و تلخترین قسمت ماجرا اینجاست: ما شاید فراموش کنیم چه کردهایم، او هم مارا فراموش خواهد کرد، اما حافظهی خاک و خدایِ گلها، هرگز طعمِ تلخِ تشنگی را از یاد نمیبرد.
Alec Benjamin12. Older.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
به وقت ۲۰اُم اردیبهشت
و نوزدهساله شدنم🌷🌚
هرسال شبای تولدم این اهنگو گوش میدم که انگلیسیه ولی ترجمه بخشیش اینه که:
″فکر میکنم بچگیم تموم شده
دارم پوسترامو از روی دیوار برمیدارم و توی جعبه میزارم و به دوستای قدیمیم میگم که بعداً میبینمتون؛ من نمیتونم این زمان رو که عین رولرکوستر میگذره متوقف کنم
درحالی که من برای بزرگ تر شدن آماده نیستم.″
خلاصه که اره.
همیشه گمان میکردم هجدهسالگی، فصلی برای رویاهای دور و دراز و هیجاناتِ رنگینِ جوانی باشد؛ اما تقدیر، برای من جامه دیگری دوخته بود. هجدهسالگیِ من، نه در آرامشِ تقویم، که در تلاطمِ تاریخ رقم خورد و برای همیشه در حافظهی این خاک، جاویدان شد.
دنیا همواره برخلافِ انتظارهای ما میچرخد، اما گاهی این متضاد بودن با رویاها، دریچهای است به سویِ حقیقتی عمیقتر. من در سالی که گذشت، معنایِ حقیقیِ «فقدان» را دراماتیکتر از هر رمانِ ادبی تجربه کردم. در صدرِ تمامِ از دست دادنها، سوگِ رهبری بود که عزیزتر از جانم بود؛ داغی که بر شانههای هجدهسالگیام سنگینی کرد اما قامتم را نشکست.
در میانهی زمین خوردنها و برخاستنها، در کشاکشِ طوفانهایی که تنم را به لرزه درآوردند و آرام گرفتند، من گنجی یافتم که پیش از این در لایههای پنهانِ وجودم بود: «عشقِ عمیق به وطن». فهمیدم که ایران، نه فقط یک نام در نقشههای جغرافیایی، که تمامِ ریشه و هویتِ من است. فهمیدم که در غبارآلودترین لحظههای تاریخ، درستترین و شریفترین جایِ جهان، ایستادن در پشتِ پناهِ میهن و وفاداری به مردمانی است که با آنها همسرنوشتم.
هجدهسالگیام با شکوهِ یک حماسه تمام شد و حالا در آستانهی نوزدهسالگی، من دیگر آن دخترِ رویاپردازِ سابق نیستم. من زنی هستم که بلوغش را از چشمانِ شهدا وام گرفته و بصیرتش را در روزهای سختِ جنگ صیقل داده است.
به نوزدهسالگی سلام میکنم؛ با قلبی که برای ایران میتپد و عهدی که با آرمانهای جاویدانِ سرزمینم بستهام. من یاد گرفتهام که حتی اگر تمامِ دنیا برخلافِ انتظار بچرخد، من در جایِ درستِ تاریخ ایستادهام.
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
https://eitaa.com/Mmahva/513
تولدش مبارک باشه این خانوم بلای مهربونننن🥲
کادو چی بدیم بهش حالا که لایقش باشه؟!؟!✨
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
تجمع دیگه تو ایران تکراری شده؛ لطفا من رو ببرید پاریس میخوام جلوی برج ایفل ″رستم تهمتن″ بخونم. 🌚🌷
Mort à Israël Mort à l'Amérique✊👊
اشکان قیطاسی بلاگر ایرانی-آمریکایی درحالی که بیشتر از 15 سال در آمریکا زندگی و کار میکرده پاشده اومده ایران و رفته میناب برای ادای احترام به اونها و تسلی دادن به خانوادهاشون و برای خواهر و برادران بازماندشون تبلت خریده و اهدا کرده.
اونوقت پزشک مملکت که همینحا درس خونده و نونش از همین مردمه واسه اون میمون مسخره باغ وحش استوری گذاشته؛ واسه قطعی اینترنت و گرون بودن کانفینگ پست گذاشته که جقدر روحش برای مردمی که محرومن از اینترنت خدشه دار شده ...