داشتم اینجا پیام میدادم پسرعمم اومد ده تا انگشتشو کشید رو صفحه گوشیم میگفت دستت نیاررر دستتت نیاررر میخوره به دستمااا یاخداا
جوگیر :))))))))))🤣
٫ مَهجور ٫
پسرعمم همه بچها رو ریخت تو ماشین گفت بریم بگردیم.
بدبخت اینا رو هم کردن تو پاچهش. 🤣
رفت اینا رو خرید سوار ماشین شد گفت یاخدا حانیه کجاس مثل همیشه صداش درنمیاد، جاش نگذاشته باشیم همش یه ذرهای هست.
من :
وای خدایا سخت ترین قسمتش همین روبوسیشه.
حالا کاش فقط روبوسی بود، چون اولین سالیه که مامان بزرگم نیست اشک و بغلم اضافه شده.
با داداشم نشسته بودیم همدیگه رو تخریب میکردیم.
گفتم چشات که مث مورچهس بزرگ و کوچیکه رو کجای دلمون بزاریم
داداشم گفت از تو که انگار همیشه از پای پیکنیک بلند شدی، خماره بهتره
بابام گفت تعریف بود یا تخریب ؟ چش خمار که قشنگ تره.
مامانم گفت دعوا نکنین هردوتاتون خوشگلین به مامان تون رفتین، چش حانیه قشنگتره و ابروی امیر.
بابام اون لحظه : من اینجا چغندر بودم ؟
من : مامان بابا دعوا نکنین :))))))😂😂
٫ مَهجور ٫
بعد یک ماه وُ ۱۵ روز دیدمش:)))))))))
بعد یک ماه وُ ۱۲ روز دیدمش:))))))))))))