آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
بچه ها یکی دستم خورد از اد برش داشتم بیاد پی درست کنم پیداش نکردم
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_kآدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
آدمین میخوام
سن ۱۳ +
پر فعالیت
چنل https://eitaa.com/MMjee_k
لطفا فور = ازاد کم کمم ♬🍫 ๓Ã𝐣𝓔𝔨 🐤🎁
پارت ۶ و ۷ و ۸ رو میزارم
💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹💊❤️🩹
𐙚⋆°❤️🩹💊⋆ᥫ᭡
#مسکنقلبم
᯽︎ʕ•ᴥ•ʔ Part "6"
همیشه این عطر برای ارشام بود
اما از اغوشش بیرون نیومدم
خیلی اغوش گرمی داشت
که صداش یکهو توی تمام وجودم پیچید
ارشام : بسه دیگه من حرفتو باور کردم
سرم رو کمی بالا گرفت
ارشام : اشتی خانم ؟!....
دستشو بالا اوردم
_دست نه ولی اشتی
لبخندی زد
اینطرف تر از ارشام به دیوار تکیه دادم
_الان دیگه نمیری
ارشام : نه ؛ بلند شو صورتتو بشور بلندشو
بلند شدم و وارد اتاقم شدم
ابی به صورتم زدم
و پایین رفتم
همه داشتن فیلم نگاه میکردن و تخمه میشکستن
ارشیا سرش رو برگردوند
ارشیا : بیا بشین دیگه
_باشه اومدم
کنار ارشیا روی یک مبل نشستم که ظرف تخمه اش رو سمتم کشید
ارشیا : بردار
_باشه
منم یک مشت برداشتم و شروع به شکستن کردم
فیلمکه تموم شد ارشامگفت
ارشام : حالا چیکار کنیم
_بریم جرئت حقیقت
ارشام : هرچی رها بگه
_خب پس منم رفتم تا شیشه نوشابه پیدا کنم
سجاد : برو
وقتی برگشتم همه گرد روی زمین نشسته بودن منم بین ترنم و سیما نشستم
_کی اول میچرخونه؟
ارشیا : من
بطری رو دستش دادم که به ترنم از فرشته افتاد
ترنم : جرئت یا حقیقت
فرشته : حقیقت
ترنم : توی پسرا رو کی کراشی و نمیتونی بگی
فرشته : اووووووو شخصی نداریم هااا
ارشام : بگو داریم
ادامه دارد
|⁀|⁀|⁀|⁀|࿙੭୧࿚|⁀|⁀|⁀|⁀|