بیاین براتون بگم چی شد.
امروز صبح رفتم آزمایش خون، اونجا یه مشکلی پیش اومد که با دکتره و مامانم و همه دعوا کردم.
انقد خودمو کنترل کردم که وسط عصبانیت جلو همه نزنم زیر گریه که وقتی اومدم بیرون کتاب زیست که دستم بود رو پرت کردم، همون جا وسط خیابون بلند بلند زدم زیر گریه.
چرا ؟ چون از خودم متنفر شدم که اینطوری رفتار کردم.
واقعاً یه مرگیم هست.
با چشم قرمز رفتم مدرسه و دبیر فارسی مون که میخواست منو بخندونه وسط درس گفت خانوم صورتی چیشده امروز آبی پوشیدی ؟ ولی مدادت صورتیه به هرحال ما یه خانوم صورتی که بیشتر نداریم : ))))))))))))💘.
٫ مَهجور ٫
بیاین براتون بگم چی شد. امروز صبح رفتم آزمایش خون، اونجا یه مشکلی پیش اومد که با دکتره و مامانم و هم
عهه حواسم نبود اینم پاک کردم.