eitaa logo
گفتمان مقاومت
143 دنبال‌کننده
18.2هزار عکس
5.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🔹موضوعات مربوط به «جبهه مقاومت» در قالب مباحث معرفتی 🔹اعضای محترم کانال می‌توانند نظرات و پیشنهادهای سازنده‌ی خود را برای این‌جانب ارسال نمایند. با تشکّر @sm_borhani 🔻کانال «تدبّر در قرآن» @TI_Quran 🔻کانال «آشنایی با سوره‌های قرآن» @Quran_meetings
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 نگاهی دوباره به زیارت عاشورا / ۱۱ ✅ بخش اول زیارت عاشورا، امام شناسی است و بخش دوم، دشمن شناسی است که نوبت قبل به آن اشاره شد. در بخش سوم، اعلام آمادگی زائر برای فداکاری با عبارت «بأبی انت و امّی» آغاز می‌شود و از اینجا وارد فراز‌های بعدی می‌شویم. 🔹فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ... تا پایان عبارت، انی سلم لمن سالمکم و ... 🔸دعا برای قرار گرفتن در صف خون‌خواهان حضرت ابا عبدالله (ع)، و اینکه خداوند ما را بواسطه امام، آبرومند گرداند. هدف، تقرّب به خدا و اولیای اوست و این امر، بدون تولّی با امام حاضر و تبرّی از دشمنان او میسور نیست، یعنی بودن و ماندن با جبهه حاضرِ حق شرط است نه صرفاً ارادت به جبهه حق در گذشته (مثلاً بودن دیروز در جبهه جنگ، با امام و شهدا و ارادت به آنان، کافی نیست!) 🔹در ادامه بار دیگر اعلام برائت مطرح می‌شود با این تفاوت که برائت از «دشمن شیعیان اهل بیت» در این قسمت اضافه شده است «علی اشیاعکم». امروز، ایران اسلامی، امّ القرای شیعه است و آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیزم و ... دشمنان اصلی آن. 🔸در ادامه مسأله تقرّب تکرار می‌شود با یک عبارت اضافی: «و موالاة ولیکم» یعنی موالات دوستان شما و با این تعبیر، زائر با هر فاصله زمانی و مکانی، به کربلا و عاشورا و امام حسین(ع) ملحق می‌شود. 🔹در بخش دوم زیارت، در خصوص اعلام دوستی و دشمنی و اعلام جنگ دائمی و صلح دائمی، می‌خوانیم: «الی یوم القیامه» در اینجا «و ولیّ لمن والاکم و عدوّ لمن والاکم» اضافه شده است تا ملاک شناسایی دوست و دشمن را برای همیشه تاریخ دریابیم.
صدای ایران ۳۶۹.pdf
حجم: 654.6K
🔴 صدای ایران / شماره ۳۶۹
🔴 درس نگرفتند / قسمت اول ✅ واکاوی بیانیه ضدایرانی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس ▪️آمریکا به همراه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، یک بیانیه مشترک ضدایرانی منتشر کردند. این بیانیه بازتابی از تداوم محاسبات نادرست بازیگرانی است که هنوز حاضر نیستند واقعیت‌های جدید غرب آسیا را بپذیرند. جنگ چهل‌روزه علیه ایران، آزمونی بزرگ برای تمامی طرف‌های منطقه بود؛ آزمونی که نشان داد معادلات قدرت در منطقه تغییر کرده و دوره تصمیم‌گیری یک‌جانبه درباره امنیت غرب آسیا به پایان رسیده است. با این حال، مفاد بیانیه منامه نشان می‌دهد برخی دولت‌های عربی همچنان بر همان گزاره‌هایی اصرار دارند که شکست آن‌ها در عمل آشکار شده است. ▪️نخستین نکته قابل تأمل در این بیانیه، تأکید بر «مشارکت راهبردی» میان آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. این گزاره در حالی مطرح می‌شود که جنگ اخیر دقیقاً خلاف آن را ثابت کرد. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در جریان تجاوز نظامی به ایران، به اشکال مختلف در کنار آمریکا قرار گرفتند. اما نتیجه این مشارکت چه بود؟ آیا امنیت بیشتری برای این کشورها به همراه آورد؟ ▪️واقعیت این است که جنگ اخیر نشان داد میزبانی از نیروها و پایگاه‌های آمریکایی نه‌تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه این کشورها را به بخشی از میدان درگیری تبدیل می‌کند. حملات متقابل ایران و پیامدهای امنیتی ناشی از آن، به خوبی نشان داد هر کشوری که خاک خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار دهد، نمی‌تواند انتظار مصونیت از تبعات آن را داشته باشد. ▪️نکته مهم‌تر آنکه در جریان این درگیری‌ها، آمریکا نه توانایی واقعی و نه اراده سیاسی لازم برای دفاع مؤثر از شرکای عرب خود را نشان نداد. کشورهایی که سال‌ها میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی و میزبانی از نیروهای این کشور کرده‌اند، در لحظه‌ای که خود را در معرض تهدید دیدند، دریافتند که چتر امنیتی واشنگتن بیش از آنکه یک تضمین عملی باشد، یک شعار سیاسی است. همین مسئله باعث شد نگرانی از گسترش جنگ و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌های عربی تبدیل شود.
🔴 درس نگرفتند / قسمت دوم ✅ واکاوی بیانیه ضدایرانی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس ▪️از این منظر، نخستین جمله بیانیه دربردارنده یک تناقض اساسی است. اگر مشارکت راهبردی با آمریکا قرار بود امنیت ایجاد کند، چرا کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکایی در طول جنگ به‌شدت نگران گسترش درگیری بودند؟ تجربه اخیر ثابت کرد که اتکا به چتر امنیتی واشنگتن نه‌تنها تضمینی برای ثبات نیست، بلکه می‌تواند به عاملی برای انتقال ناامنی به داخل مرزهای این کشورها تبدیل شود. ▪️در واقع، آنچه تحت عنوان «مشارکت راهبردی» از آن یاد می‌شود، بیش از آنکه یک سازوکار مؤثر برای تأمین امنیت کشورهای عربی باشد، به ابزاری برای تداوم وابستگی نظامی و اقتصادی آن‌ها به آمریکا شباهت دارد. جنگ اخیر نشان داد که واشنگتن از حضور نظامی خود در منطقه برای پیشبرد اهداف و منافع خود بهره می‌برد، اما هنگامی که پای هزینه‌های امنیتی این سیاست به میان می‌آید، کشورهای عربی ناچارند بخش عمده تبعات آن را به‌تنهایی تحمل کنند. به همین دلیل، تأکید مجدد بر این مشارکت راهبردی، تلاشی برای حفظ ساختاری است که سود اصلی آن نصیب آمریکا و صنایع تسلیحاتی این کشور می‌شود. ▪️بخش دیگری از بیانیه به موضوع موشک‌های بالستیک، پهپادها و آنچه حمایت ایران از گروه‌های مقاومت خوانده شده، اختصاص یافته است. این بخش از بیانیه نیز نشان می‌دهد کشورهای عربی هنوز واقعیت‌های جدید منطقه را درک نکرده‌اند. جنگ اخیر دقیقاً اهمیت قدرت موشکی ایران را برای همه بازیگران منطقه آشکار کرد. توان موشکی ایران نه یک ابزار قابل مذاکره، بلکه بخشی از ساختار بازدارندگی کشور است. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده که تهران حاضر نیست درباره این مؤلفه امنیت ملی حتی وارد مذاکره شود. ▪️همین مسئله درباره محور مقاومت نیز صدق می‌کند. تحولات منطقه طی دو دهه اخیر نشان داده که گروه‌های مقاومت نتیجه واقعیت‌های میدانی، اشغالگری و بحران‌های امنیتی در منطقه هستند. از این رو، تصور حذف این مؤلفه‌ها از طریق فشار سیاسی یا گنجاندن آن‌ها در بیانیه‌های دیپلماتیک، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر فاصله گرفتن از واقعیت‌های موجود است. ▪️در حقیقت، کشورهای عربی و آمریکا به جای پذیرش معادلات جدید منطقه، همچنان بر دستورکارهایی تأکید می‌کنند که در میدان امکان تحقق آن‌ها وجود ندارد. همین مسئله سبب شده بخش مهمی از بیانیه بیشتر شبیه فهرستی از آرزوهای سیاسی باشد تا یک برنامه عملیاتی قابل اجرا.
🔴 درس نگرفتند / قسمت سوم ✅ واکاوی بیانیه ضدایرانی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس ▪️یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیانیه به موضوع تنگه هرمز اختصاص دارد. آمریکا و کشورهای عربی در این سند بر ضرورت عبور آزاد از تنگه تأکید کرده و هرگونه اعمال کنترل بر آن را رد کرده‌اند. اما پرسش اساسی این است که آیا واقعیت‌های میدانی با این ادبیات همخوانی دارد؟ ▪️جنگ اخیر نشان داد که حتی استفاده از قدرت نظامی آمریکا نیز نتوانست اراده واشنگتن را بر معادلات تنگه هرمز تحمیل کند. اگر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان نتوانست با ابزارهای سخت به اهداف خود در این حوزه دست یابد، روشن است که صدور بیانیه‌های سیاسی نیز تأثیری بر موازنه موجود نخواهد داشت. تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه بخشی از معادلات ژئوپلیتیکی و امنیتی منطقه است. هرگونه مدیریت این آبراه راهبردی به واقعیت‌های قدرت در منطقه وابسته است و نه به خواسته‌هایی که در نشست‌های دیپلماتیک مطرح می‌شود. ▪️اما یکی از معنادارترین بخش‌های این بیانیه به لبنان اختصاص دارد؛ جایی که امضاکنندگان بار دیگر بر موضوع خلع سلاح مقاومت تأکید کرده‌اند. طرح چنین مطالبه‌ای در شرایطی که رژیم صهیونیستی همچنان به تجاوزات، تهدیدات نظامی و نقض حاکمیت لبنان ادامه می‌دهد، نشان‌دهنده فاصله قابل توجه تدوین‌کنندگان بیانیه با واقعیت‌های میدانی منطقه است. در این رویکرد، به جای پرداختن به ریشه بحران، یعنی اشغالگری و سیاست‌های تهاجمی اسرائیل، تلاش می‌شود ابزار بازدارندگی لبنان هدف قرار گیرد. این موضع در عمل چیزی جز همسویی با راهبرد آمریکا و تأمین منافع امنیتی رژیم صهیونیستی نیست. اصرار بر خلع سلاح مقاومت، بدون پایان دادن به تهدیدات اسرائیل، به معنای مطالبه خلع سلاح یک طرف و نادیده گرفتن تجاوزات طرف دیگر است؛ رویکردی که نشان می‌دهد کشورهای عربی چقدر با معادلات واقعی قدرت در منطقه بیگانه هستند. ▪️در مجموع، بیانیه مشترک آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس نشان می‌دهد که برخی دولت‌های عربی نه‌تنها از جنگ اخیر درس نگرفته‌اند، بلکه همچنان بر همان توهمات شکست‌خورده گذشته اصرار می‌ورزند. آن‌ها در جنگ علیه ایران در کنار آمریکا قرار گرفتند، آسیب‌پذیری خود را از نزدیک مشاهده کردند و دریافتند که چتر امنیتی واشنگتن تا چه اندازه شکننده است، اما باز هم به جای بازنگری در محاسبات خود، همان مطالبات غیرواقع‌بینانه را تکرار می‌کنند. گویی برخی پایتخت‌های عربی هنوز تصور می‌کنند می‌توان با بیانیه‌نویسی، واقعیت‌های میدان را تغییر داد. بیانیه منامه، در حقیقت بیش از آنکه علیه ایران باشد، سندی از سردرگمی راهبردی و ناتوانی این کشورها در درک موازنه‌های جدید قدرت در غرب آسیا است؛ کشورهایی که همچنان هزینه سیاست‌های دیگران را می‌پردازند، اما حاضر نیستند از شکست‌های خود عبرت بگیرند.