eitaa logo
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
126 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| گآهي عِشقُ تَنٌهآ دَرّ یِکْ نِگًآه مَعٔني میشَوَدِ:))))🌝 رُمانِ اِزدِاوجِ اِجباری:دَر حالِ پارت گُذاری... ب‍‌رای‍‌ ارت‍‌ب‍‌اط‍‌ ب‍‌ا م‍‌ا: @Maanii_89 طـ‌‌راحـ و نِـ‌ویـ‌سـ‌نـدهـ : م‍‌ائده‍‌ ب‍‌آن‍‌و🌚
مشاهده در ایتا
دانلود
ممنون لفت میدید حلال ندارم 💔
بچه ها من یه تایمی مسافرتم پارت نمیدم بیام اگر امار رفته باشه بالا پارت میدم اگر نه دیلیت میکنمو پایان میزنم
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| 𝐏𝐚𝐫𝐭:¹¹ [ Mahlin ] بابام بهم زنگ زد! آریا:« س سلام» ماهلین :« س سلام، با بابا چیزی شده؟خوبی؟»(نگرانی) آریا:«یـ یادته قمار باختم؟» ماهلین:« آ آره چیشده؟» آریا:« پ پسره گفت یا دخترتو صیغم کن یا برو زندون... ولی نترسیاااا نمیزارم صیفه‌اش بشی💔» ماهلین:« بابا نمیشه بری زندان،میفهمی چی میشه؟؟😭💔 منو مامان چیی؟؟؟💔😭» آریا:« آروم باش دخترم یه فکری میکنم» ماهلین:« ب...اشه نمتونم صحبت کنم فعلا خدافظ🥺💔»(بریده بریده) وااااییی نمیتونم‌بزارم بابام بره زندان...میرم پیش پسره دیگه مگه چی میشه؟💔 در عوض خانوادم در آرامش هستن🙂 ______________ طـ‌‌راحـ و نِـ‌ویـ‌سـ‌نـدهـ : م‍‌ائده‍‌ ب‍‌آن‍‌و |𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| این داستان ادامه دارد...:)
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| 𝐏𝐚𝐫𝐭:¹¹ [ Mahlin ] بابام بهم زنگ زد! آریا:« س سلام» ماهلین :« س سلام، با با
پ‍‌ارت‍‌ ج‍‌دی‍‌د خ‍‌دم‍‌ت‍‌ ن‍‌گ‍‌اه‍‌ای‍‌ ق‍‌ش‍‌ن‍‌گ‍‌ت‍‌ون‍‌:) ن‍‌ظ‍‌رات‍‌ت‍‌ون‍‌ ب‍‌ا ارزش‍‌ه‍‌! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f6y6258&btn=|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙.𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗.𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
این پارت رو برای اونایی ک اومدن پیوی نوشتم چون بقیه علاقه ندارن