قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران 🌷آیه ۱۸ 💚گواهى همه بر وحدانیتش به دنبال بحثى که درباره مؤمنان را
✨
✅ادامه تفسیر سوره آلعمران
... ۴ ـ در ذیل آیه، جمله لا اِلهَ اِلاّ هُو تکرار شده است، این تکرار، گویا اشاره به این است، همان طور که در آغاز آیه، شهادت خداوند، فرشتگان و دانشمندان آمده است، هر کس این گواهى را مى شنود، باید او هم، با شهادت آنها هم صدا گردد و گواهى بر وحدت معبود بدهد.
و از آنجا که جمله لا اِلهَ اِلاّ هُو به عنوان اداى حق تعظیم خداوند و اظهار توحید است، با دو اسم عزیز و حکیم (توانا و دانا) ختم شده است; زیرا قیام به عدالت، نیازمند به قدرت و حکمت است، تنها خداوندى که بر هر چیز قادر و به همه چیز آگاه است، مى تواند، عدالت را در جهان هستى برقرار سازد.
۵ ـ این آیه از آیاتى است که همواره مورد توجه رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) بوده و کراراً در مواقع مختلف آن را تلاوت مى فرمود: زبیر بن عوام مى گوید: شب عرفه در خدمت رسول خدا بودم، شنیدم که مکرراً این آیه را مى خواند .(۴)
🌱ادامه دارد...
۱ ـ احزاب، آیه ۵۶.
۲ ـ بحار الانوار ، جلد ۲۳، صفحه ۲٠۴ و جلد ۳۶، صفحه ۱۳۲ ـ تفسیر عیاشى ، جلد ۱، صفحه ۱۶۶، چاپخانه علمیه تهران، ۱۳۸٠ هـ ق ـ تفسیر فرات ، صفحه ۷۷ و ۷۸، مؤسسه چاپ نشر، ۱۴۱٠ هـ ق ـ مناقب ، جلد ۱، صفحه ۲۸۵، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ هـ ق ـ تفسیر عسکرى ، جلد ۱، صفحه ۶۲۵، مدرسه امام مهدى(علیه السلام)، قم، ۱۴٠۹ هـ ق.
۳ ـ بحار الانوار ، جلد ۲، صفحه ۲۳ ـ جامع الاخبار ، صفحه ۳۷، انتشارات رضى، قم، ۱۳۶۳ هـ ش ـ روضة الواعظین ، جلد ۱، صفحه ۱۲، انتشارات رضى ـ کنز العمال ، جلد ۱٠، صفحه ۱۵۴، مؤسسة الرسالة بیروت، ۱۶ جلدى ـ مجمع البیان ، جلد ۲، صفحه ۲۵۸، مؤسسه اعلمى مطبوعات، طبع اول، ۱۴۱۵ هـ ق، ذیل آیه (در بعضى از روایات به جالى عِلْمِهِ ، عَمَلِهِ آمده است).
۴ـ مجمع البیان ، جلد ۲، صفحه ۴۲۱ (جلد ۲، صفحه ۲۵۹، مؤسسه اعلمى مطبوعات، بیروت، طبع اول، ۱۴۱۵ هـ ق) ذیل آیه ـ تفسیر ابن کثیر ، ذیل آیه ـ تفسیر شوکانى ، ذیل آیه ـ مسند احمد ، جلد ۱، صفحه ۱۶۶، دار صادر بیروت ـ مجمع الزوائد هیثمى ، جلد ۶، صفحه ۳۲۵، دار الکتب العلمیة، طبع ۱۴٠۸ هـ ق ـ درّ المنثور ، جلد ۲، صفحه ۱۲، دار المعرفة، طبع اول، ۱۳۶۵ هـ ق.
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آلعمران ... ۴ ـ در ذیل آیه، جمله لا اِلهَ اِلاّ هُو تکرار شده است، این تکر
✨
✅ادامه تفسیر سوره آلعمران
🌷آیه ۱۹
👌روح دین، همان تسلیم در برابر حق است!
بعد از بیان یگانگى معبود، به یگانگى دین پرداخته، مى فرماید:
دین در نزد خدا، اسلام است (إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ).
واژه دین در لغت در اصل، به معنى جزا و پاداش است، و به معنى اطاعت و پیروى از فرمان نیز آمده است، و در اصطلاح مذهبى، عبارت از مجموعه قواعد و قوانین و آدابى است که انسان در سایه آنها مى تواند به خدا نزدیک شود و به سعادت دو جهان برسد و از نظر اخلاقى و تربیتى در مسیر صحیح گام بردارد.
واژه اسلام به معنى تسلیم است، بنابراین معنى جمله اِنَّ الدِّیْنَ عِنْدَ اللّهِ الاِسْلامُ این است که: آئین حقیقى در پیشگاه خدا، همان تسلیم در برابر فرمان او است.
در واقع روح دین در هر عصر و زمان، چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود، منتها از آنجا که آئین پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، آخرین و برترین آئین ها است نام اسلام براى آن انتخاب شده است و گر نه، از یک نظر همه ادیان الهى، اسلام است، و همان گونه که سابقاً نیز اشاره شد، اصول ادیان آسمانى نیز یکى است هر چند با تکامل جامعه بشرى، خداوند ادیان کامل ترى را براى آنها فرستاده تا به مرحله نهایىِ تکامل که دین خاتم پیامبران، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است رسیده.
امیرمؤمنان على(علیه السلام) در گفتارى که در کلمات قصار نهج البلاغه از او نقل شده این حقیقت را ضمن بیان عمیقى روشن فرموده است:
لاَ َنْسُبَنَّ الإِسْلامَ نِسْبَةً لَمْ یَنْسُبْها أَحَدٌ قَبْلِی: الإِسْلامُ هُوَ التَّسْلِیمُ، وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیَقِینُ، وَ الْیَقِینُ هُوَ التَّصْدِیقُ، وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الإِقْرارُ، وَ الإِقْرارُ هُوَ الأَداءُ وَ الأَداءُ هُوَ الْعَمَل:
در این عبارت امام(علیه السلام) نخست مى فرماید: مى خواهم اسلام را آن چنان تفسیر کنم که هیچ کس پیش از من تفسیر نکرده باشد، سپس شش مرحله براى اسلام بیان فرموده است:
نخست مى فرماید: اسلام همان تسلیم در برابر حق است ، آن گاه اضافه مى کند: تسلیم همان یقین است و بدون یقین ممکن نیست; زیرا تسلیم بدون یقین، تسلیم کورکورانه است نه عالمانه.
بعد مى فرماید: یقین هم، تصدیق است ، یعنى تنها علم و دانائى کافى نیست، بلکه به دنبال آن، اعتقاد و تصدیق قلبى لازم است.
سپس مى فرماید: تصدیق همان اقرار است ، یعنى کافى نیست ایمان تنها در منطقه قلب و روح انسان باشد، بلکه با شهامت و قدرت باید آن را اظهار داشت.
پس از آن مى افزاید: اقرار، همان انجام وظیفه است ، یعنى اقرار، تنها گفتگوى زبانى نیست، بلکه تعهد و قبول مسئولیت است.
و در پایان مى فرماید: انجام مسئولیت همان عمل است ، عمل به فرمان خدا و انجام برنامه هاى الهى; زیرا تعهد و مسئولیت چیزى جز عمل نمى تواند باشد، و آنها که نیروى خود را در گفتگوها، طرح ها، جلسات و انجمن ها و مانند آن صرف مى کنند و فقط حرف مى زنند، نه تعهدى را پذیرفته اند و نه مسئولیتى و نه از روح اسلام آگاهى دارند .(۱)
این روشن ترین تفسیرى است که براى اسلام در تمام جنبه ها مى توان بیان کرد.
آن گاه به بیان سرچشمه اختلاف هاى مذهبى که على رغم وحدت حقیقى دین الهى به وجود آمده مى پردازد و مى فرماید:
آنها که کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، در آن اختلاف نکردند، مگر بعد از آن که آگاهى و علم به سراغشان آمد و این اختلاف به خاطر ظلم و ستم در میان آنها بود
(وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ).
بنابراین، ظهور اختلاف، اولاً ـ بعد از علم و آگاهى بود و ثانیاً ـ انگیزه اى جز طغیان و ظلم و حسد نداشت.
یهود در مورد جانشین موسى بن عمران(علیه السلام) به اختلاف و نزاع پرداختند و خون هاى زیادى ریختند، و مسیحیان در امر توحید و آلوده ساختن آن به شرک و تثلیث، راه اختلاف پوییدند و هر دو در مورد دلایل پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که در کتب آنها آمده بود، تخم اختلاف پاشیدند، گروهى پذیرا شدند و گروهى انکار کردند.
کوتاه سخن این که:
ادیان آسمانى همواره با مدارک روشن و معجزات انبیاء همراه بوده و براى حقیقت جویان ابهامى باقى نمى گذاشته، مثلاً پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)علاوه بر معجزات آشکار، از جمله، قرآن مجید و دلایل روشنى که در متن این آئین آمده، اوصاف و مشخصاتش در کتب آسمانى پیشین ـ که بخش هائى از آن در دست یهود و نصارى وجود داشت ـ بیان شده بود و به همین علت، دانشمندان آنها قبل از ظهور او بشارت ظهورش را با شوق و تأکید فراوان مى دادند، اما همین که مبعوث شد، چون منافع خود را در خطر مى دیدند از روى طغیان و ظلم و حسد همه را نادیده گرفتند.
🌱ادامه دارد...
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آلعمران 🌷آیه ۱۹ 👌روح دین، همان تسلیم در برابر حق است! بعد از بیان یگانگى
✨
✅ادامه تفسیر سوره آلعمران
... به همین دلیل، در پایان آیه سرنوشت آنها و امثال آنها را بیان کرده، مى گوید: هر کس به آیات خدا کفر ورزد (خدا حساب او را مى رسد; زیرا) خداوند حسابش سریع است (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سَریعُ الْحِسابِ).
آرى، کسانى که آیات الهى را بازیچه هوس هاى خود قرار دهند، نتیجه کار خود را در دنیا و آخرت مى بینند، خداوند به سرعت به حساب اعمال آنها رسیدگى مى کند و به هر کدام جزا و کیفر مناسب مى دهد (در تفسیر جمله سَرِیْعُ الْحِسابِ ذیل آیه ۲٠۲ سوره بقره ، بحث کافى کرده ایم).
منظور از آیاتِ اللّهِ در اینجا تمام آیات الهى، براهین او و کتاب هاى آسمانى است، و حتى احتمالاً آیات تکوینى الهى را نیز در عالم هستى شامل مى شود.
و این که بعضى از مفسران، آن را به خصوص تورات یا انجیل و یا مانند آن تفسیر کرده اند، هیچ دلیلى ندارد.
🔹نکته:
سرچشمه اختلاف هاى مذهبى
موضوع جالبى که از آیه استفاده مى شود این است که: سرچشمه اختلاف ها و کشمکش هاى مذهبى، معمولاً از جهل و بى خبرى نیست، بلکه بیشتر به خاطر بغى، ظلم، انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى است، اگر مردم مخصوصاً طبقه دانشمندان تعصب، کینه توزى، تنگ نظرى ها، منافع شخصى و تجاوز از حدود و حقوق خود را کنار بگذارند و با واقع بینى و روح عدالتخواهى احکام خدا را بررسى نمایند، جاده حق بسیار روشن خواهد بود و اختلافات به سرعت حل مى شود.
این آیه، در واقع پاسخ دندان شکنى است به آنها که مى گویند: مذهب در میان بشر ایجاد اختلاف کرده است و خونریزى هاى فراوانى در طول تاریخ به بار آورده .
این ایراد کنندگان مذهب را با تعصبات مذهبى و افکار انحرافى اشتباه کرده اند; زیرا هنگامى که دستورهاى مذاهب را مورد بررسى قرار دهیم مى بینیم همه، یک هدف را تعقیب مى کنند و همه براى سعادت انسان آمده اند، اگر چه با گذشت زمان تکامل یافته اند.
در واقع ادیان آسمانى همچون دانه هاى باران هستند که از آسمان نازل مى گردد دانه هاى باران همه حیاتبخش هستند، ولى، هنگامى که روى زمین هاى آلوده مى ریزند که یکى شور است و دیگرى تلخ به رنگ ها و طعم هاى مختلف درمى آیند این اختلافات مربوط به باران نیست بلکه مربوط به این زمین هاى آلوده است، منتها روى اصل تکامل، آخرین آنها کامل ترین آنها است.
📚۱ ـ نهج البلاغه ، کلمات قصار، شماره ۱۲۵ ـ اصول کافى ، جلد ۲، صفحه ۴۵، با کمى تفاوت (دار الکتب الاسلامیة) ـ وسائل الشیعه ، جلد ۱۵، صفحه ۱۸۳، چاپ آل البیت ـ معانى الاخبار ، صفحه ۱۸۵ (با اندکى تفاوت)، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۱ هـ ش ـ بحار الانوار ، جلد ۶۵، صفحه ۳٠۹ و ۳۱۱.
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آلعمران ... به همین دلیل، در پایان آیه سرنوشت آنها و امثال آنها را بیان کرده
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
🌷آیه ۲۰
🔴از جدال و ستیز بپرهیز
در این آیه به دنبال بیان سرچشمه اختلافات دینى، به گوشه اى از این اختلاف که همان بحث و جدال یهود و نصارى با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بود، اشاره مى کند، مى فرماید: اگر با تو به گفتگو و ستیز برخیزند (با آنها) مجادله نکن و بگو: من و پیروانم در برابر خداوند، تسلیم شده ایم
(فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ).
حاجُّوکَ از ماده مُحاجّه در لغت به معنى بحث، گفتگو، استدلال و دفاع از یک عقیده یا یک مسأله است.
طبیعى است طرفداران هر آیینى در مقام دفاع از عقیده خود برمى آیند و خود را حق به جانب معرفى مى کنند، از این رو، قرآن به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)مى گوید: ممکن است اهل کتاب (یهود و نصارى) با تو بحث کنند و بگویند ما در برابر حق تسلیم هستیم، و حتى در این باره پافشارى کنند ـ چنان که مسیحیان نجران در برابر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) چنین بودند ـ .
خداوند در این آیه به پیامبرش دستور مى دهد: از بحث و مجادله با آنها دورى کن و به جاى آن براى راهنمائى و قطع مخاصمه، بگو: به آنها که اهل کتاب هستند (یهود و نصارى) و همچنین درس نخوانده ها (مشرکان) آیا شما هم (همچون من که تسلیم فرمان حقم) تسلیم شده اید (وَ قُلْ لِلَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ).
اگر به راستى تسلیم شوند هدایت یافته اند، و اگر روى گردان شوند و سرپیچى کنند وظیفه تو ابلاغ (رسالت) است و تو مسئول اعمال آنها نیستى
(فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْکَ الْبَلاغُ).
بدیهى است منظور تسلیم زبانى و ادعائى نیست، بلکه منظور، تسلیم حقیقى و عملى در برابر حق است، اگر آنها در برابر سخنان حقیقى سر تسلیم فرود آورند، ـ با توجه به این که دعوت تو آشکار، آمیخته با منطق و دلیل روشن است ـ مسلماً ایمان مى آورند، و اگر ایمان نیاورند تسلیم حق نیستند و تنها دعوى اسلام و تسلیم در برابر فرمان حق دارند.
کوتاه سخن این که: وظیفه تو ابلاغ رسالت است، آمیخته با دلیل و برهان، اگر روح حق جویى در آنها باشد پذیرا مى شوند، و اگر نشوند تو وظیفه خود را انجام داده اى.
و در پایان آیه مى فرماید: خداوند به اعمال و افکار بندگان خود بینا است (وَ اللّهُ بَصیرٌ بِالْعِبادِ).
او مدعیان دروغین تسلیم را از راستگویان مى شناسد و نیات محاجّه کنندگان را که براى چه هدفى بحث و گفتگو مى کنند مى داند، و اعمال همه را از نیک و بد مى بیند و به هر کس جزاى مناسب مى دهد.
🔹🔹🔹نکته ها:
۱ ـ از این آیه به طور ضمنى استفاده مى شود که از ادامه بحث و محاجّه با مردم لجوجى که تسلیم منطق صحیح نیستند، باید پرهیز کرد.
۲ ـ منظور از أُمِّیِّینَ: کسانى که نوشتن و خواندن نمى دانند در این آیه مشرکان مى باشند، علت این که از مشرکان در برابر اهل کتاب (یهود و نصارى) به این نام تعبیر شده، به خاطر این است که مشرکان کتاب آسمانى نداشتند تا مجبور به فرا گرفتن، خواندن و نوشتن شوند.
۳ ـ از این آیه به خوبى روشن مى شود که روش پیامبر(صلى الله علیه وآله) هرگز تحمیل فکر و عقیده نبوده است، بلکه کوشش و مجاهدت داشته که حقایق بر مردم روشن شود، سپس آنان را به حال خود وامى گذاشته که خودشان
تصمیم لازم را در پیروى از حق بگیرند.
🌱ادامه دارد...
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران 🌷آیه ۲۰ 🔴از جدال و ستیز بپرهیز در این آیه به دنبال بیان سرچشمه ا
✨
✅ادامه تفسیر سوره آلعمران
🌷آیه۲۱
🔻نشانه هاى سرکشى آنان
... در تعقیب آیه گذشته که به طور ضمنى نشان مى داد، یهود و نصارى و مشرکانى که با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به گفتگو و ستیز برخاسته بودند، تسلیم حق نبودند، در این آیه به بعضى از نشانه هاى این مسأله اشاره مى کند، مى فرماید: کسانى که به آیات خدا کافر مى شوند، و پیامبران را به ناحق مى کشند و (همچنین) کسانى از مردم که امر به عدل و داد مى کنند را به قتل مى رسانند، آنها را به مجازات دردناک (الهى) بشارت بده (إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذاب أَلیم).
در این آیه، نخست به سه گناه بزرگ آنها اشاره شده (کفر ورزیدن به آیات پروردگار، کشتن پیامبران به ناحق، و کشتن کسانى که از برنامه هاى پیامبران دفاع مى کنند و مردم را به عدالت دعوت مى نمایند، و هر یک از این گناهان به تنهائى کافى بود که ثابت کند، آنها تسلیم فرمان حق نیستند، بلکه صداى حق گویان را در گلو خفه مى کنند.
تعبیر به یَکْفُرُونَ و یَقْتُلُونَ به صورت فعل مضارع اشاره به این است که کفر ورزیدن و کشتن انبیاء و آمران به عدالت، گوئى جزئى از برنامه زندگى آنها شده بود، و مستمراً آن را انجام داده و مى دهند (توجه داشته باشید که فعل مضارع دلیل بر استمرار است).
البته، این اعمال، بیشتر روش یهود بود که امروز نیز، در اشکال دیگرى ادامه دارد، ولى این مانع از آن نخواهد بود که مفهوم آیه عمومیت داشته باشد.
سپس در دنباله این آیه و آیه بعد، به سه کیفر و سرنوشت شوم آنها اشاره مى کند: نخست، عذاب الیم و دردناک بود که در بالا گذشت.
دیگر این که مى فرماید: آنها کسانى هستند که اعمال نیکشان در دنیا و آخرت نابود گشته و اگر اعمال نیکى انجام داده اند تحت تأثیر گناهان بزرگ آنان اثر خود را از دست داده است (أُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ).
سوم این که آنها در برابر مجازات هاى سخت الهى هیچ یار و یاور (و شفاعت کننده اى) ندارند (وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرینَ).
همان گونه که در ذیل آیه ۶۱ سوره بقره گفته شد، تاریخ پر ماجراى یهود نشان مى دهد: آنها علاوه بر انکار آیات الهى در کشتن پیامبران و منادیان حق، فوق العاده جسور بودند، و مجاهدانى را که به حمایت آنها برمى خاستند از دم شمشیر مى گذراندند، مسلّم است مجازات هاى سه گانه بالا که درباره آنها گفته شد در مورد همه کسانى که اعمال شبیه آنها دارند جارى است.
🔹🔹🔹نکته ها:
۱ ـ آمران به عدالت، هم ردیف انبیاء
در آیه اول آمران به عدالت و دعوت کنندگان به معروف و حق در ردیف پیامبران شمرده شده اند، و کفر به خداوند، کشتن پیامبران و کشتن این گونه افراد در یک سطح قرار گرفته است و این نهایت اهتمام اسلام را به مسأله بسط عدالت در اجتماع، روشن مى سازد.
از آیه دوم شدت مجازات کسانى که اقدام به قتل چنین مردم صالحى بکنند به خوبى روشن مى شود; زیرا سابقاً گفته ایم حَبْط درباره همه گناهان نیست بلکه در مورد گناهان شدیدى است که اعمال نیک را نیز از میان مى برد(۱) و از همه گذشته، نفى شفاعت از این اشخاص، نشانه دیگرى بر شدت گناه آنها است.
۲ ـ منظور از بِغَیْرِ حَقّ این نیست که مى توان پیامبران را به حق کشت، بلکه منظور این است قتل پیامبران همیشه به غیر حق و ظالمانه بوده است و به اصطلاح بِغَیْرِ حَقّ قید توضیحى است که براى تأکید آمده.
۳ ـ رضایت به عمل دیگران
از جمله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذاب أَلِیْم: آنها را به عذاب شدید بشارت بده ! استفاده مى شود که کافران معاصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز مشمول این آیه بوده اند در حالى که مى دانیم آنها قاتل هیچ یک از انبیاء نبوده اند و این به خاطر آن است که هر کس راضى به برنامه و مکتب و اعمال جمعیتى باشد در اعمال نیک و بد آنها سهیم است، و چون این دسته از کفار (مخصوصاً یهود) نسبت به برنامه هاى پیشینیان خود و اعمال خلاف آنها سخت وفادار بودند، مشمول سرنوشت آنها خواهند بود.
۴ ـ کلمه بشارت در اصل، به معنى خبرهاى نشاط انگیز است که اثر آن در بَشَرَه و صورت انسان آشکار مى گردد، به کار بردن کلمه بشارت در مورد عذاب در این آیه و بعضى دیگر از آیات قرآن در واقع یک نوع تهدید و استهزاء به افکار گنهکاران محسوب مى شود، و این شبیه سخنى است که در میان ما نیز متداول است که اگر کسى کار بدى را انجام داد در مقام تهدید و استهزاء به او مى گوییم: مزد و پاداش تو را خواهیم داد !.
🌱ادامه در پست بعد⬇️
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آلعمران 🌷آیه۲۱ 🔻نشانه هاى سرکشى آنان ... در تعقیب آیه گذشته که به طور ض
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
... ۵ ـ در حدیثى از ابو عبیده جراح مى خوانیم که مى گوید: از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسیدم: کدامیک از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟
فرمود: کسى که پیامبرى را به قتل برساند، یا مردى را که امر به معروف و نهى از منکر مى کند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِیْنَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّاسِ .
سپس افزود: اى ابا عبیده! بنى اسرائیل ۴۳ پیامبر را در آغاز روز در یک ساعت کشتند، در این حال ۱۱۲ نفر از عابدان بنى اسرائیل قیام کردند و قاتلین را امر به معروف و نهى از منکر نمودند، آنها نیز در همان روز کشته شدند، و این همان است که خداوند مى فرماید: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذاب أَلِیْم .(۲)
📚۱ ـ براى توضیح و بررسى درباره مسأله حَبْط به ذیل آیه ۲۱۷ سوره بقره مراجعه فرمائید.
۲ ـ مجمع البیان ، جلد ۱ و ۲، صفحه ۴۲۳ (جلد ۲، صفحه ۲۶۲، مؤسسه اعلمى مطبوعات، طبع اول، ۱۴۱۵ هـ ق) ذیل آیات ـ فتح القدیر شوکانى، جلد ۱، صفحه ۳۲۸، عالم الکتب، ۵ جلدى ـ درّ المنثور ، جلد ۲، صفحه ۱۳، دار المعرفة، طبع اول، ۱۳۶۵ هـ ق ـ مجمع الزوائد هیثمى ، جلد ۷، صفحه ۲۷۲، دار الکتب العملیة، بیروت، ۱۴٠۸ هـ ق.
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران ... ۵ ـ در حدیثى از ابو عبیده جراح مى خوانیم که مى گوید: از رس
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
🌷آیه ۲۳
شأن نزول:
در تفسیر مجمع البیان از ابن عباس نقل شده که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) زن و مردى از یهود خیبر مرتکب زناى محصنه شدند با این که در تورات دستور مجازات سنگباران درباره این چنین اشخاص داده شده بود، چون آنها از طبقه اشراف بودند، یهود از اجراى این دستور در مورد آنها سر باز زدند، و پیشنهاد شد که به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مراجعه کرده داورى بطلبند، به این امید که مجازات خفیف ترى از طرف او درباره آنها تعیین شود. هنگامى که به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)مراجعه کردند.
پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: همین تورات فعلى میان من و شما داورى مى کند، آنها پذیرفتند و ابن صوریا را که از دانشمندان آنان بود از فدک به مدینه دعوت کردند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را شناخت فرمود: تو ابن صوریا هستى؟!
عرض کرد: بلى.
فرمود: تو اعلم علماى یهود مى باشى؟
گفت: این چنین فکر مى کنند!
پیغمبر(صلى الله علیه وآله) دستور داد قسمتى از تورات را که آیه رَجْم (سنگباران) در آن بود، پیش روى او بگذارند، او که قبلاً از جریان آگاه شده بود، هنگامى که به این قسمت رسید، دست روى آن گذاشت و جمله هاى بعد را خواند عبداللّه بن سلام که قبلاً از دانشمندان یهود بود و سپس اسلام اختیار کرده بود، حضور داشت فوراً متوجه پرده پوشى ابن صوریا شد، برخاست و دست او را از روى این جمله برداشت و آن را از متن تورات قرائت کرده، گفت: تورات مى گوید: بر یهود لازم است هر گاه زن و مردى مرتکب زناى محصنه شوند، هنگامى که مدرک کافى بر جرم آنها وجود داشته باشد، سنگ باران شوند.
سپس پیامبر دستور داد: مجازات مزبور طبق آئین آنها در مورد این دو مجرم اجرا شود، جمعى از یهود خشمناک شدند، این آیه درباره وضع آنها نازل گردید.(۱)
تفسیر:
🔻چرا تسلیم حق نیستند؟
به دنبال آیات گذشته، که سخن از محاجّه و بحث و گفتگوهاى لجوجانه گروهى از اهل کتاب به میان بود، در این آیات، روشن مى سازد که آنها تسلیم پیشنهادهاى منطقى نبودند، و انگیزه هاى این عمل و نتایج آن را نیز بازگو مى کند.
در آیه نخست مى فرماید: آیا مشاهده نکردى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى داشتند و دعوت به سوى کتاب الهى شدند تا در میان آنها داورى کند، ولى عده اى از آنها روى گردانیدند و از قبول حق اعراض نمودند ؟ این در حالى بود که کتاب آسمانى آنها حکم الهى را بازگو کرده بود و آنها از آن آگاهى داشتند
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ أُوتُوا نَصیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّى فَریقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ).
آرى، آنها به همان حکم موجود در کتاب مذهبى خویش نیز گردن نمى نهادند و با بهانه جوئى و مطالب بى اساس از اجراى حدود الهى سرپیچى مى کردند.
ضمناً، از جمله أُوتُوا نَصِیْباً مِنَ الْکِتابِ بر مى آید که تورات (و در عبارت فوق گرچه حکم سنگباران صریحاً نیامده، ولى اصل مجازات اعدام آمده است، ممکن است نسخه هاى تورات که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وجود داشته، داراى این عبارت نیز بوده است.
مجمع البیان ، ذیل آیات مورد بحث ـ بحار الانوار ، جلد ۹، صفحه ۶۹ ـ الصحیح من السیره ، جلد ۷، صفحه ۹۱ (با تلخیص)، دار الهادى، ۱۴۱۵ هـ ق ـ مجمع الزوائد هیثمى ، جلد ۶، صفحه ۲۷۱، دار الکتب العلمیه بیروت ۱۴٠۸ هـ ق ـ زاد المسیر ، جلد ۱، صفحه ۳۱۳، دار الفکر بیروت، طبع اول، ۱۴٠۷ هـ ق.
انجیلى) که در دست یهود و نصارى در آن عصر بود، تمام تورات و انجیل اصلى نبود، بلکه تنها قسمتى از آن بود، احتمالاً و قسمت بیشتر از این دو کتاب آسمانى، از میان رفته یا تحریف شده بود.
آیات دیگرى از قرآن مجید نیز این معنى را تأیید مى کند و شواهد و علایم تاریخى نیز مؤید آن است که اینجا جاى شرح آن نیست.
در آیه بعد، دلیل مخالفت و سرپیچى آنها را شرح مى دهد که آنها بر اساس یک فکر باطل، معتقد بودند: از نژاد ممتازى هستند (همان گونه که امروز نیز چنین فکر مى کنند و نوشته ها و اعمال آنها گواه بر نژاد پرستى شدید آنها است).
آنها معتقد بودند: ارتباط ویژه اى با پروردگار دارند تا آنجا که خود را فرزندان خدا مى نامیدند و مى گفتند: نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ: ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستیم .(۲)
🌱ادامه دارد..
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران 🌷آیه ۲۳ شأن نزول: در تفسیر مجمع البیان از ابن عباس نقل شده که
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
... و به همین دلیل، براى خود مصونیتى در مقابل مجازات الهى قایل بودند، لذا قرآن در این آیه مى گوید: این اعمال و رفتار به خاطر آن است که گفتند: جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمى رسد (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ إِلاّ أَیّاماً مَعْدُودات) و اگر مجازاتى داشته باشیم بسیار محدود است.
مَعْدُود یعنى قابل شمارش، و معمولاً به اشیاء کم گفته مى شود; زیرا اشیاء زیاد قابل شمارش نیستند یا شمارش آنها مشکل است.
منظور از أَیّاماً مَعْدُودات ، یا همان چهل روزى است که آنها در غیاب موسى(علیه السلام) گوساله پرستى کردند، و این گناه عظیمى بود که حتى خودشان نمى توانستند آن را انکار کنند.
و یا منظور روزهاى معدودى از عمرشان بود که به گناهان فوق العاده صریح دست زده بودند، تا آنجا که خودشان هم قادر به انکار، یا توجیه و پرده پوشى بر آن نبودند.
سپس مى افزاید: آنها این امتیازات دروغین را به خدا نسبت مى دادند و این افترا و دروغى را که به خدا بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود (وَ غَرَّهُمْ فی دینِهِمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ).
اما قرآن مجید در سومین و آخرین آیه مورد بحث، خط بطلان بر تمام این ادعاهاى واهى و خیالات باطل مى کشد و مى فرماید: پس چگونه خواهد بود هنگامى که آنها را در روزى که در آن شکى نیست جمع کنیم، و به هر کس آنچه را به دست آورده، داده شود، و به آنها ستم نخواهد شد ؟ (فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْم لا رَیْبَ فیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْس ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ).
آرى، در آن روز همه در دادگاه عدل الهى حاضر خواهند شد، هر کس نتیجه کشته خود را درو مى کند، و اعمال هر کس به او تسلیم مى شود و مجازات آنها هر چه باشد هرگز ظالمانه نیست; زیرا محصول اعمال خود آنها است، و آن روز است که مى فهمند، هیچ امتیازى بر دیگران ندارند و عدل الهى همه را شامل مى شود.
ضمناً از جمله ما کَسَبَتْ به روشنى این معنى به دست مى آید که پاداش و کیفر قیامت و نجات و بدبختى در جهان دیگر، تنها بستگى به اعمال خود انسان دارد نه به پندارهاى واهى و خیالات باطل.
🔹نکته ها:
۱ ـ فریب وجدان
آیا ممکن است انسان دروغى بگوید و یا افترائى به خدا ببندد و بعد خودش تحت تأثیر آن واقع گردد، و به آن مغرور شود، آن چنان که قرآن در آیات فوق درباره یهود نقل مى کند؟ آیا این باورکردنى است؟
پاسخ این سؤال چندان مشکل نیست; زیرا مسأله فریب وجدان از مسائل مسلّم روان شناسى امروز است که گاهى دستگاه فکر و اندیشه در پى اغفال وجدان برمى آید، و چهره حقیقت را در نظر وجدانِ خویش دگرگون مى سازد.
بسیار دیده ایم افراد آلوده به گناهان بزرگى همچون قتل و سرقت، و یا اعتیادهاى گوناگون با این که زشتى اعمال خود را به خوبى درک مى کنند براى به دست آوردن آرامش کاذب وجدان، مى کوشند مردم را مستحق این گونه اعمال، جلوه دهند و یا این که براى توجیه اعتیادهاى زیان بار خود گرفتارى هاى زندگى و مشکلات طاقت فرساى اجتماعى را بهانه مى کنند، تا پناه بردن خویش را به مواد مخدر توجیه نمایند.
به علاوه، این گونه افترائات و امتیازات دروغین را نسل هاى پیشین اهل کتاب درست کرده بودند و تدریجاً براى نسل هاى آینده که از واقعیت آگاهى چندانى نداشتند، (و براى کشف حقیقت به خود زحمت نمى دادند) به صورت عقیده مسلّمى در آمده بود.
۲ ـ مسلمانان و اعتقاد به کیفر محدود
ممکن است گفته شود: اعتقاد به عذاب و کیفر محدود در میان ما مسلمانان نیز هست زیرا ما معتقدیم که مسلمانان براى همیشه در عذاب الهى
نمى مانند، و بالاخره ایمان آنها موجب نجات آنان مى شود.
ولى باید به این نکته توجه داشت که: ما هرگز معتقد نیستیم یک مسلمان گنهکار و آلوده به انواع جنایات فقط چند روزى عذاب الهى مى بیند، بلکه ما معتقدیم سالیان دراز که مدت آن را جز خدا نمى داند گرفتار مجازات خواهد بود، ولى، مجازات او به خاطر ایمانش ابدى و جاویدان نمى باشد و اگر در میان مسلمانان راستى افرادى پیدا شوند که چنین امتیازى براى خود قایل باشند و معتقد گردند که: در پناه نام اسلام و ایمان به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام)، مجازند هر گناهى را مرتکب شوند و مجازات آنها چند روزى بیش نخواهد بود، سخت در اشتباه اند و از روح اسلام و تعلیمات آن بر کنار مى باشند.
گذشته از این ما امتیازى در این مسأله براى مسلمانان قایل نیستیم بلکه معتقدیم پیروان هر امتى در عصر و زمان خود که به پیامبر عصر خود ایمان داشته و ضمناً مرتکب گناهى شده اند مشمول این قانون هستند از هر نژادى که باشند، در حالى که یهود این امتیاز را براى نژاد اسرائیل قایل بودند، نه براى اقوام دیگر.
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✅ادامه پست قبل⬆️⬇️ قرآن به این امتیاز دروغین آنها پاسخ گفته و در سوره مائده آیه ۱۸ مى گوید: بَلْ أ
✨
🌱ادامه تفسیر سوره آلعمران
🌷آیه۲۶
شأن نزول:
مفسر معروف طبرسى در مجمع البیان دو شأن نزول براى آیه اول ذکر کرده است که هر دو یک حقیقت را تعقیب مى کنند:
۱ ـ هنگامى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مکّه را فتح نمود، به مسلمانان نوید داد که: به زودى کشورهاى ایران و روم نیز زیر پرچم اسلام قرار خواهند گرفت، منافقان که دل هایشان به نور ایمان روشن نشده بود، و روح اسلام را درک نکرده بودند، این مطلب را اغراق آمیز تلقى کرده و با تعجب گفتند:
محمّد(صلى الله علیه وآله) به مدینه و مکّه قانع نیست و طمع در فتح ایران و روم دارد در این هنگام، آیه اول نازل شد.(۱)
۲ ـ هنگامى که پیغمبر گرامى(صلى الله علیه وآله) به اتفاق مسلمانان مشغول حفر خندق در اطراف مدینه بود و با نظم خاصى مسلمانان، گروه، گروه با سرعت و جدیت، مشغول حفر خندق بودند تا پیش از رسیدن سپاه دشمن، این وسیله دفاعى، تکمیل گردد، ناگهان در میان خندق سنگ سفید بزرگ و سختى پیدا شد که مسلمانان از شکستن و حرکت دادن آن عاجز ماندند.
سلمان به حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسید و جریان را عرض کرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد خندق شد، کلنگ را از سلمان گرفت و محکم بر سنگ فرود آورد، از برخورد کلنگ با سنگ، جرقه اى جستن کرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) تکبیر فتح و پیروزى گفت.
مسلمانان نیز با او هم صدا شده و آهنگ تکبیر در همه جا پیچید.
بار دیگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) کلنگ را بر سر سنگ فرود آورد و مجدداً جرقه اى جستن کرد و قسمتى از سنگ شکست و صداى تکبیر پیروزى پیامبر و مسلمانان، فضاى اطراف را پر کرد.
براى سومین بار، کلنگ را بلند کرد و بر بقیه سنگ محکم کوبید، مجدداً از برخورد کلنگ با سنگ، جرقه اى جستن نمود و اطراف خود را روشن ساخت، و بقیه سنگ درهم شکسته شد، و براى سومین بار صداى تکبیر در خندق پیچید.
سلمان عرض کرد: امروز وضع عجیبى از شما مشاهده کردم!
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: در میان جرقه اى که بار اول جستن کرد، کاخ هاى حیره و مدائن را دیدم و برادرم جبرئیل به من بشارت داد آنها در زیر پرچم اسلام قرار خواهند گرفت!
در درون جرقه دوم کاخ هاى روم را دیدم، و هم او به من خبر داد که در اختیار پیروانم قرار خواهد گرفت.
در سومین جرقه، کاخ هاى صنعاء و سرزمین یمن را دیدم و او به من بشارت داد که مسلمانان بر آن پیروز مى شوند و من در آن حال، تکبیر پیروزى گفتم، اى مسلمانان به شما مژده باد!...
مسلمانان راستین از خوشحالى در پوست نمى گنجیدند و خدا را شکر مى کردند. اما منافقان، چهره در هم کشیده و با ناراحتى و به صورت اعتراض، گفتند: چه آرزوى باطل و چه وعده محالى؟! اینها از ترس جان خود، حالت دفاعى به خویش گرفته اند و مشغول حفر خندق هستند و با آن دشمن محدود، یاراى جنگ ندارند، خیال فتح کشورهاى بزرگ جهان را در سر مى پرورانند، در این موقع آیات مورد بحث نازل شد و به آنها پاسخ گفت.(۲)
تفسیر:
همه چیز به دست اوست!
در آیات قبل، سخن از امتیازاتى بود که اهل کتاب (یهود و نصارى) براى خود قایل بودند و خود را از خاصان خداوند مى پنداشتند (علاوه بر این مدعى بودند حاکمیت و مالکیت نیز از آن آنها است) خداوند در این دو آیه، ادعاى باطل آنان را با این بیان جالب رد مى کند، مى فرماید: بگو:
بارالها! مالک ملک ها توئى، تو هستى که به هر کس بخواهى و شایسته بدانى حکومت مى بخشى و از هر کس بخواهى حکومت را مى ستانى
🌺(قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ).
هر کس را بخواهى بر تخت عزت مى نشانى، و هر کس را اراده کنى بر خاک مذلت قرار مى دهى
🌺(وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ).
و در یک جمله کلید تمام خوبى ها به دست تواناى تو است، زیرا تو بر هر چیز توانائى
🌺 (بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ).
ناگفته پیدا است منظور از اراده و مشیت الهى در این آیه این نیست که بدون حساب و بى دلیل، چیزى را به کسى مى بخشد و یا از او مى گیرد، بلکه مشیت او از روى حکمت و مراعات نظام و مصلحت و حکمت جهان آفرینش و عالم انسانیت است، گاه این حکومت ها به خاطر شایستگى ها است، و گاه حکومت ظالمان هماهنگ ناشایستگى امت ها است.
این نکته نیز قابل توجه است که لفظ خَیْر افعل التفضیل است و معادل فارسى آن بهتر ، و براى برترى چیزى بر چیز دیگر ذکر مى شود ولى، در بسیارى از موارد، به معنى خوب (بدون مفهوم صفت تفضیلى) نیز به کار مى رود و ظاهر این است که در آیه مورد بحث، به معنى دوم است. یعنى سرچشمه تمام خوبى ها از او و به دست او است.
🌱ادامه دارد...
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران ... جمله بِیَدِکَ الْخَیْرُ با توجه به الف و لام است
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
✨نکته ها:
۱ ـ تغییرات شب و روز
وُلُوج در لغت به معنى دخول است، این آیه مى گوید: خداوند، شب را در روز و روز را در شب داخل مى کند (در هشت مورد دیگر قرآن نیز، به این معنى اشاره شده است).
منظور از این جمله همان تغییر تدریجى محسوسى است که در شب و روز، در طول سال، مشاهده مى کنیم، این تغییر بر اثر انحراف محور کره زمین، نسبت به مدار آن که کمى بیش از ۲۳ درجه است و تفاوت زاویه تابش خورشید مى باشد، لذا مى بینیم: در بلاد شمالى (نقاط بالاى خط استوا) در ابتداى زمستان، روزها کم کم بلند و شب ها، کوتاه مى شود تا اول تابستان، سپس به عکس، شب ها بلند و روزها کوتاه مى شود و تا اول زمستان ادامه دارد. اما در بلاد جنوبى (نقاط پایین خط استوا) درست به عکس است.
بنابراین، خداوند دائماً، شب و روز را در یکدیگر داخل مى کند، یعنى از یکى کاسته به دیگرى مى افزاید.
ممکن است گفته شود: در خط حقیقى استوا و همچنین در نقطه اصلى قطب شمال و جنوب، شب و روز در تمام سال مساوى هستند و هیچگونه تغییرى پیدا نمى کند، شب و روز در خط استوا در تمام سال هر کدام دوازده ساعت و در نقطه قطب در تمام سال، یک شب ۶ ماهه و یک روز به همان اندازه است، بنابراین آیه جنبه عمومى ندارد.
در پاسخ این سؤال باید گفت: خط استواى حقیقى، یک خط موهوم بیش نیست و همیشه زندگى واقعى مردم یا این طرف خط استوا است یا آن طرف، و همچنین نقطه قطب، نقطه بسیار کوچکى بیش نیست و زندگى ساکنان مناطق قطبى (اگر ساکنانى داشته باشد) حتماً در مکانى وسیع تر از نقطه حقیقى قطب است، بنابراین، هر دو دسته اختلاف شب و روز دارند.
گذشته از این، ممکن است آیه علاوه بر معنى فوق، معنى دیگرى را هم در بر داشته باشد و آن این که شب و روز در کره زمین به خاطر وجود طبقات جوّ در اطراف این کره به صورت ناگهانى ایجاد نمى شود، بلکه روز، به تدریج از فجر و فلق شروع شده و گسترده مى گردد و شب از شفق و سرخى طرف مشرق به هنگام غروب آغاز، و تدریجاً تاریکى همه جا را مى گیرد.
تدریجى بودن تغییر شب و روز، به هر معنى که باشد آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات کره زمین دارد; زیرا پرورش گیاهان و بسیارى از جانداران در پرتو نور و حرارت تدریجى آفتاب، صورت مى گیرد، به این معنى که از آغاز بهار (در هر جا) که نور و حرارت، روز به روز، افزایش مى یابد، گیاهان و بسیارى از حیوانات هر روز مرحله تازه اى از تکامل خود را طى مى کنند و چون با گذشت زمان، نور و حرارت بیشترى لازم دارند و این موضوع به وسیله تغییرات تدریجى شب و روز تأمین مى گردد، مى توانند به نقطه نهایى تکامل خود برسند.
هر گاه شب و روز همیشه یکسان بود، نمو و رشد بسیارى از گیاهان و حیوانات، دچار اختلال مى شد و فصول چهارگانه که لازمه اختلاف شب و روز و چگونگى زاویه تابش آفتاب است از بین مى رفت و طبعاً انسان از فواید اختلاف فصول بى بهره مى ماند.
همچنین اگر معنى دوم در تفسیر آیه را در نظر بگیریم که آغاز شب و روز، تدریجى است نه ناگهانى، و حتماً شفق و بین الطلوعین در میان این دو است، روشن مى شود که این تدریجى بودن شب و روز، براى ساکنان زمین نعمت بزرگى است، زیرا کم کم با تاریکى یا روشنائى آشنا مى شوند و نیروهاى جسمى و زندگى اجتماعى آنان بر آن منطبق مى گردد، در غیر این صورت، مسلماً ناراحتى هایى به وجود مى آمد.
۲ ـ زنده از مرده و مرده از زنده
جمله تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ و شبیه آن در چندین آیه از قرآن مجید به چشم مى خورد که مى گوید: خداوند زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى آورد .
منظور از بیرون آوردن زنده از مرده ، همان پیدایش حیات از موجودات بى جان است; زیرا مى دانیم آن روز که زمین آماده پذیرش حیات شد، موجودات زنده از مواد بى جان به وجود آمدند، از این گذشته دائماً در بدن ما و همه موجودات زنده عالم، مواد بى جان، جزو سلول ها شده، تبدیل به موجود زنده مى گردند.
پیدایش مردگان از موجودات زنده، نیز دائماً در مقابل چشم ما مجسم است.
در حقیقت آیه، اشاره به قانون تبادل دائمى مرگ و حیات است که عمومى ترین و پیچیده ترین و در عین حال جالب ترین قانونى است که بر ما حکومت مى کند.
براى این آیه، تفسیر دیگرى نیز هست که با تفسیر گذشته، منافاتى ندارد و آن مسأله زندگى و مرگ معنوى است، چه این که مى بینیم، گاهى افراد با ایمان، که زندگان حقیقى هستند از افراد بى ایمان که مردگان واقعى محسوب مى شوند به وجود مى آیند و گاهى به عکس، افراد بى ایمان از افراد با ایمان متولد مى شوند.
قرآن زندگى و مرگ معنوى را در آیات متعددى به کفر و ایمان تعبیر کرده است.
🌱ادامه دارد...
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران ✨نکته ها: ۱ ـ تغییرات شب و روز وُلُوج در لغت به معنى دخول اس
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
... مطابق این تفسیر، قرآن مسأله به هم ریختن قانون توارث را که بعضى از دانشمندان آن را از قوانین قطعى طبیعت مى دانند، اعلام مى دارد; زیرا انسان به خاطر داشتن آزادى اراده مانند موجودات بى جان طبیعت نیست که تحت تأثیر اجبارى عوامل مختلف باشد، و این خود یکى از قدرت نمائى هاى خدا است که آثار کفر را از وجود فرزندان کافر (آنها که مى خواهند واقعاً مؤمن باشند) مى شوید، و آثار ایمان را از وجود فرزندان مؤمن (آنها که مى خواهند واقعاً کافر باشند) از بین مى برد، و این استقلال اراده، که حتى مى تواند بر زمینه هاى مساعد و نامساعد ارثى پیروز گردد از ناحیه اوست.
همین معنى در روایتى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به ما رسیده است چنان که در تفسیر الدرّ المنثور از سلمان فارسى نقل شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در تفسیر آیه تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ... فرمود: یعنى مؤمن را از صلب کافر و کافر را از صلب مؤمن خارج مى سازد.(۴)
۳ ـ بخشش روزى بدون حساب
جمله وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِساب به اصطلاح از قبیل ذکر عام بعد از خاص است; زیرا در جمله هاى قبل، نمونه هایى از روزى هاى خداوند به بندگان، بیان شده است و در این جمله مسأله، به صورت کلى و عمومى تر در تمام مواهب و ارزاق ذکر گردیده یعنى نه تنها عزت و حکومت، و حیات و مرگ به دست خدا است، که هر نوع روزى و موهبتى از ناحیه او است.
جمله بِغَیْرِ حِساب: بدون حساب اشاره به این است که دریاى مواهب الهى آن قدر وسیع و پهناور است که هر قدر به هر کس ببخشد کمترین تأثیرى براى او نمى کند و نیاز به نگاه داشتن حساب ندارد; زیرا حساب را آنها نگه مى دارند که سرمایه محدودى دارند، و بیم تمام شدن یا کمبود سرمایه درباره آنها مى رود، چنین اشخاصى هستند که دائماً در عطایاى خود حسابگرند. مبادا سرمایه آنها از دست برود، اما خداوندى که دریاى بى پایان هستى و کمالات است، نه بیم کمبود دارد، و نه کسى از او حساب مى گیرد، و نه نیازى به حساب دارد.
از آنچه گفته شد، روشن مى شود: این جمله، با آیاتى که بیان تقدیر الهى و اندازه گیرى، لیاقت و شایستگى افراد و حکمت و تدبیر آفرینش را بیان مى کند، منافاتى ندارد.
۴ ـ آزادى انسان و ارتباط آن با بودن همه چیز در اختیار خدا
سؤال دیگرى در اینجا مطرح است و آن این که: از نظر قانون آفرینش، حکم عقل و دعوت انبیاء، هر کسى در کسب سعادت و خوشبختى، عزت و ذلت، تلاش و کوشش براى کسب روزى خویش مختار و آزاد است، پس چگونه در آیه فوق، همه اینها به خداوند نسبت داده شده است؟!
پاسخ این سؤال این است: سرچشمه اصلى عالم آفرینش و تمام مواهب و قدرت هائى که افراد دارند، خداست، اوست که همه امکانات را براى تحصیل عزت و خوشبختى در اختیار بندگان، قرار داده; و اوست که قوانینى در این عالم وضع کرده که اگر پشت پا به آن بزنند، نتیجه آن، ذلت است; و به همین دلیل همه اینها را مى توان به او نسبت داد; ولى این نسبت هرگز منافات با آزادى اراده بشر ندارد; زیرا انسان است که از این قوانین و مواهب، از این قدرت ها و نیروها، حسن استفاده، یا سوء استفاده مى کند.
📚۱ ـ مجمع البیان ، ذیل آیه مورد بحث ـ بحار الانوار ، جلد ۱۷، صفحه ۱۶۹ و ۱۷٠ و جلد ۲٠، صفحه ۱۸۸ و ۱۸۹.
۲ ـ مجمع البیان ، ذیل آیه مورد بحث ـ بحار الانوار ، جلد ۱۷، صفحه ۱۷٠ و ۱۷۱ و جلد ۲٠، صفحه ۱۸۹ و ۱۹٠.
۳ ـ المیزان ، جلد ۳، صفحه ۱۴۳، انتشارات جامعه مدرسین، ذیل آیه مورد بحث ـ بحار الانوار ، جلد ۴۵، صفحه ۱۳۱ ـ العوالم الامام الحسین(علیه السلام) شیخ عبداللّه بحرانى، صفحه ۴۳۲، مدرسه امام مهدى(علیه السلام)، طبع اول، ۱۴٠۷ هـ ق.
۴ ـ بحار الانوار ، جلد ۶، صفحه ۱۵۶ و جلد ۶۴، صفحه ۸۸، ۹۲ و ۹۳ ـ درّ المنثور ، جلد ۲، صفحه ۲۱۵، دار المعرفة، طبع اول، ۱۳۶۵ هـ ق ـ کافى ، جلد ۲، صفحه ۵، دار الکتب الاسلامیة ـ تفسیر قرطبى ،ذیل آیه. توجه داشته باشید روایاتى که این معنى را مى رساند به عبارت یخرج الحى من المیت... و مخرج الحى... اشاره کرده، نه تخرج الحى... گر چه در کتاب درّ المنثور در ذیل همین آیه بالا نقل شده است.
⚘ @Nahjolbalaghe2
#تفسیرسورهآلعمران
قرآن و نهجالبلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره آل عمران ... مطابق این تفسیر، قرآن مسأله به هم ریختن قانون توارث را که ب
✨
✅ادامه تفسیر سوره آل عمران
🌷آیه ۲۸
🔻با دشمنان طرح دوستى نریزید
در آیات گذشته سخن از این بود که عزت و ذلت و تمام خیرات به دست خدا است، و در این آیه به همین مناسبت مؤمنان را از دوستى با کافران شدیداً نهى مى کند;
زیرا اگر این دوستى ها به خاطر کسب قدرت و ثروت و عزت است، همه اینها به دست خدا است.
مى فرماید: افراد با ایمان نباید غیر از مؤمنان (یعنى) کافران را دوست، ولىّ و حامى خود انتخاب کنند
(لایَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ).(۱)
و هر کس چنین کند، هیچ رابطه اى با خدا ندارد و پیوند خود را به کلى از پروردگارش گسسته است
(وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فی شَیْء).
این آیه، در زمانى نازل شد که روابطى در میان مسلمانان و مشرکان با یهود و نصارى وجود داشت، و چون ادامه این ارتباط، براى مسلمین زیانبار بود، مسلمانان از این کار نهى شدند.
این آیه در واقع یک درس مهم سیاسى، اجتماعى به مسلمانان مى دهد که بیگانگان را هرگز به عنوان دوست و حامى و یار و یاور نپذیرند، و فریب سخنان جذاب و اظهار محبت هاى به ظاهر صمیمانه آنها را نخورند; زیرا ضربه هاى سنگینى که در طول تاریخ بر افراد با ایمان و با هدف واقع شده، در بسیارى از موارد از این رهگذر بوده است.
تاریخچه استعمار مى گوید: همیشه ظالمانِ استثمارگر در لباس دوستى و دلسوزى و عمران و آبادى ظاهر شده اند..
فراموش نباید کرد (واژه استعمار که به معنى اقدام به عمران و آبادى است نیز از همین جا گرفته شده) آنها به نام عمران و آبادى وارد مى شدند و هنگامى که جاى پاى خود را محکم مى کردند، بى رحمانه بر آن جامعه مى تاختند و همه چیز آنها را به یغما مى بردند.
جمله مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِیْنَ اشاره به این است که: در زندگى اجتماعى، هر کس نیاز به دوستان و یاورانى دارد، ولى افراد با ایمان، باید اولیاى خود را از میان افراد با ایمان انتخاب کنند، و با وجود آنان چه نیازى به کفار بى رحم و ستمگر است، و تکیه بر وصف ایمان و کفر، اشاره به این است که: این دو از یکدیگر بیگانه و آشتى ناپذیرند.
جمله فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِى شَىْء
اشاره به این است: افرادى که با دشمنان خدا پیوند دوستى و همکارى برقرار سازند، ارتباطشان با خداوند و خدا پرستان گسسته مى شود.
سپس به عنوان یک استثناء از این قانون کلى مى فرماید: مگر این که از آنها بپرهیزید و تقیه کنید (إِلاّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً).
همان تقیه اى که براى حفظ نیروها و جلوگیرى از هدر رفتن قوا و امکانات و سرانجام پیروزى بر دشمن است.
در چنین موردى، جایز است مسلمانان با افراد بى ایمان، به خاطر حفظ جان خود و مانند آن ابراز دوستى کنند.
و در پایان آیه، هشدارى به همه مسلمانان داده، مى فرماید: خداوند شما را از (نافرمانى) خود بر حذر مى دارد، و بازگشت (همه شما) به سوى خداست (وَ یُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللّهِ الْمَصیرُ).
این دو جمله، بر مسأله تحریم دوستى با دشمنان خدا تأکید مى کند، از یک سو مى گوید: از مجازات و خشم و غضب خداوند بپرهیزید، و از سوى دیگر مى فرماید: اگر مخالفت کنید بازگشت همه شما به سوى او است و نتیجه اعمال خود را خواهید گرفت .
📚۱ ـ أَوْلِیاء جمع ولىّ و در اینجا به معنى دوست، حامى، هم پیمان و یار و یاور است.
#تفسیرسورهآلعمران