🏴 نگاهی دوباره به زیارت عاشورا / ۱۱
✅ بخش اول زیارت عاشورا، امام شناسی است و بخش دوم، دشمن شناسی است که نوبت قبل به آن اشاره شد. در بخش سوم، اعلام آمادگی زائر برای فداکاری با عبارت «بأبی انت و امّی» آغاز میشود و از اینجا وارد فرازهای بعدی میشویم.
🔹فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ... تا پایان عبارت، انی سلم لمن سالمکم و ...
🔸دعا برای قرار گرفتن در صف خونخواهان حضرت ابا عبدالله (ع)، و اینکه خداوند ما را بواسطه امام، آبرومند گرداند. هدف، تقرّب به خدا و اولیای اوست و این امر، بدون تولّی با امام حاضر و تبرّی از دشمنان او میسور نیست، یعنی بودن و ماندن با جبهه حاضرِ حق شرط است نه صرفاً ارادت به جبهه حق در گذشته (مثلاً بودن دیروز در جبهه جنگ، با امام و شهدا و ارادت به آنان، کافی نیست!)
🔹در ادامه بار دیگر اعلام برائت مطرح میشود با این تفاوت که برائت از «دشمن شیعیان اهل بیت» در این قسمت اضافه شده است «علی اشیاعکم». امروز، ایران اسلامی، امّ القرای شیعه است و آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیزم و ... دشمنان اصلی آن.
🔸در ادامه مسأله تقرّب تکرار میشود با یک عبارت اضافی: «و موالاة ولیکم» یعنی موالات دوستان شما و با این تعبیر، زائر با هر فاصله زمانی و مکانی، به کربلا و عاشورا و امام حسین(ع) ملحق میشود.
🔹در بخش دوم زیارت، در خصوص اعلام دوستی و دشمنی و اعلام جنگ دائمی و صلح دائمی، میخوانیم: «الی یوم القیامه» در اینجا «و ولیّ لمن والاکم و عدوّ لمن والاکم» اضافه شده است تا ملاک شناسایی دوست و دشمن را برای همیشه تاریخ دریابیم.
🔴 درس نگرفتند / قسمت اول
✅ واکاوی بیانیه ضدایرانی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس
▪️آمریکا به همراه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، یک بیانیه مشترک ضدایرانی منتشر کردند. این بیانیه بازتابی از تداوم محاسبات نادرست بازیگرانی است که هنوز حاضر نیستند واقعیتهای جدید غرب آسیا را بپذیرند. جنگ چهلروزه علیه ایران، آزمونی بزرگ برای تمامی طرفهای منطقه بود؛ آزمونی که نشان داد معادلات قدرت در منطقه تغییر کرده و دوره تصمیمگیری یکجانبه درباره امنیت غرب آسیا به پایان رسیده است. با این حال، مفاد بیانیه منامه نشان میدهد برخی دولتهای عربی همچنان بر همان گزارههایی اصرار دارند که شکست آنها در عمل آشکار شده است.
▪️نخستین نکته قابل تأمل در این بیانیه، تأکید بر «مشارکت راهبردی» میان آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. این گزاره در حالی مطرح میشود که جنگ اخیر دقیقاً خلاف آن را ثابت کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در جریان تجاوز نظامی به ایران، به اشکال مختلف در کنار آمریکا قرار گرفتند. اما نتیجه این مشارکت چه بود؟ آیا امنیت بیشتری برای این کشورها به همراه آورد؟
▪️واقعیت این است که جنگ اخیر نشان داد میزبانی از نیروها و پایگاههای آمریکایی نهتنها امنیتآفرین نیست، بلکه این کشورها را به بخشی از میدان درگیری تبدیل میکند. حملات متقابل ایران و پیامدهای امنیتی ناشی از آن، به خوبی نشان داد هر کشوری که خاک خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار دهد، نمیتواند انتظار مصونیت از تبعات آن را داشته باشد.
▪️نکته مهمتر آنکه در جریان این درگیریها، آمریکا نه توانایی واقعی و نه اراده سیاسی لازم برای دفاع مؤثر از شرکای عرب خود را نشان نداد. کشورهایی که سالها میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی و میزبانی از نیروهای این کشور کردهاند، در لحظهای که خود را در معرض تهدید دیدند، دریافتند که چتر امنیتی واشنگتن بیش از آنکه یک تضمین عملی باشد، یک شعار سیاسی است. همین مسئله باعث شد نگرانی از گسترش جنگ و آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی، به یکی از مهمترین دغدغههای دولتهای عربی تبدیل شود.
🔴 درس نگرفتند / قسمت دوم
✅ واکاوی بیانیه ضدایرانی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس
▪️از این منظر، نخستین جمله بیانیه دربردارنده یک تناقض اساسی است. اگر مشارکت راهبردی با آمریکا قرار بود امنیت ایجاد کند، چرا کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی در طول جنگ بهشدت نگران گسترش درگیری بودند؟ تجربه اخیر ثابت کرد که اتکا به چتر امنیتی واشنگتن نهتنها تضمینی برای ثبات نیست، بلکه میتواند به عاملی برای انتقال ناامنی به داخل مرزهای این کشورها تبدیل شود.
▪️در واقع، آنچه تحت عنوان «مشارکت راهبردی» از آن یاد میشود، بیش از آنکه یک سازوکار مؤثر برای تأمین امنیت کشورهای عربی باشد، به ابزاری برای تداوم وابستگی نظامی و اقتصادی آنها به آمریکا شباهت دارد. جنگ اخیر نشان داد که واشنگتن از حضور نظامی خود در منطقه برای پیشبرد اهداف و منافع خود بهره میبرد، اما هنگامی که پای هزینههای امنیتی این سیاست به میان میآید، کشورهای عربی ناچارند بخش عمده تبعات آن را بهتنهایی تحمل کنند. به همین دلیل، تأکید مجدد بر این مشارکت راهبردی، تلاشی برای حفظ ساختاری است که سود اصلی آن نصیب آمریکا و صنایع تسلیحاتی این کشور میشود.
▪️بخش دیگری از بیانیه به موضوع موشکهای بالستیک، پهپادها و آنچه حمایت ایران از گروههای مقاومت خوانده شده، اختصاص یافته است. این بخش از بیانیه نیز نشان میدهد کشورهای عربی هنوز واقعیتهای جدید منطقه را درک نکردهاند. جنگ اخیر دقیقاً اهمیت قدرت موشکی ایران را برای همه بازیگران منطقه آشکار کرد. توان موشکی ایران نه یک ابزار قابل مذاکره، بلکه بخشی از ساختار بازدارندگی کشور است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که تهران حاضر نیست درباره این مؤلفه امنیت ملی حتی وارد مذاکره شود.
▪️همین مسئله درباره محور مقاومت نیز صدق میکند. تحولات منطقه طی دو دهه اخیر نشان داده که گروههای مقاومت نتیجه واقعیتهای میدانی، اشغالگری و بحرانهای امنیتی در منطقه هستند. از این رو، تصور حذف این مؤلفهها از طریق فشار سیاسی یا گنجاندن آنها در بیانیههای دیپلماتیک، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر فاصله گرفتن از واقعیتهای موجود است.
▪️در حقیقت، کشورهای عربی و آمریکا به جای پذیرش معادلات جدید منطقه، همچنان بر دستورکارهایی تأکید میکنند که در میدان امکان تحقق آنها وجود ندارد. همین مسئله سبب شده بخش مهمی از بیانیه بیشتر شبیه فهرستی از آرزوهای سیاسی باشد تا یک برنامه عملیاتی قابل اجرا.