eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌴 خدایا! اعتراف می‌کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته باید 2شب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم . ✍️یادداشتی از شهید سید مجتبی علمدار به تاریخ 16 شهریور 1369
دفاع مقدس
🌴 خدایا! اعتراف می‌کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته
🌈 اخلاص سید بود که جواب داد 🌷رفتم هیئت تا بلکه.... مجلس خیلی با حال و با صفایی بود. اما آنچه می‌خواستم نشد! بعد از مراسم رفتم جلو و مداح هیئت را پیدا کردم. می‌گفتند نامش سید مجتبی علمدار است. گفتم:آقا سید من یه سئوال دارم. جلوتر آمد. گفتم: من هر هیئتی که می‌روم، وقتی روضه می‌خوانند و مداحی می‌کنند، اصلاً گریه ام نمی‌گیرد. چه کار کنم؟ 🌷سید نگاهی به من کرد و گفت: در این مراسم هم که من خواندم باز گریه ات نگرفت؟ گفتم: نه! اصلاً گریه ام نگرفت. رفت توی فکر. بعد با لحن خاصی گفت: «می‌دونی چیه!؟ من گناهانم زیاده. من آلوده‌ام. برای همین وقتی می‌خوانم اشک شما جاری نمی‌شود. سید این حرف را خیلی جدی گفت و رفت 🌷من تعجب کردم. تا آن لحظه با هر یک از بزرگان که صحبت کرده بودم و همین سئوال را از آن‌ها پرسیدم، به من می‌گفتند: «شما گناهانت زیاد است. شما آلوده‌ای برو از گناهان توبه کن. آن وقت گریه ات می‌گیرد!.» البته من می‌دانستم مشکل از خودم است، اما شک نداشتم که این کلام آقا سید، اخلاص و درون پاک او را می‌رساند.
👇👇 🔴 بیا با هم گناه کنیم !! ✍ خیلی دوست داری شهید بشی؟ خیلی علاقه داری به شهدا بپیوندی؟ خیلی مشتاقی مثل شهدا زندگی کنی؟ خیلی منتظری با شهادت از دنیا بری؟ خب کاری نداره که چرا این قدر خودت رو عذاب میدی؟ می خوای سه سوته مثل شهدا بشی؟ فقط یک شرط داره اونم اینه که هیچی نگی فقط گوش کنی فکر کنی و عمل کنی. وگرنه اصلا از این جا به بعد رو نخون راضی نیستم. خب حالا برای اینکه شهبد بشیم باید ... یک کار خیلی بد بکنیم گناه بله درست خوندی گناه برای اینکه شهید بشی باید گناه بکنی ولی نه مثل گناهان امروز من و ما گناهی همرنگ گناه شهدا درست مثل خودشون هر گناهی که اونا می کردن. بگرد ببین شهدا چه گناهانی داشتند و امروز من و تو چه گناهانی، روزمرگی زندگیمون شده. خب حالا آماده ای برات بگم؟ شهدا چه گناهی می کردند؟ طرف هنوز 15 سالش تموم نشده بود یعنی مکلّف نبود و اگر فرض بر محال نماز بومیه اش را نمی خوند، کسی نمی تونست بهش بگه چرا؟! نصفه شب، توی اردوگاه کارون خرمشهر، می رفت توی قبری که کنده بود، نمازشب می خوند و های های گریه می کرد نه، شب احیاء نبود برای اونا، هر شب خدا احیاء بود و در محضر دوست. گفتم که دقیقا باید مثل اونا عمل کنی وگرنه ... خب حالا تا اینجاش رو اومدی، سکوت کن و بقیش رو با دقت بخون: توی نمازشبش گریه می کرد، زار می زد که: خدایا گناهان منو ببخش! گناه؟ تو بچه 14-15ساله؟ اونم توی جبهه؟ اختلاس کردی؟ مال حروم خوردی؟ نامحرم؟ حلال و حروم؟ آخه تو چیکار کردی که داری برای بخشش اون، این طوری زار میزنی که نخلستان های کارون مثل نخلستان های کوفه زار زار می گریند؟ "دیشب می خواستم نمازشب بخونم، خواب موندم." ای وای ... "دیروز نماز ظهرم رو اول وقت نخوندم ..." یاالله این گناهان توست بچه؟ پس ما چی بگیم؟ هیچی نگو به تو چه بقیه چه گناهانی می کنند! بجای اینکه این قدر با ذره بین به این اون نگاه کنی و گناهانشون رو کشف کنی و هوار هوار راه بندازی یک بار بدون نیاز به ذره بین و عینک، با چشم دل، یک نگاه بنداز به درون خودت غیبت تهمت دروغ تمسخر اهانت و ... من که خیلی از اینها توی کوله ام دارم پس چیکار کنیم تا نوع و وزن گناهانمون با گناهان اون بچه 14 ساله برابری کنه؟! اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا حمید داودآبادی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4_5920123585833207240.mp3
زمان: حجم: 3.7M
🌱 یاری حجت خدا 🎤استاد علی صفائی حائری(عین-صاد) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 محتاج شفاعت شمایم ✍دو روز پیش، در اوج خستگی و ... در عالم خواب، دچار مشکلی سخت بودم و دنبال راه چاره‌ای. درمانده بودم و مضطر. مانده بودم چه کنم. دنبال کسی می‌گشتم تا یاری‌ام کند ... ناگهان در آن میان،‌ چشمم افتاد به کسی که وقتی بود، عاشق روی ماهش بودم و با دیدنش آرامشی عجیب می‌یافتم ... فهیم که زمستان ۱۳۶۴ در ۸، در در با او آشنا شدم و شیفته‌اش. آخرین بار او را در تهران دیدم، روبوسی کردیم و عکس گرفتم با او ... و ... رفت تا در عملیات ی یک در آزادسازی شهر به خدا پیوست. در عالم خواب هم که دیدمش، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم. چشمانم که به جمالش روشن شد، نمی‌دانستم از خوشی چه کنم. او را که می‌دانستم شهید شده، سخت در آغوش گرفتم و بوسیدمش. وقتی احوال زارم را دید، لبخند قشنگی بر لب زد، دو نفر دیگر را که همراهش بودند نشانم‌ داد. می دانستم از دوستانم هستند که سال‌ها پیش شهید شده‌اند ولی متاسفانه نام‌شان ‌در یادم ‌نماند. جالب بود که نه شهید بود و نه یا ... حسن با همان لبخند دلربا و شیرین، آن دو نفر را جلو آورد و رو به من ‌گفت: - ما آمده‌ایم که تو را ضمانت کنیم ... باتعجب گفتم: چی؟! که همچنان خندید و گفت: - ما سه نفر آمده ایم که تو را شفاعت کنیم ... از تو حمایت کنیم ... و اشک بود که از چشمانم ‌جاری شد. چه خواب شیرین ‌و قشنگی. خدا کند شهدا،‌ نبینند و ندانند احوال این روزهایم را، تا رویشان شود شفاعتم کنند! «حمید داودآبادی»
دفاع مقدس
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ #هفته_دفاع_مقدس ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩 ۴۵ سال پیش در چنین ایامی، دیکتاتور بغداد صدام حسین، با حمایت ابرقدرتهای شرق و غرب و کشورهای عربی و صهیونیستی، به خاک ایران تجاوز کردند. ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق که پیش از آن حملات متعددی به مرزهای قانونی ایران انجام داده بود، مستقیما دست به حمله زد و وارد خاک ایران شد. ملت ایران بخصوص مرزنشینان کرد و عرب و ترک و لر، دلاورانه و غیرتمندانه، با دست خالی، مقابل تانکها و سلاح و تجهیزات بعثیان مقاومت کردند و آرزوی الحاق وجبی از خاک ایران را بر دل صدام و اربابانش گذاشتند. این روزها، این نوشته در تبلیغات شهری و رسانه ای زیاد به چشم می خورد: سالروز ایام هفته دفاع مقدس، مبارک باد ! واقعا، چه کسی سالگرد تجاوز به کشور خود را تبریک می گوید؟! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ✍ اثر: محمدامین پوررکنی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💢 انتشار به مناسبت ایام گرامیداشت 👇👇👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ✍ اثر: محمدامین پوررکنی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 💢 انت
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۱ 🔸 فرایند یادگیری صدام در خلال جنگ صدام فرد زیرکی بود ولی فرماندهان معتقدند شخصیت کاملاً متناقضی داشت و هر چه آموخته بود حاصل تلاشهای شخصی اش بود، همان گونه که ژنرال حمدانی اشاره کرده صدام از نظر روحیات درونی‌اش همانند عربهای بادیه نشین بود. او شخصیت گیرایی داشت که اعضای گروه یا جلسه‌ای را که در آن شرکت داشت تحت تأثیر قرار می داد. ژنرال حمدانی ادامه می دهد: وقتی به کسی نگاه می‌کرد، کاملاً بر او متمرکز می گردید و چنان به چشمانش خیره می‌شد که گویی می‌خواست طرف مقابل را با نگاهش مهار کند... صدام ویژگیهای شخصیتی متعدد داشت. گاهی کاملاً زیرک و گاهی همانند کشاورز بیسواد و ساده لوحی بود. لحظه‌ای بسیار مهربان بود و لحظه‌ای دیگر رفتاری به شدت خصمانه و بیرحمانه از خود نشان می‌داد که از شیطان هم بدتر بود. گاهی بسیار بخشنده و گاهی بسیار خسیس بود. گرچه حوصله خوبی برای گوش دادن داشت، اجازه نمی داد هرکس هرچه دلش می‌خواهد بگوید و هر وقت اراده می‌کرد دیگر گوش نمی داد. بسیار جسور بود و پس از گرفتن نظرات دیگران، خود طرح نویی ارائه می‌کرد. گر چه در سطح سیاسی بازیگر تاکتیکی ممتازی بود، در سطح راهبردی ۹۹ درصد نظراتش نادرست می نمود. صدام در هنگام عصبانیت کاملاً غیر قابل پیش‌بینی بود. ژنرال مگی معتقد است وقتی کسی موضوعی را به شیوه‌یی منطقی مطرح می‌کرد به سخنانش گوش می‌کرد، ولی کسی که در حضور او حرف میزد باید [در پاسخ هایش] مراقب می بود. صدام در ابتدا نظامیان حرفه ای واقعی - حتی اگر از مهم ترین شخصیت های نظامی هم بودند را - هیچگاه مورد التفات قرار نمی داد. اما در طول جنگ به طور فزاینده‌یی فهمید که به آنها نیاز دارد و در بسیاری از مواقع به توصیه های آنها توجه می.کرد. در آغاز جنگ، صدام به شدت تحت تأثیر ایدئولوژی حزب بعث بود و به همین خاطر معتقد بود هر یک از رهبران حزب بعث همزمان می‌تواند فرمانده نظامی با کفایتی نیز باشد. بنابراین، در انتخاب فرماندهان ارشد هم به شخصیت آنها توجه می‌کرد و هم موقعیت آنها در حزب بعث برایش مهم بود. البته با تداوم جنگ و سخت تر شدن وضعیت عملیاتی در جبهه ها، صدام هر چه بیشتر به نظامیان حرفه ای متکی شد، ولی این تغییر نگرش صدام، در فرایندی طولانی و مرحله ای و به قیمت جان بسیاری از سربازانش حاصل شد. صدام در تابستان [۱۹۸۱م (۱۳۶۰ش)] خیلی زودتر از مشاوران نظامی اش فهمید که اوضاع در جبهه ها رو به وخامت است. هنگامی که افسران ستادی یا فرماندهان خطوط مقدم موفق می شدند گزارشهایی منطقی از آنچه در سلسله مراتب فرماندهی در جریان بود به صدام ارائه کنند مهره‌های نظامی اطراف او عصبانی می‌شدند!
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۲ 🔸 ایران و اسرای عراقی ارتش در دوره دفاع مقدس به دلیل افزایش تعداد اسرای عراقی مبادرت به سازماندهی و تشکیل اردوگاه ها در نقاط مختلف کشور کرد که بیشتر آنان در نقاط خوش آب و هوا و مراکز استان ها قرار داشتند. اسرای عراقی نخست در یگانهای خط مقدم که اسیر شده بودند، بازجویی می‌شدند. در آنجا اخبار و اطلاعاتی که دارای قابلیت استفاده فوری برای یگان های درگیر بود از آنها اخذ می شد و سپس به واحدهای بعدی که لشکر یا قرارگاه های ارتش بود، منتقل می‌شدند تا در آن جا مورد بازجویی مجدد و تکمیلی قرار گیرند. بعد از بازجویی نهایی به شهرها و استانهای مرکزی اعزام می‌شدند تا از آنان نگهداری شود. مسئولیت نگهداری و اداره این اسیران به یگان دژبان ارتش واگذار شده بود و نخست اردوگاههای حشمتیه و پرندک صرفاً برای نگهداری اسیران در نظر گرفته شد، اما بعد به دلیل افزایش تعداد اسرای عراقی مکانهای دیگری نیز برای نگهداری آنها در نظر گرفته شد. بنابراین از [۱۳۵۹] خورشیدی عملاً تمام مسئولیتهای اسکان، نگهداری و پشتیبانی اسرای جنگی بر عهده ارتش بود و این روند به مدت ۲۴ سال و تا آزادی کامل اسرا در پایان [۱۳۸۲ خورشیدی ادامه داشت. 🔸 سرنوشت اسرای عراقی از سوم فروردین [۱۳۵۹] خورشیدی تا روزی که آتش بس میان خطوط درگیری ایران و عراق در مرداد [۱۳۶۷] حاکم شد ایرانیان توانسته بودند ۷۲۱۱۳ تن از نیروهای مسلح ارتش بعث عراق، اعم از زمینی، هوایی و دریایی را همراه ۲۴۷ تن مزدور غیر عراقی به اسارت درآورند. بیشتر اسرای عراقی در طول سالهای [۱۳۶۰ و ۱۳۶۱] که سلسله عملیات کربلا به اجرا درآمد، اسیر شدند. در میان اسرا از سرباز وظیفه و نیروهای جیش الشعبی نیروهای مردمی تا سرتیپ و حتی سرلشکر دیده می‌شد. از نظر قومیتی کردهای عراقی از کمترین تعداد اسرا در مجموع اسیران موجود برخوردار بودند. همچنین در مقاطع مختلفی که اقدام به تبادل اسرا می شد، تعدادی از آنها به ایران پناهنده شدند که آمار دقیق آنان در طول این مدت برابر ۱۰۶۳۴ تن بود. بنابراین می‌توان گفت حدود ۱۴ درصد از همه اسیران عراقی تحت تأثیر شرایطی که برای آنان در اردوگاههای ایران فراهم شده بود، از بازگشت به کشور خود منصرف شدند. بیشتر این عده از پناهندگان عراقی را نیروهای تواب و احرار مجلس اعلای انقلاب اسلامی تشکیل می‌دادند که در مقابله با ارتش رژیم بعث حضوری فعال داشتند به طوری که تعداد ۳۳۸ تن مفقود الاثر، ۳۹ تن شهید ۴۹ تن مفقود الجسد و هشت تن فوت کردند. همچنین تا آزادی آخرین اسرای عراقی حاضر در ایران، تعداد ۱۰۱۷۳ تن از آنها به دلایل مختلفی همچون باقی ماندن عارضه‌های ناشی از مجروحیت و کهولت سن فوت کردند که پیکر تمامی آنها به عراق بازگردانده شد.👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۳ 🔸 اقدامات و خدمات ارتش برای رفاه اسرای عراقی یکی از نقاط قوت ایران در هشت سال جنگ تحمیلی که تاکنون اندیشمندان و تاریخ نویسان کمتر به آن پرداخته اند نحوه برخورد ایرانی‌ها با اسرای عراقی بوده است که از جمله این گروه ها که ارتباط بیشتری با اسرا داشتند ارتش بود که آنها را در ۲۳ پادگان مستقر در شهرهای تهران مشهد قوچان، بندرانزلی، رینه، بجنورد، گرگان، سمنان، میانه، تربت جام ساری، منجیل، کرج، اراک و برای مدت کوتاهی در ابتدای جنگ در اهواز نگهداری می‌کرد. از مهم ترین اقداماتی که ارتش در ارتباط با این اسرا انجام داد می توان به برقراری و ایجاد اردوگاه های نگهداری اسرا، تأمین افراد نگه دارنده اسرا از بهترین کارکنان ارتش، پیش‌بینی و برآورد بودجه سالیانه اسرای جنگی، برآورد حقوق ماهیانه دریافت و پرداخت آن به اسرا به طور مرتب و به موقع، اعزام اسرای داوطلب به نماز جمعه و زیارت شهرهای مقدس و قم و همکاری با کمیته کار به منظور تشکیل کارگاهها و بوفه اسرا، همکاری با کمیته فرهنگی در جهت تقویت و گسترش امور فرهنگی، پذیرش و پذیرایی نمایندگان صلیب سرخ و سازمان ملل در اردوگاه ها به منظور بازدید و ثبت نام اسرا، جداسازی و نگهداری اسرای نوجوان و همکاری در جهت تربیت و ارشاد آنان، انجام دادن ملاقات های انفرادی و جمعی میان اسرا و خانواده های آنان طبق برنامه تنظیمی از طرف کمیسیون اداره اسرای جنگی و... اشاره کرد. همچنین به مسائل روحی و جسمی اسرا در زندان توجه ویژه‌یی می شد و کمیته هایی برای این منظور در کمیسیون اداره اسرای جنگی تشکیل شد که عبارت بودند از کمیته، فرهنگی، کمیته بهداشت و درمان، کمیته کار، کمیته تشخیص و تفکیک و کمیته روابط عمومی و تبلیغات. برای نمونه میتوان از جمله اقدامات کمیته فرهنگی به ۲۰۰۰۰ تن اسیران بیسوادی اشاره کرد که در نهضت سواد آموزی اردوگاه ها با سواد شدند. همچنین ۱۳۴۰۰۰ جلد کتاب میان آنها توزیع شد. جمع آوری خاطرات، سرودها و دیگر مکتوبات برجای مانده از اسرا ۱۰۰۰۰ نسخه و... نیز در این زمینه قرار دارد کمیته کار اردوگاهها هم اقداماتی انجام داد که در نتیجه توانستند با استفاده از نیروی اسرای عراقی یک هزار کتابخانه سیار ایجاد کنند. بیش از هشت هزار میز و نیمکت و صندلی ساختند و در این اردوگاه ها آثار زیادی از جمله لباس برای خود اسرا، لباس اتاق عمل سربازی و مبل و صندلی تولید شد. کمیته بهداشت و درمان، خدمات بسیاری برای این اسرا انجام داد از جمله تعداد ۴۷۲۵ عینک طبی به آنها تحویل داده شد. حدود ۸۵۹۰ دست دندان مصنوعی برای اسرا ساخته و ۱۱۵۱۴ عمل جراحی مانند، جراحی چشم صورت گرفت و در مجموع ۳۷۱۸۰ تن از اسرا به منظور معالجه به بیمارستانهای مختلف ارتش اعزام شدند. بنابراین می توان گفت نوع برخورد ایرانیان با اسرای عراقی در طول ۲۴ سال به گونه یی بود که حدود ۱۴ درصد از مجموعه اسرا، حاضر به بازگشت به کشور خود نشده و در ایران ماندند. علاوه بر پناهندگان گروهی در میان عراقی ها بودند که به رزمندگان اسلام پیوستند و به عنوان احرار بعد از مدتی از کمپ اسرا بیرون آمدند و به زندگی در شهرهای ایران ادامه دادند که از جمله این افراد می‌توان به سمیر ابواحمد الغامدی راننده نفر بر سنگین گردان ۱۸۱ از یگان دوم سپاه چهارم بازسازی شده ارتش، علی الصمدانی افسر توپخانه در غرب و شاهین محمد الممدی اشاره کرد.