eitaa logo
[نگاهِ تو]
364 دنبال‌کننده
702 عکس
77 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌🌱 امام علی علیه‌السلام: ایمان مانند نقطه درخشانی در قلب انسان پدید می‌آید. هرچه ایمان زیاد می‌شود، آن نور بیشتر می‌شود تا برسد به جایی که تمام قلب را در بر بگیرد. 🌱 پیامبر مهربانی‌ها: سه چيز است كه هر كه داشته باشد، ايمانش كامل است: در راه خدا از سرزنش هيچ نكوهشگرى نهراسد، در هيچ كار ريا و خودنمايى نكند، هرگاه دو چيز بر او عرضه شود كه يكى دنيايى است و ديگری آخرتى، كار آخرت را بر دنيا ترجيح دهد. ‌🌱 امام رضا عليه السلام: بنده‌اى حقيقت ايمان را به كمال نمى‌رساند مگر آن كه سه خصلت در او باشد: فهم در دين، برنامه‌ريزى درست در امر معاش، و شكيبايى در برابر گرفتاری‌ها. ‌🌱 پيامبر مهربانی‌ها: بنده به كمال ايمان نمى‌رسد مگر آنچه را براى خود دوست دارد براى برادرش نيز دوست بدارد. 🌱 امام على عليه السلام: آن كس از شما ايمانش كاملتر است كه اخلاقش نيكوتر باشد. 🌱 پيامبر مهربانی‌ها: ايمان بنده به خدا كامل نباشد مگر پنج خصلت در او باشد: توكّل به خدا، واگذاشتن كارها به خدا، سرنهادن به فرمان خدا، خشنود بودن به قضاى خدا، و شكيبايى كردن بر بلاى خدا. 🌱 امام على عليه السلام: ايمان بنده‌اى كامل نمى‌شود، مگر آنچه را خداوند دوست دارد، او نيز دوست داشته باشد و آنچه را خداوند دشمن دارد، او نيز دشمن بدارد. @Negahe_To
‌ ‌تا حالا فکر کرده‌اید بهترین زمان برای بالا زدن فاضلابِ خانه می‌تواند کِی باشد؟ حتما فکر نکرده‌اید. وسطِ اینهمه فکرِ مهم که آدم توی این دنیا دارد مگر دیوانه است بنشیند به چنین چیزی فکر کند. برای بالا بردن اطلاعات عمومی‌تان می‌خواهم بگویم بهترین زمان، نزدیک سال تحویل است. همان موقع که داری بدوبدو می‌کنی آخرین لکه‌های روی آینه را هم با شیشه‌پاک‌کن تمیز کنی، آخرین پرزها را از روی فرش برداری، گوشه تاشده گلیم را صاف کنی، اتوی لباست را خراب نکنی، جای شب‌بوها را عوض کنی تا بویش را بهتر بفهمی. همان موقع که نگران هستی نکند یکهو سال، تحویل شود و تو و خانه‌ات و وسایلت در پاکیزگیِ تمام نباشید. نگرانی که نکند تمیزیِ یک گوشه خانه بلنگد و صدای توپ تحویلِ سال بلند شود. دقیقا همان وقت، بهترین زمان برای بالا زدن فاضلابِ خانه است. همان وقت که درِ دستشویی را باز می‌کنی تا در روشویی وضو بگیری و بنشینی سر سفره هفت‌سین و قرآن بخوانی. همان موقع بهترین وقت است که ببینی کثافت از کاسه توالت سرریز کرده به دورو برش. بعد سراسیمه بدوی سمت حمام، تمیزترین قسمت خانه، و ببینی بله، تمام رختکن و حمام با ارتفاع چند سانتی متر غرق در کثافت و گنداب است. تصورش هم چندش‌آور است چه برسد به تجربه کردنش. من چه‌کار کردم؟ با چشم‌هایی که باور نمی‌کرد دارد چه می‌بیند نگاه کردم. بعد نشستم گریه کردم. بعد هم چادرم را سر کردم، درِ خانه را با همان بوی مطبوع بستم و با سرعت رفتم تا خودم را در لحظه سال تحویل برسانم گلستان شهدا. رسیدم. مستقیم رفتم سر مزار آیت‌الله ناصری و گفتم: «باشد! باشد فهمیدم. فهمیدم که ظاهر و باطن آدمیزاد عین همین ظاهر و باطن خانه است. فهمیدم که بالا زدن فاضلابِ وجود را نمی‌شود با لباس تروتمیز و ظاهر آراسته پنهان کرد. بالاخره بوی گندش یک روزی می‌زند بالا. آن هم یک روزی و یک جایی که اصلا انتظارش را نداری». اشک‌هایم را تندتند پاک کردم و گفتم: «تسلیم، قبول، فهمیدم. فهمیدم اوضاع چقدر خراب است اما حالا که هنوز وقت دارم. حالا که هنوز ده روز از مهمانی و دو تا شب قدر دیگر باقی مانده است. چشم، شب قدر می‌روم در خانه خدا و می‌گویم جانِ حسنت، جانِ حسینت، جان علی و فاطمه‌ات، فکری به حال دلم، به حال دلمان کن. می‌روم می‌گویم تو نظر کن به دلم، حالِ دلم خوب شود.» یا مقلّب‌القلوب را خواندم و سال، تحویل شد. زنگ زدم به مامان، به بابا، به خواهرها، به عشق‌هایم (خواهرزاده‌هایم). به هیچکس نگفتم چه شده. نباید می‌گفتم. برگشتم. شماره لوله‌بازکن را از برچسب روی در حیاط برداشتم. روی برچسب نوشته بود: «منصف‌ترین در محل، با شصت درصد تخفیف برای اهالی محل». زنگ زدم. ده دقیقه بعدش آمد و همان توی حیاط، بساطش را پهن کرد. یک ربع طول کشید تا دوسه تا فنر بزند به دلِ لوله‌های گرفته فاضلاب تا راه نفس‌شان را باز کند. گرفتگی مال طبقات بالا بود. در تمیزکاری‌های قبل عید، هرچه از بالا آمده بود، از مو و خرده دستمال کاغذی و هر آشغال ریزِ دیگری، کم‌کم مثل بغض جمع شده بود روی هم و یکهو گلوی لوله فاضلاب را گرفته بود. فنر را جمع می‌کند و می‌گوید: «سه تا فنر زدم. میشه دومیلیون‌وپانصدوپنجاه هزار تومان». هنگ کرده‌ام. «دو‌میلیون و پونصد؟! بر چه مبنایی حساب میشه؟ آخه یه ربع بیشتر که طول نکشید، اینم که کار خیلی تخصصی نیست!» می‌رود سمت در حیاط و می‌گوید: «ربطی نداره خانوم، این کار قابل مقایسه با هیچ کار دیگه‌ای نیست». می‌گویم: «عین کارای دیگه نه، اما فوقش دوسه برابر کارای دیگه، برای یه ربع کار، یه ربع تدریس، یه ربع تعمیر، مگه چقدر می‌گیرن؟» اصلا گوش نمی‌دهد. «قیمت هر فنر زدن میشه هشتصدوپنجاه، برای اینم سه تا فنر زدم». کارت‌خوان ندارد. هیچوقت آدمِ چانه‌زدن نبوده‌ام. پول را با گوشی برایش واریز می‌کنم و البته همزمان برچسب تبلیغات تخفیف شصت درصدی‌اش روی در حیاط را هم نشانش می‌دهم. در را می‌بندم، حیاط را می‌شورم و می‌روم توی خانه. چکمه‌ها را پایم می‌کنم و می‌روم در حمام. آب، پایین رفته و رد کثافت روی کاشی‌های آبی‌وسفید کف حمام، خوب پیداست. بوی گند می‌خورد زیر دماغم، بو هجوم می‌برد به ریه، به سر و به معده خالی‌ام؛ صفرا تا حلقم بالا می‌آید. تاید می‌ریزم و آب می‌ریزم. تاید می‌ریزم و آب می‌ریزم. اشک‌هایم می‌چکد وسطِ مخلوطِ آب و تاید. بهم گفت: «دیدی چیز خاصی هم نبود، کلا دو ساعت کار بود. چرا آخه انقدر گریه کردی براش!» گفتم: «بچه‌ها رو دیدی که بعد آمپول زدن، مامان باباش بش میگن دیدی درد نداشت؟ اون بچه هم همون جور که هنوز داره هق‌هق می‌کنه و آب دماغش رو با آستینش پاک می‌کنه، میگه خیلی هم درد داشت، تازه هنوزم جاش درد می‌کنه». خندید. گفتم: «حال من همون طوریه. خیلی هم درد داشت. تازه جاش بعد چهار روز هنوزم درد می‌کنه». ؟ @Negahe_To
[نگاهِ تو]
‌ ‌ ‌من نمی‌دانم این چهل سال عمرم را دقیقا داشته‌ام چه‌کار می‌کردم. می‌دانم چه سالی رفته‌ام مدرسه یا
‌ ‌ ‌این چند روز با رفقایم درباره کتاب حدیث زیاد حرف زده‌ام. حرف‌ها تمام نشده اما آمدم بگویم نمی‌خواهم بگذارم زمان بیشتر از این عین ماهی لیز بخورد و از دستم دربرود. در بین گفت‌وگوها از طریق یکی از رفقای عزیزم رسیدم به کسی که استاد رشته حدیث بود و پیشنهادش طرح حدیث‌خوانی روشمند با یک برنامه منظم بود. او لطف کرد و فایل توضیح و مسیر طرح روشمند خواندن حدیث با چهل منزل را با تمام جزییاتش برایم فرستاد. لیست اسامی پانزده منزل اولش اینهاست: 1. الدّره الباهره 2. تحف العقول 3. منتخب میزان الحکمه 4. صفات الشیعه 5. حکمت‌های نهج‌البلاغه 6. الخصال 7. روضه الواعظین و بصیرت المتعظین 8. المحاسن 9. مشکات الانوار 10. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر 11. نهج‌البلاغه 12. الکافی ج 2 13. من لا یحضره الفقیه ج 2 14. صحیفه سجادیه 15. چهل حدیث . . . . ایده بسیار جالب و کامل و هیجان‌انگیز است؛ اشکالش فقط این است که مناسب حال‌وهوای این روزهای من نیست. برای همین رفتم سراغ یک مسیر دیگر! پ.ن. اگر کسی علاقه داشت که توضیحات کامل این طرح را داشته باشد در خصوصی، می‌توانم فایل را ارسال کنم. @Negahe_To
‌ ‌ ‌تلویزیون روشن بود و اذان مغرب را از شبکه سه پخش می‌کرد. کمی بعد از اذان، تصویر آقا آمد روی صفحه. ابتدای جلسه درس خارج فقه بود. آقا از روی کتاب، یک حدیث خواندند، ترجمه کردند و شرح دادند. دقت کردم و دیدم کتاب مکارم الاخلاق است. با جستجو در گوگل فهمیدم انتشارات انقلاب اسلامی، این مجموعه احادیث انتخابی رهبر را به همراه توضیح ایشان در کتابی با عنوان "گزیده احادیث مکارم اخلاق" چاپ کرده است. احادیثی که در بین سال‌های ۸۴ تا ۸۶ به انتخاب رهبر در ابتدای جلسات درس خارج فقه خوانده شده‌اند. بسم‌اللهِ پله سوم را با همین کتاب گفتم و می‌خواهم شروع کنم. در توضیحات اول این کتاب که عکسش را گذاشته‌ام، اسم چند کتاب حدیث دیگر که رهبری از آنها هم برای انتخاب حدیث استفاده کرده‌اند آمده است. کتاب‌های بحارالانوار، تحف‌العقول، وسائل‌الشیعه، ... ان‌شاءالله وقتی این کتاب گزیده احادیث مکارم‌الاخلاق را به پایان رساندم و عمری باقی بود، گزینه‌های بعدی همین‌ها باشند. @Negahe_To
‌ ‌ ‌شیرین بود و عجیب دلچسب. خرده‌روایت‌هایی به قلم نویسنده، از زبان آدم‌های مختلف درباره کسی که در دنیا بود اما مالِ دنیا نبود. شخصیتِ حاج‌آخوند، حلقه گمشده همه روستاها و شهرهاست. اصلا به نظرم همه آدم‌ها یا باید خودشان حاج‌آخوند بشوند یا یک حاج‌آخوند در نزدیکی‌شان داشته باشند که بتوانند با دیدنش جان بگیرند، زنده بشوند و به زندگی ادامه بدهند. کتاب را از اپلیکیشن نوار و با صدای خود نویسنده شنیدم. همزمان، بیشتر کتاب را هم از روی متن الکترونیکی در طاقچه، خط بردم. حالا باید نسخه چاپی‌اش را هم سفارش بدهم. دلم برایش تنگ شده و جای خالی‌اش توی کتابخانه‌ام بدجوری توی ذوق می‌زند. از برادر بزرگوارم آقای صاحبدل @MRAJAS https://eitaa.com/gahnevis صمیمانه ممنونم برای پیشنهاد کتاب. شروع سال نوی شمسی و قمری‌ام، بدجوری محتاج و تشنه بود برای نوشیدن این جرعه‌ها. خواندن و شنیدن این کتاب را به همه پیشنهاد می‌دهم. متن روان و داستان‌گونه‌اش راحت آدم را همراه می‌کند. به دوستان نویسنده و کتاب‌خوانِ حرفه‌ای هم پیشنهاد می‌کنم موقع خواندنش ذهن را از بندِ فرم و تکنیک رها کنند و اجازه بدهند شیرینی وجود حاج‌آخوند بر دل‌هایشان بنشیند. @Negahe_To
‌ ‌ ‌خوشحالم که همچنان قلبم برای تو می‌تپد وطنم🇮🇷 @Negahe_To
[نگاهِ تو]
‌ ‌ آخ از این حدیث! پیامبرمون به امام علی گفتند: 🌱 یا علی، بدترین مردم کسی است که آدم‌ها به خاطر پرهیز از شرِّ او، او را احترام و اکرام کنند! یا علی، بدترینِ مردم کسی است که آخرتِ خود را به دنیای خود بفروشد و بدتر از او، کسی است که آخرتِ خود را به دنیای دیگری بفروشد... پ.ن. عکس، شرح و توضیحِ رهبریِ عزیز است درباره حدیث، قبل از جلسه درس خارج فقه. @Negahe_To
‌ ‌ 🌱 فرمود: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِیضَةٌ». نفرمود طلب علم واجب است؛ نفرمود طلب علم فریض است؛ فرمود: «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِیضَةٌ». این «تاء» تای مبالغه است؛ یعنی تا جان دارید باید بفهمید. یعنی خیلی خیلی خیلی فهمیدن بر شما واجب است. فهمیدن فریضه است، نه فرض. واجب نیست، واجب واجب واجب است، چون جامعه‌ای که نفهمد پیش نمی‌رود! @Negahe_To
‌ ‌ ‌📚 قساوت از همه چیز بدتر است. از هر گناهی بدتر است. آدمِ قسی در قیامت می‌شود هیمه آتش. آتشِ سردی که تاریک است. قساوت در دنیا هم همین است. آتشی که نه گرما دارد و نه روشنایی. از درون می‌سوزاند و ویران می‌کند. @Negahe_To