"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_246 مکث کرد دیگه صداش برای چند ثانیه طولانی از گوشی نیومد کلافه دوباره صدا
#شب_های_قدیمی
#PART_247
رفتم داخل حموم
هیچ لباسی بر نداشتم
یه حوله کوچیک برداشتم
رفتم زیر دوش آب
گرم بود
خیلی میچسبید
حوصله وان پر کردن نداشتم
یه ده مین زیر دوش موندم
بعد از چند دقیقه که حسابی کیف کردم شامپو زدم به موهام
شامپوش خیلی خوب بود
بوی بچه میداد ..
یکم موندم
بعد دیگه تصمیم گرفتم برم
خودم و آبکشی کردم حوله رو پیچپندم دورم
رفتم بیرون
سر پایین بود
رفتم داخل اتاق
که یهو یادم افتاد باید برم حال یکی از لباسام اونجاس
رفتم
سر بلند کردم
دیدم یه قامت مردونه زل زده بهم..
اول ماتموندم
بعد جیغ زدم
حوله ول شد از دستم افتاد روی زمین..
به خودش اومد
رو شو گرفت .
سریع حوله رو برداشتم
دوییدم داخل اتاق
در و یه جور به هم کوبیدم که حس کردم شکست
ترک برداشت
این خونه من چه غلطی میکرد
پشت. در وایسادم
چسبیده بودم به در
انقدر استرس کشیدم تو این چند لحظه
حس کردم بچه ام افتاد
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_247 رفتم داخل حموم هیچ لباسی بر نداشتم یه حوله کوچیک برداشتم رفتم زیر دوش آ
#شب_های_قدیمی
#PART_248
نفسمو فوت کردم
یکم فاصلمو برداشتم
دوییدم سمت کمد ، یه شلوار و یه پیراهن تنمکردم
وای
من و تو وضعیت بدی دید
ولی نه تاپ و شلوارکم تنم بود البته یه وجب پارچه بود ...
نمیپوشیدم بهتر بود ..
رفتم بیرون
تا دیدمش صورتم سرخِ سرخ شد ..
+ برا چی اومدی خونه ام
شیطون شده بود
با تای ابروی بالا رفته نگاهم کرد
- نچ، اینجوری نمیپسندمت..
وای
از رنگ و رو رفتم
خدا لعنتت کنه پسر ، خدا لعنتت کنه
حالا ببین میتونی من و آب کنی ..
+ نمیری بیرون؟
دستشو گذاشت زیر سرش
لم داد به مبل
لب زد
- نه ، راحتم خونه زنم
خندم گرفت
+ نخوردم چیزی میاری برام یه چی؟
چشم اره رفتم
- باشه..
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_248 نفسمو فوت کردم یکم فاصلمو برداشتم دوییدم سمت کمد ، یه شلوار و یه پیراهن
#شب_های_قدیمی
#PART_249
رفتم آشپزخونه
پنیر و بیرون کشیدم
یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم
بردم دادم دستش
+ بیا
نیم نگاهی به لقمه و بعد به صورت من انداخت
لب زد
+ زنم بشی ناهار شاممون کلا فکر کنم همینه ، آشپزی بلد نیستی
حرصی گفتم
- بلدم
نچی کرد که فشاری شدم
فورا گفتم
+ یه کار نکنپاشم درست کنما
تای ابرو بالا انداخت
-بکن که ما امشب مهمونتیم..
چشم غره ای رفتم
- بچه پررو ، پاشو برو خونه خودت ببینم..
نچی کرد
با توپ پر پریدم بهش
+ اصلا یعنی چی اومدی تو خونه من موندگار شدی؟
چیزی نگفت
رفتم جلوش
+ میگم برا چی
من و کشید که افتادم روش تقریبا
هینی کشیدم
- چیکار میکنی
پچزد
+ وقتی طعم لب ا ت و چشیدم به آسمون پریدم
به تیکه از آهنگ بود عجب بابا عجیب بود چقدر
خندم گرفته بود
ولی نه ، به پسر جماعت روبدی هار میشن ..
دستم و گذاشتم رو سینه اش
هلش دادم
- برو بابا...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_249 رفتم آشپزخونه پنیر و بیرون کشیدم یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم بردم دادم
#شب_های_قدیمی
#PART_250
اصلا بگین یه سانت
تکون نخورد که نخورد
از بس هیکلی بود .. چاق نبود اما وزنش به خاطر عضلاتی که ساخته بود زیاد بود
+ باشگاه میری؟
چشماش و باز و بسته کردن
- اره
اهانی گفتم
زشت بود بگم میشه عضله هات و نشون بدی نه؟
یهو یه چیز دیگه رو نشون میداد
بدبخت میشدم
+ پاشو برو خونه ات..
راحت تر روی مبل دراز کشید
انگار دارم با یه بچه زبون نفهم بحث میکنم
لب زد
-نمیرم
گریه ام میخواست در بیاره
از دستش گرفتم
کشیدمش
اصلا نتونستم از مبل جداش کنم
بهم میخندید عوضی.
+ پاشو بهت میگم الکس..
دوباره نچی کرد
فشاری شدم
+به جهنم نرو
دستش و محکم کوبیدم که خورد به مبل
آخ آرومی گفت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_250 اصلا بگین یه سانت تکون نخورد که نخورد از بس هیکلی بود .. چاق نبود ام
#شب_های_قدیمی
#PART_251
هول شده برگشتم
دستشو گرفتم
+وای درد گرفت؟
سر تکون داد که لبامو جمع کردم
+ بمیرم ، ببخشید ، نفهمیدم ..
سرم و پایین انداختم
لبم میلرزید ..
دستشو برسی میکردم
- فکر کنم اینجاس خورد آخه یکمکبود مانند میزنه
سرم و بلند کردم
بلند کردم همانا و خنده اش همانا..
لپم وکشید
-جوجه...
لبم و آروم گاز گرفتم
+ مسخره میکنی؟
دستش و گذاشت پشتم
تو بغلش هدایت شدم ، دستشو پیچید دورم
- نه جانم...
بوسه آرومش و رو موهام حس میکردم
تو بغلش آروم بودم
قلبم آروم میگرفت
نفس عمیق کشیدم
لب زدم
+ الکس؟
ته ریشش پوستم و خش مینداخت
پچ زد
- جانم؟
دستمو گذاشتم روی صورتش و بهش عمیق نگاه کردم
+ رابطمون اشتباهه..
پچ زد
- چرا؟منمیخوامت خیلی ام میخوامت..
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon