هدایت شده از سِدخارجی
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه خیلی «دمتون گرم» بدهکاریم... ❤️🇮🇷
@Sedkhareji ✔️
_نوارکاسِت
یه خیلی «دمتون گرم» بدهکاریم... ❤️🇮🇷 @Sedkhareji ✔️
خدایا ممنونم که همعصر و معاصر این مردمم. این شگفتیسازترینها، این حماسهسازترینها، این وطندوستترینها و این باغیرتترین انسانهایی که آفریدی!🤍🇮🇷
بخدا که شما باعث میشید وطنم و این خاک رو بیشتر دوست داشته باشم!
هدایت شده از بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از - سیاه مَشق '
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونکه فقط ی فیلمه چرا گریه میکنی؟:)
اون فیلم:
هدایت شده از علی لاریجانی
قال الإمام الحسين عليه السلام:
«إني لا أرى الموتَ إلا سعادةً، ولا الحياةَ مع الظالمين إلا بَرَماً»
امام حسین علیهالسلام فرمودند:
«من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
@alilarijani_ir
هدایت شده از همشهری
🔹 ربات پیامگیر امن اینترنشنال توسط گروه هکری سپر کوروش هک شد
🔹ربات پیامرسان شبکه ماهوارهای اینترنشنال وابسته به موساد مورد هدف یک گروه هکری قرار گرفت.
🔹این گروه هکری اعلام کرده اطلاعات بیش از ۲ هزار کاربر که فیلم، عکس و خبر برای این رسانه ارسال میکردند در اختیار آنها قرار گرفته است.
🔹گروه هکری سپر کوروش اعلام کرده «ایران اینترنشنال تنها آغاز کار ماست. هرجا که دروغ و فساد بر حقیقت غلبه کند، ما در پی آن خواهیم رفت تا آن را افشا کنیم».
@HamshahriNews
_نوارکاسِت
🔹 ربات پیامگیر امن اینترنشنال توسط گروه هکری سپر کوروش هک شد 🔹ربات پیامرسان شبکه ماهوارهای اینترن
بهترین خبر از اول جنگ تا به امروز.
روز شانزدهم
اینکه آسمان ایران این طور بیدفاع است و جنگندهها برای خودشان میروند و میآیند خیلی قلبم را میشکند؛ اینکه صبح به صبح بیدار میشوم و بررسی میکنم دیشب کدام شهرها را زدهاند. روز ششم کوچۀ خودمان در تهران را زدند. فیلمش را دیدم. پارک سر کوچه خاکستر شده بود. هنوز نمیدانیم ساختمان ما آسیب دیده یا نه. سیصد متر فاصله داشت. کسی نیست که بپرسیم. دلمان به چسبهایی که برای جنگ دوازده روزه به پنجرهها زده بودیم خوش است.
برای هر کسی که تعریف میکنم، سریع میپرسد «مرکز نظامی بود؟» زورم میآید جواب بدهم که «کلانتری بود». چون بعضی وقتها، البته نه همیشه، این سوال ظاهرا بیغرض، در دل خودش یک «خب طبیعی است بزنند» مستتر دارد که ورای تحمل من است. شاید هم باید بگذارم آدمها حرفشان را روشن و واضح بزنند تا من هم حرفم را واضح بگویم؛ ازشان بپرسم شما تا به حال همسایۀ کلانتری بودهاید؟ سر صبح سربازوظیفههای هجده نوزده ساله را دیدهاید که میروند بربری بخرند و ببرند داخل کلانتری صبحانه بخورند؟ غروب دیدهاید که جمع میشوند دور از چشم مافوقهایشان سیگار دود میکنند؟ فوتبال بازی کردنهایشان با پسربچههای یک کمی کوچکتر از خودشان در پارک محله را دیدهاید؟
برایم عجیب است که بعضیها وقتی خبر حمله به کلانتری را میشنوند نگران دزدی و زورگیری و ناامنی در شهر نمیشوند. من خیلی نگران امنیت خانۀ خودم هستم؛ خانهای که نمیدانم پنجرههایش شکسته یا نه. اینکه کلانتری میزنند فقط برایم واضحتر میکند که منجیان آن طرف آبی ما، حتی قصد برگشتن و حکومت کردن در این کشور را ندارند، که اگر داشتند دغدغهشان جذب و همراه کردن پلیس و نیروی نظامی بود نه نابود کردن آن. همۀ اینها، خوابی که برایمان دیدهاند را در نظرم موحشتر میکند.
چند روز پیش در خواروبارفروشی آن جملۀ کذایی «مدارس و بیمارستانها پایگاه نظامی هستند» را هم با همین گوشهای خودم از یک آدم گوشت و خوندار واقعی شنیدم. دلم میخواست بروم رو در روی آن آقای جوان بایستم و بگویم: «میدانی که ته این خط قرار است به خونشویی بچههای میناب برسد و اینها را میگویی؟ جنگ غزه را دیدی و اینها را میگویی؟ آخر چطور ممکن است یک ملت برای نابودکنندگان خودش عذر بیاورد؟!» نگفتم، نمیگویم. نمیدانم از سر جبن است یا کمرمقی این روزهایم یا واقعا تصمیم عاقلانهای است برای حفظ حرمتها. طبق معمول به انگیزههای خودم شک دارم. آن سحرگاهی که بین خواب و بیداری، خبر ترور آقای خامنهای را شنیدم، اولین چیزی که از ذهنم گذشت این بود که حالا دوباره جمعهای خانوادگی و دوستانه صحنۀ پردهدری و کینهتوزی بر سر سیاست میشود. به خودم قول دادم از این همه دور بمانم. اما همیشه آسان نیست.
24 اسفند 04
https://ble.ir/madsigns