.مهلوف.
+الان نه از زندگی خوشم میآید و نه بدم میآید، زندهام بدون اراده، بدون میل، یک نیروی فوقالعادهای
+مارا حوصله خریدن نقاب نبود
خوشا آنان که خریدند و عزیزند
_صادق هدایت
+واقعا فکرشو نمیکردم تو باشی.
نه چون بقیه خوب بودن،چون تو قرار نبود این کارو بکنی.
اگه هر آدم دیگهای بود،اصلا مهم نبود قلبمو له کنه یا نه،رد میشدم، تموم.
اما تو؟
تو همونی بودی که بهش اعتماد کردم،که فکر میکردم حداقل بلده کجا وایسه.
عصبانیم،نه فقط از کاری که کردی،از اینکه گذاشتم انقدر نزدیک بشی
که بتونی این ضربه رو بزنی.
تو قلبمو نشکستی،تو ثابت کردی حتی کسی که دوستش داری
میتونه بدترین آسیب رو بزنه.
+ صدام بزن وگاس چون همه فکر میکنند من از درد لذت میبرم ولی حقیقت اینه که فقط بلد نیستم بدون درد زنده بمونم.
هدایت شده از خانومِلوبیا
_تو یه موقعیتایی بهم میگن عصبانی که من اصلا هنوز "عصبانی" نشدم.🦦