حدیث_شبلی_در_اسرار_حج؛_روایت_شیعیان_یا_حکایت_صوفیان؟_احمد_خامه_یار،.pdf
حجم:
1M
🔸حدیث شبلی در اسرار حج؛ روایت شیعیان یا حکایت صوفیان؟
احمد خامهیار، پژوهشنامه حج و زیارت، ش12، 1400ش
در برخی متون متأخر شیعه، گفتوگویی میان امام زینالعابدین(ع) با شخصی به نام «شبلی» نقل شده که در آن، امام(ع) به تأویل مناسک حج و اسرار معنوی آن با صبغۀ عرفانی پرداخته است. این روایت از زمانی که محدّث نوری آن را در «مستدرک الوسائل» نقل کرده، مورد استناد نویسندگان معاصر شیعه قرار گرفته است. با اینحال، تاکنون در سند، اعتبار و ماهیت شخص مورد خطاب امام(ع) در این روایت ابهامات متعددی وجود داشته است.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در متون نسبتاً کهن صوفیان و گاه سایر منابع عامه، تحریرهای متفاوتی از این گفتوگو، اما با ساختاری مشابه وجود دارد. در بیشتر آنها تأویل عرفانی مناسک حج از زبان یکی از مشایخ صوفیه، در قالب گفتوگویی میان جنید بغدادی (م297-299ق) و مریدش ابوبکر شبلی (م334ق)، دو صوفی برجسته تصوف بغدادی در سدههای 3-4ق، یا میان شبلی و صوفی دیگری روایت شده، و تحریر شیعی و مفصلتر آن میان شبلی و امام سجاد(ع) (م94)، در دورهای متأخر شکل گرفته است، و پیشینه آن فقط تا سدۀ11 قابل پیگیری است.
@Gholow
بررسی دروغها و تحریفات در مصادر اهل سنت
https://t.me/AlTahrif
بررسی نامهای اعتقادی منسوب به امام هادی (ع) که دست کم به سه نفر دیگر نیز منسوب است:
https://alasar.blog.ir/1398/03/20/name
#انتساب_موازی
@Gholow
تجمیع_اخبار_اخلاقی_در_حدیث_یا_اباذر.pdf
حجم:
1.3M
تجمیع اخبار اخلاقی در حدیث یا اباذر
✍ رضا لواسانی
دوفصلنامه مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، شماره 67، بهار و تابستان 1399، ص 125-156
چکیده:
حدیث مواعظ پیامبر (ص) به ابوذر غفاری یکی از اخبار طوال است که قدیمترین نقل باقیمانده از آن در متون حدیثی امامیه به مجلس املاء شیخ طوسی (د 460ق) بازمیگردد. این متن شامل فقرات متعدّدی است که هر یک پیامی اخلاقی را ارائه میدهند. مطالعۀ کنونی کوششی از جنس مطالعات تحلیل متن است و در آن بنا داریم فارغ از بررسی اصالت هر یک از اجزاء حدیث یا اباذر به بررسی کلیّت آن در قالب طولانی کنونیاش بپردازیم و امکان انتسابش در هیئت کنونی به پیامبر اکرم (ص) و استناد آن به ابوذر غفاری را بررسی کنیم. فرضیۀ مطالعه آن است که حدیث یا اباذر در هیئت کنونی آن متنی تجمیعی است. برای آزمون این فرضیه تکتک فقرات حدیث یا اباذر را در دیگر منابع حدیثی اسلامی مشابهیابی خواهیم کرد تا با تحلیل دادههای استخراجشده از این جستجو دریابیم آیا این حدیث را باید متنی تلفیقی و حدیثی حاصلشده از تجمیع روایتها دانست یا متن کنونی به همین شکل یکپارچه است. همچنین، با مرور احوال راویان این حدیث از نگاه عالمان رجال خواهیم کوشید شواهدی بیرون از متن هم برای قضاوت نهایی دربارۀ هویت متن حدیث یا اباذر در شکل کنونی آن بیابیم.
@Gholow
رویکرد_مصادر_فرقه_غالیانه_نصیریه_به_نصوص_وصایت_امیر_المؤمنین_علیه.pdf
حجم:
12M
رویکرد مصادر فرقه غالیانه نصیریه به نصوص وصایت امیر المؤمنین علیه السلام با تأکید بر حدیث غدیر
✍️ عمیدرضا اکبری
امامتپژوهی، ش31، 1401ش.
حدیث غدیر و برخی از دیگر نصوص مشهور جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام، جایگاه والایی نزد عموم فرقههای اسلامی داشتهاند. در این میان، بهویژه به خاطر گمانۀ اهتمام غالیان به روایات فضایل، جای این پرسش است که نصیریه در نقل و اهتمام به نصوص جانشینی چه جایگاهی داشتهاند؟ بنا بر نتایج این تحقیق، مصادر عمومی نصیری ترجیح دادهاند از واقعۀ غدیر با اشارۀ مبهم و گذرا و گاه با حذف بخشهای اصلی ماجرای غدیر عبور کنند؛ ولی مصادر سرّی تقریری کاملاً متفاوت از واقعه ارائه دادهاند. در نگاه آنان، در روز غدیر اهل حقّ ندای الوهیت امیرالمؤمنین علیه السلام را شنیدند، ولی دیگران، که «مسخشدگان» هستند، ندای پیامبر صلی الله علیه و آله را به صورت جملۀ مشهور «مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَهَذَا عَلیٌّ مَوْلَاهُ» شنیدند. آداب اباحی غالیان نصیری در غدیر و برخی از اعیاد مشابه نیز تفاوت جدی با سنت شیعی دارد. اعتقاد به الوهیت امیرالمؤمنین علیه السلام در مصادر سرّی نصیریان، مانعی جدی در عنایتشان به مناقب مسلّم امامان علیهم السلام بوده که رنگ و بوی بشری دارد. نصیریان در آثار خود پس از نقل فضایل پذیرفته نزد شیعه و سنی، بارها تصریح کردهاند که این روایات مطابق دیدگاه «مقصره» است. آرای نصیریان با عقیدۀ مشهور شیعه دربارۀ غدیر و وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام فاصلۀ بسیار دارد. نصیریه شدیداً از نصوص متواتر جانشینی گریزان بودهاند و حدیث غدیر را نیز کاملاً تحریف کردهاند.
@gholow2
دعای مروی از حضرت زین العابدین (ع) برای ایمنی از خطرات
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ بِشْرِ بْنِ مَسْلَمَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَا أُبَالِی إِذَا قُلْتُ هَذِهِ الْکَلِمَاتِ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیَّ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَسْلَمْتُ نَفْسِی وَ إِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِی وَ إِلَیْکَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِی وَ إِلَیْکَ فَوَّضْتُ أَمْرِی اللَّهُمَّ احْفَظْنِی بِحِفْظِ الْإِیمَانِ مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ وَ مِنْ خَلْفِی وَ عَنْ یَمِینِی وَ عَنْ شِمَالِی وَ مِنْ فَوْقِی وَ مِنْ تَحْتِی وَ مِنْ قِبَلِی وَ ادْفَعْ عَنِّی بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِکَ.
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ.
📚الكافي، ج٢، ص٥٥٨
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: علی بن الحسین (ع) میفرمود باکی ندارم که انس و جن برای آزار رساندن به من جمع شوند هر گاه این کلمات را بخوانم ...
@Gholow
هدایت شده از میراث امامان
بخشهای_برجای_مانده_کتاب_«فضائل_علی.pdf
حجم:
2.3M
بخشهای برجایماندهٔ کتاب فضائل علی بن ابی طالب (ع) و کتاب الولایة محمد بن جریر بن یزید طبری (۲۲۳-۳۱۰ق)
به کوشش رسول جعفریان
کتاب الولایة محمد بن جریر طبری -مورّخ، مفسّر، و محدّث بزرگ عامه- همان کتابی است که طبری در آن به گردآوری طرق حدیث غدیر پرداخته و ۷۵ طریق برای آن آورده است؛ همان کتابی که شمس الدین ذهبی مجلدی از آن را دیده و از کثرت طرق آن به شگفت آمده است. رسول جعفریان در این نوشته، سرگذشت این کتاب و کتاب فضائل علي بن أبي طالب را از آغاز تألیف تا قرن دهم بیان میکند. سپس نقلهای برجایمانده از این دو کتاب را گرد میآورد.
نیز نگر:
- طبری و کتاب طرق حدیث غدیر
- کتاب الغدیر لمحمد بن جریر الطبري؛ دراسة في صحة نسبه
#غدیر
@Al_Meerath
فردا پرچم را به دست کسی خواهم داد که خدا و رسول (ص) او را دوست دارند
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ هَاشِمٍ، عَنِ ابْنِ أَبِي لَيْلَى، عَنِ الْحَكَمِ، وَالْمِنْهَالِ، وَعِيسَى، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى، قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ يَخْرُجُ فِي الشِّتَاءِ فِي إِزَارٍ وَرِدَاءٍ ثَوْبَيْنِ خَفِيفَيْنِ، وَفِي الصَّيْفِ فِي الْقَبَاءِ الْمَحْشُوِّ وَالثَّوْبِ الثَّقِيلِ، فَقَالَ النَّاسُ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ: لَوْ قُلْتَ لِأَبِيكَ فَإِنَّهُ يَسْهَرُ مَعَهُ، فَسَأَلْتُ أَبِي فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ قَدْ رَأَوْا مِنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ شَيْئًا اسْتَنْكَرُوهُ، قَالَ: وَمَا ذَاكَ؟ قَالَ: يَخْرُجُ فِي الْحَرِّ الشَّدِيدِ فِي الْقَبَاءِ الْمَحْشُوِّ وَالثَّوْبِ الثَّقِيلِ، وَلَا يُبَالِي ذَلِكَ، وَيَخْرُجُ فِي الْبَرْدِ الشَّدِيدِ فِي الثَّوْبَيْنِ الْخَفِيفَيْنِ، وَالْمُلَاءَتَيْنِ لَا يُبَالِي ذَلِكَ وَلَا يَتَّقِي بَرْدًا، فَهَلْ سَمِعْتَ فِي ذَلِكَ شَيْئًا، فَقَدْ أَمَرُونِي أَنْ أَسْأَلَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ إِذَا سَمَرْتَ عِنْدَهُ، فَسَمَرَ عِنْدَهُ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، إِنَّ النَّاسَ قَدْ تَفَقَّدُوا مِنْكَ شَيْئًا، قَالَ: وَمَا هُوَ؟ قَالَ: تَخْرُجُ فِي الْحَرِّ الشَّدِيدِ فِي الْقَبَاءِ الْمَحْشُوِّ وَالثَّوْبِ الثَّقِيلِ وَتَخْرُجُ فِي الْبَرْدِ الشَّدِيدِ فِي الثَّوْبَيْنِ الْخَفِيفَيْنِ وَفِي الْمُلَاءَتَيْنِ لَا تُبَالِي ذَلِكَ، وَلَا تَتَّقِي بَرْدًا، قَالَ: وَمَا كُنْتَ مَعَنَا يَا أَبَا لَيْلَى بِخَيْبَرَ؟ قَالَ: قُلْتُ: بَلَى، وَاللَّهِ قَدْ كُنْتُ مَعَكُمْ، قَالَ: فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَعَثَ أَبَا بَكْرٍ فَسَارَ بِالنَّاسِ فَانْهَزَمَ حَتَّى رَجَعَ إِلَيْهِ، وَبَعَثَ عُمَرَ فَانْهَزَمَ بِالنَّاسِ حَتَّى انْتَهَى إِلَيْهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ، يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُ، لَيْسَ بِفَرَّارٍ» فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَدَعَانِي، فَأَتَيْتُهُ وَأَنَا أَرْمَدُ لَا أُبْصِرُ شَيْئًا، فَتَفَلَ فِي عَيْنِي وَقَالَ: «اللَّهُمَّ اكْفِهِ الْحَرَّ وَالْبَرْدَ»، قَالَ، فَمَا آذَانِي بَعْدُ حَرٌّ وَلَا بَرْدٌ.
📚مصنف ابن أبي شيبة، 6/ 367
عبدالرحمن بن ابی لیلی گوید: علی (ع) [گاهی] در زمستان با یک ازار (جامه پایینتنه) و رداء (جامه بالاتنه)، دو جامه سبک و در تابستان با قبای توپر و جامه سنگین بیرون میآمد. مردم به عبدالرحمن گفتند: کاش با پدرت صحبت میکردی زیرا او با امیرالمؤمنین (ع) شبها همنشینی و گفتگو دارد. از پدرم پرسیدم و گفتم: مردم چیزی از امیرالمؤمنین (ع) دیدهاند که برایشان عجیب و منکر است. گفت: چه چیزی؟ گفتم: در گرمای سخت با قبای توپر و جامه سنگین بیرون میآید و برایش مهم نیست و در سرمای سوزان با دو لباس سبک و دو جامه بیرون میآید و باکی ندارد و از سرما پرهیز نمیکند. آیا در این باره چیزی شنیدهای؟ مردم به من گفتهاند از تو بخواهم که وقتی شب با او گفتگو میکنی در این باره از او بپرسی. پس [شبی] پدرم با امیرالمؤمنین (ع) صحبت داشت. گفت: ای امیر مؤمنان مردم درباره تو سؤالی دارند. فرمود: چیست؟ گفت: در گرمای شدید با قبای توپر و جامه سنگین و در سرمای سخت با دو لباس سبک و دو جامه بیرون میآیید و اهمیتی نمیدهید و از سرما باکی ندارید. فرمود: ای ابولیلی در خیبر با ما نبودی؟ گفت: بله به خدا سوگند با شما بودم. فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوبکر را فرستاد پس مردم را برای [فتح خیبر] حرکت داد ولی شکست خورد و نزد پیامبر (ص) بازگشت. عمر را فرستاد پس باعث شكست و گریز مردم شد تا نزد پیامبر (ص) بازگشت. رسول خدا (ص) فرمود: [فردا] پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش (ص) را دوست دارد و خدا و رسولش (ص) نیز او را دوست دارند. خداوند برای او [قلعه خیبر را] خواهد گشود و فرارکننده نیست. پس کسی را به سوی من فرستاد و مرا فراخواند. در حالی که چشمدرد داشتم و چیزی نمیدیدم نزد او آمدم. آب دهان [مبارک] را در چشم من انداخت و فرمود: خدایا او را از گرما و سرما حفظ کن و پس از آن هیچ گاه گرما و سرما مرا آزار نداد.
خداوندا به آبروی امیرالمؤمنین (ع) که این عید از آن او است، مسلمانان را در این جنگ سخت بر صهیونیزم ستمگر چیره کن و هر چه زودتر پرچم نصرت و پیروزی را به دستان خیبرگشای صاحب الزمان (عج) به اهتزاز درآور!
@Gholow
غدیر در عبقات الأنوار
✍محمدمهدی دلیر
با وجود بحثهای فراوان پیرامون حدیث غدیر در طول تاریخ، پیش از نگارش عبقات الأنوار، نمیتوان اثری یافت که به تفصیل به تمام زوایای این حدیث پرداخته و شبهات گوناگون اهل سنت در سند و دلالت آن را پاسخ گفته باشد؛ چه آنکه تلاشهای علامه میرحامد حسین هندی محدود به پاسخگویی به اشکالات عبد العزیز دهلوی نبوده، بلکه با ریشهشناسی شبهات، عبارات دهلوی را دستمایهای برای طرح و نقد بیانات پیشینیان عامه قرار داده و اثری جامع و متقن از خود به جای گذاشته است.
بحث سندی
وی در بخش سند حدیث، تواتر و فراوانی اسناد حدیث را نشان داده است. او این مهم را از دو راه به سرانجام رسانده است:
نخست: گفتار دانشمندان اهل سنت در اعتراف به تواتر یا تکثر طرق حدیث، از مشاهیری همچون شمس الدین ذهبی، ابن حجر عسقلانی، شمس الدین جزری، جلال الدین سیوطی و…
دوم: برشماری نگاشتههای اختصاصی عالمان مقبول سنی در جمعآوری اسناد حدیث غدیر. کتاب ابن عقده، ابن جریر طبری، حاکم حسکانی، ابومسعود سجستانی، شمس الدین ذهبی و... از این دستهاند.
در خلال هر یک از این مباحث، نسبتسنجی اقوال به علما، درستی انتساب نگاشتهها به صاحبان آن و میزان مقبولیت شخصیت علمی ایشان به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفته است.
در دنبالۀ بحث سند حدیث، بررسی اشکالاتی که از سوی مخالفان به درستی و اصالت حدیث وارد شده پیگیری شده است. اشکالهای مطرحشده در حوزه اعتبار حدیث کلی بوده، و اشکالگران خود را با اسناد آن مستقیم درگیر نساختهاند. محور این شبهات عبارتند از: نقل نشدن حدیث در صحیحین و دیگر صحاح عامه، عدم نقل ثقات و بزرگان، قدح چند نفر انگشتشمار از متقدمان اهل سنت در درستی حدیث و ناسازگاری با تاریخ. برخی نیز اصل حدیث را پذیرفته اما تواتر آن را غیرقابلاثبات خواندهاند. در پاسخ به هریک از این اشکالات، علامه به تفصیل از روشهای مختلف بهره برده و خلأ تلاشهای پیشینیان را پر کرده است، بهگونهای که پاسخ به اشکال طعن جاحظ در حدیث غدیر حجمی نزدیک به یک جلد قطور را به خود اختصاص داده است.
بحث دلالی:
تکیهگاه اساسی اهل سنّت در نقد این حدیث دلالت آن بوده است. آنان واژه «مولی» را با معنای «اولی به تصرف» و حاکمیت بیگانه دانسته، و حتی از شواهد گوناگون بر این معنا در آثار خود چشمپوشی کردهاند.
سیر منطقی اثبات دلالت حدیث بر امامت بدین صورت است که نخست باید واژه «مولی» معنا شده و ظرفیت افادۀ معنای امامت یا مفهومی نزدیک به آن در آن اثبات شود. در گام بعد این مهم باید روشن شود که «مولی» در سیاق حدیث غدیر نمیتواند معنایی جز امامت داشته باشد. علّامه میرحامد با معناشناسی دقیق این واژه بر اساس روشهای متنوّع بهنیکی این نکته ر اثبات کرده که معنای اولویت در تصرّف از معانی اصیل و حقیقی «مولی» بوده و انکارهای پیدرپی مخالفان پایۀ استواری ندارد.
گذشته از این، شواهد مختلف درون و برونمتنی حاکی از آن است که تنها همین معنا در متن حدیث مد نظر بوده است. قرائنی همچون: نزول آیات مرتبط با واقعۀ غدیر، سیاق متن حدیث، تلقّی اصحاب و معاصران صدور، گونههای مختلف از متن حدیث، بازشناسی معنای «مولی» در دیگر احادیث غیر از غدیر، فهم اندیشمندان عامّی و... همگی درستی دیدگاه شیعه در تفسیر حدیث غدیر را به کرسی مینشاند.
البته معنای اولی به تصرّف یکی از معانی «مولی» بوده که مساوی با امامت است و حتّی اگر عالمان اهل سنّت به هر دلیلی این معنا را از معانی حقیقی «مولی» ندانند، با استناد به گفتار منابع پرشماری از اهل سنّت معانی دیگری همچون: ولیّ، سیّد، متصرّف و متولّی برای «مولی» اثباتپذیر است. نکتۀ قابل توجّه در این مسیر آن است که اثبات معانی یادشده در تحقیق میرحامدحسین، منحصر در نگاشتههای رشتهای خاص از دانش مانند لغت نبوده و طیفهای متنوّع منابع تفسیری، حدیثی و… نیز آن را پشتیبانی میکنند.
برخی عالمان اهل سنّت افزودهاند: حتی بر فرض پذیرش معنای «اولی به تصرف» برای اصل واژۀ «مولی»، از جهاتی نمیتوان از حدیث غدیر معنای اولویت در تصرّف و امامت را برداشت کرد. در دیدگاه اینان نهایت فضیلت اثباتپذیر از حدیث برای امیرمؤمنان علیه السلام، ضرورت محبّت ایشان است که با شایستگی برای امامت ارتباطی ندارد. برخی از شواهدی که برای اثبات انحصار معنای محبّت به آن تکیه کردهاند عبارت است از: فقرۀ پایانی حدیث، برداشت اهل بیت علیهم السلام از حدیث و شأن صدور آن.
برخی نیز خارج از این فضاها، در چارچوب تفکّر صوفی_سنی خود، حدیث را ناظر به ولایتی باطنی و صوفیانه دانستهاند که با امامت ظاهری ملازمهای نداشته و با این تأویل، خلفای سهگانه را در جایگاه خود محفوظ داشتهاند.
@gholow
توجه به مباحث مرتبط
علّامه میرحامدحسین در هر قدم به ارائۀ گزارش اجمالی بسنده نکرده و هر اشکالی که پیرامون آن قرینه مطرح شده و یا حتّی اشکالات احتمالی و مقدّر را پاسخ گفته است. برای نمونه نزول آیه: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» در واقعۀ غدیر تنها یکی از مجموع آیات مرتبط با دلالت حدیث غدیر بوده، و تمام آن آیات نیز حجم کمی از مجموع کلّی قرائن دلالت حدیث بر امامت را شامل میشود. از این روی، اگر دست شیعه از استدلال به این آیه کوتاه شود هیچ خللی در معناشناسی حدیث غدیر به وجود نمیآید.
میرحامدحسین مهمترین اشکالات به ارتباط این آیه با غدیر که از سوی ابن تیمیه مطرح شده را بازگو نموده و به پاسخگویی بدان پرداخته است.
در پیچ و تاب این همه چالش و یافتن راههای گوناگون برای برونرفت از آنها است که عبقات الأنوار به موسوعهای بیهمتا بدل گشته است. هرچند با ابزارها و دسترسیهای گسترده امروزی، در بسیاری از جوانب بحث نيازمند تحقیقات تفصیلیتر و با رویکرد تاریخیتر هستیم.
این مختصر که در شرح زحمات این عالم پرتلاش در این حدیث گذشت با واقعیت عینی آن فاصلهای بسیار داشته، و ارج آن جز با مطالعۀ مستقیم و عمیق دسترنجِ خامۀ بدایعنگار وی هویدا نمیشود. جزاه اللّه خير ما جزى المجاهدين الصادقين، وحشره مع أجداده الطاهرین.
@gholow
استاد سید کاظم طباطبائیMajalis Miras Alavi 1 -Seyed Kazem Tabatabai.mp3
زمان:
حجم:
15.5M
🔹معرفی و نقد کتاب «تمام نهج البلاغة»
🎙استاد سید کاظم طباطبائی
▫️مرکز مطالعات میراث علوی (قم)، ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ش.
پس از جلسهای در دارالحدیث، در این جلسه با حضور مؤلف، استاد طباطبایی شواهد مختلفی از ترکیب و جعل متون جدید به عنوان حدیث در کتاب تمام نهج البلاغه ارائه داده است.
محورهای اشکالات:
- تغییرات و جابهجایی غیرمتعهدانه در نقل عبارات نهج البلاغه.
- ترکیب خطب و حکمتها بدون قرینهای برای صدور همزمان آنها.
- استفاده از حکمتها و عبارات غیرمرتبط و حتی غیر منسوب به امام علی(ع)، بدون ذکر منبع، و اتصال محتوای مختلف با تعابیر تعلیل و پیوند از خود مؤلف.
- درج همه نسخه بدلها در متن اصلی، که موجب تغییر در فهم مراد است.
- مشکلات در ارجاع به منابع و عدم شفافیت در نسبتدهی به متون و تخلف از اصول استناد در نقل حدیث.
- استفاده از منابع متأخر و نامعتبر برای تکمیل نهجالبلاغه.
- عدم وفاداری به هدف ادبی و ساختار تألیف نهج البلاغه، که اثر را از ماهیت اصلیاش دور کرده است.
در برابر، مؤلف پاسخی به این شواهد ندارد (و از نظرکردگی خود، تلاش طولانی و ناقصبودن نهج البلاغه میگوید!)
@gholow
هدایت شده از میراث امامان
◾️دعای امام حسین (ع) در هنگام گرفتاری و سختی
نقل شده که صبح عاشورا هنگامی که سواران دشمن به سوی امام حسین (ع) هجوم آوردند، ایشان دستهایشان را به سوی آسمان بلند کرده، فرمودند:
اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِ كَرْبٍ وَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، كَمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ، وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَيَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ، أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوْتُهُ إِلَيْكَ، رَغْبَةً مِنِّي إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ، فَفَرَّجْتَهُ وَكَشَفْتَهُ، وَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ وَمُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ.
خدایا! تو تکیهگاه من در هر اندوهی، و امیدم در هر سختی هستی! تو در هر کاری که بر من وارد شود، اعتماد و پشتوانهام هستی! چه بسیار اندوهی که در آن دل ناتوان میشود، چاره کم میآید، دوست یاری نمیکند، و دشمن شادمان میشود! آن را نزد تو فرود آوردم، و به تو شکایت کردم؛ به امید تو، نه غیر تو! پس تو آن را گشودی و برطرف کردی! پس تویی وَلیِّ هر نعمتی، صاحب هر نیکی، و نهایتِ هر آرزو!
📚 تاریخ الطبري، 5/ 423 و تاریخ دمشق، 14/ 217، از ابوخالد کاهلی [کابلی؟] از امام حسین (ع)؛ الإرشاد للمفید، 2/ 96 و المصابیح للحسني، 372، از امام سجاد (ع) از امام حسین (ع)؛ الطبقات الکبیر، 6/ 437، به صورت مختصر از امام حسین (ع)
مشابه این دعا از امام صادق (ع) نیز روایت شده (الکافي، 2/578 و تهذیب الأحکام، 3/ 94، از بکر بن محمد ازدی) و گفته شده که هنگامی که امام صادق (ع) دچار امر دشواری میشدند، وضو میگرفتند و دو رکعت نماز میخواندند و پس از آن مشابه این دعا را میخواندند (الدعاء للطبراني، 316، از محمد بن جعفر بن محمد). همچنانکه از ریان بن صلت روایت شده که مشابه همین دعا را از امام رضا (ع) شنید و پس از آن در هر سختی آن را خواند و گشایش برایش حاصل شد (أمالي المفید، 273). این دعا ضمن روایات دیگری هم آمده است (الکافي، 2/ 593؛ تهذیب الأحکام، 3/ 83-84).
@Al_Meerath