👴 پهلوان یزدی بزرگ (۲)
🏟 از چند روز قبل به فرمان شاه، میدان ارک برای زورآزمایی دو پهلوان پرآوازه آماده گشت و از تمام اعیان و اشراف، برای شرکت در برگزاری نمایش بزرگ کشتی دعوت به عمل آمد. جارچی ها در محله های تهران، روز و ساعت انجام مسابقه را در نزدیک مقرشاه واقع در میدان ارک به اطلاع مردم رسانیدند.
🕰 بالاخره روز کشتی دو پهلوان فرا رسید. هر کس که این دو پهلوان را دیده بود، جرأت نمی کرد که بگوید کدام به زمین خواهد خورد. از صبح همه جا گفتگو از قدرت بدنی و پهلوانی این دو تهمتن بود. همه با بی صبری در انتظار رسیدن ساعت مسابقه کشتی، دقیقه شماری می کردند.
تا این که آن ساعت فرارسید. میدان ارک مملو از انبوه مردم شد.
رجال و اشراف در جایگاه های مخصوص خود قرار گرفتند و شاه آخر همه وارد شد و دسته موزیک چی سلطنتی شروع به نواختن کرد. تمام کارها آماده شده بود که شاه فرمان به انجام مسابقه داد.
🤼♂ دو پهلوان کوه پیکر، از دو سو وارد میدان شدند. قامت هر کدام نزدیک به دو ذرع می رسید. تناور و ستبر، با دست های قوی و بازوهای قطور در مقابل هم قرار گرفتند.
به فرمان شاه، دو پهلوان با یکدیگر درآویختند و تلاش و کوشش انگیختند. از صلابت کشتی آن دو، نفس ها در سینه حبس شد. صدایی جز سکوت نبود. همه با بی تابی به زورآزمایی آن دو خیره مینگریستند.
💪 حریفان فوق العاده نیرومندی بودند. زور را با زور و فن را با بدل فن، به یکدیگر پاسخ می دادند.
پنج دقیقه، ده دقیقه کشتی طول کشید. با این حال هنوز هیچ یک بر دیگری برتری نشان نداده بودند. طولانی شدن مدت کشتی باعث شد که آن دو مظهر قدرت انسانی به حملات خود بر یکدیگر بیفزایند. خیلی مردانه و بی محابا به هم در می آویختند و می پیچیدند.
فن می زدند و بدل می کردند و زیر و بالا می شدند. نهایت زور خود را به شدت به کار می بردند. کسی باور نمی کرد که یکی از آن دو بر دیگری پیروز شود. همه مات و حیران تماشا می کردند.
⏰ یک ربع ساعت نزدیک می شد و کشتی در گرماگرم بود که #پهلوان_یزدی حرکت شدید و برق آسایی از خود نشان داد که کسی نفهمید چطور شد. ناگهان پهلوان ابراهیم سیستانی چون پاره کوهی از جا کنده شد و با تمام گرده و سر به زمین خورد و سرش شکاف برداشت و خون زیادی از آن جاری شد.
شور و ولوله میدان را فراگرفت. صدای احسنت! احسنت! به نشانه پیروزی پهلوان یزدی از هر سو به آسمان بلند شد.
📝 چند روز پس از انجام این مسابقه، پهلوان ابراهیم سیستانی که نمیتوانست زمین خوردن خود را باور کند، عریضه ای به پادشاه نوشت و به طرز کشتی گرفتن میدانی پهلوان یزدی اعتراض کرد و تقاضا نمود که شاه اجازه دهد که یزدی در گود #زورخانه یکبار دیگر با او کشتی بگیرد.
پادشاه پهلوان یزدی را احضار کرد و نامه #پهلوان_سیستانی را به او نشان داد و گفت: «او کشتی آن روز را در میدان قبول ندارد و میخواهد در گود زورخانه با تو کشتی بگیرد.»
پهلوان یزدی در جواب گفت: «هر طور که شاه امر بفرمایند اطاعت می کنم. اگر شاه مایل باشند، حاضرم زانوهای خود را به زمین بگذارم و با او کشتی بگیرم.»
🥁 قرار شد که #کشتی دوم، در زورخانه قرقانی ها انجام شود.
روز جمعه بود. از طرف شاه، حاجب الدوله و وزراء و رجال در آن زورخانه حاضر شدند. ابتدا #ورزش_باستانی به عمل آمد و در پایان، ورزشکاران از #گود خارج شده و برای کشتی آن دو پهلوان جا خالی کردند. آن گاه حاجبالدوله اجازه شروع کشتی مجدد آنها را داد.
مرشد به طبل کوبید و زنگ را به صدا در آورد. آن دو پهلوان به یکدیگر گلاویز شدند. پهلوان یزدی خیلی خونسرد و با حالتی عادی کشتی می گرفت ولی پهلوان سیستانی که از زمین خوردن در میدان ارک سخت عصبانی بود، پی در پی تند و سریع حرکت می کرد و فن های او را بدل می کرد تا این که چندان نکشید که فرصت مناسبی به دست پهلوان یزدی افتاد و ناگهان یک زیرکار از حریف گرفت و آن پاره کوه را «درخت کن» روی سر بلند کرد و محکم به زمین زد و گفت: «این هم در زورخانه!»
🏵 در دم، رجال و حاجب الدوله، پهلوان یزدی را فاتح تشخیص دادند و به او گفتند که خود را آماده رفتن به نزد شاه کند. وقتی پهلوان در پیشاپیش رجال از در زورخانه خارج شد، مردم که در بیرون با طبق های لاله و حجله های آراسته منتظر بودند، با آن ها همراه شده و پهلوان را بدرقه کردند و با سلام و صلوات او را به ارک رساندند.
🔶 پس از حضور در مقابل شاه، شاه چندین بار یزدی را تحسین کرد و او را به پهلوان باشی پایتخت مفتخر ساخت.
از معروف ترین و پر سرو صداترین کشتی های پهلوان یزدی، کشتی بود که بعدها با پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی گرفت.
#ادامه_دارد..
👊 @HrazmiVpahlvani 💪
کانال هنرهای رزمی ورزش پهلوانی
🥋🏹🥷🇮🇷⚔🥊🤺
⛩(هنرهای رزمی ما را از خواب بیدار میکند و در آن زیبایی بزرگی نهفته است.)🎴