eitaa logo
ھـور !'
908 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
570 ویدیو
109 فایل
ـــــــ ــ بِنام‌خدای‌نوروامید؛🤍 رسته‌هور، گوشـه‌ی‌دنجی برای‌برقراری‌حال‌خوب‌دلِ‌شما:).. عکاس‌هور Https://Instagram/Same.graph.Com گوش‌جان @Majnonemadar شروط‌‌وادمین‌تبادل @Hur_Tab @G0NAHKAR به پیام پین شدھ سربزنید* هور:نور،خورشید،روشنایی✨
مشاهده در ایتا
دانلود
مےنویسند: سَید علے، مےخوانم: دلیلِ زندگے.. . .🎁°° @bezibaeeyekrooya
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
°°♥ اصلا تمامِ عشق نمـٰاز، به گفتن ذڪر ست.. . °°
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
خداکیه آقامیری.mp3
3.6M
🔊°• . ↲• خـــدا ڪیہ؟! . •`👤| . ⇲🌿🎶♥️↯ 「 @bezibaeeyekrooya
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
هدایت شده از 『 مُدرِّس نوین 』
⛔⛔⛔❌❌❌ شبهه ☝️☝️☝️ ✅منتظر برای " پاسخ به شبهه " باشید با پاسخ بسیار فوق العاده و دقیق استاد عزیزی در برابر شبهات متعدد که براتون فرستاده میشه ...👏👏👏 توصیه می شه این پاسخ رو تا انتها گوش بدید تقریبا روش و قدرت پاسخ به تمام شبهات رو بهتون میده ...👌👌 🍃@modarese_novin🍃
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
هدایت شده از 『 مُدرِّس نوین 』
صدا ۰۲۱.m4a
18.67M
تقابل علم با دین !!؟ . خونه‌ے رو تعطیل ڪردن😐 🛑نمازم که تعطیل شد .. حرم ها دیگه شفا نداد که؟😏••• . دعاهاتونم بے اثر شد⚠️ . معصوم جواب بي عقلي تورو بده ؟ خب اهل بیت و پیامبر نکات بهداشتے رو رعایت نکنن دیگه ؟ •••🙄••• [ بپرم تواتیش🔥 آ خداا نسوزون منو ؟😐 ] . ڪے ضریح گفته حرامه؟؟😳🤔 🎧| ←جواب‌سوالاتوبگیر |👤| http://eitaa.com/joinchat/3723296797C035496b51c کلاسهاےرایگاݧ استاد🔺
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
شبتون حسینے🌒
۱۸ اسفند ۱۳۹۸
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
ھـور !'
بِسم رَب نـٰامت ڪه اعجٰاز میڪُند... یـٰااُمٰاهْ ••🍃 💛
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
↺. 🌷 . ☘.•[راوی:جمعی از دوستان] . ❃↠"بندگان خانواده من هستند پس محبوب‌ترین افراد نزد من کسانی هستند که نسبت به آن‌ها مهربانتر و در رفع حوائج آن‌ها بیشتر کوشش کنند." . ❃↠عجیب بود! جمعیت زیادی در ابتدای خیابان شهید سعیدی جمع شده بودند. با ابراهیم رفتسم جلو ، پرسیدم: چی شده؟! گفت: این پسر عقب مانده ذهنی است ، هرروز اینجاست. سطل آب کثیف را از جوی بر می‌دارد و به آدم های خوش تیپ و قیافه می‌پاشد! . ❃↠مردم کم‌کم متفرق می‌شدند. مردی با کت و شلوار آراسته توسط پسرک خیس شده بود. مرد گفت: نمی‌دانم با این آدم عقب مانده چه کنم. آن آقا هم رفت. ما ماندیم و آن پسر! . ❃↠ابراهیم به پسرک گفت: چرا مردم را خیس می‌کنی؟ پسرک خندید و گفت: خوشم می‌یاد. ابراهیم کمی فکر کرد و گفت: کسی به تو می‌گه آب بپاشی؟ پسرک گفت: اون‌ها پنج ریال به من میدن و می‌گن به کی آب بپاشم. بعد هم طرف دیگر خیابان را نشان داد. . ❃↠سه جوان هرزه و بیکار میخندیدند. ابراهیم می‌خواست به سمت آن‌ها برود ، اما ایستاد. کمی فکر کرد و بعد گفت: پسر ، خونه شما کجاست؟ . ❃↠پسر راه خانه‌شان را نشان داد. . ❃↠ابراهیم گفت: اگه دیگه مردم رو اذیت نکنی ، من روزی ده ریال بهت میدم ، باشه؟ پسرک قبول کرد. وقتی جلوی خانه آن‌ها رسیدیم ، ابراهیم با مادر آن پسرک صحبت کرد. به این ترتیب مشکلی را از سر راه مردم برطرف نمود. . .. •.📚برگرفته از کتاب ¹ ⇲🕸🌿•• 「 @bezibaeeyekrooya
۱۹ اسفند ۱۳۹۸