حیدو هدایتی Heydoo Hedayati-Mojab @with_the_wind.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
-عین سر زلف پریشونتوم،
دور سرت گشتم و حیرونتوم , عاٰشق تاٰبستون و زمستونتوم , بندر دلتنگم و داٰغونتوم،
نمنم باٰرون بیاٰبونمی...
باید خودم را به بامِ خانه برسانم، کمی با ماه معاشرت کنم و قدحی از ابرهای خاکستری رنگ بنوشم و همین که مستی گریبان گیرم شد و رگهای آبیِ پشتِ پلکهایم به تیرگی رسیدند، خودرا روانهی سقوط کنم و در نگاهِ خیرهی ماه که نقره از آن تراوش میشود، تنم را با خون به زمینِ خفته، گره بزنم.
چیزی رو نمیتونم احساس کنم.
انگار جسمی هستم که تمامِ خونِ خودش رو از دست داده و الان سرد، خالی از حیات، محیطِ ساکتِ اتاق رو اشغال کرده.
کسی سراغی از این جسمِ خالی نمیگیره، تا خون بخواد خشک بشه و بچسبه به تنِ فرشِ سرخ رنگ و تا وقتی که بخواد رایحهی نامطبوعِ مردن بلند بشه، همه چند باری اون رو فراموش کردن.
ملافههای رویِ تخت، رنگی تیره به خودشون گرفتن و انگار که میخوان تو این مردنِ آهسته و تدریجی من رو همراهی کنن.
هیچ چیز حس نمیشه، حتی شکستگیِ رگها و پارگیِ استخوانها.
همه چیز در بیحسیِ مطلق انجام میشه و درنهایت، خاطرهای از پوچیِ مرگِ من رویِ شونههای اتاق بهجا میمونه.
-فردا_دوباره_پاییز_میشه_طاهر_قریشی.mp3
زمان:
حجم:
9.4M
پاییز، هوای مه آلود دم صبح. دست های یخ کرده. زمین گلی. درخت های خواب. چمن های زرد. رفتن کلاغ های مزاحم. شکت گرم. جوراب های ساق بلند و کلفت. شوفاژ های داغ. پنجره های سرد. بوی دمنوش. بخار داغ چای. شال کاموایی صورتی. بوی اتو روی مقنعه. استاد های عینکی. دفتر مشق؟ دستمال کاغذی های مچاله شده در جیب. خواب غمگین بعد از ظهر. خرمالو. ترشی های رنگارنگ.