eitaa logo
پرایوتِ دتری
113 دنبال‌کننده
730 عکس
334 ویدیو
3 فایل
اینجا ؟ یه پناه امن برای من . ای غریبه‌ی آشنا، جهان بعدی قول بده پشت منی! : ) بر من ببخش ‌. . - اگر نوشته‌هایم تورا یاد کسی می‌اندازد . کپی ؟! اصلا .
مشاهده در ایتا
دانلود
همین
هدایت شده از {Cold heart}
منو برگردون به اون شبی که حتی اسمتم نمیدونستم.
همون شب اولی که موقع چت لبخند زدی گوشیو بکوب تو صورتت، تضمینی میگم که دردش کمتره.
تو بچگی خیلی دوست داشتم مبصر کلاس بشم تا حالا تجربه نکرده بودم و خیلی دلم میخواست. کلاس دوم بودم معلم‌مون تقسیم بندی کرد از میز اول تا آخر که هر هفته یه دانش‌آموز مبصر بشه من همین طور روز شماری میکردم نوبتم بشه و مبصر بشم بلاخره هفته ای که نوبت مصبر شدن من بود رسید و همون روز من مریض شدم و یه هفته مدرسه نیامدم بعد یه هفته رفتم مدرسه با ذوق زیاددد (میدونستم از نوبتم گذشت ولی فکر میکردم چون غایب بودم میتونم یه هفته دیگه مبصر بشم ) و دیدم هم کلاسیم گفت نوبت هفته تو تمام شد گفتم خب می‌دونم ولی من نبودم گفت نوبتت گذشت دیگه نمیتونی مبصر بشی و نوبت یکی دیگس.. به شدت خورده بود تو ذوقم و ناراحت شده بودم کل روز بغض داشتم. خلاصه من از بچگی برام نشد و هیچ وقت به چیزایی که دوسشون داشتم نرسیدم😂.
پرایوتِ دتری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچها نفری ی الهی به رقیه میگین:))؟
این موضوع که اگر میخواست انجام میداد واقعا ناراحت‌ کننده‌ست.
بعد نوشتن متن های خاص،دفترچه خاطراتمو میبندم . ولی یکم بعدش،قطار افکاراتم چنان به ایستگاه خروجی هجوم میاره ک من مجبور میشم دوباره هرچی زودتر هرکدوم رو سر خونش برسونم.
گاهی اوقات،مغز درون گرما فشرده میشود و دهان، کلمات را بالا میاورد.