eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.8هزار دنبال‌کننده
143 عکس
287 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
پــارت جدید جونِ دلوووم 🥹🌼🌱
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_246 مکث کرد دیگه صداش برای چند ثانیه طولانی از گوشی نیومد کلافه دوباره صدا
رفتم داخل حموم هیچ لباسی بر نداشتم یه حوله کوچیک برداشتم رفتم زیر دوش آب گرم بود خیلی می‌چسبید حوصله وان پر کردن نداشتم یه ده مین زیر دوش موندم بعد از چند دقیقه که حسابی کیف کردم شامپو زدم به موهام شامپوش خیلی خوب بود بوی بچه میداد .. یکم موندم بعد دیگه تصمیم گرفتم برم خودم و آبکشی کردم حوله رو پیچپندم دورم رفتم بیرون سر پایین بود رفتم داخل اتاق که یهو یادم افتاد باید برم حال یکی از لباسام اونجاس رفتم سر بلند کردم دیدم یه قامت مردونه زل زده بهم.. اول مات‌موندم بعد جیغ زدم حوله ول شد از دستم افتاد روی زمین.. به خودش اومد رو شو گرفت .‌ سریع حوله رو برداشتم دوییدم داخل اتاق در و یه جور به هم کوبیدم که حس کردم شکست ترک برداشت این خونه من چه غلطی میکرد پشت. در وایسادم چسبیده بودم به در انقدر استرس کشیدم تو این چند لحظه حس کردم بچه ام افتاد ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_247 رفتم داخل حموم هیچ لباسی بر نداشتم یه حوله کوچیک برداشتم رفتم زیر دوش آ
نفسمو فوت کردم یکم فاصلمو برداشتم دوییدم سمت کمد ، یه شلوار و یه پیراهن تنم‌کردم وای من و تو وضعیت بدی دید ولی نه تاپ و شلوارکم تنم بود البته یه وجب پارچه بود ... نمیپوشیدم بهتر بود .. رفتم بیرون تا دیدمش صورتم سرخِ سرخ شد .. + برا چی اومدی خونه ام شیطون شده بود با تای ابروی بالا رفته نگاهم کرد - نچ‌، اینجوری نمیپسندمت.. وای از رنگ و رو رفتم خدا لعنتت کنه پسر ، خدا لعنتت کنه حالا ببین میتونی من و آب کنی .. + نمیری بیرون؟ دستشو گذاشت زیر سرش لم داد به مبل لب زد - نه ، راحتم خونه زنم خندم گرفت + نخوردم چیزی میاری برام یه چی؟ چشم اره رفتم - باشه.. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_248 نفسمو فوت کردم یکم فاصلمو برداشتم دوییدم سمت کمد ، یه شلوار و یه پیراهن
رفتم آشپزخونه پنیر و بیرون کشیدم یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم بردم دادم دستش + بیا نیم نگاهی به لقمه و بعد به صورت من انداخت لب زد + زنم بشی ناهار شاممون کلا فکر کنم همینه ، آشپزی بلد نیستی حرصی گفتم - بلدم نچی کرد که فشاری شدم فورا گفتم + یه کار نکن‌پاشم درست کنما تای ابرو بالا انداخت -بکن که ما امشب مهمونتیم.. چشم غره ای رفتم - بچه پررو ، پاشو برو خونه خودت ببینم.. نچی کرد با توپ پر پریدم بهش + اصلا یعنی چی اومدی تو خونه من موندگار شدی؟ چیزی نگفت رفتم جلوش + میگم برا چی من و کشید که افتادم روش تقریبا هینی کشیدم - چیکار می‌کنی پچ‌زد + وقتی طعم لب ا ت و چشیدم به آسمون پریدم به تیکه از آهنگ بود عجب بابا عجیب بود چقدر خندم گرفته بود ولی نه ، به پسر جماعت رو‌بدی هار میشن .. دستم و گذاشتم رو سینه اش هلش دادم - برو بابا... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_249 رفتم آشپزخونه پنیر و بیرون کشیدم یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم بردم دادم
اصلا بگین یه سانت تکون نخورد که نخورد از بس هیکلی بود ‌‌ .. چاق نبود اما وزنش به خاطر عضلاتی که ساخته بود زیاد بود + باشگاه میری؟ چشماش و باز و بسته کردن - اره اهانی گفتم زشت بود بگم میشه عضله هات و نشون بدی نه؟ یهو یه چیز دیگه رو نشون میداد بدبخت میشدم + پاشو برو خونه ات.. راحت تر روی مبل دراز کشید انگار دارم با یه بچه زبون نفهم بحث میکنم لب زد -نمیرم گریه ام میخواست در بیاره از دستش گرفتم کشیدمش اصلا نتونستم از مبل جداش کنم بهم میخندید عوضی. + پاشو بهت میگم الکس.. دوباره نچی کرد فشاری شدم +به جهنم نرو دستش و محکم کوبیدم که خورد به مبل آخ آرومی گفت ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شب خوش🌑🤍
سلام به روی مـــــاهت(🥹💖
سلاممم نـــــانــــازم•••😊🌸
حالت چطوره ? 🩵
بریم پارت عزیزکم🕊
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_250 اصلا بگین یه سانت تکون نخورد که نخورد از بس هیکلی بود ‌‌ .. چاق نبود ام
هول شده برگشتم دستشو گرفتم +وای درد گرفت؟ سر تکون داد که لبامو جمع کردم + بمیرم ، ببخشید ، نفهمیدم .. سرم و پایین انداختم لبم می‌لرزید .. دستشو برسی میکردم - فکر کنم اینجاس خورد آخه یکم‌کبود مانند میزنه سرم و بلند کردم بلند کردم همانا و خنده اش همانا‌.. لپم و‌کشید -جوجه... لبم و آروم گاز گرفتم + مسخره میکنی؟ دستش و گذاشت پشتم تو بغلش هدایت شدم ، دستشو پیچید دورم - نه جانم... بوسه آرومش و رو موهام حس میکردم تو بغلش آروم بودم قلبم آروم می‌گرفت نفس عمیق کشیدم لب زدم + الکس؟ ته ریشش پوستم و خش مینداخت پچ زد - جانم؟ دستمو گذاشتم روی صورتش و بهش عمیق نگاه کردم + رابطمون اشتباهه.. پچ زد - چرا؟من‌میخوامت خیلی ام میخوامت.. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon