خونه؟
علیاکبر رفت ، عـ لـ ی ا کـ بـ ر آوردند . .
تـو را بـه روی عبا تکه تکه می چینم ،
بقیه ی تو ولی دست این و آن مانده . .
خونه؟
علیاکبر رفت ، عـ لـ ی ا کـ بـ ر آوردند . .
کم شد و هی کم شد و . . .آنقدر کمتر شد تنت
من به شک افتاده ام آیا تو اصغر نیستی ؟