eitaa logo
٫ مَهجور ٫
533 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
273 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
وای دخترداییم گفت بیام خونه مامان بزرگش چون کار پوست انجام میده، مشتریاش قراره بیان گفت بیا تنها نباشم. بهم یه پاکت نسکافه داد که برم تو آشپزخونه درست کنم، همین که اومدم بیرون دیدم داییش رو مبل ظاهر شد. خداروشکر عبامو در نیاورده بودم، سلام کردم و اینا، اونم منگ داشت نگام میکرد اولش فکر کرد یکی از مشتریام بعد با خودش می‌گفت تو آشپزخونه چی میخواد 🤣🤣 گفت حانیه؟ گفتم بله گفت ماشالا نشناختمت که. من : خدایا چرا باید اینجوری میشد که دقیقاً وقتی دخترداییم نیس جلوم سبز بشه:)))))💘
اومدیم بیمارستان که شام بیاریم برا مامان بزرگم، دیدم خواهرزاده های مامان بزرگم اومدن حالا نگهبانه گیر داده دو نفر بالاعن نمیزاره بریم. آخه یکی نیست بگه میاین بیمارستان چی کار شما ؟ وقتی مرخص شد میرن خونه عیادت نه اینکه هلک هلک بیاین تا ما هم نزارن بریم. من آرومم*
٫ مَهجور ٫
اطرافو دید میزدم که دوربین نباشه بگن دختره اسکله تو بیمارستان وایساده عکس می‌گیره 😂
برگه عربی رو هم داد، کامل شدم. این زنگ میخواد شیمی رو بده، یاخدا. دعا کنین😭
٫ مَهجور ٫
برگه عربی رو هم داد، کامل شدم. این زنگ میخواد شیمی رو بده، یاخدا. دعا کنین😭
سلام صدای منو از پشت صندلی می‌شنوید. برگام ریخته ۱۹ شدممم. خدایا ماااچ بهت. فیزیکو ختم به خیر کن دیگه تمومه😂 هیچی دیگه بچها گفتن باید کیک مونو بدی.
امروز من و یکی از یازدهمیا دیر رسیدیم مدرسه، هرچی در می‌زدیم کسی باز نمی‌کرد تازه یادمون اومد عهه زنگ داره😂 زنگو زدیم ده دقیقه بعد آقای محبوبی و باقرنژاد اومدن درو باز کردن می‌گفتن خب چرا دیر میاین همش تقصیر این لباس صورتیه (من) هس. بابای یازدهمیه هم وایساده بود میگفت خب یه کلید به ما بدین. دختره بهم می‌گفت داشمی 😂😂