آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
آن جوانی که رهایش کرده بودی پیر شد
آفتاب انتظارت آنقدر تابید که
پهنه دریای عشقم عاقبت تبخیر شد
من همانم که پر از شور رسیدن بود؟ نه
از تمام زندگی چشم و دل من سیر شد
شور و شوق زندگی بعد از تو افتاد از سرم
روزهای جمعه نه، هر روز من دلگیر شد
بد شدی با من منم با کل دنیا بد شدم
بد شدن بعد از تو راحت مسری و واگیر شد
گریه میکردم نشد جوری که باید خوب دید
چهرهای تار و پریشان آخرین تصویر شد
دورهایت را زدی و بعد از آن برگشتهای؟
جا ندارد، قلب من با بیکسی تسخیر شد
با ببخشید و غلط کردم چه جبران میشود؟
عمر من رفت و غرورم له شد و تحقیر شد
خارج از وقتش که باشد عشق هم بیارزش است
نوش دارویی که آوردی تو بیتاثیر شد
حرف آخر، جانِ دل برگشتنت بیفایدهست
آمدی وقتی که دیگر بینهایت دیر شد(((:
@Melhoof
مِلهوف
یادتونه قبلنا هی میگفتم تو مرز فروپاشیام؟ گ.ه میخوردم. اونجا خیلی با مرز فاصله داشت. مرز اینجاست ک
می نشینم بر سر راهت به شوق صحبتی
وصف حالم را اگرنشنیده باشی، راحتی
بیهوا خندیدی و گفتی که دیدی خواب من؟
سرتکان دادم بدین معنی که دارم حسرتی
این که شاعر میشوم با اعتبار نام توست
لیک از روز ازل با هجر دارم نسبتی
برسر کوی توام در آخرین شبهای شعر
در پی هر وعدهگاهی، فتح کردم محنتی
گرچه بایاد تو دارم در جهان رنجی مدام
با خیال دلنشینت باز دارم خلوتی((:
@Melhoof
مِلهوف
مرا حوصله تنگ است...! بیا @Melhoof
هرشب دلم بهانه ی تو...
هیچ...
بگذریم(:💔
هر شب لبم ترانه ی تو..هیچ...بگذریم..
دیواری از جدایی و یک جاده غرق شب
بین من و میانه ی تو... هیچ.. بگذریم
افسانه گشت عشق من و تو ،خدای را
مانده من و فسانه ی ...هیچ..بگذریم
طوفانی دلم به کدامین پناه ؟ وای...
دست من و کرانه تو... هیچ...بگذریم
هر جا که می کشدم دل ، به هر نگاه...
چشم من و نشانه ی تو ...هیچ ...بگذریم
روزم به پرسه های پر از یاس و شام من
زجر غم شبانه ی تو... ،هیچ... بگذریم
شاعر نشد دلم به دو تا بیت و مانده ،با
این عشق کودکانه تو... هیچ...بگذریم((((:❤️🩹
@Melhoof