٫ مَهجور ٫
نگاهم میکند از دور و نزدیکم نمیآید میکُشدم هر دم، بر مزارم هم نمیآید گاهی پیش میکِشد و گاه پس
نگاهم میکند از دور و نزدیکم نمیآید
بمیرم پیش چشمش، بر مزارم هم نمیآید
گهی پس میزند، گاهی به پیشم میکشد اما
نمیدانم چرا یک خم به ابرویم نمیآید
جراحتها به دل دارم ز دلدارم ولی چون او
به دستش تیغ دارد، ناله از جانم نمیآید
لبانم گر بسوزد یا که خاکستر شود، دانم
که او با ابرِ حتّی بوسهای نمنم، نمیآید
نمیخواهم دگر بیاو چنینسان زندگانی را
حرامم باد هر دم، چون اجل سویم نمیآید
شبی گفتم که مهرش از دلم بیرون کنم، دردا!
دلم امّا.. نه تنها دل، دل و جانم نمیآید..
- حانیه. / 03.12.26
پ.ن: میدونم یکم یجوریه، ولی به عنوان اولیش قبول کنین.
ای که پس از هلاک من، پای نهی به خاک من
از دل خاک بشنوی، نالهی دردناک من..
- رهی معیری.
٫ مَهجور ٫
نگاهم میکند از دور و نزدیکم نمیآید بمیرم پیش چشمش، بر مزارم هم نمیآید گهی پس میزند، گاهی به پی
بنظر من که خیلی قشنگه،تازه این وزن موردعلاقمه :"))))))
٫ مَهجور ٫
بنظر من که خیلی قشنگه،تازه این وزن موردعلاقمه :"))))))
تیشکزدسکبتینسسن مرسییی😭✨✨