🔴 پایان توهّم چتر آمریکایی امنیت / ۱
✅ ناامیدی کشورهای عربی از کارآمدی اتکای نظامی به آمریکا
🔹در طول چند دهه گذشته، منطقه خلیج فارس بر اساس یک معادله ساده اداره شده است: کشورهای عربی امنیت میخواستند و آمریکا چتر امنیتی خود را به بهایی بسیار سنگین بالای سر آنها باز میکرد. پایگاههای نظامی، ناوهای جنگی، قراردادهای تسلیحاتی و پیمانهای دفاعی، اجزای همین معادله بودند. در این نظم، آمریکا قدرتی بود که قرار بود تهدیدها را بیرون از مرزهای متحدانش نگه دارد و مانع از برهم خوردن امنیت آنها شود.
🔹اما جنگ چهلروزه این معادله را با یک آزمون جدی مواجه کرد: اگر امنیت کشورهای منطقه به حضور یک قدرت خارجی وابسته باشد، وقتی همان قدرت وارد جنگ شود و ناامنی ایجاد کند، آیا این کشورها واقعاً امنتر خواهند بود؟
🔹پاسخ را میتوان در اتفاقات این جنگ دید. ایران با هدف قرار دادن پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای عربی منطقه نشان داد که پایگاه آمریکایی نهتنها سپر امنیتی کشور میزبان نیست، بلکه میتواند درست برعکس عمل کند؛ یعنی حضور قدرت خارجی، کشور میزبان را به بخشی از میدان درگیری تبدیل کند.
🔹این شاید مهمترین پیام راهبردی جنگ برای کشورهای عربی باشد. آمریکا میتواند از متحدان خود حمایت نظامی کند، سامانههای دفاعی بفروشد، جنگنده مستقر کند و نیرو و تجهیزات به منطقه بفرستد، اما نمیتواند تضمین کند که در صورت وقوع جنگ، خاک کشورهای میزبان از پیامدهای آن در امان بماند. در واقع، جنگ چهلروزه یک تناقض بزرگ را آشکار کرد: همان حضوری که قرار بود امنیت وارد کند، میتواند خود به یکی از عوامل ناامنی تبدیل شود.
🔹اینجاست که مفهوم «امنیت عاریهای» معنا پیدا میکند؛ امنیتی که به جای تولید شدن در داخل منطقه، از بیرون وارد میشود و تا زمانی اعتبار دارد که قدرت خارجی هم اراده و هم توان پرداخت هزینه آن را داشته باشد. چنین امنیتی، هرچقدر هم تجهیزات نظامی در اختیار داشته باشد، یک ضعف بنیادین دارد: تصمیم نهایی درباره آن در پایتخت کشوری دیگر گرفته میشود.
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ کلاس آمریکاشناسی / ۶
🔸دولت آمریکا دولتی خودبرتربین، غیرمنطقی، عهدشکن و در تصرّف صهیونیسم است
🔹۱۳ مهر ۱۳۹۲
🔴 پایان توهّم چتر آمریکایی امنیت / ۲
✅ ناامیدی کشورهای عربی از کارآمدی اتکای نظامی به آمریکا
🔹اما مسئله فقط ناتوانی آمریکا نیست. کشورهای جنوب خلیج فارس اکنون با مجموعهای از نگرانیهای امنیتی مواجهاند که آنها را به سمت متنوع کردن شرکای دفاعی و ایجاد ترتیبات منطقهای سوق میدهد. نخست، تجربه جنگ چهلروزه و ناتوانی آمریکا در جلوگیری از حمله به اهداف و پایگاههای خود در منطقه، این تصور را تضعیف کرد که واشنگتن میتواند امنیت آنها را بهطور کامل تضمین کند.
🔹دوم، نگرانی از رفتار رژیم صهیونیستی نیز به این معادله اضافه شده است. حمله اسرائیل به قطر نشان داد حتی کشوری که با آمریکا روابط نزدیک دارد و از حمایت امنیتی واشنگتن برخوردار است، از تعرض رژیمی مثل اسرائیل در امان نیست. علاوه بر این، رژیم صهیونیستی نشان داده است که برنامههای اشغالگرایانهای برای منطقه دارد و همین باعث هراس بیشتر کشورهای عربیِ ناتوان از دفاع شده است.
🔹در چنین شرایطی، گرایش به پیمانهای دفاعی منطقهای را باید واکنشی به همین خلأ امنیتی دانست. توافق مکه و تلاش برای ایجاد ترتیبات جدید منطقهای نشان میدهد کشورهای منطقه به دنبال متنوع کردن گزینههای امنیتی خود هستند. این روند نشاندهنده تغییر یک محاسبه مهم است: امنیت دیگر نمیتواند به یک قدرت خارجی سپرده شود.
🔹عامل مهم دیگر، تغییر توازن قوا در نتیجه جنگ چهلروزه است. این جنگ نشان داد ایران نهتنها توانست در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کند، بلکه قادر بود هزینههای قابل توجهی به آنها و به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه تحمیل کند. همین واقعیت محاسبات کشورهای عربی را تغییر میدهد؛ زیرا وقتی توازن قوا در منطقه به نفع ایران تغییر کرده، ادامه اتکا به یک قدرت خارجی برای مهار ایران، بیش از گذشته با تردید مواجه میشود.
🔹از این زاویه، مهمترین دستاورد راهبردی جنگ برای ایران فقط توانایی هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا نبود؛ مسئله مهمتر، تغییر محاسبه کشورهای منطقه درباره مفهوم امنیت بود. اگر ایران نمیتوانست در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و هزینهای واقعی به مهاجمان تحمیل کند، سخن گفتن از امنیت بومی همچنان در حد یک ایده باقی میماند. آنچه این ایده را به یک گزینه عملی تبدیل کرد، مشاهده عینی قدرت ایران در تغییر معادلات جنگ و تحمیل هزینه به قدرتهای بزرگ بود.
⬅️ ادامه متن در فایل بالا