eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.6هزار ویدیو
36 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...و اما تعبیر به مَتاعاً لِلْمُقْوِین اشاره کوتاه و پر معنى به فوائد د
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...از این حدیث استفاده مى شود: مناسب است انسان در برابر جمله هائى که به عنوان استفهام تقریرى در قرآن مجید آمده است پاسخ مساعد دهد، گوئى خدا با او سخن مى گوید، سپس حقیقت آن را در روح و جان خود زنده کند، و تنها به تلاوت بى روح و فاقد اندیشه، قناعت نکند. ۲ ـ در حدیث دیگرى از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)آمده است که فرمود: لاتَمْنَعُوا عِبادَ اللّهِ فَضْلَ الْماءِ وَ لا کَلَأً وَ لاناراً فَإِنَّ اللّهَ تَعالى جَعَلَها مَتاعاً لِلْمُقْوِینَ وَ قُوَّةً لِلْمُسْتَضْعَفِینَ: 🍃 هرگز بندگان خدا را از آب اضافى که در اختیار دارید منع نکنید، و نه از مرتع اضافى، و نه از آتش; چرا که خداوند اینها را وسیله زندگى مسافران و مایه قوت نیازمندان قرار داده است .(۹) ۳ ـ در حدیث دیگرى مى خوانیم: 🔸 هنگامى که آیه فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیْمِ نازل شد، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: اجْعَلُوها فِی رُکُوعِکُم: آن را ذکر رکوع خود قرار دهید (در رکوع خود بگوئید: 🍃 سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظِیْمِ وَ بِحَمْدِهِ).(۱٠) 📚۱ ـ لسان العرب ، ماده مزن . ۲ ـ در این جمله لام حذف شده و در تقدیر چنین است: لَو نَشاءُ لَجَعَلْناهُ . ۳ ـ تفسیر مراغى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۴۸ و تفسیر روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۲۹. ۴ ـ یس، آیه ۸٠. ۵ ـ تفسیر قرطبى ، جلد ۹، صفحه ۶۳۹۲ و تفسیر روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۳۱. ۶ ـ توجه داشته باشید متاع به هر وسیله اى که انسان در زندگى خویش از آن بهره مند مى شود، اطلاق مى گردد. ۷ ـ باء در باسم ربّک ممکن است براى تعدیه باشد (به این ترتیب که فعل متعدى سبح به منزله لازم گرفته شده) بعضى نیز احتمال داده اند که باء در اینجا براى استعانت ، یا زائده یا ملابست بوده باشد، ولى معنى اول مناسبتر است. ۸ ـ تفسیر روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۳٠. ۹ ـ تفسیر درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۱. ۱٠ ـ این حدیث را مرحوم طبرسى در مجمع البیان به عنوان یک حدیث صحیح آورده است (جلد ۹، صفحه ۳۳۹) و در کتاب من لایحضره الفقیه نیز آمده است (مطابق نقل نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۲۵) و همچنین در تفسیر درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۸. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه 💥تنها پاکان به حریم قرآن راه مى یابند در تعقیب بحثهاى فراوانى که در آیات قبل با ذکر هفت دلیل درباره معاد آمد، در این آیات سخن از اهمیت قرآن مجید است; چرا که مسأله نبوت و نزول قرآن، بعد از مسأله مبدأ و معاد، مهمترین ارکان اعتقادى را تشکیل مى دهد، به علاوه شقرآن مجید در زمینه دو اصل توحید و معاد، بحثهاى عمیقى دارد، و تحکیم پایه هاى آن، تحکیم این دو اصل محسوب مى شود. 🔹نخست، با یک سوگند عظیم، سخن را شروع کرده، مى فرماید: سوگند به جایگاه ستارگان و (نیز) محل طلوع و غروب آنها ! (فَلاأُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ). 🔸بسیارى از مفسران را عقیده بر این است که: لا در اینجا به معنى نفى نیست، بلکه زائده، و براى تأکید است، چنان که در آیات دیگر قرآن همین تعبیر در مورد سوگند به روز قیامت، و نفس لوامه، و پروردگار مشرقها و مغربها، و شفق، و مانند آن آمده است. در حالى که، بعضى دیگر، لا را در اینجا به معنى نفى و اشاره به این مى دانند که، مطلب مورد قسم از آن پراهمیت تر است که به آن سوگند یاد شود، همان گونه که در تعبیرات روزمره نیز گاه مى گوئیم: ما به فلان موضوع قسم نمى خوریم . ولى تفسیر اول، مناسب تر به نظر مى رسد; چرا که در قرآن به ذات پاک خدا صریحاً سوگند یاد شده، مگر ستارگان از آن برترند که به آنها قسم یاد شود؟! مفسران در مورد مَواقِعِ النُّجُوم تفسیرهاى متعددى ذکر کرده اند: 🔹 نخست: همان که در بالا گفتیم، یعنى جایگاه ستارگان و مدارات و مسیر آنها. دیگر این که: منظور محل طلوع و غروب آنها است. و دیگر این که: منظور سقوط ستارگان در آستانه رستاخیز و قیامت است. بعضى نیز آن را تنها به معنى غروب ستارگان تفسیر کرده اند. بعضى هم، به پیروى پاره اى از روایات، آن را اشاره به نزول قسمتهاى مختلف قرآن در فواصل زمانى متفاوت، مى دانند (زیرا نجوم جمع نجم در مورد کارهاى تدریجى به کار مى رود). گرچه منافاتى بین این معانى نیست، و ممکن است همه در آیه فوق جمع باشد، ولى تفسیر اول، از همه مناسب تر به نظر مى رسد; چرا که به هنگام نزول این آیات، غالب مردم اهمیت این سوگند را نمى دانستند، امروز براى ما روشن شده است که، ستارگان آسمان هر کدام جایگاه مشخصى دارد، و مسیر و مدار آنها که طبق قانون جاذبه و دافعه تعیین مى شود، بسیار دقیق و حساب شده است، و سرعت سیر آنها هر کدام با برنامه معینى انجام مى پذیرد. این مسأله گرچه در کرات دوردست دقیقاً قابل محاسبه نیست، اما در منظومه شمسى که خانواده ستارگان نزدیک به ما را تشکیل مى دهد، دقیقاً مورد بررسى قرار گرفته، و نظام مدارات آنها به قدرى دقیق و حساب شده است که، انسان را به شگفتى وامى دارد. هنگامى که به این نکته توجه کنیم که، طبق گواهى دانشمندان، تنها در کهکشان ما حدود دویست میلیارد ستاره وجود دارد! و در جهان، کهکشانهاى زیادى موجود است که، هر کدام مسیر خاصى دارند، به اهمیت این سوگند قرآن آشناتر مى شویم. در کتاب اللّه و العلم الحدیث مى خوانیم: 🍃 دانشمندان فلکى معتقدند: این ستارگانى که از میلیاردها متجاوزند قسمتى از آنها را با چشم غیر مسلح مى توان دید، و قسمت (بسیار بیشترى) را جز با تلسکوبها نمى توان دید. بلکه قسمتى از آنها با تلسکوب هم قابل مشاهده نیست، فقط با وسائل خاصى مى توان از آنها عکسبردارى کرد، همه اینها در مدار مخصوص خود شناورند، و هیچ احتمال این را ندارد که، یکى از آنها در حوزه جاذبه ستاره دیگرى قرار گیرد، یا با یکدیگر تصادف کنند، و در واقع چنین تصادفى همانند این است که، فرض کنیم یک کشتى اقیانوس پیما در دریاى مدیترانه با کشتى دیگرى در اقیانوس کبیر، تصادف کند، در حالى که هر دو کشتى به یکسو، و با سرعت واحدى در حرکتند، و چنین احتمالى اگر محال نباشد، لااقل بعید است !.(۱) با توجه به این اکتشافات علمى از وضع ستارگان، اهمیت سوگند بالا روشنتر مى گردد. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه 💥تنها پاکان به حریم قرآن راه مى یابند در تعقیب بحثهاى فراوانى که در آ
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...و به همین دلیل، در آیه بعد مى افزاید: و این سوگندى است بسیار بزرگ اگر بدانید (وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ). 🔹تعبیر به لَوْ تَعْلَمُون (اگر بدانید) به خوبى گواهى مى دهد که، علم و دانش بشر در آن زمان، این حقیقت را به طور کامل درک نکرده بود، و این خود یکى از اعجازهاى علمى قرآن محسوب مى شود، در عصرى که شاید هنوز عده اى مى پنداشتند ستارگان میخهاى نقره اى هستند که بر سقف آسمان کوبیده شده اند!، یک چنین بیانى ـ آن هم در محیطى که به حق محیط جهل و نادانى محسوب مى شد ـ از یک انسان عادى، محال است صادر شود. 🍃اکنون ببینیم این قسم عظیم براى چه منظورى ذکر شده؟ آیه بعد پرده از روى آن برداشته، مى گوید: آنچه محمّد(صلى الله علیه وآله) آورده قرآن کریم است (إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ). و به این ترتیب، به مشرکان لجوج، که پیوسته اصرار داشتند: این آیات نوعى از کهانت است، و یا العیاذ بالله سخنانى است جنون آمیز، یا همچون اشعار شاعران ، یا از سوى شیاطین است، پاسخ مى گوید که: این وحى آسمانى است و سخنى است که آثار عظمت و اصالت از آن ظاهر و نمایان است، و محتواى آن، حاکى از مبدأ نزول آن مى باشد و آنچنان این موضوع عیان است که، حاجت به بیان نیست. 🌿توصیف قرآن به کریم (با توجه به این که کرم در مورد خداوند به معنى احسان و انعام، و در مورد انسانها به معنى دارا بودن اخلاق و افعال ستوده، و به طور کلى، اشاره به محاسن بزرگ است)(۲) نیز، اشاره به زیبائیهاى ظاهرى قرآن از نظر فصاحت و بلاغت الفاظ و جمله ها، و هم اشاره به محتواى جالب آن است; چرا که از سوى خدائى نازل شده که مبدأ و منشأ هر کمال و جمال و خوبى و زیبائى است. 🔹آرى، هم گوینده قرآن، کریم است، هم خود قرآن، هم آورنده آن، و هم اهداف قرآن. 🍃آنگاه به توصیف دوم این کتاب آسمانى پرداخته، مى افزاید: این آیات در کتاب مستورى جاى دارد (فِی کِتاب مَکْنُون). در همان لوح محفوظ در علم خدا که از هر گونه خطا و تغییر و تبدیل محفوظ است. بدیهى است کتابى که از چنان مبدأى سرچشمه مى گیرد، و نسخه اصلى آن در آنجا است، از هر گونه دگرگونى و خطا و اشتباه مصون است. 🌿و در سومین توصیف مى فرماید: این کتاب را جز پاکان نمى توانند مس کنند ! (لایَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ).(۳) بسیارى از مفسران به پیروى از روایاتى که از امامان معصوم(علیهم السلام)وارد شده، این آیه را به عدم جواز مس کتابت قرآن بدون غسل و وضو تفسیر کرده اند. در حالى که، گروه دیگرى آن را اشاره به فرشتگان مطهرى مى دانند که، از قرآن آگاهى دارند، یا واسطه وحى بر قلب پیامبر(صلى الله علیه وآله) بوده اند، نقطه مقابل مشرکان که مى گفتند: این کلمات را شیاطین بر او نازل کرده اند! بعضى نیز، آن را اشاره به این معنى مى دانند که، حقایق و مفاهیم عالى قرآن را جز پاکان درک نمى کنند، همان گونه که در آیه ۲ سوره بقره مى خوانیم: ذلِکَ الْکِتابُ لارَیْبِ فِیْهِ هُدىً لِلْمُتَّقِیْنَ: این کتاب شکى در آن نیست، و مایه هدایت پرهیزکاران است ، و به تعبیر دیگر، حداقل پاکى که روح حقیقت جوئى است براى درک حداقل مفاهیم آن لازم است، و هر قدر پاکى و قداست بیشتر شود، درک انسان از مفاهیم قرآن و محتواى آن افزون خواهد شد. ولى، هیچ منافاتى در میان این سه تفسیر وجود ندارد، و ممکن است همه در مفهوم آیه جمع باشد. 🔹در چهارمین و آخرین توصیف از قرآن مجید، مى فرماید: این قرآن از سوى پروردگار عالمیان نازل شده است (تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ).(۴) ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...و به همین دلیل، در آیه بعد مى افزاید: و این سوگندى است بسیار بزرگ اگ
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ✨خدائى که مالک و مربى تمام جهانیان است این قرآن را براى تربیت انسانها بر قلب پاک پیامبرش، نازل کرده است، و همان گونه که در جهان تکوین مالک و مربى او است، در جهان تشریع نیز هر چه هست از ناحیه او مى باشد. سپس مى افزاید: آیا این قرآن را با این اوصافى که گفته شد، سست و کوچک مى شمرید؟! سهل است آن را انکار و تکذیب مى کنید ؟! ✨(أَ فَبِهذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ). در حالى که، نشانه هاى صدق و حقانیت از آن به خوبى آشکار است، و باید کلام خدا را با نهایت جدیت پذیرفت، و به عنوان یک واقعیت بزرگ با آن روبرو شد. هذَا الْحَدِیث (این سخن) اشاره به قرآن است و مُدْهِنُون در اصل، از ماده دهن به معنى روغن است، و از آنجا که براى نرم کردن پوست تن، یا اشیاء دیگر، آن را روغن مالى مى کنند، کلمه ادهان به معنى مدارا و ملایمت، و گاه، به معنى سستى و عدم برخورد جدى آمده است، و نیز از آنجا که افراد منافق و دروغگو، غالباً زبانهاى نرم و ملایمى دارند، این واژه احیاناً به معنى تکذیب و انکار نیز به کار رفته است، و هر دو معنى در آیه فوق محتمل است، اصولاً انسان چیزى را که باور دارد، جدى مى گیرد، اگر آن را جدى نگرفت، دلیل بر این است که باور ندارد. ▫️در آخرین آیه مورد بحث مى فرماید: شما به جاى این که در برابر روزیهاى خداداد، مخصوصاً نعمت بزرگ قرآن شکر بجا آورید آن را تکذیب مى کنید ؟ ✨ (وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ).(۵) بعضى گفته اند: منظور این است که بهره شما از قرآن تنها تکذیب است، و یا شما تکذیب را وسیله رزق و معاش خود، قرار داده اید.(۶) ولى تفسیر اول، از دو تفسیر اخیر، با آیات پیشین متناسب تر به نظر مى رسد، و با شأن نزولى که براى این آیه ذکر شده نیز هماهنگ تر است; چرا که بسیارى از مفسران از ابن عباس نقل کرده اند: در یکى از سفرها همراهان پیامبر(صلى الله علیه وآله)گرفتار تشنگى شدیدى شدند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) دعا کرد بارانى نازل شد، همه سیراب شدند، ولى در این میان حضرت(صلى الله علیه وآله) شنید که مردى مى گوید: به برکت طلوع فلان ستاره، باران نازل گردید ! (در عصر جاهلیت عربها معتقد به انواء بودند و منظورشان از آن، ستارگانى بود که در فواصل مختلفى در آسمان ظاهر مى شدند، و عرب جاهلى عقیده داشت همراه ظهور هر یک از این ستارگان بارانى مى بارد، و لذا تعبیر مى کردند: مُطِرْنا بِنُوْءِ فُلان: این باران از برکت طلوع فلان ستاره است ! و این یکى از مظاهر شرک و بت پرستى و ستاره پرستى بود).(۷) قابل توجه این که، در بعضى از روایات نقل شده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) کمتر آیات را تفسیر مى کرد، ولى از جمله مواردى که تفسیر نمود، همین آیه بود فرمود: منظور از تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ این است که به جاى شکر روزیهایتان، تکذیب مى کنید .(۸) 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ✨خدائى که مالک و مربى تمام جهانیان است این قرآن را براى تربیت انسانها
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ... 🔹🔹🔹نکته ها: 🌿۱ ـ ویژگیهاى قرآن مجید از چهار توصیفى که در آیات فوق درباره قرآن ذکر شده، مى توان چنین نتیجه گرفت که، عظمت قرآن از یکسو، به خاطر عظمت محتواى آن، و از سوى دیگر، عمق معانى، و از سوى سوم، قداستى است که جز پاکان و نیکان به آن راه نمى یابند، و از سوى چهارم، جنبه تربیتى فوق العاده اى دارد; چرا که از سوى ربّ العالمین نازل شده است، و هر یک از این چهار موضوع، نیاز به بحثهاى مفصلى دارد که، در ذیل آیات مناسب بیان کرده ایم. 🌺۲ ـ قرآن و طهارت در آیات فوق خواندیم: قرآن را جز پاکان مس نمى کنند، و گفتیم این آیه، هم به مس ظاهرى تفسیر شده، و هم معنوى، و تضادى با هم ندارند، و در مفهوم کلى آیه جمعند. در قسمت اول، در روایات اهل بیت از ابو الحسن امام على بن موسى الرضا(علیهما السلام) نقل شده: 🍃المُصْحَفُ لاتَمُسَّهُ عَلى غَیْرِ طُهْر، وَ لاجُنُباً، وَ لاتَمَسَّ خَطَّهُ وَ لاتُعَلِّقْهُ، إِنَّ اللّهَ تَعالى یَقُولُ: لایَمَسُّهَ إَلاَّ الْمُطَهَّرُونَ: ✨قرآن را بدون وضو مس نکن، و نه در حال جنابت، و دست بر خط آن در این حال مگذار، و آن را حمایل نکن; چرا که خداوند متعال فرموده: جز پاکان آن را مس نمى کنند .(۹) همین معنى در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) با مختصر تفاوتى نقل شده است.(۱٠) ▫️و در منابع اهل سنت نیز آمده است، از جمله از طرق مختلف نقل شده: پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: لایَمَسَّ الْقُرْآنَ إِلاّ طاهِرٌ: 🍃قرآن را جز افراد پاک نباید مس کند .(۱۱) و در مورد مس معنوى، نیز از ابن عباس از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیْمٌ فِی کِتاب مَکْنُون قالَ : عِنْدَ اللّهِ فِی صُحُف مُطَهَّرَة لایَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ قالَ: المُقَرَّبُونَ: 🍃این قرآن کریمى است که در کتاب پنهان (لوح محفوظ) قرار دارد، فرمود: نزد خداوند در صفحات پاکیزه اى است و جز پاکان آن را مس نمى کنند، فرمود: یعنى مقربان !.(۱۲) این مطلب، از طریق عقل، نیز قابل استدلال است; زیرا گرچه قرآن مجید براى هدایت عموم است، اما مى دانیم افراد زیادى بودند که قرآن را از لبهاى مبارک پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى شنیدند، و این آب زلال حقیقت را در سرچشمه وحى مى دیدند، اما چون آلوده به تعصب و عناد و لجاجت بودند، کمترین بهره اى از آن نگرفتند، اما کسانى که اندکى خود را پاک کردند، و با روح حقیقت جوئى و تحقیق، به سراغ آن آمدند، هدایت یافتند. بنابراین، هر قدر پاکى و تقواى انسان بیشتر شود، به مفاهیم عمیقتر و بیشترى از قرآن مجید دست مى یابد ، به این ترتیب، آیه در هر دو بعد جسمى و روحانى، صادق است، ناگفته پیداست، شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و ائمه معصومین، و ملائکه مقربین، روشنترین مصداق مقرّبانند، و حقایق قرآن را از همه بهتر درک مى کنند. 📚۱ ـ اللّه و العلم الحدیث ، صفحه ۳۳. ۲ ـ راغب در مفردات ، ماده کرم . ۳ ـ لایَمَسُّه جمله خبریه است که مى تواند به معنى نهى یا به معنى نفى بوده باشد. ۴ ـ تَنْزِیل در اینجا مصدرى است به معنى اسم مفعول یعنى منزَّل مى باشد و خبر براى مبتداى محذوف است، یا خبر بعد از خبر. ۵ ـ طبق این تفسیر، در اینجا کلمه شکر محذوف است و در تقدیر: وَ تَجْعَلُونَ شُکْرَ رِزْقِکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ مى باشد، و یا این که رزق کنایه از شکر رزق است. ۶ ـ مطابق این دو تفسیر چیزى در تقدیر نیست. ۷ ـ این حدیث را طبرسى در مجمع البیان نقل کرده است، در تفسیر درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۳ و قرطبى ، جلد ۹، صفحه ۶۳۹۸ و مراغى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۵۲ و روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۳۵ نیز با تفاوتهاى مختصرى ذیل آیات مورد بحث آمده است. ۸ ـ تفسیر درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۳ و نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۲۷. ۹ ـ وسائل الشیعه ، جلد ۱، صفحه ۲۶۹، حدیث ۳ (طبق این حدیث نفى در آیه فوق کنایه از نهى است). ۱٠ ـ وسائل الشیعه ، جلد ۱، صفحه ۲۷٠، حدیث ۵. ۱۱ ـ این حدیث در درّ المنثور از عبداللّه بن عمر ، و معاذ بن جبل ، و ابن حزم انصارى از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده (جلد ۶، صفحه ۱۶۲). ۱۲ ـ درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۲. ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ... 🔹🔹🔹نکته ها: 🌿۱ ـ ویژگیهاى قرآن مجید از چهار توصیفى که در آیات فو
✨ ✨ ✨ ۸۳فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ۸۴وَ أَنْتُمْ حِینَئِذ تَنْظُرُونَ ۸۵وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لکِنْ لاتُبْصِرُونَ ۸۶فَلَوْلا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ ۸۷تَرْجِعُونَها إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ ترجمه: ۸۳ ـ پس چرا هنگامى که جان به گلوگاه مى رسد (توانائى بازگرداندن آن را ندارید)؟! ۸۴ ـ و شما در این حال نظاره مى کنید (و کارى از دستتان ساخته نیست). ۸۵ ـ و ما از شما به او نزدیکتریم ولى نمى بینید! ۸۶ ـ اگر هرگز (در برابر اعمالتان) جزا داده نمى شوید. ۸۷ ـ پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست مى گوئید! تفسیر⬇️ ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✨ #بِسْمِ‌اللهِ‌الرَّحْمنِ‌الرَّحِيم✨ ۸۳فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ۸۴وَ أَنْتُمْ حِین
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه هنگامى که جان به گلوگاه مى رسد از لحظات حساسى که آدمى را سخت در فکر فرو مى برد، لحظه احتضار و پایان عمر است، در آن لحظه که کار از کار گذشته، اطرافیان مأیوس و نومید به شخص محتضر نگاه مى کنند، مى بینند همچون شمعى ـ که عمرش پایان گرفته ـ آهسته آهسته خاموش مى شود، با زندگى وداع مى گوید، و هیچ کارى از دست هیچ کس ساخته نیست. آرى، ضعف و ناتوانى کامل انسان، در این لحظات حساس آشکار مى شود، نه تنها در زمانهاى گذشته که، امروز با تمام تجهیزات فنى و پزشکى، و حضور تمام وسائل درمانى، این ضعف و زبونى به هنگام احتضار، درست همانند گذشته، مشهود و آشکار است. قرآن مجید، در تکمیل بحثهاى معاد و پاسخگوئى به منکران و مکذبان، ترسیم گویائى از این لحظه کرده، مى گوید: پس چرا هنگامى که جان به گلوگاه مى رسد، توانائى بازگرداندن آن را ندارید ؟! (فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ).(۱) و شما در این حال نظاره مى کنید و کارى از دستتان ساخته نیست (وَ أَنْتُمْ حِینَئِذ تَنْظُرُونَ). مخاطب در اینجا اطرافیان محتضرند، چرا که از یکسو، حال او را نظاره مى کنند، و از سوى دیگر، ضعف و ناتوانى خود را مشاهده مى نمایند، و از سوى سوم، توانائى خدا بر همه چیز را، و بودن مرگ و حیات در دست او، و نیز مى دانند خودشان هم چنین سرنوشتى را در پیش دارند.(۲) بعد از آن مى افزاید: در حالى که ما از شما به او نزدیکتریم، و فرشتگان ما که آماده قبض روح او هستند نیز نزدیکتر از شما مى باشند ولى شما نمى بینید (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لکِنْ لاتُبْصِرُونَ). ما به خوبى مى دانیم در باطن جان محتضر، چه مى گذرد؟ و در عمق وجودش چه غوغائى برپا است؟ و مائیم که فرمان قبض روح او را در سرآمد معینى صادر کرده ایم، شما تنها ظواهر حال او را مى بینید، و از چگونگى انتقال او از این سرا به سراى دیگر، و طوفانهاى سختى که در این لحظه برپا است، بى خبرید. بنابراین، منظور از این آیه، نزدیکى خداوند به شخص محتضر است، هر چند بعضى احتمال داده اند: منظور نزدیکى فرشتگان قبض ارواح مى باشد، ولى، تفسیر اول با ظاهر آیه هماهنگ تر است. به هر حال، نه تنها در این موقع، بلکه در همه حال، خداوند از همه کس به ما نزدیکتر است، حتى او نزدیکتر از ما به ما است، هر چند ما بر اثر ناآگاهى از او دوریم، ولى ظهور و بروز این معنى در لحظه جان دادن از هر موقع، واضحتر است. آنگاه براى تأکید بیشتر، و روشن ساختن همین حقیقت، مى افزاید: اگر شما هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمى شوید... (فَلَوْلا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ). پس او را بازگردانید، اگر راست مى گوئید (تَرْجِعُونَها إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ). این ضعف و ناتوانى شما، دلیلى است بر این که مالک مرگ و حیات، دیگرى است، و پاداش و جزاء در دست او است، و او است که مى میراند و زنده مى کند. مَدِینین جمع مدین از ماده دین به معنى جزاء است، و بعضى آن را به معنى مربوبین تفسیر کرده اند، یعنى اگر شما تحت ربوبیت دیگرى قرار ندارید، و مالک امر خویش هستید او را بازگردانید، این خود دلیل بر این است که، تحت حکومت دیگرى قرار دارید. 🔹🔹🔹نکته ها: ۱ ـ لحظه ناتوانى جبّاران! در حقیقت هدف از این آیات، بیان قدرت خداوند بر مسأله مرگ و حیات است، تا از آن پلى به مسأله معاد زده شود، و انتخاب لحظه احتضار و مرگ در اینجا، به خاطر ظهور ضعف و ناتوانى کامل انسان، در این هنگام است با تمام قدرتى که براى خود فکر مى کند. بد نیست در اینجا به حالات بعضى از جباران که در اوج قدرت، لحظه مرگشان فرا رسید، توجه کنیم، تا عمق معنى این آیات، روشنتر گردد. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه هنگامى که جان به گلوگاه مى رسد از لحظات حساسى که آدمى را سخت در فکر فرو
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه مسعودى در مروج الذهب در حالات مأمون و جنگ او با سپاه روم داستانى آورده است که، خلاصه اش چنین است: او هنگامى که از میدان جنگ باز مى گشت، به چشمه بدیدون ، در منطقه قشیره رسید، براى استراحت در آنجا فرود آمد، صفا و سردى و درخشندگى آبِ چشمه، او را در شگفتى فرو برد، و همچنین سرسبزى، طراوت و خرمى آن منطقه، دستور داد چوبهائى از درختان قطع کنند و همچون پلى روى چشمه بزنند، و سقفى از چوب و برگ درختان، بالاى آن آماده سازند، در آنجا استراحت کرد در حالى که آب از زیر پاى او رد مى شد، صافى آب به قدرى بود که، درهمى در درون آب افکند و از قعر آب نقش روى آن خوانده مى شد!، و به قدرى سرد بود که، هیچ کس نمى توانست دست خود را در آب فرو برد. در این هنگام، ماهى نسبتاً بزرگى به اندازه یک ذراع ظاهر گشت، گوئى یکپارچه نقره بود، مأمون گفت: هر کس آن را بگیرد، شمشیرى به او جایزه مى دهم ، بعضى از خدمتکاران پیشدستى کردند، و آن را گرفتند، هنگامى که نزدیک مأمون آوردند ماهى تکانى خورد، از دست خدمتکار او بیرون پرید، مانند قطعه سنگى در آب افتاد و مختصر آبى بر سینه، گلو و شانه هاى مأمون پاشید، به طورى که لباسش تر شد، خدمتکار بار دیگر پائین رفت، و ماهى را گرفت، و در مقابل مأمون در دستمالى گذارد، در حالى که تکان مى خورد، مأمون گفت: الآن باید آن را سرخ و آماده کنید. اما ناگهان، لرزه اى بر اندام او افتاد به طورى که قادر بر حرکت نبود، او را با لحافهاى متعدد پوشاندند، اما باز مى لرزید، و فریاد مى کشید: سرما، سرما !براى او آتش افروختند، باز فریادش از سرما بلند بود، ماهى را سرخ کرده براى او آوردند ، اما او حتى قادر نبود از آن بچشد، هنگامى که حالش سختتر شد، از بختیشوع و ابن ماسویه (که هر دو از اطباء دربار مأمون بودند) درخواست کمک کرد، در حالى که در سکرات مرگ بود، بختیشوع یک دست او را گرفت و ابن ماسویه دست دیگرش را، دیدند نبض او کاملاً از اعتدال خارج شده، و خبر از فنا، نابودى و از هم پاشیدگى نظام جسمانى او مى دهد، در این حال، عرق مخصوصى از بدن او تراوش مى کرد که لزج و چسبنده مانند روغن بود! و این دو طبیب در حال او فرو ماندند و اعتراف کردند: چنین چیزى را در کتب طبى، هرگز نخوانده اند، ولى هر چه هست دلیل بر نزدیک شدن مرگ او است. حال مأمون سخت تر شد، گفت: مرا به نقطه بلندى ببرید که مشرف بر لشکرم باشد، تا وضع آنها را بررسى کنم، در این هنگام شب فرا رسید، هنگامى که از آن نقطه، به خیمه ها و لشکر خود و آتشهاى بسیار زیادى که برافروخته بودند، نگاه کرد گفت: یا مَنْ لایَزُولُ مُلْکُهُ إِرْحَمْ مَنْ قَدْ زالَ مُلْکُهُ: اى خدائى که هرگز حکومتت زوال نمى پذیرد، به کسى رحم کن که حکومتش رو به زوال است ، بعد او را به بسترش آوردند، کسى را کنار او نشاندند که، شهادتین بر زبانش بگذارد، و چون گوشش سنگین شده بود، آن مرد صدایش را بلند کرد، ابن ماسویه گفت: فریاد نزن، به خدا سوگند او در این لحظه فرقى بین خدا و مانى نمى گذارد!. مأمون چشمش را باز کرد، چنان حدقه ها از هم باز و سرخ شده بود که سابقه نداشت، مى خواست با دستش بر ابن ماسویه بکوبد، اما نتوانست، مى خواست سخن تندى بگوید، اما قدرت نداشت، در همان ساعت جان سپرد.(۳) 🌱ادامه‌دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه مسعودى در مروج الذهب در حالات مأمون و جنگ او با سپاه روم داستانى
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ممکن است بیمارى او سابقه قبلى داشته، و یا به گفته بعضى از مورخان، هر کسى از آب آن چشمه مى نوشید بیمار مى شد، و یا ماهى، نوعى ترشّحات مسموم داشته، هر چه بود، حکومت و قدرتى با آن عظمت، در لحظاتى چند فرو ریخت، و قهرمان میدانهاى بزرگ نبرد، در برابر مرگ زانو زد. هیچ کس در آن لحظه توانائى نداشت قدمى براى او بردارد، یا لااقل او را به منزل اصلیش برساند، و تاریخ از این داستانهاى عبرت انگیز بسیار به خاطر دارد. ۲ ـ آیا جان دادن تدریجى است؟ تعبیر جان به گلو رسیدن که در آیات فوق بود فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ کنایه از واپسین لحظه هاى زندگى است، و شاید منشأ آن این است که، غالب اعضاى پیکر، مانند دستها و پاها به هنگام مرگ، قبل از سایر اعضاء، از کار مى افتد، و گلوگاه از آخرین اعضائى است که از کار خواهد افتاد. در آیه ۲۶ سوره قیامت نیز مى خوانیم: کَلاّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِى: کافران ایمان نمى آورند تا زمانى که روح به ترقوه آنها برسد ( ترقوه استخوانهائى است که اطراف حلق را فرا گرفته است). ۱ ـ آیه محذوفى دارد که از آیات بعد استفاده مى شود و در تقدیر چنین است: فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ لاتَرْجِعُونَها وَ لاتَمْلِکُونَ شَیْئا (مؤنث بودن فعل در اینجا به خاطر آن است که به نفس باز مى گردد). ۲ ـ این که بعضى احتمال داده اند مخاطب در اینجا شخص محتضر است، بسیار بعید به نظر مى رسد; زیرا آیه بعد به خوبى روشن مى سازد که مخاطب اطرافیان او هستند. ۳ ـ مروج الذهب ، مطابق نقل سفینة البحار ، جلد ۱، صفحه ۴۴. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ممکن است بیمارى او سابقه قبلى داشته، و یا به گفته بعضى از مورخان، هر کسى
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ۸۸فَأَمّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ۸۹فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیم ۹٠وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ ۹۱فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ ۹۲وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضّالِّینَ ۹۳فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیم ۹۴وَ تَصْلِیَةُ جَحِیم ۹۵إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ ۹۶فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ترجمه: ۸۸ ـ پس اگر او از مقرّبان باشد. ۸۹ ـ در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است. ۹٠ ـ و اما اگر از اصحاب یمین باشد. ۹۱ ـ (به او گفته مى شود:) سلام بر تو از سوى دوستانت که از اصحاب یمینند! ۹۲ ـ اما اگر او از تکذیب کنندگان گمراه باشد. ۹۳ ـ با آب جوشان دوزخ از او پذیرائى مى شود! ۹۴ ـ و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است. ۹۵ ـ این مطلب حق و یقین است! ۹۶ ـ پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را منزّه بشمار)! ⬇️تفسیر: 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ▫️سرانجام نیکوکاران و بدکاران این آیات، در حقیقت یک نوع جمع بندى از آ
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه سپس به سراغ گروه سوم مى رود که، در اوائل سوره از آنها به عنوان اصحاب الشمال یاد شده بود، مى فرماید: اما اگر او از تکذیب کنندگان گمراه باشد... (وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضّالِّینَ). با آب جوشان دوزخ و حرارت و سموم آن، از او پذیرائى مى شود ! (فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیم).(۶) و سپس سرنوشت او ورود در آتش جهنم است (وَ تَصْلِیَةُ جَحِیم). آرى، در همان آستانه مرگ، نخستین عذابهاى الهى را مى چشند، و طعم تلخ کیفرهاى قیامت، در قبر و برزخ، در کام جانشان فرو مى رود، و از آنجا که سخن از حال محتضر است، مناسب این است که، جمله نُزُلٌ مِنْ حَمِیم اشاره به عذاب برزخى باشد، و تَصْلِیَةُ جَحِیم اشاره به عذاب قیامت، این معنى در روایات متعددى نیز از ائمه اهل بیت نقل شده است.(۷) قابل توجه این که، در اینجا مُکَذِّبین و ضالِّین هر دو با هم ذکر شده اند که، اولى اشاره به تکذیب قیامت و خداوند یکتا و نبوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، و دومى به کسانى که از راه حق منحرف شده اند. این تعبیر، علاوه بر این که: معنى تأکید را مى رساند، مى تواند اشاره به این نکته باشد که، در میان گمراهان افرادى هستند، مستضعف و جاهل قاصر، و عناد و لجاجتى در برابر حق ندارند، آنها ممکن است مشمول الطاف الهى گردند، اما تکذیب کنندگان لجوج و معاند به چنین سرنوشتهائى که گفته شد، گرفتار مى شوند. حَمِیم به معنى آب داغ و سوزان یا بادهاى گرم و سموم است، و تَصْلِیَة از ماده صلى (بر وزن سعى) به معنى سوزاندن و داخل شدن در آتش است، اما تَصْلِیَه که معنى متعددى را دارد، تنها به معنى سوزاندن مى آید. و در پایان این سخن، مى افزاید: این همان حق و یقین است (إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ). و حال که چنین است، نام پروردگار بزرگت را منزّه بشمار، و او را تسبیح گوى (فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ). معروف در میان مفسران این است که، حَقُّ الیَقِین از قبیل اضافه بیانیه است، یعنى آنچه درباره این سه گروه از: مقرّبان و اصحاب الیمین و تکذیب کنندگان گفته شد، عین واقعیت و حق و یقین است. این احتمال نیز وجود دارد که، چون یقین داراى مراتبى است، مرحله عالى آن حق الیقین است، یعنى یقین واقعى، کامل و خالى از هر گونه شک و شبهه و ریب.(۸) ضمناً از آنچه گفتیم معلوم شد هذا در آیه، اشاره به احوال گروههاى سه گانه اى است که قبلاً ذکر شده، بعضى نیز احتمال داده اند که به تمام محتواى سوره واقعه ، یا تمام قرآن اشاره باشد، اما تفسیر اول مناسب تر است. این نکته نیز قابل توجه است که تعبیر به فَسَبِّح (پس تسبیح کن) (با فاء تفریع)، اشاره به این حقیقت است که، آنچه درباره این گروههاى سه گانه گفته شد، عین عدالت است، و بنابراین، خداوند را از هر گونه ظلم و بى عدالتى پاک و منزه بشمار، و یا این که، اگر مى خواهى به سرنوشت گروه سوم گرفتار نشوى، او را از هر گونه شرک و بى عدالتى که لازمه انکار قیامت است پاک و منزه بدان. بسیارى از مفسران در ذیل آخرین آیه، نقل کرده اند که، پس از نزول آن پیامبر فرمود: اجْعَلُوها فِى رُکُوعِکُمْ: آن را در رکوع خود قرار دهید (سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظِیمِ، بگوئید) و هنگامى که سَبِّحِ اسْمِ رَبِّکَ الاَعْلى نازل شد، فرمود: اجْعَلُوها فِى سُجُودِکُمْ: آن را در سجده قرار دهید (سُبْحانَ رَبِّىَ الاَعْلى، بگوئید).(۹) در تفسیر آیه ۷۴ همین سوره نیز، شبیه همین روایت را از بعضى از مفسران نقل کردیم. 🔹نکته: 🔸عالم برزخ آیا فوق از آیاتى است که، اشاره به عالم برزخ دارد; زیرا همان گونه که در تفسیر این آیات گفتیم، در آستانه مرگ که، انسان آماده براى انتقال به جهان دیگر مى شود، با یکى از حالات زیر روبرو خواهد شد: نعمتها و مواهب و پاداشهاى الهى و روح و ریحان، یا کیفرها و مجازاتهاى دردناک، و قرائن موجود در آیات، نشان مى دهد: قسمتى از اینها مربوط به قیامت، و قسمت دیگرى مربوط به قبر و برزخ است، و این خود دلیل دیگرى بر وجود این عالم محسوب مى شود. در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: نخستین چیزى که به مؤمن در هنگام وفات بشارت داده مى شود، روح، ریحان و بهشتِ پر نعمت است، و نخستین چیزى که به مؤمن در قبرش بشارت داده مى شود، این است که به او مى گویند: بشارت باد بر تو، به خشنودى خداوند، به بهشت خوش آمدى، خداوند تمام کسانى که تو را تا قبرت تشییع کرده اند، همه را آمرزید، و شهادت آنها را درباره تو تصدیق کرد، و دعاى آنها را براى آمرزشت مستجاب فرمود .(۱٠) ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه سپس به سراغ گروه سوم مى رود که، در اوائل سوره از آنها به عنوان اصحاب الش
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...در حدیث دیگرى امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: هنگامى که انسان در آخرین روز از ایام دنیا و اولین روز از ایام آخرت، قرار مى گیرد، اموال و فرزندان و اعمال او در برابرش مجسم مى شوند، او نگاهى به اعمالش مى کند، مى گوید: من نسبت به شما بى اعتنا بودم، هر چند بر دوش من سنگین بودید، الان چه خبرى براى من دارید؟ عملش مى گوید: من همنشین تو در قبر و روز رستاخیزت هستم تا من و تو در پیشگاه پروردگارت حضور یابیم . سپس امام(علیه السلام) افزود: اگر دوست خدا باشد عملش به صورت خوشبوترین انسان، با زیباترین چهره، و جالبترین لباس، ظاهر مى شود، و مى گوید: بشارت باد بر تو، به آرامش و نعمت و بهشت پر برکت، و قدمت خیر مقدم است، سؤال مى کند: تو کیستى؟ او در جوابش مى گوید: من عمل صالح تو هستم که از دنیا (همراه تو ) به سوى بهشت مى روم .(۱۱) درباره عالم برزخ، بحث مشروحترى ذیل آیه ۱٠٠ سوره مؤمنون داشتیم.(۱۲) پروردگارا! ما را در صف مقربان و اصحاب الیمین و اولیاء و دوستان خاصت قرار ده! و در آستانه مرگ مشمول روح و ریحان و جنت نعیمت بگردان! خداوندا! عذاب رستاخیزت، عذابى است الیم که، هیچ کس را یاراى تحمل آن نیست، و پاداشهاى بى حسابت، پاداشى است عظیم که، هیچ کس با عملش مستوجب آن نمى شود، سرمایه ما در آن روز تنها لطف و کرم تو است اى کریم! بارالها! پیش از فرا رسیدن قیامت کبرى، و فرا رسیدن مرگ که، قیامت صغرى است ما را بیدار کن، تا خود را براى این سفر عظیم که در پیش داریم آماده سازیم! ! آمِیْنَ یا رَبَّ العالَمِیْنَ پایان سوره واقعه ۶ / جمادى الثانى / ۱۴٠۶ ۲۷ / ۱۱ / ۱۳۶۴ 📗تفسیر نمونه /آیت‌ا...مکارم شیرازی 📚۱ ـ تفسیر نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۲۸، احادیث ۱٠۳ و ۱٠۴. ۲ ـ روح ممکن است خبر باشد براى مبتداى محذوف، و در تقدیر فجزائه روح و یا مبتدا براى خبر محذوف است و در تقدیر فله روح مى باشد و جمله فروح... جزاى إما است و إن شرطیه با وجود این جزا مستغنى از جزاى دیگرى است (دقت کنید). ۳ ـ بنابراین، در آیه دو تقدیر است، به این صورت یُقالُ لَهُ سَلامٌ لَکَ إنَّکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ ولى بنا بر تفسیر اول تنها یک تقدیر است و آن یُقالُ لَه است. ۴ ـ درباره سلام هائى که نثار بهشتیان مى شود در جلد ۱۸، صفحه ۴۲٠، ذیل آیه ۵۸ سوره یس بحث مشروحترى آمده است. ۵ ـ تفسیر برهان ، جلد ۴، صفحه ۲۸۵. ۶ ـ نُزُل خبر مبتداى محذوفى است و در تقدیر فَجَزائُهُ نُزُلٌ مِنْ حَمِیم و یا مبتدا براى خبر محذوفى است و در تقدیر فَلَهُ نُزُلٌ مِنْ حَمِیم مى باشد. ۷ ـ نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۲۹. ۸ ـ مطابق این تفسیر، اضافه حق به یقین براى اختصاص و تقیید است، بعضى نیز آن را از قبیل اضافه موصوف به صفت دانسته اند و گفته ند: به معنى الیقین الحق است. ۹ ـ تفسیر ابوالفتوح رازى ، روح المعانى ، روح البیان ، قرطبى ، درّ المنثور و تفسیر مراغى ،ذیل آیه مورد بحث. ۱٠ ـ تفسیر درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۶۶. ۱۱ ـ تفسیر نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۲۸، حدیث ۱٠۶. ۱۲ ـ به تفسیر نمونه ، جلد ۱۴، صفحات ۳۱۴ تا ۳۲۴ مراجعه فرمائید ⚘ @Nahjolbalaghe2