نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| 𝐏𝐚𝐫𝐭:¹¹ [ Mahlin ] بابام بهم زنگ زد! آریا:« س سلام» ماهلین :« س سلام، با با
پارت جدید خدمت نگاهای قشنگتون:)
نظراتتون با ارزشه!
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f6y6258&btn=|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙.𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗.𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
این پارت رو برای اونایی ک اومدن پیوی نوشتم چون بقیه علاقه ندارن
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖| 𝐏𝐚𝐫𝐭:¹¹ [ Mahlin ] بابام بهم زنگ زد! آریا:« س سلام» ماهلین :« س سلام، با با
من ادامه می خوام .......
چرا این توری تموم میکنی من دارم از فضولی میمیرم😭
چیققققق
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
من ادامه می خوام ....... چرا این توری تموم میکنی من دارم از فضولی میمیرم😭 چیققققق
دلم الان درد میکنه امار هم اوکی شه چشم
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
چلا درد میکنه💔
وااایییی اماروووووو
بچه ها من دارم میرم سفر از این به بعد تا یه هفته روزی یه پارت میدم و متاسفانه ناشناس نداریم تا بعدا...
ولی اگر تو ناشناس پیام بدید میخونم
نفور| 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
اهم تو پیوی گفتم
آهان قربونت برم من😭
بوه ها واقعا اژنجا زوری نت میاره قول میدم از سفر برگشتم جبران کنم لف ندید