غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
☘️ بررسی مستندات غلات و صوفیه (17)
🔸اهل بیت علیهم السلام و اسماء الحسنی
از دیگر اخباری که صوفیان و غالیان برای معانی گوناگونی چون تفویض، حلول و حتی وحدت وجود بدان استناد کردهاند، روایت زیر است:
الحسين بن محمد و محمد بن يحيى جميعا عن أحمد بن إسحاق عن سعدان بن مسلم عن مُعَاوِيَةَ بنِ عَمَّارٍ عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ ع فِي قَولِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ وَ لِلَّهِ الأَسماءُ الحُسنى فَادعُوهُ بِها قَالَ نَحنُ وَ اللَّهِ الأَسمَاءُ الحُسنَى الَّتِي لَا يَقبَلُ اللَّهُ مِنَ العِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعرِفَتِنَا. (الكافي، الإسلامية، ج1، ص144؛ و به صورت مرسل از امام رضا ع: تفسير العياشي، ج2، ص42)
به عنوان نمونهای از آرای صوفیان، مثلاً در تحلیل خبر گفتهاند: «[اهل بیت] وجودشان مندكّ در ذات شده و آن اسماء در اينان تجلّى نموده، و بنابراين در عالم وجود هر جا تماشا كنيم اينها هستند» (طهرانی، معاد شناسى، ج4، ص245)
اما استناد به این دست اخبار برای معانی غالیانه، در میان غلات نیز بسیار رایج بوده است. (مانند ابن شعبه، حقائق اسرار الدین، باب5؛ جعفر بن مفضل، آداب الدین، ص1؛ طبرانی، الاعیاد، 2016، ص167)
برخی از سران شیخیه نیز از همین معانی نیز نتیجه گرفته اند که اهل بیت ع علت فاعلی عالم هستند. (احسائی، شرح الزیارة الجامعة، ج1، ص203؛ ج4، ص42)
🌱فارغ از ضعف سندی روایت مورد بحث، در معنی تعبیر حدیث «نَحنُ وَ اللّهِ الأَسماءُ الحُسنى» (ما اسماء حسناى خدا هستیم) شارحان احتمالات متعددی دادهاند. در میان معانی که شارحان کافی برای خبر گفتهاند، چه بسا این دو با روایات مربوط به اسمای الهی قدری همسوتر باشد:
- دلالت ائمه علیهم السلام بر قدرت و علم و سایر کمالات خداوند متعال است.
- و یا اینکه «اسم» بمعنی علامت و نشانهای بر وجود خداوند متعال باشد.
(مجلسی، مرآة العقول، ج2، ص115؛ مازندرانی، شرح الكافي، ج4، ص291)
برخی حدیث بعدی کافی را شاهد معنای دوم برای اسم (دلیل و راهنما بودن امام و نه صفت الهی بودن او) گرفتهاند (محمدي، دیدگاههای غالیانه شیخیه در خصوص مقامات ائمه اطهار ، ص111).
به هرحال با احتمال معانی گوناگون برای خبر، نباید بدون نظر به قرائن، و به سلیقه یک معنا را گزید.
در روایات متعددی تأکید بر آن شده که اسمای خدا غیر از خدا هستند، و اسما برای آن قرار داده شده اند، که بندگان بتوانند با آن خدا را بخوانند و بشناسند. (الكافي، ج1، ص122-114)
چنانکه اسم، یک لفظ و البته غیر از مسمی و معنی است. و اسما همه مخلوق، و نشانهای برای مسمی هستند. نمونهای از روایات:
«... الِاسمُ غَيرُ المُسَمَّى فَمَن عَبَدَ الِاسمَ دُونَ المَعنَى فَقَد كَفَرَ وَ لَم يَعبُد شَيئاً وَ مَن عَبَدَ الِاسمَ وَ المَعنَى فَقَد كَفَرَ وَ عَبَدَ اثنَينِ وَ مَن عَبَدَ المَعنَى دُونَ الِاسمِ فَذَاكَ التَّوحِيد... إِنَّ لِلَّهِ تِسعَةً وَ تِسعِينَ اسماً فَلَو كَانَ الِاسمُ هُوَ المُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اسمٍ مِنهَا إِلَهاً وَ لَكِنَّ اللَّهَ مَعنًى يُدَلُّ عَلَيهِ بِهَذِهِ الأَسمَاء» (الكافي، ج1، ص87/ ح2)
میدانیم ائمه ع لفظ نیستند، و جوهر و ذاتی در خارج دارند. بر این اساس، روشنترین معنا برای اسم بودن ایشان، نشانه بودن برای خدا است. هم چنین از سیاق آیه اسماء الحسنی (اعراف: 182) و نیز روایت مورد بحث نیز میتوان برای تبیین معنا کمک گرفت. در آیه شریفه در پی ذکر «اسماء الحسنی» میگوید «فادعوه بها» پس خدا را با آن نامها بخوانید، بنا بر این فراز پسین روایت «لَا يَقبَلُ اللَّهُ مِنَ العِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعرِفَتِنَا» نیز میتواند ناظر به همین فراز آیه و به عنوان بطن آن مطرح شده باشد. بدین صورت که به وسیله اهل بیت ع/ با وساطت ایشان/ با ارشاد و تعلیم ایشان/ با معرفت به ایشان خدا را بخوانیم.
در شعری منسوب به عونی شاعر نیز همین نوع استفاده از تعبیر آیه را تأیید میکند. شاعر در ثنای «آل طه ع» گوید: «و أسماؤه الحسنى التي من دعا بها/ أجيب فما للناس عنها تحرف» (ابن شهرآشوب، مناقب آل أبي طالب ع، ج4، ص317)
👈 بر اساس آنچه گذشت در نقد دیدگاه غلات و صوفیه در مورد روایت مورد بحث میگوییم اولاً استفاده مطلبی عقیدتی از خبر واحد مجمل محکوم است. در حالی که استفاده ایشان خلاف آیات و روایات بسیار دیگر نیز هست، که عقایدی چون تفویض و وحدت وجود را رد میکند.
هم چنین ظاهر روایات دیگری نیز دوگانگی میان اسمای الهی و ائمه ع و مخفی بودن بعضی از اسماء ع از ایشان را میرساند، (نمونه: بصائر الدرجات، ص208، 210) که شاهد آن است که اسم بودن اهل بیت ع نه ربطی به اتحاد یا اندکاک در خدا دارد، و نه به معنای فاسد تفویض صفات الهی به اهل بیت ع؛ بلکه ائمه ع نشانهها و راهنماهایی به سوی الله هستند، و بندگان گزیدهاش که چون خداوند را با نامهایش بخوانند ایشان را اجابت میکند.
@gholow
🔹سرگشتگی فقاهت در زمانۀ غیبت!
بنابر مجموعهای مخطوط، (نشریافته در نشریه قدیمی دانشکده ادبیات تبریز ۱۳۳۶، سال نهم، ش دوم)
یکی از «افاضل مازندران» طی نامهای به فیض کاشانی از وی درخواست نموده تا از سلطان وقت بخواهد او را متولی امور حسبه قرار داده و مسیحیان را از شرب خمر و دیگر منکرات بازدارد و...
پاسخهای فیض دربردارنده نکات جالب و تامل برانگیزی است که بازتابدهنده تفکر سیاسی_اجتماعی وی در غیبت امام عصر علیه السلام است.
از جمله:
🔸زمان، زمان هُدنه است و احکام الهی در هیچ منطقهای آن گونه که باید قابل اجرا نیست و راه درست مدارا، تغافل و تحمل است
🔸نهی نصاری از شرب خمر در شرع نیامده و خود منکر است
🔸متشابهات بی شمار است
🔸بعضا برای دفع یک منکر باید مرتکب چندین منکر شد
🔸اگر حق قابل اجرا بود، خود حضرت صاحب علیه السلام میآمد.
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
🔹سرگشتگی فقاهت در زمانۀ غیبت! بنابر مجموعهای مخطوط، (نشریافته در نشریه قدیمی دانشکده ادبیات تبریز
تذکر: در خصوص اجرای حد بر شرابخواران مسیحی، چه بسا مقصود فیض کاشانی شرابخواری پنهانی ایشان بوده است؛ و الّا چنانچه کافر ذمّی به میگساری تظاهر کند باید بر او حد جاری شده، و در نصوص و فتاوا در این جهت اختلافی نیست. (الکافی ج7 ص215؛ وسائل الشيعة ط-آل البیت ج28 ص227؛ جواهر الکلام ج41 ص460 و...)
فیض نیز خود در شروط استحقاق حد شرب خمر، اسلام را نیاورده است (مفاتیح الشرائع ج2 ص87).
@gholow
ای خلق، خاک پای تو یا ثامن الحجج
جان جهان فدای تو یا ثامن الحجج
قرآن پر از ثنای تو یا ثامن الحجج
ایمان بود ولای تو یا ثامن الحجج
دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست
تهلیل بی ولای تو هرگز قبول نیست
@gholow
❌نادرستی اطلاق واژه «خالق» بر بندگان در بیان مرحوم شیخ مفید
✍️«میگویم: مخلوقات فعل انجام میدهند، احداث میکنند، اختراع میکنند، میسازند و کسب میکنند، و نمیگویم: ایشان "خلق" میکنند و "خالق" هستند، و در استفاده از کلمه "خالق" از آنچه خداوند فرموده پا فراتر نمیگذارم، و از موارد قرآنی استفاده از این کلمه تجاوز نمیکنم.
و بر این نظر اجماع امامیه است.»
📚أوائل المقالات، ص۵۸.
https://t.me/madraseh_kalam/2174
@gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
📜 خلاصه فصول کتاب
نصیریه: تاریخ، منابع و عقاید
✍️ عمیدرضا اکبری
مطالعه در سایت درایات:
deraayaat.ir/nusayriyah/
@gholow
㘆⠆㜆 㔆⼆✆ 䄆䠆䈆 ✆䐆㤆✆⼆䜆۲۰۲۳-۰۶-۱۲_۱۴'۱۶'۳۴'.mp3
زمان:
حجم:
20.8M
صوت کرسی ترویجی با عنوان «نقد دیدگاه علامه عسکری درباره عبدالله بن سبا و اثبات وجود تاریخی وی» با ارائه دکتر طاووسی مسرور، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
@gholow
کتاب «أصفیاء أمیر المؤمنین علیه السلام» منسوب به ابن فضّال و بازمانده هایی از آن
✍علی عادل زاده
مطالعه:
https://deraayaat.ir/alasfia/
@gholow
با شما در دنیا و آخرت
فأسألُ اللهَ... أنْ يَجْعَلَني مَعَكم في الدُّنْيا والآخِرَةِ... (ابن قولویه، كامل الزيارات، ص١٩٥، مكتبة الصدوق)
👌از اسماعیل بن سهل روایت شده است که گفت: برای امام جواد علیه السلام نامه نوشتم: «به من چیزی بیاموز که اگر آن را بگویم، در دنیا و آخرت با شما باشم.» پس به خطّ خودش که میشناختم برای من نوشت: «سوره انّا انزلناه را بسیار بخوان و دو لبت را به استغفار تر کن.»
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ (شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص۱۶۵).
https://t.me/Alasar_1/76
@gholow
بررسی_چهار_دلیل_مهم_از_ادله_قرآنی_وحدت_وجود،_محمدعلی_صابری،_تحقیقات.pdf
حجم:
4.7M
بررسی چهار دلیل مهم از ادله قرآنی وحدت وجود
✍محمدعلی صابری
تحقیقات کلامی، ش39، اسفند 1401ش، ص49-67
اهل تصوّف و عرفان در عالم اسلامی، برای اثبات نظریّه وحدت وجود به آیات و عباراتی از کتاب خدا تمسّک جستهاند. از مهمترین این آیات میتوان به «هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِن…» (حدید: 3)، «فَأینما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللّه» (بقره: 115)، «و ما رَمَیتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمَی» (انفال: 17) و «هُوَ مَعَکُم أیْنَ ما کُنتُم» (حدید: 4) اشاره کرد. از شاخصترین افرادی که این آیات و عبارات را بر وحدت وجود تطبیق دادهاند، روزبهان بقلی، ابنعربی و سیدحیدر آملی هستند. این نوشتار با ارائه نمونههایی از اینگونه استنادات در طول تاریخ تصوّف اسلامی و سنجش آنها با قواعد تفسیری و روایات و همچنین نظرات مشهور مفسّران از شیعه و سنی، نشان داده تمامی استنادات مزبور دچار اشکالات اساسی بوده و آیات مذکور بر این نظریّه دلالتی ندارند، بلکه بر مواردی همچون ازلیّت، ابدیّت، علم، قدرت و سلطنت مطلقه خداوند دلالت دارند.
🔺متن مقاله در سایت ابن عربی
@gholow