۳. مسألۀ نظامسازی اجتماعی در دورۀ پساانقلاب، خود را در هندسۀ مواجهۀ انتقادی با علوم انسانیِ تجدّدی، و طلب و ارادۀ علوم انسانیِ اسلامی نشان داد. آدمِ جدید و عالَم جدید که انقلاب اسلامی در پی آن بود، بدون علم انسانیِ جدید، تحقّق نمییافت و انقلاب باید طرح تحوّلی خود را از این نقطه آغاز میکرد. باید چارهای برای علوم انسانی اندیشیده میشد تا هم سیطرۀ معرفتی و سیاستیِ تجدّد بر جامعۀ ایران پایان یابد، و هم بهواسطۀ علوم انسانیِ دینی، نظامسازی اجتماعیِ مبتنی بر دین نیز میسّر گردد. طرح انقلاب فرهنگی، در متن چنین محاسباتی رویید. این طرح، فقط فرهنگ را دربرنداشت، بلکه علم را نیز شامل میشود و مقصود از علم در آن، علوم انسانی بود. آشکار بود که انقلاب نمیتوانست از علوم انسانیِ تجدّدی برای نظامسازیِ دینی بهره ببرد و راه تازهای را بگشاید، بلکه باید به خویشتن معرفتیاش بازمیگشت. این کوششها، دیری نپایید و چندی بعد، به حاشیه رفتند و ساختار سیاسی که نظامات موجود را امر اضطراری میپنداشت، بهتدریج دچار غفلت و عادت شد و با ساختارهای تجدّدی، انس گرفت. اینک دیگر میان غایات انقلابی و نظامات اجتماعیِ تجدّدی، تعارض واصطکاکی احساس نمیشد و انقلاب در برخی ذهنیّتهای رسمی، به یک خاطرۀ تاریخی تبدیل شده بود. در دهههای بعد، دوباره این آرمان فراموششده و تعلیقی، جان تازه گرفت؛ زیرا تعارضها و کشمکشهای نظامات اجتماعیِ تجدّدی با مقاصد قدسیِ انقلاب، بیش از گذشته نمایان شدند و بسیاری دریافتند که نمیتوان با علوم انسانیِ تجدّدی، به مدینۀ فاضلۀ انقلاب اسلامی رسید. این تذکّر و تنبّه جدید، چراغی را روشن کرده و کسانی را به تأمّل و تولید واداشته است، اما هنوز دچار پریشانی و بیسامانی هستیم؛ چون ارادۀ تاریخی در میان نیروهای فکریِ انقلاب – از جمله حوزه - و ساختارهای رسمی، شکل نگرفته است.
....
....
در هیچیک از بندهای دوازدهگانهی حکمی که وزیر بهاصطلاح فرهنگ و ارشاد اسلامی برای انتصاب معاون فرهنگیاش نوشته، حتی لفظ «اسلام» و «انقلاب» و «جنگ نرم» و «جهاد تبیین» و «جوان مؤمن انقلابی» و .. به چشم نمیخورد. دلم برای جمهوری اسلامی سوخت که سکولاریسم در عمق ساختارش رخنه کرده است.
#دولتترمیدور
....
....
آمریکا همزمان با #مذاکره، مدام تهدید و تحریم می کند.
اروپا هم که هیچ مشکل اقتصادی از ما حل نکرده، مدام تهدید می کند اگر غنی سازی را در مقابله با تحریم ها و تهدیدات امریکا افزایش دهید، اسنپ بک رو فعال میکنیم!
تقسیم کار کردند؛ اروپا ما رو نگه داشته، آمریکا مدام مشت میزند.
◾️@DrRezaGholami
◾️ @MASHOUF401
هممیهن: مثل زلنسکی باشیم/درباره نام خلیج فارس غیرتی نشویم(!)
🔹روزنامه شیدای مذاکره به هر قیمت میگوید نباید از دولت ترامپ به خاطر تغییر نام خلیجفارس متنفر شویم!
🔹«هممیهن» در مقالهای مبتذل با عنوان « تله نام جعلی/دفاع از هویت ملی نباید با نفرتپراکنی آمیخته شود» نوشت:
🔻"خیلیها متعجباند که چرا ترامپ تصمیم گرفته به نام خلیج عربی رسمیت بخشد، آن هم در شرایطی که مذاکرات در جریان است. به نظر میآید در ایران اتفاق نظر وجود دارد که چون این مسئله مانند بسیاری از مسائل دیگر ناموسی است، باید به شدیدترین شکل با آن برخورد شود.
🔻از آنجا که طبق تجربه تاریخی، شخصیت ملی ایرانی، احساسی و آرمانگراست، مطرح کردن بحث خلیج عربی میتواند تلههای احساسی پیش روی توسعه ایران را بگشاید. از نظر ایرانیان سیاست چیزی نیست جز جستجوی حقیقت، در حالی که تقریباً در همه کشورهای توسعهیافته، سیاست چیزی نیست جز جستجو برای منافع.
🔻وقتی منافع آمریکا اقتضا کند، وقتی پولهای سعودی و سایر کشورهای عربی میتواند در آمریکا سرمایهگذاری شود، ترامپ چرا باید به تاریخ وفادار باشد؟"
🔹نویسنده میافزاید:
🔻«باید کاری کرد که ایران هم مثل امارات و عربستان جذاب شود و منافع کشورها مستلزم خودداری از رنجش دولت و مردم ایران باشد. علاوه بر این، ممکن است مطرح کردن نام جعلی برای خلیجفارس یک تله از سوی اسرائیل بوده باشد.
🔻درنتیجه، ضمن مخالفت منطقی، باید از نفرتپراکنی نسبت به آمریکا و دیگر کشورها خودداری کنیم تا بتوانیم سرمایههای آنها را را جذب کنیم تا بعد بتوانیم تهدید کنیم.
🔻ترامپ، یک بار زلنسکی را از کاخ سفید بیرون انداخت، اما زلنسکی به خاطر منافع ملی بر خشم خود غلبه کرد و توانست ورق را به نفع خود برگرداند. او قرارداد مواد معدنی را با آمریکا امضا کرد تا کمکها در جنگ مقابل روسیه قطع نشود. در سیاست خارجی، زلنسکی الگوی بهتری است تا شوونیستهای احساسی آرمانگرا».
🔹درباره این یادداشت مبتذل گفتنی است که اولاً غیرت و حساسیت ملی، عین عقلانیت و عزت است و نه رفتاری احساسی یا شوونیستی. نویسنده در اینجا در واقع زیرآب اعتراض به خباثت دولت آمریکا را میزند.
🔻ثانیاً ادعای اینکه فلان دشمنی دشمنان «تله است»، به رویهای جاری در میان غربگرایان تبدیل شده و آنها واکنش و اقدام متقابل به شرارت دولتهای اوباما و بایدن و ترامپ و حتی رژیم منحوس اسرائیل را رد کرده و در واقع به دشمن این چک سفید امضا را دادهاند که خیالتان راحت! هر غلطی خواستید مرتکب بشوید و نگران واکنش ما نباشید!
🔹ثالثاً این هم رذالت دیگری است که نویسنده پایمال کردن حقوق دیگر ملتها را توسعهیافتگی یک کشور وانمود میکند و حال آن که همین حالا متحدان آمریکا در اروپا و کانادا نسبت به یاغیگری و بیقانونیهای ترامپ ابراز انزجار میکنند.
🔻رابعاً آیا ابراز نوکری سعودیها یا برخی مقامات اوکراینی موجب شد تا ترامپ از یاغیگری و هنجار شکنی نسبت به آنها دست بکشد و مثلاً عنوان گاو شیرده را به سعودیها اطلاق نکند یا زلنسکی آماده امضاب قرارداد واگذاری نیمی از معادن کشورش را تحقیر نکند؟!
🔹خامساً کدام عقلانیت و کرامتی میگوید ناموس و عزت ملی خود را فعلاً حراج کنید تا آمریکا را فریب بدهید تا بعداً بتوانید به او در موارد مشابه اعتراض کنید؟!
🔻سادساً این تعبیر که «زلنسکی به خاطر منافع ملی کشورش بر خشم خود غلبه کرد و توانست ورق را به نفع خود برگرداند: او قرارداد مواد معدنی را با آمریکا امضا کرد تا کمکهای آمریکا در جنگ مقابل روسیه قطع نشود»، از اساس دروغ است.
به غارت دادن نیمی از معادن کمیاب کشور خود،کجایش منفعت ملی است؟ بماند که به اذعان تحلیلگران آمریکایی مانند مرشایمر، جنگ اوکراین، نقشه آمریکا برای گرفتار کردن روسیه، ولو به قیمت ویرانی اوکراین بود.
🔹یادآور میشود سردبیر هممیهن، شهریور ۱۳۹۹ با اشاره به تحقیر رئیسجمهور صربستان از سوی ترامپ، در نشریه صدا نوشته بود:
🔻«فرض كنيم سياستمدار صرب همچون متهمي در اتاق بازجويي و حتي يك برده در مقابل همتاي آمريكايي نشسته؛ اگر منافع چنين اقتضايي كند، بايد این اقدام را تمسخر كرد، يا عقلانيتي سياسي خواند؟»!
ایمانی
◾️ @MASHOUF401
🔻بااحترام حرف مفت
🔻چند روز پیش برای مناظره ای به دانشگاه دعوت شدم که البته به دلائلی از سوی مدیریت دانشگاه مورد مخالفت قرار گرفت و برگزار نشد. چرایی بماند. اما قبل از جلسه به طور طبیعی مواضع طرف مقابل را مرور کردم. چند جمله بسیار عجیب توجهم را جلب کرد و دچار تردید شدم که آیا باید به این مواضع پاسخ داد یا خیر؟ چرا تردید؟ توضیح میدهم.
🔻ابتدا مواضع شاذ طرف مقابل را با هم ببینیم تا ماجرای ابهام روشن شود. البته غرضم پرداختن به این سخنان نیست و پای حرف بااهمیت تری وسط است.
🔻5 موضع جنجالی:
🔸یکم. هسته ای بجز بدبختی و فلاکت هیچ ثمری برای ایران ندارد
🔸دوم.حمله صدام بخاطر این بود که امام عراق را تهدید به صدور انقلاب کرد
🔸سوم. مردم ایران نتانیاهو را به عنوان قهرمان تحسین می کنند
🔸چهارم. اسرائیل مردم بی گناه را نمی کشد( بعد از عملیات تروریستی کرمان)
🔸پنجم. اینکه اسرائیل به ایران حمله گسترده نکرد بخاطر پادرمیانی آمریکائی هاست. آنها اهل جنگ با ایران نیستند
🔻بیائید از این مواضع عبور کنیم. اساسا غرض متن نیز همین است که عبور کنیم. اما چرا؟
🔻فرض کنید خدای نکرده یک نفر در خیابان به شما ناسزا دهد. آیا ناسزا را نقد منطقی و محترمانه می کنید؟ مثلا می گویید به این 4 دلیل این ناسزا واقعیت ندارد؟
🔻واقعیت اینست که ما از این دست جملات متاسفانه در فضای مجازی زیاد می بینیم.
مثلا:
"همه جا را فساد گرفته.". "همه مسوولین فاسدند". "فساد سیستمی است". "همه مردم دروغگویند". "فردا از امروز بدتر است". "آن دولت و این دولت ندارد همه مثل همند". "مامورین ناجا همه شیتیل بگیرن". "عدلیه خودش دزد سر گردنه است".
وجه مشترک این گزاره ها چیست؟
🔻به این گزاره ها می گویند حرف مفت. عجله نکنید. غرض کلام خارج از ادب نیست.
🔻سالها پیش هری فرانکفورت، استاد فلسفه اخلاق در یک سخنرانی از تعبیر حرف مفت استفاده کرد و لب کلامش این بود که حرف مفت امری متفاوت از دروغگوئی است. دروغگو حقیقت را می داند و آنرا کتمان می کند و اما حرف مفت زن اساسا کار به حقیقت ندارد.
پژوهش فرانکفورت بعدها کتاب و در ایران با همین عنوان حرف مفت ترجمه و منتشر شده است که پیشنهاد می کنم حتما بخوانید. این روزها همه با پدیده حرف مفت بسیار درگیرند.
🔻اما ویژگی کلیدی حرف مفت چیست؟
حرف مفت تنها برای جلوه فروشی است. حرف مفت زن، تنها می خواهد بگوید: "هستم". او اساسا کار با حقیقت ندارد. حرف هایی مطرح می شود که فیو و لایک بگیرد و مقبولیت اجتماعی کسب کند.
🔻اما حرف مفت چطور شکل می گیرد؟
افراد برای گفتن حرف مفت روایت شان را می گویند و یا به تعبیر دقیقتر حس شان را می گویند و بنای حرف مستند ندارند. مثلا وقتی یکی در صف نان ایستاده و با عصبانیت به شاطر می گوید دو ساعت در صف هستم روایت اش از خستگی است. اتفاقا بقیه هم می دانند غرض این فرد یگ گزاره علمی نیست که تائید یا تکذیب شود لذا گوش می دهند و رد می شوند. شاطر هم سند نمی خواهد.
🔻حالا این مثال چکار داشت به سیاست؟
حرف سیاسی در شبکه های اجتماعی نیز خیلی وقت ها مثل صف نان است. روایت یا حس افراد می تواند ناشی از هیجان یا وحشت یا نفرت یا ترس یا خوشی و یا غیره باشد. خلاصه هرچه هست حس است نه منطق و استدلال. طرف از تهدید دشمن ترسیده است و می گوید همه چیز را بدهیم برود. به این آدم باید گفت نترس ما هستیم. نه اینکه بگوئیم به 5 دلیل وا دادن خطاست.
🔻حالا چرا حرف مفت موجب نگرانی است؟
چون اساسا روایت مثل گزاره های خبری، صدق و کذب بر نمی دارد. خبر "فلان مسوول دزد است" را می شود رد یا تائید کرد اما حس "همه مسئولین ما دزدند" را نه. چون حس فرد است. روایت اوست. همین.
🔻اما چرخه ماندگار حرف مفت چیست؟
حرف مفت خوب وایراال می شود. چرا؟ چون حرف مفت، حرف مفت می سازد. حرف مفت زدن سکه رایج می شود چون بی هزینه است.
حالا چه حرف مفتی بیشتر می گیرد؟
حرف مفتی که حرف های دوقطبی ساز و هیجانی و احساسی بیشتر دارد. چون نیاز به فکر کردن ندارد. نیاز به اثبات هم ندارد. فقط ارضا کننده است. گفته می شود که گفته شود.
🔻نتیجه حرف مفت چیست؟
ترویج حرف مفت اساسا بساط حقیقت را جمع می کند و فرصت بسیار خوبی برای رسانه هایی است که دنبال حرف مفت هستند. مثل رسانه های ضدایرانی.
🔻و اما چه باید کرد؟
نه حرف مفت بزنیم و نه اجازه دهیم حرف مفت بزنند. اما یک جاهایی توجه به حرف مفت موجب تکثیر آن می شود. یک وقت هایی تکذیب حرف مفت، تثبیت حرف مفت است. اگر هم خواستیم پاسخ دهیم به مخاطب توجه دهیم که حرف مفت زده نمی شود که پاسخ منطقی بگیرد. گفته می شود که روایتش را بگوید. گفته می شود که حسش را به اشتراک بگذارد. گفته می شود که توجه جلب کند
همشهری
◾️@mahdian_mohsen
◾️ @MASHOUF401