یاسهاسبزخواهندشد ؛
-
سلام بر پیشولی سیاهِ من که گَه گاهی از سختی مسیر خسته میشود. مینشیند یه گوشه و پاهایِ لاغرش را درون سینه جمع میکند و اشک میریزد و قلب ماهم با اشک هایش آب میشود و میرود لابه لایِ درز و شیار های زمین.
این روز ها برایِ شما خوشی های کوچک دوام ندارند، به چَشم نمیآیند یا دستِ کم در مقابلِ چوبِ لایِ چرخِ خوشحالیتان این ها کوچک اند اما با این حال آدمی به چنین خوشی هایی زنده است.
از این رو در این لحظه بیایید شادی گرد آمدن هزار نفر بر پیرامون شما را جشن بگیریم، هر چند کوچک اما دلچسب. شما را بغل کنیم و ارامش وجودتان را دو چندان.
خجسته باشد بر شما چونین شادی هایِ کوچکی.
@pishoolii🍀
همهی حرمِ امام رضا رو من با این جفت جوراب گشتم. ضمنِ اون جورابا سلول به سلول کفِ پامم الان تبرکه.