میرم اینستا و یه عالمه غذا میبینم و سیو میکنم برای وقتی که دیگه روزه نبودم. ولی وقتایی که روزه نیستم انگیزه ندارم درستشون کنم🙁.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
اگه فامیلی شوهرم تشکر بود، اسم بچمو میذاشتم کمال. بعد حتی میتونستم بگم من از همسرم کمال تشکر رو دار
اینکه من ساعت دو نصف شب اینارو نوشتم یکم میتونه منطقی باشه ولی اینکه تو شیش صب فورواردش کردی اصلا منطقی نیست.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ایران تنها کشوری است که دست دانشجوی اوپوزسیون آن، آنقدر باز است که میتواند در سالن دانشکده میزی با تصاویر کشتگان فتنه و پرچم معارض پرچم رسمی و نظام حاکم سیاسی بهراه بیندازد و شعار صریح براندازی نظام سیاسی را سر دهد. تنها کشوری که دانشجو میتواند در صحن آن پرچم شیروخورشید اقامه کند و تصویر رهبر آن را پاره کند و به ساختمان دانشگاه آسیب بزند بیآنکه مثل بقیه کشورهای دموکراتیک آمالش دو دستش در صحنه قلم شود و خود و خانوادهاش از تحصیل در دانشگاه محروم شوند؛ وهمچنان معتقد باشد که در نظام دیکتاتوری زیست میکند! و شما احمقترین دانشجویانی در جهان هستید که در قرن ۲۱ و قله پیشرفتهای جهان و تضارب گفتمانهای سیاسی، در سال ۲۰۲۶ آرزوی «نظام پادشاهی» میکنید. آبروبرید و تهی از حقیقت!
«مهدی مولایی»
+ الان تو پاستایی؟
- آره شاید من یه پاستام
+ خب پس منم پاستا فنم
- پاستا حقش این نیست که انتخاب اکثریت نباشه
+ عوضش خوشمزست، خودش باید اینو قبول کنه
+ مثلا من خودم به شخصه آشم، انتخاب اکثریتم ولی خوشمزه نیستم
- تو لازانیایی هم همه دوست دارن هم خوشمزهای
+ نه، لازانیا قابل احترامه! بنظرم تو این دنیا فقط آقا لازانیاست، همه چیز تمام.
- خوب گفتی.
من واقعا سعید آقاخانی رو در هیچ قامتی جز آقا نوری دلم نمیخواد ببینم : )
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من واقعا سعید آقاخانی رو در هیچ قامتی جز آقا نوری دلم نمیخواد ببینم : )
همون کاراکتر نمکی و مهربون رو دلم میخواد، با لهجه کردی، کاراکترای دیگه رو نه..
ولی امشب داشتم فکر میکردم کاش یه تلفن داشت که با یه ماه قبل از خودش ارتباط برقرار میکرد، یا شاید یکسال بهتر باشه. بعد زنگ میزدم به خودم برای کارهایی که قراره در آینده بکنه فوش و هشدار میدادم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
اره دقیقا درست میگین، بچههامون برنگشتن. البته اگر بسیجی و انقلابیها هم بچههای خانوادهای حساب بشن. میبینی؟ جایِ پیکرش رویِ فرش مونده، یعنی اینقدر سوخته که پیکر با فرش یکی شده. فیلم هست، عکس هست، از آدمهای واقعیای که وسط خیابون با قمه و چاقو و تبر تیکه تیکه شدن، با شاتگان شکاری متلاشی شدن... در واقع متلاشیشون کردن، یه سری به ظاهر معترض. سند هست ازش، سند واقعی! ولی خب ما از بخت بدمون هیچوقت بلد نبودیم و یاد هم نخواهیم گرفت که تو لاکِ آدم مظلومها پناه بگیریم و دروغ ببافیم. توی مراممون نیست انگاری میدونی، مسئولیت همه چیز همیشه گردن ماست حتی اگر ما بیشتر کتک خورده باشیم : )
اره، ۲۴۲۷ تا از بچههامون برنگشتن، با آمار دقیق، با اسم، با نشونی. نه عکس این دوهزار و خوردهای نفر، فیک بوده و عکس یه آدم زنده بوده که کسی دزدیده باشه، نه اسم و رسم کسی رو جای شهیدامون جا زدیم. بنظرم باز کردن چشم روی حقیقت دیگه اونقدرا هم سخت نیست، بحثِ خواستنه.
دلت میخواد تو تیم آدمهایی وایسی که دروغ میگن، خودشون میکشن و خودشون عزاداری میکنن؟ آدم زنده رو جای جاویدنام برات جا میزنن، غم و سوگ رو به زور بهت تزریق میکنن و هر کثافت کاری ای که خودشون کردن رو میندازن گردن ما؟ خب وایسا، از لجِ با جمهوری اسلامی وایسا. آدما اگر چشاشونو رو حقیقت ببندن، خب راحت تر زندگی میکنن قطعا، ولی آخرش کی ضرر میکنه؟ و مثل همیشه ما هم آدم خواب رو میتونیم بیدار کنیم ولی اونی که جلو چشماش رو با دست گرفته نه : )