eitaa logo
خونه؟
826 دنبال‌کننده
219 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
-
-ما دوباره از همان نقطه که از هم بریدیم به هم برمی‌گردیم، دست می‌بریم خرابه‌‌ها را از نو بسازیم؛ امّا هیچ چیز دوبار اتفاق نمی‌افتد.
آدمی را چه به دلدادگی؟ او که نه خویش را می‌شناسد و نه راه عاشقی؛ تنها کارایی دهانش نیز خوردنِ خوراک است و نه ارائه دانشی که در مغزش جریان دارد. سعادت او در راه خردورزی است، اوست که عقلی سلیم دارد و حافظه‌ای ماوراء طبیعی! پس بهتر نیست جایِ رسیدن به اهداف مادی نامعقولی که در ذهنش می‌گذرد؛ جویای علم باشد و راه فضلیت را داند؟ آنگاه که او راز پنهان هستی را بفهمد، از یاد می‌برد که تا قبل از آن؛ برای چه زیسته است. - اهالی ِپوچ -
خونه؟
-
خانه ؛ تکیه دادم به پشتیه گُل قرمز ِقدیمی و گفتم : ولی هیچ جایی بهتر از خانه ی آدم نمی‌شود. همان جایی که می‌شود خسته، شاد یا غمگین بود. گاهی آراسته، گاهی شلخته بود، دلشکسته بود یا اصلا عصبی بود و بدون هیچ تقلایی پذیرفته شد.
-
-امروز بیشتر از همیشه، بیشتر از تمام روزها و لحظات بودن و نبودنت دلم آغوش خواست، دلم بند و بساطِ شکایت پهن کرد و بهانه گرفت و من؛ من قلق خودم را فراموش کرده‌ام! حالا نمی‌دانم وقتی نا‌آرام و دلتنگم چطور شبیه تو حرف بزنم، چطور روح عریانم را بغل بگیرم‌ و زیر گوشش از رسیدن، از روزهای خوب نیامده حرف بزنم، من حتی نمی‌دانم چطور باید خودم را دوست داشته باشم عزیزم. دوست دارم برای تو از چیزهای خوب حرف بزنم، مثلا از درخشش شکوفه‌ها میان بهار، از صبح و صدای گرفته و حنجره‌ی عاشق پرندگان، از عطر دمنوش‌های اول صبحی مامان و خودم؛ خودم که این روزها گرچه بسیار خسته و دلتنگ جلوه می‌کنم امّا هنوز امید دارم و امیدوارم که این ایستادن ادامه‌دار باشد. - دلتنگ ِشما : من -
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-گونه هایت خیس ِباران ، چشم هایت آفتابی.