eitaa logo
شَب‌هایِ‌روشَن؛
429 دنبال‌کننده
119 عکس
25 ویدیو
0 فایل
قَلب می‌نویسد و مَغز میخواند؛ داستانی را که چشمهایت در من آغاز کرد.
مشاهده در ایتا
دانلود
شَب‌هایِ‌روشَن؛
🏷 ایجاد تنش و کشش در متن.
صحنه های داستان باید تنش و کشش پیدا کنه📌 ¹ حالا اصلا این تنش یعنی چی؟! خیلی از نویسنده‌ها فکر می‌کنن همین که بنویسن: «آن‌ها با هم دعوا کردند» یا «او ترسیده بود»، برای ایجاد هیجان و تنش کافیه. اما برای خواننده، این فقط یه گزارشِ ساده‌ست که زود فراموش می‌شه. 📉 اگر می‌خوای خواننده نتونه کتابت رو زمین بذاره و از خوندن متن دست بکشه، باید یاد بگیری به جای «گفتنِ» تنش، «تنش» رو بسازی.☕️ 💡مثلاً به جای اینکه بنویسی: «او خیلی استرس داشت که لو برود.» بنویس: «صدایِ ضربانِ قلبش توی گوشش می‌کوبید، انگار کسی داشت از پشتِ در، با مشت به دیواره‌یِ قفسه‌یِ سینه‌اش می‌زد. نفسش رو حبس کرد؛ صدایِ قدم‌هایِ سنگینِ نگهبان، درست پشتِ دیوار، داشت به او نزدیک‌تر می‌شد.» --------------------------------------------------- ² حالا چجوری تنش و کشش رو در داستان ایجاد کنیم؟! فرمولِ پرسشی📮 برای هر صحنه از خودت بپرس: * اگر جای شخصیت کتاب بودم چه حسی رو تجربه می کردم؟ 🎯 * چه «مانعِ» بزرگی یا مشکلی سرِ راهشه که الان داره اذیتش می‌کنه؟ * اگر موفق نشه، چه «تاوانِ» سنگینی می‌ده؟ (همون حسِ ترس از شکست) * کدوم حقیقت رو می‌تونم فعلاً از خواننده پنهان کنم کنجکاو بمونه؟ 🔍 +و باید توصیفات جزئیات حسی هم در متن استفاده بشه تا تنش و هیجان لحظه توسط خواننده حس بشه. - نتیجه - وقتی به این موارد دقت می‌کنی، خواننده دیگه فقط «کلمه» نمی‌خونه، بلکه همراه با شخصیت، «اضطرابِ لحظه‌ها» رو تجربه می‌کنه. تنش، یعنی «گیر انداختنِ» خواننده در تار و پودِ اتفاقات.
شَب‌هایِ‌روشَن؛
🏷 ایجاد تنش و کشش در متن.
مثال ~ ایجاد تنش و توصیف اظطراب «او به سختی نفس می‌کشید... ضربانِ قلبش چنان می‌کوبید که در آن سکوتِ مرگ‌بار، گویی صدایِ کوبیده‌شدنِ پتک بر سندان بود. ناگهان صدایِ پایی از راهرو به گوش رسید. ایستاد و نفس در سینه حبس کرد. قدم‌ها کند بودند، سنگین بودند... نزدیک‌تر می‌شدند. عرقِ سردی بر پیشانی‌اش نشست. درِ اتاق کمی باز بود؛ آیا ممکن بود همان لحظه باز شود؟ آیا او را می‌دیدند؟ هر ثانیه مثلِ یک عمر به درازا می‌کشید و او، در مرزِ میانِ آشکار شدن و ماندن، بی‌حرکت مانده بود...» - جنایات‌و‌مکافات‌؛داستایوفسکی -
آیا آنها سال ها گریه های مرا دیده اند؟ شب هایی که دیگر گریه نبود چشمانم پر از خون شده بودند_
هدایت شده از Вечность🫆
⋆ جین از کتاب جین ایر اثر شارلوت برونته •・ سختی هایی که توی زندگی کشیده باعث قوی شدن شخصیتش شده، درونگرا و متفکر، همیشه به معنای زندگی و عدالت فکر میکنه، مستقل و شجاع، حاضر نیست به خاطر هیچ چیز آزادی و عزت نفسش رو بفروشه، احساساتی ولی بلده احساساتش رو کنترل کنه، اخلاق مدار و معنوی، تصمیم هاش بر اساس اصول اخلاقی و باور های درونیه. - تقدیم به https://eitaa.com/LCC_PA00
شَب‌هایِ‌روشَن؛
ای وای،چه زیبا و کامل بود،تشکر زیبا؛)))
متاسفانه یه کاری کردی تمام حقایق تلخ زندگیم که هر روز باهاش رو به رو میشم مربوط به توئه.
شاید اگر الان زمستون بود و توی این هوای لعنتی تابستون نبودیم خیلی راحت تر میتونستم غم رو تحمل کنم.
؛ |‌ دیگه بعد تو نمیشم آدم قبل..