از آدمای خودخواه متنفرم.
کسایی که فقط به فکر خودشونن و تا زمانی که نفعی براشون داره کاری رو انجام میدن.
متنفرم تا ابد.
٫ مَهجور ٫
میخواستم در کلاسو باز کنم برم بیرون، هرچی زور میزدم باز نمیشد کم مونده بود از دستگیره در آویزون شم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
٫ مَهجور ٫
احساس میکنم خیلی خوش میگذره بهت
خوش که میگذره ولی مشکل اینه که کنار اومدن با بعضیا خیلی سخته.
مثلا چون همرشتهای و هماتاقی هستیم دلیل نمیشه من متنی رو که چهار ساعت زحمت کشیدم ترجمه کردم و نوشتم و زیر و رو کردم رو با یه جمله "بده منم بنویسم" دو دستی تحویلت بدم در حالی که به خودت زحمت ندادی چون زیاده آخراشو بنویسی.
٫ مَهجور ٫
خوش که میگذره ولی مشکل اینه که کنار اومدن با بعضیا خیلی سخته. مثلا چون همرشتهای و هماتاقی هستیم
همین طرف بهش گفتم باهام میای بریم برا اون یکی هماتاقی مون شام بگیریم؟ گفت خستمه.
خب عزیزم منم باهات بودم هرجا بودی، منم اندازهی تو خستمه ولی یکم محبت هم خوبه.
واقعا وضع سرویس بهداشتی و حمام و آشپزخونه از نظر نظافت افتضاح بود تا اینکه بچهای اون اتاق هر ۲۰ نفرو صدا زدن و گفتن حمام و سرویس رو شستیم و هرکی استفاده میکنه خودش بشوره بعد بیاد بیرون چون قراره چند ماه با هم بگذرونیم، یه برنامه زدیم که هر هفته هر اتاق به صورت نوبتی یه نفر آشپزخونه و سینک ظرفشویی رو تمیز کنه.
منم رفتم بهشون گفتم راجب یخچال هم به بچها بگن چون من رفتم دیدم تمام قابلمههام بوی آبلیمو میده و چکنه هست. با اون کسی که طبقه یخچال رو شریک شده بودیم اومدیم کل وسایلای طبقه رو آووردیم بیرون و خود طبقه رو با اسکاچ شستیم وسایلا رو هم شستیم خشک کردیم گذاشتیم داخل.
الان حس بهتری دارم.