eitaa logo
خونه؟
825 دنبال‌کننده
219 عکس
19 ویدیو
0 فایل
- آخرین برگِ پاره‌شده از کتابی که هیچ‌وقت چاپ نشد.. روی میز چوبی به هنگامِ غروب‌ ؛ | https://daigo.ir/secret/4383455486 |
مشاهده در ایتا
دانلود
خونه؟
-
خانه ؛ تکیه دادم به پشتیه گُل قرمز ِقدیمی و گفتم : ولی هیچ جایی بهتر از خانه ی آدم نمی‌شود. همان جایی که می‌شود خسته، شاد یا غمگین بود. گاهی آراسته، گاهی شلخته بود، دلشکسته بود یا اصلا عصبی بود و بدون هیچ تقلایی پذیرفته شد.
-
-امروز بیشتر از همیشه، بیشتر از تمام روزها و لحظات بودن و نبودنت دلم آغوش خواست، دلم بند و بساطِ شکایت پهن کرد و بهانه گرفت و من؛ من قلق خودم را فراموش کرده‌ام! حالا نمی‌دانم وقتی نا‌آرام و دلتنگم چطور شبیه تو حرف بزنم، چطور روح عریانم را بغل بگیرم‌ و زیر گوشش از رسیدن، از روزهای خوب نیامده حرف بزنم، من حتی نمی‌دانم چطور باید خودم را دوست داشته باشم عزیزم. دوست دارم برای تو از چیزهای خوب حرف بزنم، مثلا از درخشش شکوفه‌ها میان بهار، از صبح و صدای گرفته و حنجره‌ی عاشق پرندگان، از عطر دمنوش‌های اول صبحی مامان و خودم؛ خودم که این روزها گرچه بسیار خسته و دلتنگ جلوه می‌کنم امّا هنوز امید دارم و امیدوارم که این ایستادن ادامه‌دار باشد. - دلتنگ ِشما : من -
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-گونه هایت خیس ِباران ، چشم هایت آفتابی.
-تبر بر دوش افتاده بود به جان شاخه‌های امّیدش. تنهایی‌اش را با زور و زحمت در چمدان جا داد، چند مشت خاطره ریخت گوشه‌ی جیبش، خیالش را تن زد، اتاقش را مرتب کرد و خواست کفش رفتن بپوشد؛ کبوترهای دلش امّا نپریدند، مادر به گمان سفر باز نان و پنیرسبزی پیچید، پدر با نوبرانه به خانه آمد، آفتاب پاکش کرد توی خانه، خدا دست‌ رساند به قلب پاره‌پاره‌اش و قدم‌هایش شل شد. امّید لب ذبح شدن باز دست و دلش را لرزانده بود.
-اگر روزی از ایستادن خسته شدی و زیر رنج عظیم زندگانی شانه خالی کردی، برگرد به من. من، هنوز مقداری شعر در جیب دارم، اگرچه غم نحیفم کرده اما هنوز شانه شدن را خوب بلدم؛ هنوز دست‌هایم با زندگی راه می‌آیند و پیِ نور گردن می‌کشند. سرمای بی‌امیدی اگر زد به خانه‌ات، نترس، مرا در آغوش بگیر؛ من می‌توانم برای تکیه‌‌گاهِ تو بودن باز از جا بلند شوم عزیزم!