eitaa logo
کانال تنهامسیری های مازندران
1.1هزار دنبال‌کننده
11.4هزار عکس
5.1هزار ویدیو
61 فایل
جهت انتقاد پیشنهاد و ارائه ی مطلب با ادمین ارتباط برقرار کنید.👇👇👇 @Yaa_ss در این کانال مباحث کاربردی و تربیتی موسسه تنهامسیر آرامش ارائه خواهدشد🌟
مشاهده در ایتا
دانلود
منافقین از آلبانی به کانادا می‌روند / پناهگاه اختلاس‌گران فراری پایگاه جدید تروریست‌ها سران گروهک تروریستی منافقین در حال تدارک برای انتقال مقر این گروهک از آلبانی به کانادا هستند. ✍امیدواریم دربدر بشن و روزی بشه که هیچ کشوری راهشون نده... 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۱ مرداد ۱۴۰۲
🔻١٠_ کشور اول جهان با بالاترین معدل روسپیگری و تن فروشی: ١. تایلند (بودایی) ٢. دانمارک (مسیحی) ٣. ایتالیا (مسیحی) ٤. آلمان (مسیحی) ٥. فرانسه (مسیحی) ٦. نروژ (مسیحی) ٧. بلژیک (مسیحی) ٨. اسپانیا (مسیحی) ٩. آمریکا (مسیحی) ١٠. فنلند (مسیحی) ١٠ کشور اول جهان در بالاترین آمار دزدی: ١٠. دانمارک و فنلاند (مسیحی) ٩. زیمبابی (مسیحی) ٨. استرالیا (مسیحی) ٧. کانادا (مسیحی) ٦. نیوزلند (مسیحی) ٥. هندوستان (هندو) ٤. انگلستان (مسیحی) ٣. آمریکا (مسیحی) ٢. سوئد (مسیحی) ١. آفریقای جنوبی (مسیحی) ١٠ کشور اول جهان با بالاترین آمار مصرف مشروبات الکلی : ١) مولدوفا (مسیحی) ٢) بلاروس (مسیحی) ٣) لیتوانی (مسیحی) ٤) روسیه (مسیحی) ٥) جمهوری چک (مسیحی) ٦) اوکراین (مسیحی) ٧) آندورا (مسیحی) ٨) رومانی (مسیحی) ٩) صربیا (مسیحی) ١٠) استرالیا (مسیحی) کشورهای با بالاترین آمار آدم کشی: ١_ هندوراس (مسیحی) ٢_ ونروئلا (مسیحی) ٣_ ولز (مسیحی) ٤_ السالوادور (مسیحی) ٥_ گینه (مسیحی) ٦_ آفریقای جنوبی (مسیحی) ٧_ سانتكيتس ونيفيس (مسیحی) ٨_ جزایر باهاما (مسیحی) ٩_ ليسوتو (مسیحی) ١٠_ جامايیكا (مسیحی) نام خطرناکترین گروهای مافیا در جهان: ١. ياكوزا (بودایی) ٢. أگپيروس (مسیحی) ٣. واه سينگ (مسیحی) ٤. جامايكا بوس (مسیحی) ٥. پريميرو (مسیحی) ٦. برادران آريون (مسیحی) ٧. خون (مسیحی) ٨. خیابان ١٨ گانگ (مسیحی) ٩. مونجیکی (مسیحی) ١٠. ماراسالفاروچا (مسیحی) بزرگترین مافیای تجارت مخدر در جهان: ١. بابلوإسكوبار - كلمبيا(مسیحی) ٢. آمادوكاريلو - كلمبيا(مسیحی) ٣. كارلوس ليدرجيرمان(مسیحی) ٤. غريسيلدابلانكو - كلمبيا(مسیحی) ٥. خواكين غوزمان - مكزيك(مسیحی) ٦. رافائيل كارو - مكزيك (مسیحی) ❗️با این وجود رسانه های غرب و شرق یک ریز می گویند که: اسلام سبب همه وحشت و هراس در جهان است !! تا بدانجا که بسیاری از مسلمانان این ادعاهای پوچ و بی اساس را باور کرده اند... 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۱ مرداد ۱۴۰۲
6.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈خیلیا با این تصاویر خاطره دارند! به امید قسمت دوباره برا همتون🌺🙏 تا 🍃 🥀 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۱ مرداد ۱۴۰۲
📖 السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَهْدِيَّ اَلْأَرْضِ وَ عَيْنَ اَلْفَرْضِ...✋🌱 ▪️سلام بر تو ای مولایی که حقیقت دین از قلب نازنین تو می‌تراود... سلام بر تو و بر روزی که از جانب خدا به سوی اسرار زمین هدایت می‌شوی! 📚 صحیفه مهدیه، زیارت حضرت صاحب‌الامر در سرداب مقدس، ص۶۱۰. (عج) 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
1_1110879038
9.74M
📜 قرائت 🎊 تغییر مقدرات الهی با مداومت بر خواندن دعای عهد... ره: اگر هر روز خواندی ، مقدراتت عوض می‌شود...⚡️ ✅ امروز محکم‌تر سربازی و یاریم را تمدید می‌کنم. 🌤اللهم عجل لولیک الفرج 🌤 التماس دعا ....🌷 ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌ ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎ ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌ ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎ 🚩 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
✅اگر روزی با خطر هم همراه باشد، باز هم این شور و شوق خواهد بود ✍ : این راه‌پیمایی اربعین را می‌بینید؟ این حرکت عظیم میلیونی بین نجف و کربلا را؛ این حرکت اگر روزی با خطر هم همراه باشد، باز هم این شور و شوق خواهد بود. این روحیه را باید نگه داشت؛ این ضامن بقای کشور است. ۹۵/۸/۲۶ 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
11.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 کی گفته هر وقت حال داشتی باید بری کربلا؟ ➕ سؤالی که بعد از ظهور نوه‌ات از تو خواهد پرسید! 👈 کیفیت بهتر + متن 🚩 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
🔴۵ قلوهایی که رهبر انقلاب نامشان را انتخاب کردند 🔹زمانی‌که تصمیم گرفتند برای دومین‌بار طعم شیرین پدر و مادرشدن را بچشند، در رحمت پروردگار به رویشان باز شد و این‌بار باید انتظار یک ۵ قلو را می‌کشیدند. 🔹وقتی خبر جنسیت به گوش والدین‌ رسید، پدرشان محمود با هم فکری مادر تصمیم گرفتند این‌بار مسئولیت انتخاب اسم را به عهده پدری مهربان‌تر بگذارد. همان شد که نامه‌ای به دفتر رهبر انقلاب ارسال کرد و خبر آمدن سربازان جدید امام زمان را به ایشان دادند و خواستند نامی برای فرزندان‌شان انتخاب کنند. 🔹آقا محمود پدر بچه‌ها می‌گوید: «ظهر روز تاسوعا بود که تماس گرفتند و گفتند که رهبر انقلاب برای دخترها نام‌های «زهرا، سارا و مریم» و برای پسرها نام‌های «احمد و محمد» را انتخاب کردند. از اینکه رهبر بزرگوار به من و خانواده‌ام توجه کردند بسیار خوشحال و مسرور شدم.» 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
👌وقتی دشمنت از یه چیزی نگرانه یعنی اون کار رو داری به درستی انجام میدی ... ✍بقول شهید بهشتی ای آمریکا از ما عصبانی باش و ازین عصبانیت بمیر... 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
حدود یک هفته بود که پایان نامه کارشناسی ارشدم را دفاع کرده بودم، که متوجه شدم باردار هستم. ماه های اول بارداری را راحت گذروندم. خدا بیامرز مادرم میگفت، از من دوری ولی خداروشکر بد ویار هم نیستی. اما ماه آخر، آنزیم های کبدیم بالا رفته بود. دکتر چند بار ختم بارداری با سزارین را اعلام کرد. اما من روی زایمان طبیعی پافشاری میکردم. هر بار که می رفتم بیمارستان، با رضایت شخصی از آنجا بیرون می آمدم. آخر سر درد طبیعی را تجربه کردم ولی در لحظه آخر بچه مدفوع کرد و به اجبار سزارین شدم. بچه اول را همه ذوق و شوق داشتن. نوه اول هردو خانواده بود. مادرم میخواست سیسمونی بگیره اما من گفتم همه چیز باید ساده باشه. چون باید فرزندآوری ساده را ترویج کرد. وقتی بچه بدنیا آمد چون مادرم مریض بود نتونست در بیمارستان همراهم باشه. من که سزارین شده بودم موقع بلند شدن از تخت، مشکل داشتم که خدا از امدادهای غیبی خودش برام فرستاد و به صورت اتفاقی یکی از دوستان ما به کمک آمد. بچه اول رو با خودم همه جا میبردم. برای خودش مارکو پولو شده بود. دو ماهش بود که راهیان نور بردم. پنج ماهش بود که مشهد رفت. یکسال نشده بود که اربعین پیاده روی رفتیم. مادرم میگفت بچه داری رو چقدر آسان میگیری. ما به خودمون سخت می‌گرفتیم بچه آوردن برامون سخت شده بود. دخترم یک ساله نشده بود که مادرم به رحمت خدا رفت. دخترم دو سالش شده بود که به فکر بچه دوم افتادیم. وقتی حامله شدم خیلی ها تعجب کردن. گفتن تو که نه مادری داری و نه خواهر، چه جوری به فکر آوردن بچه دوم توی غربت افتادی؟! یکی از چالش‌های من موجهای منفی و دلسوزی های الکی و نسنجیده دیگران بود. اطرافیان هی میگفتن تنهایی، چه جوری میخوای بچه ها رو‌ بزرگ‌ کنی؟ تو دلم میگفتم خب من خودم خواهر ندارم، ضربه خوردم. بالاخره این سختی رو من به جون باید بخرم که بچه هام مثل خودم تنها نشن. به لطف خداوند فرزند دوم را بعد از یک سزارین، پیش خانم دکتر طیبه قاسمی و سکینه لطیفی در قم وی بک کردم و طبیعی به دنیا آوردم. تجربه شیرین زایمان طبیعی با سزارین قابل مقایسه نبود. در همه این سال‌ها مستاجر بودیم. اما از برکت بچه دوم توانستیم در یکی از شهرکهای اطراف شهر یک واحد آپارتمان بخریم. اون موقع دوره‌ای بود که پوشک هم خیلی گران شده بود. اقساط خانه به خرجمون اضافه شده بود و این ها یه مقدار کار رو سخت کرده بود و من برای اینکه کمکی به دخل و خرج خانه کمک بکنم از پوشک های قابل شستشو استفاده میکردم. اما هیچ وقت نمی فهمیدم که اگر مثلاً پوشک شستن سخته، سختی اش رو من خودم انتخاب کردم و دارم میکشم بقیه چرا هی دلسوزی بیجا و اظهارنظر میکنن؟احتمالا نمی‌دونن چقدر رو اعصابن😆 توی این سالها که ۵-۶ سالی از دفاع پایان نامه ام می گذشت، به صورت مکرر استاد راهنما به من پیام میداد که از پایان نامه ات مقاله بنویس و آماده دکترا بشو. دلیل پیگیری های مکرر استادم را متوجه نمی‌شدم. یکبار خیلی اصرار کرد. گفتم من فعلا قصد دکترا خوندنم ندارم استاد. اگر هم بخوام کار مثبتی انجام بدم با همین ارشدم انجام میدهم. با خودم میگفتم الان من میتونم بچه بیارم چندسال دیگه شانس بارداری ام کمتر میشه. درس خواندن دیر نمیشه. کار روی زمین مانده کشور حفظ و افزایش نسل است. 👈 ادامه در پست بعدی... 👇👇👇 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲
البته این نکته رو بگم که به قول رهبر انقلاب، خانه داری به معنای خانه نشینی نیست. همه این سال‌ها شاید فعالیت علمی به معنای رفتن به دانشگاه را کنار گذاشتم و به صورت رسمی جایی استخدام نشدم و حقوق‌بگیر نبودم، اما فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی خودم را ادامه دادم. باور داشتم و دارم که همانجا که هستم آنجا را مرکز عالم باید قرار دهم. الحمدالله تونستم یک صندوق قرض الحسنه خانگی راه بیندازم. حدود ۱۰۰ خانواده نیازمند از طلاب خارجی را شناسایی کردم و با کمک‌ خیرین آنها را تحت پوشش قرار دادم. به نظر خودم من با کمک به آنها دارم فرهنگ اسلامی و انقلابیگری را منتقل میکنم. فعالیت های تدریس و پژوهش خودم را هم بین جوانان ادامه دادم. دو،سه سالی مسئول واحد خواهران یک مجموعه فرهنگی بودم. خیلی از مادرها میگفتن ما وقتی انگیزه و دغدغه مندی شما را می بینیم، برای فرزندآوری و فعالیت در اجتماع انگیزه بیشتری پیدا می کنیم. با وجود همه دغدغه های اجتماعی و سختی هایی که داشتم، به فکر بچه سوم بودم. بچه سوم را که حامله شدم، همزمان با شروع کرونا بود. بارداری فوق العاده سختی داشتم. از ماه هشتم آنزیم های کبدیم مجدد بالا رفته بود. مدام حالت تهوع داشتم. هرچی که میخوردم بالا می آوردم. همش دعا میکردم که زودتر از موعد درد زایمان بگیرم و بچه به دنیا بیاید تا راحت شوم. اتفاقا همین هم شد. بچه دو هفته زودتر از موعد بدنیا آمد. متأسفانه بچه مدفوع کرده بود و این باعث درگیری ریه و معده بچه شده بود.به طوری که وقتی بچه به دنیا آمد، نتونست گریه کنه. آنجا من به خانم حضرت خدیجه متوسل شدم. گفتم همانطور که به دختر بی مادر خودت خانم حضرت زهرا موقع زایمان نظر کردی، به من و بچه ام نظر کن. همین که داشتم اینا رو با خودم از ذهن میگذروندم، دکتر گفت بچه احیا شد. اما درگیری مدفوع با ریه و معده آنقدر زیاد بود که بلافاصله بچه رو به اتاق ان آی سیو فرستادن. بچه حدود ۱۰ روز بیمارستان بود. روزای سختی بود. دکتر خودم رو از بیمارستان مرخص کرد و من با دستای خالی رفتم خونه، در حالیکه بچه ها در رو باز کردن و میگفتن مامان آبجی کجاست؟ روند درمان خیلی کند پیش رفت. در نهایت بچه را به یه بیمارستان مجهزتر منتقل کردن. یک روز دکتر اومد و گفت بابت اینکه بچه نتونسته بود گریه کنه ممکنه بیوکسی شده باشه. به خاطر همین لازم است که بچه ام آر آی بشه. روز بعد متخصص قلب اومد و گفت روی قلب بچه یه سایه دیده شده و باید بررسی بشه. درنهایت گفت توی قلب بچه حفره ایجاد شده و خطرناکه. اون روزا بیمارستان داشت روی سرم خراب میشد. همش به خودم میگفتم مگه جهاد فرزندآوری نیست. خب جهاد سختی داره. حتما نباید توی میدان مین جهاد کرد. خلاصه بعد از ۱۰ روز بچه از بیمارستان مرخص شد. بعد از ترخیص پیش یه دکتری رفتیم تا در مورد ام آر آی مشورت کنیم. دکتر گفت بچه سالم هست. اصلا ام آر آی برای بچه ای که همه چیزش سالمه و برای یک درصد احتمال درست نیست. اگه خیلی میترسید از مغز سونوگرافی کنید. دوماه از تولد بچه نگذشته بود که رفت و آمد همسرم برای کار به جهت دوری منزل سخت بود. تصمیم گرفتیم به داخل شهر بیایم. اتفاقا یکی از دوستانمان پیشنهاد داد که یه طبقه از منزلی که دربست کردن نیاز به مستاجر داره و ما هم همسایه شدن با آنها را پذیرفتیم. اما دوماه بعد خانه چون ورثه ای بود، ورثه به اختلاف خوردن و ما مجبور به اثاث کشی شدیم😭 دخترم شش ماهه بود. به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود خیلی ضعیف شده بودم. هرکی منو میدید می گفت دیگه بچه نیاریااا! به فکر سلامتی خودت باش!قرار نیست که همه جمعیت کشور را تو زیاد کنی!!😬 در کمال ناباوری بعد از شش ماه به صورت خدا خواسته حامله شدم🤣 روزای اول خودمو خیلی باخته بودم. وقتی که رفتم آزمایش دادم، انقدر بهم شوک وارد شده بود، درخواست کردم آزمایش رو کنترل کیفیت بدن، برای اینکه مطمئن بشم جواب آزمایش درسته!! با تمام دغدغه و علاقه ای که به فرزندآوری داشتم اما توان جسمی نداشتم. همسرم مثل یک کوه با صلابت و استواری در کنارم بود. مدام امید به من میداد. تمام کارهای خانه و بچه ها را انجام میداد. ولی من انقدر استرس گرفته بودم که به دیابت بارداری دچار شدم. تا چهار ماهگی جایی نمی رفتم تا کسی متوجه نشه که من باردار هستم و بخواد من رو سرزنش بکنه. خیلی جالب بود بعد از اون وقتی که دوستان متوجه بارداری من میشدن، چون از دغدغه من برای فرزندآوری آگاه بودن، همه فکر می کردن جریان هوشمندانه بوده و من رو بخاطر اراده ام تحسین میکردم. بعد که من از چالش های فرزندان شیره ب شیره می گفتم، خندشون می گرفت که چقدر بهم حسن ظن داشتن.🙈 👈 ادامه در پست بعدی... 👇👇👇 🌹 @Mazan_tanhamasir
۲۲ مرداد ۱۴۰۲