قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَع
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ (69)
/یس
🌺و ما به او (پيامبر) شعر نياموختيم و سزاوار او نيز نيست، آن (چه به او آموختيم) جز مايه ى ذكر و قرآن روشن نيست.
🔴يكى از تهمت هايى كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى زدند، علاوه بر ساحر و مجنون و كاهن بودن، تهمت شاعر بودن بود، در حالى كه:
شعر بر خاسته از تخيل است، بر خلاف وحى.
شعر بر خاسته از عواطف و احساسات است، بر خلاف وحى.
شعر آميخته با اغراق است، بر خلاف وحى.
گرچه قرآن داراى جملاتِ موزون و مقطّع همچون شعر است، امّا عنصر اصلى شعر كه تخيّل است، در قرآن راهى ندارد.
قرآن، جز ذكر نيست. «اِن هو الاّ ذكر» ذكر قدرت و قهر خدا، ياد الطاف و نعمت هاى او، ياد عفو و مغفرت او، ياد سنّت ها و قوانين او، ياد انبيا و اوصيا و اولياى او، يادى از تاريخ هاى پر عبرت، يادى از عوامل عزّت و سقوط امّت ها، يادى از نيكوكاران و هدايت شدگان، يادى از تبه كاران و كافران و فاسقان و مجرمان و ستمگران و عاقبت آنان، يادى از اخلاص ها، ايثارها، شجاعت ها، انفاق ها، صبرها و پايان نيك آن، يادى از قتل ها، شكنجه ها، اذيّت ها، تهمت ها، تحقيرها، حقّ كشى ها و به استضعاف كشيدن ها و عاقبت شوم مستكبران، يادى از اوامر و نواهى و مواعظ و حكمت ها، يادى از آفريده هاى آسمانى و زمينى و دريايى، يادى از آينده تاريخ و پيروزى حكومت حقّ و پر شدن جهان از عدل و داد و محكوميّت ظلم و ستم، يادى از برزخ و معاد و حوادث قبل از قيامت و چگونگى صحنه هاى قيامت و خطرات دوزخ و نعمت هاى بهشتى.
آرى، تمام قرآن به نحوى تذكّر و يادآورى است. «اِن هو الاّ ذكر»
🔹- در قرآن، سخن از نفى ارزش شعر نيست، بلكه سخن از نفى شعر از پيامبر است. «و ما علّمناه الشعر»
🔹- خداوند از تهمت به انبيا دفاع مى كند. «و ما علّمناه الشعر»
🔹- ندانستن شعر به ارشاد مبلّغ ضررى نمى زند. «و ما علّمناه الشعر»
🔹- رشدهاى نابجا و فضاهاى فرهنگى غلط شما را متزلزل نكند. (در زمان پيامبر مسأله شعر جايگاهى بيش از متعارف داشت و شعر و شاعرى در رأس امور بود. اين آيه ابّهت آن را شكست.) «و ما علّمناه الشعر»
🔹- طبع شعر از سوى خداوند است. «و ما علّمناه الشعر»
🔹- معلّم، پيامبر خداست. «علّمناه»
🔹- هر علمى براى هر كس سزاوار نيست. «و ما ينبغى له»
🔹- تا از تخيّلات و موهومات شاعرانه تخليه نشويم، روح ما ظرف معارف الهى قرار نمى گيرد. «و ما علّمناه الشعر... اِن هو الاّ ذكر و قرآن مبين»
🔹- قرآن، مايه ى تذكّر و يادآورى است. «اِن هو الاّ ذكر».
🔹- قرآن، كلامى روشن و قابل فهم و استدلال است. «قرآن مبين»سلام
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
⚘ eitaa.com/joinchat/3325624337C718d94f441
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82)
✨فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (83)
/یس
🍃چون چيزى را اراده كند، فرمانش اين است كه بگويد: «باش» پس بى درنگ موجود مى شود.
🍃 پس منزّه است كسى كه حاكميّت و مالكيّت همه چيزى به دست اوست و به سوى او باز گردانده مى شويد.
🔵از آن جا كه ايمان به معاد بايد بسيار جدى و قوى باشد، هر گونه شبهه زدايى از آن بايد طورى انجام گيرد كه ذره اى خلل در ذهن باقى نماند. خداوند در پاسخ كسى كه استخوان پوسيده اى را خورد كرد و به زمين ريخت، چندين جواب داد كه آخرين آن اين آيه است. «انّما امره اذا...»
تحقّق فرمان و اراده ى الهى زمان نمى خواهد، به اصطلاح مثل يك چشم به هم زدن است. «و ما امرنا الاّ واحدة كلمح بالبصر»(631)
خداوند حتّى نياز به گفتن كلمه «كُن» ندارد، زيرا اين خود نياز است و در شأن او نيست، بنابراين مراد از كلمه «كُن» همان اراده و حكم اوست. به فرموده ى حضرت على عليه السلام «لا بصوت يقرع و لابنداء يسمع»(632).
-----
631) قمر، 50.
632) نهج البلاغه، خطبه 186.
🔷- براى خداوند، آفرينش همه اشيا يكسان است. «اذا اراد شيئاً»
🔷- خداوند در آفرينش هستى، نه وسيله مى خواهد نه كمك و نه كسى كه موانع را بر طرف كند. «كن فيكون»
🔷- ميان اراده ى خدا و انجام كار فاصله اى نيست. «كن فيكون»
🔷- چگونه خدا را در برپايى قيامت عاجز مى دانيد؟ او از هر عجز و ناتوانى منزّه است. «فسبحان الّذى»
🔷- هم سرچشمه ى هستى به دست اوست و هم بازگشت همه چيز به سوى اوست. «بيده ملكوت كلّ شى ء و اليه ترجعون»
🔹پایان سوره یس
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَ
💥
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَي أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ (9)
/قصص
🍃و (چون) همسر فرعون (احساس كرد كه آنان قصد كشتن كودك را دارند خطاب به فرعون) گفت: او را نكشيد (كه او) روشنى چشم من و توست. شايد به ما سودى برساند يا او را به فرزندى بگيريم، ولى آنها نمى فهميدند (كه چه كسى را در آغوش خويش مى پرورانند).
🔵در زندگى حضرت موسى، چند زن، نقش محورى و اساسى داشته اند: مادر موسى، خواهر موسى، زن فرعون و همسر موسى، در اين آيه نقش زن فرعون در جلوگيرى از قتل او بيان شده است.
🔷- زنان، در امور اجتماعى داراى نقشى مؤثّرند. «قالت امرأت فرعون»
🔷(زن فرعون، رأى فرعون را تغيير داد و شوكت، سلطنت وثروت فرعون هيچ يك مانع او نشد)
🔷- با طرح پيشنهادات صحيح و سريع، از القاى طرح هاى انحرافى جلوگيرى كنيم. قبل از آنكه فرعون تصميم خود را ابراز كند، همسرش راه درست برخورد با مسئله را القا نمود. «قالت امرأت فرعون قُرّة عين لى و لك لاتقتلوه»
🔷- در بيان پيشنهادات از كلمات عاطفى ودلنشين استفاده كنيم. «قُرّة عين لى ولك»
🔷- دل هاى همه به دست خداست. او مى تواند سخت ترين دل ها همچون دل فرعون را نيز نرم سازد. «قُرّة عين لى و لك»
🔷- در برخورد با منكرات، ابتدا از راه عاطفه وارد شويم و سپس به امر و نهى بپردازيم. «قرة عين لى و لك لا تقتلوه»
🔷- از نهى از منكر زبانى، غفلت نورزيم كه بسيار كارساز است. «لا تقتلوه» (زن فرعون با گفتن «لاتقتلوه» از كشته شدن موسى جلوگيرى كرد، چنانكه يكى از برادران يوسف با گفتن «لاتقتلوا يوسف» از كشته شدن يوسف جلوگيرى كرد.)
🔷- طاغوت ها از ابتدايى ترين عواطف انسانى نيز بى بهره اند و نياز به تذكّر دارند. «لا تقتلوه»
🔷- فوائد امر ونهى را بگوييم تا مردم آسان تر بپذيرند. «لاتقتلوه عسى أن يَنفعنا»
🔷- در نظام طاغوتى، ملاك وضع يا لغو قوانين، هوس ها و منافع شخصى طاغوت هاست. (قانون قتلِ عام نوزادانِ پسر، بر اساس منافع شخصى فرعون وضع شد و باز بر پايه ى اميد به منافع آينده در مورد نوزاد آب آورده (حضرت موسى) همين قانون لغو گرديد.) «لا تقتلوه عسى أن يَنفعنا»
🔷- برخى انسان ها در ظاهر بسيار بلند پروازند، ولى درباطن اسير نيازهاى درونى خويش هستند. فرعون كه ادّعا مى كرد: «انَاربّكم الاعلى » سرانجام مى پذيرد كه ممكن است يك نوزاد آب آورده براى او سودمند واقع شود. «عسى أن يَنفعنا»
🔷- فرعون از فرزند پسر محروم بود. لذا با پذيرش نوزاد از آب آورده، به حقارت و عجز خود بيشتر پى برد. «نتّخذه ولدا»
🔷- گاه ايجاد علاقه و محبّت ميان افراد بر اساس يك خط غيبى است كه خود طرفين نيز از آن غافلند. «وهم لا يشعرون»
⚘ eitaa.com/Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨فَرَدَدْنَاهُ إِلَي أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَي آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (14)
/قصص
🍃چون موسى نيرومند شد و كامل گرديد، به او حكمت و دانش عطا كرديم و ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم.
🔷«أشدّ» از «شدّت»، به معنى نيرومند شدن و «استوى» از «استواء» به معناى كمال خلقت واعتدال آن است.
عبارت «حُكماً و عِلماً» سه مرتبه در قرآن مجيد آمده كه در همه موارد، حُكم بر علم مقدّم شده است. «حُكم» به معناى فهم درست و قدرت بر داورى صحيح و «عِلم» به معناى داشتن آگاهى و اطلاعات است.
🔹- اوّلين شرط پذيرش مسئوليّت، بلوغ جسمانى است. «و لمّا بَلَغ»
🔹- بلوغ واقعى، تنها به رشد جسمى و نيروى جنسى نيست، بلكه به كمال فكر و عقل نيز وابسته است. «و لمّا بَلَغ أشدّه و استوى »
🔹- وعده هاى الهى، تخلّف ناپذير است. «جاعلوه من المرسلين - ولمّا بَلغ... آتيناه»
🔹- نزول الطاف الهى، شرايط مناسب مى خواهد. «و لمّا بَلَغ ... آتيناه»
🔹- حكمت بر علم مقدّم است. «حُكماً و علماً»
- لطف به نيكوكاران، سنّت الهى است. «وكذلك»
🔹- پاداش نيكوكاران، منحصر به آخرت نيست. «و كذلك نجزى المحسنين» (بهره مند شدن موسى عليه السلام از حكمت ودانش، پاداش الهى در برابر احسان اوست.)
⚘ eitaa.com/Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَ
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِّلْمُجْرِمِينَ (17)
/قصص
🍃(سپس موسى) گفت: پروردگارا! به خاطر (قدرت و) نعمتى كه بر من ارزانى داشتى، پس هرگز پشتيبان تبهكاران نخواهم بود.
🔵شايد مراد از نعمت در جمله ى «انعمت علىَّ»، غفران و بخشش الهى باشد.
🔷- قدرت جسمى،از نعمت هاى الهى است. «بما اَنعمتَ علىَّ» (موسى قدرتى داشت كه با يك مشت توانست كافرى را از پا در آورد.)
🔷- شكر نعمت هاى الهى، دورى از ستم به ديگران است. «بما اَنعمتَ علىّ فلَن أكون ظَهيراً للمجرمين»
شكرانه ى بازوى توانا
بگرفتن دست ناتوان است
🔷- همكارى با گنهكاران نيز گناه است. «فلن أكونَ ظَهيراً للمجرمين»
(به گفته ى روايات، راضى بودن به گناه ديگران هم گناه بحساب مى آيد.)
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَي رَبِّي
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَي مَا نَقُولُ وَكِيلٌ (28)
/قصص
🍃(موسى پيشنهاد شعيب را پذيرفت و) گفت: اين (قرارداد) بين من و تو (برقرار شد، البتّه) هر كدام از دو مدّت را كه به انجام رساندم، پس ستمى بر من نخواهد بود، و خداوند بر آنچه ما مى گوييم (گواه و) وكيل است.
🔷عبارت «اَيّما الاَجلَينِ قَضيتُ فلاعُدوان عَلىَّ» دو گونه معنا شده است؛ يكى اين كه مهريّه دختر خواه هشت سال باشد و خواه ده سال، هيچ يك بر من ستم نيست و معناى ديگر اين كه بعد از پايان هر يك از اين دو مدّت، اگر خواستم از نزد شما بروم نبايد مانعى در كار باشد. من همين مدّت قرارداد را مى مانم و بعد از آن اختيار با خودم مى باشد.
🔹- در عقد ازدواج (به خلاف طلاق)، حضور شهود لازم نيست. «بَينى و بَينك»
🔹- در قراردادها براى خود، اختياراتى در نظر بگيريم ودست خودرا در محورهايى بازبگذاريم. «ايّما الاَجلَين قَضيتُ فلاعدوان علىّ»
🔹- ايمان به خداوند، سلامت قراردادها را بيمه و تضمين مى كند. «واللّه على ما نَقول وَكيل»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَي الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحاً لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَي إِلَهِ مُوسَي وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ (38)
/قصص
🍃وفرعون گفت: اى بزرگان قوم! (اگرچه) من جز خودم معبودى براى شما نمى شناسم (امّابراى تحقيق بيشتر) اى هامان! براى من آتشى بر گِل بيفروز (و آجر تهيه كن) پس برجى بلند براى من بساز، شايد (به واسطه ى بالا رفتن از آن) به خداى موسى دست يابم. و همانا من او را از دروغگويان مى پندارم.
🔷كلمه ى «صَرح» به معناى ساختمان بلند است. اين آيه نشان مى دهد كه در مصر قديم، هم كوره هاى آجرپزى بوده و هم قدرت بر ساختن برج داشتند.
🔹- روحيّه ى استكبارى، مانع پذيرش حقّ است. فرعون گفت: جز خودم هيچ خدايى براى شما نمى شناسم. «ما علمت لكم من اله غيرى»
🔹- مستكبران، عقايد و افكار خود را به ديگران تحميل مى كنند. «ما علمت لكم من اله غيرى»
🔹- شعار مستكبران اين است: هر چه را من نمى شناسم، پس وجود ندارد. «ما علمت...»
🔹- توقّع ديدن خداوند با چشم ظاهرى، تفكّر فرعونى است. «اَطّلع الى اله موسى»
🔹- قدرت نمايى، عوام فريبى با ژست تحقيق و بررسى، و منحرف كردن افكار عمومى، از شيوه هاى مستكبران است. «فاوقد لى يا هامان...»
🔹- مستكبران، خود را محور همه چيز مى دانند. (فرعون به هر مناسبتى خود را مطرح مى كرد) «ما علمتُ - غيرى - أوقد لى - فاجعل لى - لعلّى اطّلع - اِنّى لاظّنه»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَ
🌹
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَي حَتَّي يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَي إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ (59)
/قصص
🍃و پروردگارت قريه ها (و شهرها) را نابود نمى كند، مگر اين كه در ميان آنان پيامبرى برانگيزد، كه آيات ما را بر آنان تلاوت كند. و ما هيچ آبادى را هلاك نكرديم مگر آنكه اهل آن ظالم بودند.
🌷- از مهم ترين وظايف انبيا، تلاوت آيات الهى بر مردم است. «يتلوا عليهم»
🌷- مكّه، اُمّ القراى اسلام است. «يبعث فى اُمّهارسولاً»
🌷- جوامع ستمگر در معرض قهر الهى هستند. «ربّك مهلكى القرى...»
🌷- تا اتمام حجّت نشود، قهرى از جانب خدا نازل نمى شود. «ماكان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث رسولاً»
🌷- قهر الهى، يكى از شيوه هاى تربيتى خداوند است. (هلاكت به دنبال كلمه ى «ربّك» آمده است) «ربّك مهلك القُرى »
🌷- محل هاى تبليغى بايد در مراكز وكانون هاى اصلى اجتماعات وشهرها باشد. «يبعث فى اُمّها رسولاً» (آيه، مبيِّن نقش مكان در تبليغ است.)
🌷- پاسخ مثبت ندادن به دعوت انبيا، ظلم است. «يتلوا عليهم... واهلها ظالمون»
🌷- هلاكت ستمگران در دنيا، سنّت وبرنامه ى الهى است. «مهلكى القرى... اهلها ظالمون»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ
🔹
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَداً إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ (72)
/قصص
🍃(و) بگو: به من خبر دهيد كه اگر خداوند، روز شما را تا روز رستاخيز جاودان بدارد، كدام خدايى غير از «اللّه» براى شما شب خواهد آورد تا در آن آرامش (و آسايش) يابيد؟ پس آيا نمى نگريد؟
🌺- نظام حاكم بر هستى، از طرف خداوند است واگر بخواهد آن را به نظام ديگرى تبديل مى كند. «اِن جعل اللّه...»
🔹- قدرت خداوند نسبت به همه ى پديده ها يكسان است. «جعل... اليل سرمداً، جعل... النهار سرمداً»
🔹- شب براى آسايش است و انسان نيازمند آسايش. «تسكنون فيه»
🔹- افراد بى بصيرت، قابل توبيخ و سرزنش هستند. «أفلا تبصرون»
🔹- شرك، معلول نداشتن بصيرت است. «مَن اله غير اللّه... أفلا تبصرون»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَي فَبَغَي عَلَيْهِمْ
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ (77)
/قصص
🍃و (اى قارون!) در آنچه خداوند به تو داده است، سراى آخرت را جستجو نما و (در عين حال) بهره ات را نيز از اين دنيا فراموش مكن و همان گونه كه خداوند به تو احسان كرده است، تو نيز (از اين ثروت به ديگران) احسان نما وبدنبال فساد در زمين مباش كه خداوند، فسادگران را دوست نمى دارد.
🔵حضرت على عليه السلام در تفسير جمله ى «لاتَنسَ نصيبك من الدنيا» فرمود: «يعنى از سلامتى، قوّت، فراغت، جوانى و شادابى خود براى آخرت استفاده كن».(100)
در اين آيه به چند دستور و رهنمود تربيتى اشاره شده است:
الف: توجّه داشتن به آخرت، همراه با بهره مندى از دنيا.
ب: احسان به ديگران با توجّه به الطاف خداوند به انسان.
ج: دورى از فساد با توجّه به «اِنّ اللّه لايحبّ المفسدين»
100) تفسير نورالثقلين.
🔹- دنيا مزرعه ى آخرت است. «وابتغ فيما اتاك اللّه الدار الآخرة» (به قارون گفته شد: از اين امكانات سراى آخرت را دنبال كن.)
🔹- دارايى ثروتمندان، از آنِ خداست. «اتاك اللّه»
🔹- آخرت را بايد با جديّت دنبال نمود، هر چند دنيا را نيز نبايد فراموش كرد. «ابتغ - لا تنس»
🔹- مال و ثروت مى تواند وسيله ى سعادت اُخروى گردد. «وابتغ فيما اتاك اللّه الدّار الآخرة»
🔹- موعظه ى ثروتمندان، كار پسنديده اى است. «وابتغ...»
🔹- هركس به سهم و نصيب خود اكتفا كند وباقى را صرف آخرت نمايد. «وابتغ... و لاتنس نصيبك...»
🔹- در موعظه، به نيازهاى طبيعى هم توجّه داشته باشيم. «لاتنس نصيبك»
🔹- ثروت بى حدّ، بهره مندى بى حساب رابدنبال ندارد. نصيب هركس محدود و مشخّص است. «نصيبك»
🔹- آخرت طلبى از طريق احسان به ديگران است. «وابتغ... و اَحسن»
🔹- براى دعوت ديگران به احسان، يادآورى احسان الهى در حقّ آنان كارساز است. «اَحسن كما اَحسن اللّه اليك»
🔹- سرمايه داران بى ايمان، در معرض فساد هستند. «لا تبغ الفساد»
⚘
@Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَي مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِال
✨
✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨
✨وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَي إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِّلْكَافِرِينَ (86)
/قصص
🍃و تو اميد نداشتى كه (اين) كتاب (آسمانى) به تو القا گردد، (و اين نزول نبود،) مگر رحمتى از سوى پروردگارت، پس (به شكرانه ى آن) هرگز پشتيبان كافران مباش.
🔷دو شباهت ميان حضرت موسى عليه السلام و محمّدصلى الله عليه وآله در آيات اين سوره به چشم مى خورد:
1. حضرت موسى به اميد به دست آوردن آتش، به سوى آن رفت و به نور رسيد، «فلمّا اتاها نودى...» (آيه ى 30)،
پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله نيز به قصد عبادت به غار حرا رفت كه با وحى آسمانى آشنا شد. «ما كنت ترجوا ان...»
2. در آيه هفده حضرت موسى اظهار داشت: «ربّ بما اَنعمتَ علىّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين» پروردگارا! به خاطر لطفى كه به من كردى من هرگز ياور تبهكاران نخواهم بود. در اين آيه نيز خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى فرمايد: «يُلقى اليك الكتاب... فلا تكوننّ ظهيراً للكافرين» به خاطر كتاب آسمانى كه به تو القا شده، هرگز ياور كافران مباش.
🔹- حتّى انبيا با آن پاكى روح و كمال عبوديّت، توقّع دريافت وحى نداشته اند، وحى، رحمت الهى بوده است. «ما كنت ترجوا ...الاّ رحمة من ربّك»
🔹- بعثت پيامبران ونزول كتب آسمانى، از شئون ربوبيّت خداوند است. «رحمة من ربّك»
🔹- برائت و پرهيز از پشتيبانى كافران به قدرى مهم است كه شكرانه ى نزول وحى قرار گرفته است. «يُلقى اليك الكتاب ... فلا تكوننّ...»
🔹- هرگونه حمايت از كفر وپشتيبانى از جرم ممنوع است. «فلاتكوننّ ظهيراً للكافرين»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِيم✨ ✨وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَي إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلّ
✨
✨وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَي رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (87)
/قصص
🍃و (به هوش باش) پس از آنكه آيات الهى به سوى تو نازل گرديد، (وسوسه ها و تهديدات كفّار) تو را (از تبليغ و عمل به آن) باز ندارد و (همچنان ديگران را) به سوى پروردگارت دعوت كن و هرگز از مشركان مباش.
🌿بعثت، مراحلى دارد:
الف: گرفتن وحى. «يُلقى اليك الكتاب»
ب: برائت از كفّار. «فلاتكوننّ ظهيراً»
ج: صلابت در كار. «لايصدنّك»
د: دعوت ديگران. «اُدع الى ربّك»
ه : اخلاص در عقيده و عمل. «لاتكوننّ من المشركين»
توجّه به توحيد و نفى شرك و كفر آنچنان مهم است كه خداوند در اين آيات بارها پيامبرصلى الله عليه وآله را بر آن هشدار مى دهد. غالب جملات پيرامون اين مسئله در آيات اخير، با نون تأكيد ثقيله و با لحن مبالغه آمده است. «لاتكوننَّ - لايصدّنّك - لاتكوننّ»
🔹- كوتاه آمدن در ابلاغ وحى، نوعى تقويت كفر است. «فلاتكوننّ ظهيراً للكافرين و لايصدّنّك»
🔹- دشمنان حتّى براى شخص پيامبرصلى الله عليه وآله نيز نقشه دارند. «لايصدّنّك»
🔹- رهبران آسمانى نيز به تذكّرات الهى نيازمندند. «لايصدّنّك»
🔹- رسالت بايد همراه عزّت و قاطعيّت باشد. «لايصدّنّك... بعد اذ انزلت»
🔹- علم و آگاهى، مسئوليّت را سنگين تر مى كند. «بعد اذ انزلت اليك»
🔹- كسى در دعوت به حقّ موفّق مى شود كه قاطع و نفوذناپذير باشد. «لايصدّنّك... اُدع الى ربّك»
🔹- دعوت بايد خالصانه باشد و هيچ مسئله اى را جز رضاى خداوند در نظر نگيرد. «اُدع الى ربّك و لاتكوننّ من المشركين» آرى كسى كه به خاطر ملاحظه ديگران دعوت به خدا نكند، در مدار شرك قرار گرفته است.
- دعوت بايد به سوى خدا باشد، نه خود. «اُدع الى ربّك»
- شرك زدايى و مبارزه با كفر، سرلوحه ى فعاليّت پيامبران و از تأكيدات بسيار جدّى خداوند است. «لاتكوننّ من المشركين»
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرقرآن