰۱۷۳ تن از آنها به دلایل مختلفی همچون باقی ماندن عارضههای ناشی از مجروحیت و کهولت سن فوت کردند که پیکر تمامی آنها به عراق بازگردانده شد.👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۳
🔸 اقدامات و خدمات ارتش
برای رفاه اسرای عراقی
یکی از نقاط قوت ایران در هشت سال جنگ تحمیلی که تاکنون اندیشمندان و تاریخ نویسان کمتر به آن پرداخته اند نحوه برخورد ایرانیها با اسرای عراقی بوده است که از جمله این گروه ها که ارتباط بیشتری با اسرا داشتند ارتش بود که آنها را در ۲۳ پادگان مستقر در شهرهای تهران مشهد قوچان، بندرانزلی، رینه، بجنورد، گرگان، سمنان، میانه، تربت جام ساری، منجیل، کرج، اراک و برای مدت کوتاهی در ابتدای جنگ در اهواز نگهداری میکرد.
از مهم ترین اقداماتی که ارتش در ارتباط با این اسرا انجام داد می توان به برقراری و ایجاد اردوگاه های نگهداری اسرا، تأمین افراد نگه دارنده اسرا از بهترین کارکنان ارتش، پیشبینی و برآورد بودجه سالیانه اسرای جنگی، برآورد حقوق ماهیانه دریافت و پرداخت آن به اسرا به طور مرتب و به موقع، اعزام اسرای داوطلب به نماز جمعه و زیارت شهرهای مقدس و قم و همکاری با کمیته کار به منظور تشکیل کارگاهها و بوفه اسرا، همکاری با کمیته فرهنگی در جهت تقویت و گسترش امور فرهنگی، پذیرش و پذیرایی نمایندگان صلیب سرخ و سازمان ملل در اردوگاه ها به منظور بازدید و ثبت نام اسرا، جداسازی و نگهداری اسرای نوجوان و همکاری در جهت تربیت و ارشاد آنان، انجام دادن ملاقات های انفرادی و جمعی میان اسرا و خانواده های آنان طبق برنامه تنظیمی از طرف کمیسیون اداره اسرای جنگی و... اشاره کرد.
همچنین به مسائل روحی و جسمی اسرا در زندان توجه ویژهیی می شد و کمیته هایی برای این منظور در کمیسیون اداره اسرای جنگی تشکیل شد که عبارت بودند از کمیته، فرهنگی، کمیته بهداشت و درمان، کمیته کار، کمیته تشخیص و تفکیک و کمیته روابط عمومی و تبلیغات.
برای نمونه میتوان از جمله اقدامات کمیته فرهنگی به ۲۰۰۰۰ تن اسیران بیسوادی اشاره کرد که در نهضت سواد آموزی اردوگاه ها با سواد شدند. همچنین ۱۳۴۰۰۰ جلد کتاب میان آنها توزیع شد. جمع آوری خاطرات، سرودها و دیگر مکتوبات برجای مانده از اسرا ۱۰۰۰۰ نسخه و... نیز در این زمینه قرار دارد کمیته کار اردوگاهها هم اقداماتی انجام داد که در نتیجه توانستند با استفاده از نیروی اسرای عراقی یک هزار کتابخانه سیار ایجاد کنند. بیش از هشت هزار میز و نیمکت و صندلی ساختند و در این اردوگاه ها آثار زیادی از جمله لباس برای خود اسرا، لباس اتاق عمل سربازی و مبل و صندلی تولید شد.
کمیته بهداشت و درمان، خدمات بسیاری برای این اسرا انجام داد از جمله تعداد ۴۷۲۵ عینک طبی به آنها تحویل داده شد. حدود ۸۵۹۰ دست دندان مصنوعی برای اسرا ساخته و ۱۱۵۱۴ عمل جراحی مانند، جراحی چشم صورت گرفت و در مجموع ۳۷۱۸۰ تن از اسرا به منظور معالجه به بیمارستانهای مختلف ارتش اعزام شدند. بنابراین می توان گفت نوع برخورد ایرانیان با اسرای عراقی در طول ۲۴ سال به گونه یی بود که حدود ۱۴ درصد از مجموعه اسرا، حاضر به بازگشت به کشور خود نشده و در ایران ماندند.
علاوه بر پناهندگان گروهی در میان عراقی ها بودند که به رزمندگان اسلام پیوستند و به عنوان احرار بعد از مدتی از کمپ اسرا بیرون آمدند و به زندگی در شهرهای ایران ادامه دادند که از جمله این افراد میتوان به سمیر ابواحمد الغامدی راننده نفر بر سنگین گردان ۱۸۱ از یگان دوم سپاه چهارم بازسازی شده ارتش، علی الصمدانی افسر توپخانه در غرب و
شاهین محمد الممدی اشاره کرد.
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴
🔸 پژوهشهای مربوط به اسرای عراقی
مطالعه و بررسی پیرامون اسرای عراقی یکی از موضوعات مهم در حوزه دفاع مقدس است که مغفول مانده و با وجود مطالب زیاد، کمتر به آن توجه شده است و در کل کتابهای پیرامون اسرای عراقی تعداد محدودی هستند که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
دسته اول که حدود ۳۰ کتاب از آن منتشر شده خاطراتی ست که مرتضی سرهنگی نوشته و بیشتر در حوزه هنری منتشر شدهاند ،
و دسته دوم را کتابهایی تشکیل میدهند که جنبه پژوهشی دارند.
تعداد این کتابها کمتر از ۱۰ عدد است که در زیر به معرفی بعضی از این آثار می پردازیم. "اسرای عراقی" یا "میهمان" به قلم محمد حسن حبیبیان و شاداب عسگری از طرف سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. در این کتاب به بررسی نحوه نگهداری و برخورد با اسرای عراقی در ایران در طول ۲۴ سال پرداخته
شده است.
همچنین این کتاب به بررسی زمینه های آغاز جنگ از طرف عراق می پردازد و بعد به تحلیل و مقایسه میان نگهداری از اسیران از طرف عراقی ها و ایرانیان توجه دارد. در این کتاب از اسناد مهم و سخنرانیها و نشریات استفاده شده است.
🔸 تنبیه و جریمه اسرای بعثی
در ایران چه بود
مسعود که اسیر شد پایش تیر خورده بود و جراحتهای عمیقی روی شکم داشت. روزهای آخر کوچش، زخمی چرکی سر باز کرده و تبش شدیدتر شده بود. به همین دلیل عطش داشت اما مداوا و رسیدگی به حال مجروح را کجای مرام نامه بعثی ها نوشته بودند؟
مسعود چشمانش را بسته بود و دست سالار شهیدان را روی پیشانی عرق کرده اش حس میکرد. سرش را به طرف نگهبان چرخاند و کلمات آهسته از زیر لبهای خشک و ترک خورده اش بیرون خزید:
«ماء».
نگهبان به خواسته زندانی اش تنها خندید و مقابل او یک شیشه آب را سرکشید.
مسعود و لب های تشنه اش این سو و بعثی قسیالقلبی آن سو، چکمه اش را روی زخم میگذاشت و فشار می داد! مسعود ناله میکرد، و او با فشار بیشتر چکمه ها، نعره های خوشحالی اش را حواله آسمان میکرد! این فقط قسمتی از خاطره یکی از رزمندگان ایرانی اسیر در دست بعثی هاست که از زبان آزادگان بازگشته به وطن بازگو شده است. ولی دفترها می خواهد کتابت ظلم ها و جنایات آن روزها. اما روی دیگر سکه چیست؟ روزهای اسارت بر اسرای عراقی در ایران چه طور میگذشت؟
به سراغ کسی میرویم که میتواند این حلقه مفقوده و واقعیت پنهانی را که کمتر از آن صحبت شده است بازگو کند. روی اوّل سکه برای اکثر ما روشن است و خوب میدانیم که بعثی ها با اسرای ما چه کردند، اما اینکه اسرای عراقی چه وضعیتی در ایران داشتند برای خیلی ها جای سؤال است. اینجا خبری از آن جنایات و شکنجه ها نبود. حتی برخی از اسرایی که در ایران بودند با مشاهده رفتارهای ما توبه کردند و حاضر شدند در جبهه جنگ علیه صدام بجنگند. خیلی ها هم دوست داشتند برای همیشه در ایران بمانند. بیشتر اسرا شیعه بودند و در اردوگاه ها متوجه واقعیت اسلام و محبت مردم ایران شدند، زیرا پیش از این به ما می گفتند مجوس و به دلیل تبلیغات غلط صدام فکر میکردند ایرانی ها آتش پرستند!
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۵
🔸 تکریم مهمان
سؤال بزرگی شکل میگیرد و آن اینکه چرا باید با دشمنان خودمان و کسانی که قاتل فرزندانمان بودند این طور رفتار میکردیم؟
آموزه های اسلام به ما میگوید با اسیر مدارا کنیم، این روش و منش اسلامی و همچنین خصلت فتوت ما ایرانی هاست که باعث می شود به دیگران محبت کنیم. دلیل دیگر این فرمایش حضرت امام این بود که به اینها نگویید اسیر، اینها مهمانان جمهوری اسلامی ایران هستند. اگر اسرا اذیت میکردند یا اطلاعات خاصی از آنها می خواستند و جواب نمی دادند، در این مواقع فقط تنبیه های معمولی و محرومیتهایی برای آنها در نظر می گرفتیم و باز هم شکنجه یی در کار نبود؛ مثلاً مدت زمان هواخوری شان را کم می کردند، برایشان پست نگهبانی میگذاشتند یا تعداد دفعاتی را که باید اردوگاه را نظافت میکردند بیشتر می شد.
🔸 اسرا را به زیارت حرم امام رضا میبردند همان وقتها روزانه گاه پیکر مطهر ۳۰ شهید در مشهد تشییع میشد و مردم عصبانی بودند و گاهی به شدت گلایه میکردند که چرا اینها را به زیارت میبرند... مردم هم حق داشتند و تاب دیدن این عراقی های بعثی را نداشتند، اما همین رفتارها سبب شد که بعدها آنها سفیر و پیام رسان اخلاق مداری ما و صلح و دوستی باشند.
درست ، که در جبهه های جنگ آنها را میزدیم و با اقتدار نبرد میکردیم، ولی به محض اینکه دستهایشان را به نشانه تسلیم بالا می آوردند، انسانیت و آموزه های دینی حکم می کرد رفتارمان تغییر کند. ما نظامی بودیم و تابع دستورات عمل میکردیم. این طور نبود که احساسات بتواند بر ما غلبه کند.
🔸 سه خاطره شیرین
کاری که برخلاف همه اردوگاههای نگهداری اسرا انجام میدادند، فراهم کردن زمینه دیدار خانواده اسیران با آنها بود. یکی از اسرا که ایزدی بود شیعه شده بود و هنگام دیدار با مادرش به جای در آغوش کشیدن او، قبل از هر چیز گفت مادر از من دور بایست من شیعه شده ام و تو باید این را بدانی این اتفاق عجیبی بود. اینکه اعتقادات را به احساسات ترجیح دهی واقعاً منقلب کننده است!
🔸 مسابقه پینگ پنگ با اسیر عراقی
یکی از محافظین، بازی پینگ پنگ را خوب بلد بود و بین عراقی ها یکی بود که ادعا میکرد همه را میبرد. قرار شد با او مسابقه بدهند. او گفت اگر من ببازم می روم زیر آفتاب داغ، روی بتن های سنگی دو ساعت بدون لباس میخوابم.
مسابقه شروع شد. از این طرف حسّ ایرانی بودن گل کرده بود و از آن طرف عراقیها تعصب نژادی شان. بالآخره برنده شدیم و او لحظه یی که باخت به سرعت لباسش را درآورد و رفت زیر آفتاب داغ دراز کشید؛ هر چه گفتم بلند شو! میگفت: «لالا ... انت الفائزا» یعنی: «نه نه... تو برنده ای!»
🔸 یادگاری عراقی ها
وسایل و یادگاری های زیادی را نشان میدهد که بر درستی حرف هایش صحه می گذارد. روی پارچه هایی که اسرا برایش گلدوزی کرده اند بیشتر کلمات محبت آمیز دیده می شود. یکی نوشته «اتحدوا» و دیگری نگهبانش را برادر و شفیق خودش خوانده، نوشته یکی از آنها را با همان لهجه عربی میخواند انگار که این کار را بارها و بارها تکرار کرده و مرور یادگاری ها جزئی از زندگی اش شده است.
ادامه دارد
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #ملکه_و_جنگ
(شراکت و حمایت پهلوی ها از رژیم بعث عراق برای آغاز جنگ تحمیلی)
🔹 قسمت اول:
در فکر صدام چه میگذشت؟!
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴انتشار بمناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس
👇👇👇