14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 دقت فوق العاده موشک قاسم بصیر
این موشک در بُرد ۱۳۰۰ کیلومتری می تواند با دقتی بسیار بالا (که در دنیا بی نظیر است) اهداف را مورد اصابت قرار دهد.
....
....
🗒خروج از تجدّد با نظامسازی اجتماعی:
تداوم غلبۀ نظامات اجتماعیِ تجدّدی
مهدی جمشیدی
۱. در پارهای از پیام رهبر انقلاب خطاب به نیروهای حوزوی آمده است: «طرّاحی نظامهای گوناگون ادارۀ جامعه، در بسیاری از نظامات اجتماعی، همچنان نافرجام و بیسامان باقی مانده است.» این امر، یکی از غفلتهای مهم و تاریخی در دهههای گذشته بوده و تعابیر نافرجام و بیسامان، وضع متأخّر این طرح را نشان میدهند. باید از این نقطه آغاز کرد که انقلاب اسلامی، یک انقلاب تمامعیار و معطوف به تمام ساختارها و بافتارهای اجتماعی بود؛ چراکه خودش در لحظۀ ابتدایی، از تحوّل باطنی برمیخاست و روشن است که این انسان جدید، عالَم جدیدی را نیز رقم خواهد زد. عالَم جدید، از لحاظ ساختاری، جدید است و نمیتوان آن را دنبالۀ عالَم تجدّد یا حاصل جرحوتعدیل آن دانست، بلکه از اساس، یک عالَم متفاوت به وجود میآیدکه بهطور کلّی، در افق غاییِ دیگری قرار دارد. از این جهت است که ادعای انقلاب اسلامی در سطح ملّی، محدود نمیماند، بلکه این انقلاب، یک طرح تمدّنی نیز در متن خویش دارد. تمدّن نیز، از تمایز و تفاوت حداکثری، حکایت میکند و بر این امر اصرار میورزد که نظامات و بنیانهای زندگی در سایۀ این انقلاب، دستخوش یک تحوّل زیربنایی شده است. بنابراین، طلب و تمنّای طرّاحی نظامات اجتماعی، یک آرمان پساانقلابی و ضمیمهشده به انقلاب نیست، بلکه این انقلاب به سبب ماهیّتِ منحصربهفرد خویش، نمیتوانست بر مداری جز این قرار بگیرد. هرگونه رویکرد تقلیلگرایانه که انقلاب را به تغییر سیاسی و کارگزاری، محدود سازد و لایههای بنیادین آن را نبیند، روایتی آغشته به تحریف از انقلاب است. انقلاب، بنای تأسیسِ نظم اجتماعی داشت و نمیخواست در امتداد عالَم تجدّد، خود را تعریف کند، بلکه حتّی غایات این انقلاب، آنچنان ساختارشکنانه و متفاوت بودند که با دستکاریِ نظامات تجدّدی نیز حاصل نمیشوند. باید به ریشههای فلسفی و معنایی بازگشت و انقلاب را در چهارچوبِ همان هویّت آغازینش، تفسیر کرد.
۲. از طرف دیگر، روشن است که انقلاب در دورۀ نهضت، طرحی برای نظامات اجتماعی نداشت و همۀ نیروهایش، بیشوکم، درگیر مبارزۀ سیاسی بودند. بهطور عمده، از حوزه انتظار میرفت که برای نظم اجتماعیِ پساانقلاب، چارهای اندیشه کند، اما حوزه نیز به دلیل دورافتادگی از واقعیّتهای معاصر و نوپدید، توشۀ چندانی نداشت. نه تمامیّت حوزه، روی خوش به انقلاب نشان میداد و نه آن پارهای از حوزه که در طلب انقلاب بود، جملگی توان نظریهپردازی برای دورۀ پساانقلاب را داشت. ساختار حوزه، خود را برای مواجهه با چنین چالشی، آماده نکرده بود و پاسخهای آماده در دست نداشت، بله باید گفت حتّی مقدّمات نیز فراهم نشده بود و جریان اصلیِ حوزه، همچنان سرگرم درسوبحثهای دورافتاده و انتزاعی خویش بود و قدرت حلمسألههای عینی را در سطح نظام اجتماعی نداشت. کسی چون مرتضی مطهری را باید یک استثنای تاریخی و یک تکدرخشش بیبدیل به شمار آورد؛ چنانکه امروز نیز همین حکم برقرار است. بر این اساس بود که کنش سیاسی و تلاش برای بسیج اجتماعی، تقدّم یافت و عمدۀ نیروها صرف این امر شد تا در گام نخست، نظام سکولار برچیده شود و آنگاه در مجالی که در دورۀ پساانقلاب فراهم میشود، زمینه برای نظامسازی اجتماعی فراهم آید.
....
....
۳. مسألۀ نظامسازی اجتماعی در دورۀ پساانقلاب، خود را در هندسۀ مواجهۀ انتقادی با علوم انسانیِ تجدّدی، و طلب و ارادۀ علوم انسانیِ اسلامی نشان داد. آدمِ جدید و عالَم جدید که انقلاب اسلامی در پی آن بود، بدون علم انسانیِ جدید، تحقّق نمییافت و انقلاب باید طرح تحوّلی خود را از این نقطه آغاز میکرد. باید چارهای برای علوم انسانی اندیشیده میشد تا هم سیطرۀ معرفتی و سیاستیِ تجدّد بر جامعۀ ایران پایان یابد، و هم بهواسطۀ علوم انسانیِ دینی، نظامسازی اجتماعیِ مبتنی بر دین نیز میسّر گردد. طرح انقلاب فرهنگی، در متن چنین محاسباتی رویید. این طرح، فقط فرهنگ را دربرنداشت، بلکه علم را نیز شامل میشود و مقصود از علم در آن، علوم انسانی بود. آشکار بود که انقلاب نمیتوانست از علوم انسانیِ تجدّدی برای نظامسازیِ دینی بهره ببرد و راه تازهای را بگشاید، بلکه باید به خویشتن معرفتیاش بازمیگشت. این کوششها، دیری نپایید و چندی بعد، به حاشیه رفتند و ساختار سیاسی که نظامات موجود را امر اضطراری میپنداشت، بهتدریج دچار غفلت و عادت شد و با ساختارهای تجدّدی، انس گرفت. اینک دیگر میان غایات انقلابی و نظامات اجتماعیِ تجدّدی، تعارض واصطکاکی احساس نمیشد و انقلاب در برخی ذهنیّتهای رسمی، به یک خاطرۀ تاریخی تبدیل شده بود. در دهههای بعد، دوباره این آرمان فراموششده و تعلیقی، جان تازه گرفت؛ زیرا تعارضها و کشمکشهای نظامات اجتماعیِ تجدّدی با مقاصد قدسیِ انقلاب، بیش از گذشته نمایان شدند و بسیاری دریافتند که نمیتوان با علوم انسانیِ تجدّدی، به مدینۀ فاضلۀ انقلاب اسلامی رسید. این تذکّر و تنبّه جدید، چراغی را روشن کرده و کسانی را به تأمّل و تولید واداشته است، اما هنوز دچار پریشانی و بیسامانی هستیم؛ چون ارادۀ تاریخی در میان نیروهای فکریِ انقلاب – از جمله حوزه - و ساختارهای رسمی، شکل نگرفته است.
....
....
در هیچیک از بندهای دوازدهگانهی حکمی که وزیر بهاصطلاح فرهنگ و ارشاد اسلامی برای انتصاب معاون فرهنگیاش نوشته، حتی لفظ «اسلام» و «انقلاب» و «جنگ نرم» و «جهاد تبیین» و «جوان مؤمن انقلابی» و .. به چشم نمیخورد. دلم برای جمهوری اسلامی سوخت که سکولاریسم در عمق ساختارش رخنه کرده است.
#دولتترمیدور
....
....
آمریکا همزمان با #مذاکره، مدام تهدید و تحریم می کند.
اروپا هم که هیچ مشکل اقتصادی از ما حل نکرده، مدام تهدید می کند اگر غنی سازی را در مقابله با تحریم ها و تهدیدات امریکا افزایش دهید، اسنپ بک رو فعال میکنیم!
تقسیم کار کردند؛ اروپا ما رو نگه داشته، آمریکا مدام مشت میزند.
◾️@DrRezaGholami
◾️ @MASHOUF401