eitaa logo
" نگاشته‌ها ..." 📝
101 دنبال‌کننده
151 عکس
66 ویدیو
4 فایل
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد دانش‌‌آموخته‌ سطح ۴ تاریخ و سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه باقرالعلوم می‌نویسم چون یاد می‌گیرم... ✍️فاطمه تقی زاده ارتباط با ادمین" @Ftdh_62
مشاهده در ایتا
دانلود
📜پشتیبانی پیامبر(ص) از ایرانیان 🔸محمد بن عیسی سلامی حَریر البوغی ترمذی؛ معروف به امام ترمذی، فقیه و محدث ایرانی قرن چهارم، روایتی گزارش می‌کند که نزد رسول اکرم (ص) از عجم‌ها یاد شد. آن حضرت فرمودند: قطعا من به ایشان یا بعضی از ایشان از شما یا بعضی از شما [عرب‌ها] اعتماد بیشتری دارم. 🏷حدثنا صَالِحُ بن ابی صَالِحٍ مولی عَمْرِو بن حُرَیْثٍ قَال سمعت اَبَا هُرَیْرَةَ یقول ذُکِرَتْ الْاَعَاجِمُ عِنْدَ النبی فقال(ص) لَاَنَا بِهِمْ او بِبَعْضِهِمْ اَوْثَقُ مِنِّی بِکُمْ.  📚سنن ترمذی: ۵، ۷۲۵. 🔹ابن فقیه همدانی، فقیه و جغرافی‌دان قرن چهارم نیز روایاتی را از رسول خدا(ص) گزارش نموده است، در یک روایت فرموده‌اند، به ایرانیان دشنام ندهید، زیرا آنان اقوام حامی و پشتیبان ما هستند. و در روایت دیگری ایرانیان را سعادتمند‌ترین مردم مسلمان معرفی کرده‌اند. 🏷لا تسبوا فارس فانهم عصبتنا. 🏷 أسعد الناس بالإسلام أهل فارس. 📚البلدان: ۱، ۴۰۳ـ۴۰۴. @chsiqs
چرا در فرانسه دانش آموز کُشته نمیشود؟ ۱. چون اعتراض صنفی دانش آموزان را به سمت حمله و هجوم به مراکز پلیس و اسلحه خانه هدایت نمی‌کنند! ۲. چون سلبریتی های فرانسوی قانونا اجازه تحریک به خشونت و تولید هیجان و کشتار ندارند. ۳. چون در شبکه های اجتماعی اگر کسی آموزش کشتن پلیس بدهد بازداشت میشود. ۴. چون روشن کردن آتش و حتی ماسک زدن توسط معترض ممنوع است و پلیس اجازه بازداشت کسانی را دارد که صورت خود را می پوشانند. ۵. اعتراضات صنفی است و نه حمله به اساس حکومت و نهادهای حاکمیت. ۶. چون پلیس اُبهت دارد و از روش های جدید و متعدد برای کنترل جمعیت استفاده می‌کند. ۷. چون صدها شبکه ماهواره ای متمرکز بر تحریک دانش آموزان نیستند. ۸. چون ده ها گروه تجریه طلب و تروریست مثل کومله، جندالشیطان ریگی، سازمان رجوی و سلطنت طلبان دستور جنگ داخلی نمی‌دهند و با اسلحه به خیابان نمی آیند. ۹. چون اُپوزیسیون دولت فرانسه اجازه ندارد اعتراضات را با فراخوان یا دعوت از دولت خارجی به سمت جنگ شهری ببرد. ۱۰. چون نزدیک شدن به پلیس عواقب سنگین دارد. ۱۱. چون دولت های خارجی مثل آمریکا و اسرائیل در امور کشور فرانسه دخالت نمی کنند تا به معترضین پول و اسلحه برسانند. @Politicalhistory
آگاهی به حق و هم‌پیمانی با باطل ✍🏻 گاهی در لابه‌لای اوراق تاریخ، به گفتگوهایی برمی‌خوریم که گويا همین امروز در زندگی ما در حال وقوع است. گفتگوی میان عمرو عاص و معاویه بر سر «حکومت مصر»، نمونه‌ای از اين موارد است. اين گفتگو تنها یک مشاجره‌ی سیاسی قدیمی نیست؛ بلکه اعترافی تکان‌دهنده است از آن‌چه شاید همه‌ی ما در گوشه‌ای از زندگی‌مان تجربه کرده باشیم: معامله‌ی حقیقت با منفعت. این متن، تصویر انسانی است که حق را به خوبی می‌شناسد، جایگاه درست را می‌بیند، اما آگاهانه چشمانش را بر آن می‌بندد تا دستش از قدرت کوتاه نشود: «وَلَوْلَا مِصْرُ وَوِلَايَتُهَا لَرَكِبْتُ الْمَنْجَاةَ مِنْهَا، فَإِنِّي أَعْلَمُ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَى الْحَقِّ وَأَنْتَ عَلَى ضِدِّهِ، فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: مِصْرُ وَاللَّهِ أَعْمَتْكَ، وَلَوْلَا مِصْرُ لَأَلْفَيْتُكَ بَصِيرًا». عمرو بن عاص: اگر مصر و حکومت آن نبود، از این مهلکه می‌گریختم؛ چرا که نیک می‌دانم علی بن ابی‌طالب بر حق است و تو بر ضد حقی. معاویه گفت: به خدا سوگند که مصر چشمانت را کور کرده است؛ و اگر مصر نبود، تو را در حقیقت بینا می‌یافتم مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج3، ص 24، چاپ المكتبة العصرية، بيروت، چاپ اول، 1425 هجری قمری. جمله‌ی معاویه "مصر تو را کور کرده است"، هشداری است که گذر زمان آن را کهنه نمی‌کند. «مصر» در کلام معاویه، فقط یک جغرافیا یا یک منصب حکومتی نیست؛ «مصرِ» هر کدام از ما، همان دلبستگی‌ها، ترس‌ها و منافعی است که آن‌قدر محکم به آن‌ها چسبیده‌ایم که دیدن حقیقت برایمان گران تمام می‌شود. نکته‌ی تلخ ماجرا اینجاست: عمرو عاص کور نبود؛ او فقط انتخاب کرده بود که نبیند. گاهی حقیقت پیش روی ماست، اما هزینه‌ی پایبندی به آن، آن‌قدر سنگین است که ترجیح می‌دهیم «ندیدنش» را انتخاب کنیم. به راستی، در زندگی امروز ما، چه «مصر»هایی وجود دارند که اجازه نمی‌دهند آن‌طور که شایسته است، در مسیر حق بایستیم؟ @rustaei110
📜 ماجرای راهنمایی سلمان‌فارسی به سوی پیامبر(ص) توسط یک زن‌ مسلمان‌اصفهانی 🔸ابن حجر عسقلانی، تاریخ‌نگار قرن هشت و نهم هجری، در مورد اولین زنمسلمان ایرانی چنین گزارش می‌کند: 🔺ابن منده در کتاب «تاریخ أصبهان»، از طریق «مبارک بن سعید ثوری» و او از «عبید مکتب» روایت کرده است که سلمان فارسی گفت: «هنگامی که وارد مدینه شدم، زنی اصفهانی را دیدم که پیش از من اسلام آورده بود. درباره‌ رسول خدا(ص) از او پرس‌وجو کردم و همو بود که مرا به سوی حضرتش راهنمایی کرد.» 🔺ابو موسی (مُحِین بن محمد) می‌گوید: «عبدالله بن عبدالعزیز، این روایت را از ابوطفیل و او از سلمان به شکلی مشابه نقل کرده است؛ با این تفاوت که به جای مدینه، مکه را ذکر کرده و نام آن زن را نبرده است؛ اما روایت اول (که می‌گوید در مدینه بوده) درست‌تر و اولی است.» 🔺همچنین از ابوطفیل روایت دیگری نیز نقل شده که در آن [محل واقعه] «مدینه» بیان شده است. 🏷أخرج ابن مندة في «تاريخ أصبهان»، من طريق المبارك بن سعيد الثوري، عن عبيد المكتب، قال: قال سلمان الفارسيّ: لما قدمت المدينة رأيت أصبهانيّة كانت أسلمت قبلي، فسألتها عن رسول‌اللَّه(ص)، فهي التي دلّتني عليه. قال أبو موسى: رواه عبد اللَّه بن عبد العزيز، عن أبي الطفيل، عن سلمان نحوه. و قال: مكة- بدل المدينة، و لم يسمّ المرأة، و الأولى أولى. و روى عن أبي الطفيل أيضا، فقال: المدينة 📚الاصابه فی تمییز الصحابه: ۸، ۲۹. 🔺نکته تاریخی: در بسیاری از منابع مشهور، داستان اسلام آوردن سلمان فارسی با جزئیات طولانی در مورد برخورد او با کشیشان مسیحی ذکر شده است، اما این روایت خاص از ابن منده، نکته لطیف و کمترشنیده‌ای را بیان می‌کند که یک زن مسلمان هم‌ولایتی (اصفهانی) در مدینه، واسطه‌ نهایی آشنایی سلمان فارسی با پیامبر اکرم(ص) بوده است. @chsiqs
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امیرالمؤمنین حیدر یکی از نام‌های که است آیا سند و اعتباری دارد؟ یکی از دوستان تصمیم گرفته نام پسرش را حیدر بگذارد؛ بعضی گفته‌اند مستندی برایش وجود ندارد و دچار تردید شده است. 📖 بلاذری در انساب الاشراف می‌گوید فاطمه بنت اسد نام (ع) را حَیدَره گذاشت؛ البته فارسی زبانان معمولاً این نام را بدون تای آخر تلفظ می‌کنند؛ بنا به گزارش مورخان، امیرمؤمنان در جنگ مقابل چنین رجز خواند: 🗡 أَنَا الَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَة، لَيْثٌ لِغَابَاتٍ شَدِيدٌ قَسْوَرَة یعنی مادرم نام مرا شیر گذاشته است؛ 🦁 حیدره یکی از اسامی شیر است؛ چنانکه لیث و قسوره در این رجز هم مرادف شیر و متضمن معنای صلابت و شجاعت است. ممکن است گزارش بلاذری برگرفته از این شعر امام باشد، گویا بنا به رسم معمول که والدین نام پدر یا مادر خود را بر فرزندشان می‌گذارند، مرادف و هم‌معنای نام اسد بن هاشم را بر پسرش نهاد. https://eitaa.com/Mostabin ✨@Negar_khane_m
آذربایجان؛ فرزندی دور از آغوش مادر ✍🏻فاطمه تقی‌زاده حقیقی با دیدن و شنیدن اخبار نحوه‌ی برخورد حکومت آذربایجان با دختران این سرزمین و محروم کردن آنها از طبیعی‌ترین حق‌ ایشان، به یاد دیداری افتادم؛ دیداری که در روزهای پس از شهادت رهبر شهید و در آستانه‌ی اربعین حسینی، در حرم حضرت معصومه (س) برایم اتفاق افتاد. دیداری کوتاه، اما ماندگار. در شبستان امام خمینی(ره) مشغول دعا و در حال و هوای خودم بودم که صدای همسرم مرا به خود آورد؛ سرم را که بالا آوردم، بانویی میانسال را دیدم که با چهره‌ای مضطرب، اما مصمم، کنار همسرم ایستاده بود. همسرم، رو به من کرد و گفت: « می‌توانی متوجه شوی این خانم چه می‌گوید؟ ترک‌زبان است.» چون به زبان ترکی آشنایی داشتم، همسرم او را به سوی من راهنمایی کرده بود. ماجرا از این قرار بود که آن بانو به همراه کاروانی، از کشور آذربایجان راهی زیارت اربعین شده بودند و پیش از رفتن به کربلا، به قم آمده بودند تا به زیارت حضرت معصومه(س) مشرف شوند. وقتی با من صحبت کرد، گفت که فردا نیز راهی مشهد هستند و پس از آن به سوی کربلا حرکت خواهند کرد. از نوه‌اش گفت؛ جوانی که اگر درست به خاطر سپرده باشم، نامش اِرمین و طلبه بود. قرار بود نوه و مادربزرگ با هم به زیارت بیایند، اما دولت آذربایجان اجازه خروج از کشور را به او نداده بود. مادربزرگ، قول داده بود به نیابت از نوه‌اش، سوره یاسین را بر سر مزار آیت‌اللّه بهجت قرائت کند؛ شاید بتواند از راه دور، سهمی از این زیارت را برای نوه محروم‌مانده‌اش به جا آورد؛ اما ساعتی به حرم رسیده بودند که زمان زیارت قبور علما برای بانوان تمام شده بود و فرصت ماندن تا فردا را نیز نداشتند. او مانده بود و عهدی که می‌خواست به آن وفا کند‌؛ به او اطمینان دادم که همسرم این کار را انجام خواهد داد. ناگهان چهره‌اش گشوده شد؛ از شوق مرا محکم در آغوش گرفت و غرق بوسه کرد. به عکس رهبر شهید اشاره کرد و درحالی‌ که با شالی که دور گردنش بود و یک طرف آن، عکس رهبر شهید نقش بسته بود و طرف دیگرش نوشته‌ی یا حسین داشت، اشک‌هایش را پاک می‌کرد، برای ایشان طلب رحمت کرد و با بغض از حاکم کشورش گلایه کرد و گفت اجازه نداده برای تشییع بیاییم و حتی برای عزاداری مردانمان را زندانی کردند. در میان آذری‌زبان‌ها، گاهی، وقتی از مردی به‌شدت ناراحت‌اند، نامش را بر زبان نمی‌آورند و با کنایه می‌گویند «او چیشی»؛ یعنی «آن مرد». او نیز از همان تعبیر استفاده می‌کرد. دل پُری داشت؛ دلی که گویی سال‌ها حرف ناگفته در خود نگه داشته بود. آذربایجان روزگاری بخشی از پیکره‌ی ایران بود؛ سرزمینی که پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی با ایران داشته است. داستانی تلخ از جدایی دارد؛ حکایت ترس و وادادگی حاکمان وقت. به این اندیشیدم، که ایران نزدیک نیم قرن است که در سایه حاکمیت ولی فقیه با عزت ایستاده و حتی در خلال سه جنگ تحمیلی طاقت فرسا، ذره‌‌ای از خاک کشورش را به بیگانه نداده است و من به عنوان یک زن در سایه همین ایستادگی قد کشیدم و بالیدم. حق دختران آذربایجان این نیست و دنیای عجیبی است، دختران آذربایجان برای درس خواندن با پوشش متناسب اعتقادشان باید التماس کنند و اشک بریزند و در کشور ما، مع‌الاسف، دخترانی تحت تاثیر روایت‌هایی به عمد غلط، می‌جنگند که سر و تن برهنه کنند و بشوند پیاده نظام دشمن. آنجا عده‌ای برایِ داشتن حجاب می‌جنگند و اینجا گروهی دیگر برای برداشتن آن..‌‌. @AFKAREHOWZAVI @Negar_khane_m
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا