eitaa logo
ذاکرین خمین🎤
1.6هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
695 ویدیو
368 فایل
🕋بنام خدای بی نیاز🕋 پدرم گفت علی،عاشق مولا شده ام بین مردم همه جا والهُ شیدا شده ام مادرم داد به من درس محبت با شیر نوکرُ ریزه خور سفرهٔ زهرا شده ام 🎤👋بامابروزمداحی‌کن.👌🎤 https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹بهانۀ خلقت🔹 جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت همای اوج سعادت به شانۀ خلقت جهان نبود و خدا با تو گفتگو می‌کرد به حُسن خاتمت از آستانۀ خلقت... جهان و هرچه در آن پیش تار مویت هیچ! چه‌گونه از تو بگویم بهانۀ خلقت؟! برای از تو نوشتن اجازه با عشق است همیشه حرف و مضامین تازه با عشق است... :: بهار عطر تو را در گلابدان می‌ریخت زلال نام تو را در دل جهان می‌ریخت «بخوان به نام خدایت که خلق کرده تو را» هزار مژده و معنا از آن «بخوان» می‌ریخت جهان چه داشت اگر روشنایی تو نبود؟ چگونه از سرِ گلدسته‌ها اذان می‌ریخت؟ به یُمن آمدنت سنگ، مهربان می‌شد جهان پیر، پس از قرن‌ها جوان می‌شد... :: «ستاره‌ای بدرخشید و...» آن ستاره تویی ستاره‌ای که به آن می‌شود اشاره تویی ستاره‌ها و زمین، دانه‌های تسبیح‌اند و خیر اوّل و آخر در استخاره تویی زمین کتاب خودش را دوباره می‌خواند به هر کجا برسد مقصدش دوباره تویی بدون نور تو راهی به سمت پایان نیست بتاب بر سر دنیا که راه چاره تویی بتاب آینه‌گردان آشنایی‌ها بتاب روشنی هرچه روشنایی‌ها :: دعای حضرت آدم قسم به نام تو بود نجات نوح پیمبر، به احترام تو بود عصای حضرت موسی به نامت آذین داشت دم مسیح مسیحایی از سلام تو بود خلیل، دوش به دوش تو رفت در آتش که شعله «بَرد و سلام» از طنین گام تو بود اگر عزیز جهان بود یوسف از خوبی اسیر حُسن تو دلدادۀ کلام تو بود بیا سری به درختان پیر باغ بزن به روی شانه‌شان چارده چراغ بزن :: علی پس از تو چراغ ولایت عشق است کنار حضرت کوثر که آیت عشق است دو چلچراغ، دو سرو جوان باغ بهشت که راز خلقت آن‌ها امامت عشق است دوازده غزل سبز نامکرّر ناب که هر کدام به نحوی روایت عشق است کسی شبیه تو می‌آید از اهالی نور کسی ‌که آمدن او نهایت عشق است نهایت همۀ خواب‌های خوب تویی چراغ روشن دنیا پس از غروب تویی 📝 https://eitaa.com/Maddahankhomein
1_1654390101.mp3
زمان: حجم: 1.01M
🔹حرمت ذوی القُربی🔹 ندای تو را شنیده جهان جهان پر شد از طنین اذان تو جان به پیکر بی‌جان این جهان دادی که بوده مکتبت آزادگی و آزادی راه تو مستدام، نور تو بی‌زوال داری در مکتبت، هم سلمان هم بلال «یا ختم الانبیا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پس از تو شده، جهان غرق غم مدینه شده، دیار ستم بگو مدینه چه شد حرمت ذوی القُربی؟ چه آمده به سر قدر و کوثر و طوبی؟ شد دست مرتضی، بسته در کوچه‌ها شد اجر فاطمه، در پشت در ادا «آه و واویلتا» شاعر و نغمه‌پرداز: https://eitaa.com/Maddahankhomein
زمینه؛ دلگیره زمونه بعد تو.mp3
زمان: حجم: 1.24M
🔹دلگیره زمونه بعد تو🔹 رفتی و جهان بعد تو لبریز از مصیبت و غمه چارده قرنه آسمون ما رنگ اشک و آه و ماتمه نامهربونه این زمان نامهربونه این زمین ای نور رحمت خدا احوال اُمّت‌و ببین غزه روز و شب، حسرت و غم داره تنها مونده و رنگ ماتم داره کی می‌شه بیاد، وارث تو از راه اون‌که واسهٔ زخما مرهم داره «ختم الانبیا، یا رسول‌الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از تو مهر و رحمت مدام از تو لطف دم‌به‌دم رسید از دنیای ما ولی به تو تنها رنج و درد و غم رسید نامهربونه روزگار غم‌ها روی دلت گذاشت شصت و سه سالی که برات جز غصه قصه‌ای نداشت بستی چشماتو، ای عزیز دل‌ها اما قلب تو، بی‌قرار فردا... می‌دونستی که روزای بعد از تو زهرا و علی، می‌شن اینجا تنها «ختم الانبیا، یا رسول‌الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلگیره زمونه بعد تو دلگیره مدینۀ غمت یک‌ساله برای فاطمه هر روز از روزای ماتمت نامهربونه این دیار بی‌تو با کوثرت آقا بی‌تو تو کوچه‌ها شده اجر رسالتت ادا از راه اومدن، واسه بار چندم بی شرم و حیا، پیش چشم مردم واسه تسلیت! تازیانه داشتند از راه اومدن، با آتیش و هیزم شاعر و نغمه‌پرداز: https://eitaa.com/Maddahankhomein
🔹انا الیه راجعون🔹 فلک امشب نشان داده‌ست روی دیگر خود را که پس می‌گیرد از خلق جهان، پیغمبر خود را.. فَلَک می‌ریزد امشب بر سر خود، خاک عالم را مَلَک بر اشک چشمش می‌کشد بال و پر خود را یکی «انا الیه راجعون» روی لبش جاری‌ست یکی با گریه می‌گیرد سر زانو سر خود را تمام عمر رو به قبله بود و حال می‌خواهد بچرخاند به سمت قبله، حتی بستر خود را بزرگان گِرد او هستند و می‌چرخد به آن سمتی که تنها و به تنهایی ببیند حیدر خود را علی ماند و پی کاری همه رفتند... پیغمبر، به دوش این و آن نگذاشت، حتی پیکر خود را 📝 @Maddahankhomein
🔹دو امانت🔹 نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت نخواست اجر رسالت ولی دو گوهر پاک میان ما دو امانت به یادگار گذاشت دو گوهری که عزیزند چون نبوت او یکی کتاب خدا و یکی‌ست عترت او از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود همه هدایت او نیز در ولایت بود مودتی که ز ما خواست بر ذوی القربی از او به ما کرم و عزت و عنایت بود خطاب کرد که این هر دو اعتبارِ هم‌اند هماره تا ابد الدهر در کنار هم‌اند به حق که این دو همانند نور و خورشیدند که از نخست به قلب بشر درخشیدند چهارده سده بگذشته هم‌چنان شب و روز ز هم جدا نشدند و فروغ بخشیدند چنان که نور و چراغ‌اند لازم و ملزوم یکی‌ست مکتب قرآن و چارده معصوم.. سوای قرآن، مؤمن فنا بُوَد دینش بدون عترت هرکس خطاست آیینش کسی که گفت کتاب خداست ما را بس کند هماره خدا و کتاب نفرینش به آیه آیۀ قرآن قسم، بُوَد معلوم که دین شیعه کتاب است و چارده معصوم چهارده مه تابنده، چارده اختر چهارده صدف نور، چارده گوهر چهارده یم توفنده، چارده کشتی چهارده ره روشن، چارده رهبر چهارده ولی و چارده مسیحا دم که هم مؤیِد هم بوده، هم مؤیَد هم هزار حیف که امت ره وفا بستند پس از رسول خدا عهد خویش بشکستند هنوز جسم حبیب خدا نرفته به خاک به دشمنان خدا دسته دسته پیوستند به بیت فاطمۀ او هجوم آوردند به جای گل همه هیزم برای او بردند مدینه دستخوش فتنه‌ای عجیب شده‌ست بهشت وحی محیط غم حبیب شده‌ست کجا روم؟ به که گویم؟ چگونه شرح دهم؟ علی که بود وصی نبی غریب شده‌ست سقیفه گشته به پا و غدیر رفته زِ یاد چه خوب اجر نبی داده شد، زهی بیداد!.. چه روی داد که بستید دست مولا را؟ رها ز بند نمودید دیو دنیا را؟ چرا رسول خدا را ز کینه آزردید؟ چرا به بیت ولایت زدید زهرا را؟ طریق دوستی و شیوۀ وفا این بود؟ جواب آن همه احسان مصطفی این بود؟ عدو به آتش اگر جنت الولا را سوخت شراره‌اش حرم‌اللهِ کربلا را سوخت نسوخت چادر دخت حسین را تنها پَرِ ملائکه و قلب انبیا را سوخت بُوَد به قلب زمان‌ها فرود آن آتش بلند تا صفِ حشر است دود آن آتش قسم به فاطمه و باب و شوی و دو پسرش که هرچه آمده اسلام تا کنون به سرش خلافِ خلق، همان اختلافِ اول بود که شد جدا ره امت ز خط راهبرش هماره «میثم» طیِ رهِ کُمیت کند به نظمِ تازه، حمایت ز اهل‌بیت کند 📝 @Maddahankhomein
🔹حرم را سیاه‌پوش کنید🔹 مدینه ماه تو آمادۀ سفر شده است نشان کوچ، در آیینه جلوه‌گر شده است بدونِ پلک زدن، چون همیشۀ تاریخ به گِردِ شمس نبوت، علی قمر شده است دُرُست، دوخته چون برق چشم در چشمش اگرچه از همه کس، دل‌شکسته‌تر شده است وداع جان و جهان می‌کند «رسول کریم» همان‌که عشق از او صاحبِ نظر شده است به یُمن تابشِ این آفتابِ عالم‌گیر شبِ جهالتِ قومِ عرب سحر شده است خدا گواست که از پرتو هدایت اوست اگر عدالت و توحید مستقر شده است اَلا رسول مکرم! که در بسیطِ زمین به کیمیایِ نگاه تو خاک، زر شده است قسم به عصمتِ یاسین، قسم به عترتِ یاس جهانِ ما به پیامِ تو تشنه‌تر شده است به شوقِ جلوه‌ای از آن جمال نورانی‌ست اگر که دیدۀ دل‌ها، خدانگر شده است ز فیضِ تربیتِ آن دم مسیحایی دعای زنده‌دلان، صاحبِ اثر شده است دوباره پنجره‌ای تا مدینه بگشاییم مدینه‌ای که یتیم از چنین پدر شده است در آن فضایِ نفس‌گیر، گرم راز و نیاز امینِ وحی خدا، با پیامبر شده است.. صدا، صدای رسولِ خداست می‌گوید صدایِ پیکِ اجل شد، صدای در شده است برای سیر در آفاقِ عالمِ ملکوت تمامِ هستی‌اش آمادۀ سفر شده است شتاب کن سوی مسجد، اذان بگوی بلال! بگو که فاطمه از غصه خون‌جگر شده است مدینه را و حرم را سیاه‌پوش کنید! صدای گریۀ زهراست، خوب گوش کنید! 📝 @Maddahankhomein
🔹خورشید مهربان🔹 شبی که نور زلال تو در جهان گم شد سپیده، جامه سیه کرد و ناگهان گُم شد ستاره خون شد و از چشم آسمان افتاد فلک ز جلوه فرو ماند و کهکشان گم شد به باغ سبز فلک، مهر و ماه پژمردند زمین به سر زد و لبخند آسمان گم شد دوباره شب شد و در ازدحام تاریکی صدای روشن خورشید مهربان گم شد پس از تو، پرسش رفتن بدون پاسخ ماند به ذهن جاده، تکاپوی کاروان گم شد بهار، صید خزان گشت و باغ گل پژمرد شبی که خندهٔ شیرین باغبان گم شد... شکست قلب صبور فرشتگان از غم شبی که قبلهٔ توحید عاشقان گم شد... نشست بغض خدا در گلوی ابراهیم شبی که کعبۀ جان، قبلۀ جهان گم شد... 📝 @Maddahankhomein
🔹بعد از تو...🔹 ...پس رهسپار جادۀ بیت‎الحرام شد شصت‎وسه سال فرصت دنیا تمام شد شصت‎وسه سال فرصت دیدار با خدا دیگر تمام، دورۀ وحی و پیام شد رو سوی کردگار، از این خاک درگذشت از جانب خدا به محمد سلام شد ای برگزیده! پاک! پیام‎آور خدا! یا مصطفی! پس از از تو جهان در ظلام شد شب سکه زد به نام خود و ماه را گرفت خورشید، گم میان سیاهی شام شد بعد از تو هیچ غصه مگر رفت از دلی؟ بعد از تو هیچ درد مگر التیام شد؟ بیداد رخ نمود ز تاریک‎غار خود اکنون که تیغ دادگری در نیام شد بعد از تو منبر تو به ‎دست بتان فتاد بعد از تو خاک بر سر رکن و مقام شد شد فرقه فرقه اُمّت تو، فتنه تازه گشت دین تو واژگون و حلالت حرام شد مهجور شد کتاب خدا بعد رفتنت بعد از تو، اهل‌بیت تو بی‎احترام شد بعد از تو خاندان خدا شد اسیر کفر بعد از تو خاندان علی قتل‌عام شد... نفرین بر آن گروه که با جهل خویشتن فصلی برای غربت خیرالانام شد زین‎پیش اگرچه بر سر این قوم ناخلف نفرین انبیای سلف، انتقام شد تنها محمد است که نفرینشان نکرد زین‎رو محمد است که حسن ختام شد پس چشم بست و از سر تقصیرشان گذشت پس رهسپار جادۀ بیت‎الحرام شد 📝 @Maddahankhomein
🔹از باب جبرائیل...🔹 آن‌جا که دلتنگی برای شهر بی‌معناست جایی شبیه آستان گنبد خضراست جایی که سرسبز است با شوق کبوترهاش جایی که تصویرش برای ذهن‌ها زیباست... از شش جهت نور است در آیینه‎های آن از شش جهت انگار تصویر خدا پیداست... عاشق شدن حرف کمی از وسعت آن است در هم گره خورده‌ست این دل‌ها که از بالاست آن‌‌سوتر از این عرش، آبادی نمی‌بینم این بارگاه نور، بی‌شک آخر دنیاست... از باب جبرائیل تا منبر غزل‌خوان است هر چشم بارانی که در این شهر پابرجاست روزی هزاران آیه می‌بارد بر این مردم این‌جا همان باغ بهشتی... جنة الماواست... با لهجۀ خورشید می‌آید سروشی ناب این جذبه از چشمان سبز سید بطحاست این‌جا شبستان در شبستان روز در روز است این‌جا حریم خاندان لیلة الاسراست زیر عبای خویش می‌گیرد زمین را، او پیغمبر امروزها... پیغمبر فرداست... این‌جا هوا ابری‌ست باران در نفس دارد این‌جا هوا بغض است... بغضی در گلوی ماست از کوچه‌هایی که به جنت می‌زند پهلو عطر غریبی می‌وزد... این عطر اعطیناست بغضی گرفته جان من را خوب می‌دانم بغض گلوگیر زمین در ماتم زهراست... پژواک درد و داغ تو در شهر پیچیده‌ست غربت پس از این روزگاران باز هم پیداست... 📝 @Maddahankhomein
واحد؛ از خود گذشت.mp3
زمان: حجم: 1.54M
🔹یا رحمة للعالمین🔹 ای مهربان، ای دل‌نشین یا رحمة للعالمین از هر چه گویم، هر چه گویم بهتری تو روحِ مرا تا عرش اعلا می‌بری تو هر کس کنارت نیست بی‌شک از خدا دور است بی خندۀ تو جان عالم زنده در گور است «تو رحمة للعالمینی یا رسول الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آه از دلِ غمگین تو پیشانیِ خونین تو بر لب تبسم داری اما کوه دردی عمری جسارت دیدی و نفرین نکردی روزی که خاکستر حجاب روی ماهت بود تنها علی، تنها علی، پشت و پناهت بود «تو رحمة للعالمینی یا رسول الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عرش خدا، مأوایِ تو معبود توست، شیدای تو افتاده بر پایت تمام عالم اما اما خودت دلدادهٔ زهرایی آقا هستم محب فاطمه من با دعایِ تو دلبسته‌ام دلبستۀ اهل کسایِ تو «تو رحمة للعالمینی یا رسول الله» شاعر: @Maddahankhomein
🔹آه از آن روز...🔹 پس از تو آسمان از دامنش خورشید کم دارد زمین در سینه‌اش دریای طوفان‌زای غم دارد پدر بودی جهان را، بعد تو این پیر وامانده چنان طفل یتیمی تا ابد چشمان نم دارد رسیده پشت در، اذن دخول انگار می‌خواند که عزرائیل هم چشمی بر این باب‌الکرم دارد قلم کاغذ نیاوردند آن روز، آه از آن روز بگو بنویسد اینک هر که در دستش قلم دارد پس از خود می‌سپاری دوستان و دشمنانت را به دست مهربان‌مردی که شمشیر دو دم دارد تو می‌خواهی پس از خود آن کسی بر منبرت باشد که با هر خطبه‌اش صد تیغ بُرّان بر ستم دارد کسی که خم نکرده لحظه‌ای سر پیش این دنیا ولی پیش یتیمان و فقیران پشت خم دارد برایت جانشین باید علی باشد، علی باشد که بی نام علی اسلاممان بسیار کم دارد 📝 @Maddahankhomein
زمینه؛ دلگیره زمونه بعد تو.mp3
زمان: حجم: 1.24M
🔸دلگیره زمونه بعد تو🔸 رفتی و جهان بعد تو لبریز از مصیبت و غمه چارده قرنه آسمون ما رنگ اشک و آه و ماتمه نامهربونه این زمان نامهربونه این زمین ای نور رحمت خدا احوال اُمّت‌و ببین غزه روز و شب، حسرت و غم داره تنها مونده و رنگ ماتم داره کی می‌شه بیاد، وارث تو از راه اون‌که واسهٔ زخما مرهم داره «ختم الانبیا، یا رسول‌الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از تو مهر و رحمت مدام از تو لطف دم‌به‌دم رسید از دنیای ما ولی به تو تنها رنج و درد و غم رسید نامهربونه روزگار غم‌ها روی دلت گذاشت شصت و سه سالی که برات جز غصه قصه‌ای نداشت بستی چشماتو، ای عزیز دل‌ها اما قلب تو، بی‌قرار فردا... می‌دونستی که روزای بعد از تو زهرا و علی، می‌شن اینجا تنها «ختم الانبیا، یا رسول‌الله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلگیره زمونه بعد تو دلگیره مدینۀ غمت یک‌ساله برای فاطمه هر روز از روزای ماتمت نامهربونه این دیار بی‌تو با کوثرت آقا بی‌تو تو کوچه‌ها شده اجر رسالتت ادا از راه اومدن، واسه بار چندم بی شرم و حیا، پیش چشم مردم واسه تسلیت! تازیانه داشتند از راه اومدن، با آتیش و هیزم ✍🏻 @Maddahankhomein