eitaa logo
گفتمان مقاومت
144 دنبال‌کننده
16.8هزار عکس
5هزار ویدیو
1.2هزار فایل
🔹موضوعات مربوط به «جبهه مقاومت» در قالب مباحث معرفتی 🔹اعضای محترم کانال می‌توانند نظرات و پیشنهادهای سازنده‌ی خود را برای این‌جانب ارسال نمایند. با تشکّر @sm_borhani 🔻کانال «تدبّر در قرآن» @TI_Quran 🔻کانال «آشنایی با سوره‌های قرآن» @Quran_meetings
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای ایران ۴۱۹.pdf
حجم: 1.4M
🔴 صدای ایران / شماره ۴۱۹
🔴 لبنان و سراب سازش ✅ مرور صدای ایران بر مواضع دبیرکل حزب‌اللّه درباره مذاکرات دولت بیروت با رژیم صهیونیستی در سرمقاله شماره ۴۱۹ 🔹شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در سخنانی به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی مقاومت در سال ۲۰۰۶ بر رژیم صهیونیستی، سخنان مهمی در مورد اهمیت مقاومت و پیامدهای نگاه دولت مبنی بر سازش با صهیونیست‌ها داشت. اهمیت اصلی این سخنان در طرح یک پرسش بنیادی درباره آینده لبنان است: آیا امنیت، حاکمیت و استقلال این کشور می‌تواند از مسیر توافق و سازش با اسرائیل تأمین شود یا آنکه بدون وجود یک قدرت بازدارنده، هر توافقی در نهایت به افزایش فشار بر لبنان و خدشه‌دار شدن استقلال آن منجر خواهد شد؟ 🔹تجربه دو دهه گذشته پاسخ روشنی به این پرسش داده است. جنگ ۲۰۰۶ نقطه‌ای تعیین‌کننده در این معادله بود. آن جنگ نشان داد که اسرائیل با محاسبات سیاسی و دیپلماتیک از اهداف خود عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه زمانی حاضر به پذیرش محدودیت و عقب‌نشینی می‌شود که هزینه ادامه تجاوز برایش افزایش یابد. به همین دلیل، مهم‌ترین میراث جنگ ۲۰۰۶ را نمی‌توان صرفاً در پایان یک درگیری نظامی خلاصه کرد. مسئله اصلی، شکل‌گیری یک معادله بازدارندگی بود که به لبنان امکان داد در برابر فشارهای نظامی اسرائیل از موقعیت قوی‌تری برخوردار باشد. 🔹در این چارچوب، انتقاد شیخ نعیم قاسم از مسیر سازش دولت لبنان را باید در یک مسئله بزرگ‌تر فهم کرد: آیا می‌توان بدون قدرت از حقوق خود دفاع کرد؟ تجربه منطقه نشان داده است که توافق سیاسی زمانی می‌تواند ضامن امنیت باشد که طرفین از قدرت و اراده کافی برای اجرای آن برخوردار باشند. در غیر این صورت، توافق از یک ابزار دیپلماتیک به ابزاری برای تحمیل خواسته‌های طرف قدرتمند و اشغالگر تبدیل می‌شود. 🔹در مورد رژیم صهیونیستی نیز دقیقاً همین مسئله صادق است. رژیم صهیونیستی بنای سیاست خود را بر اشغالگری و حمله به کشورهای منطقه گذاشته است و به همین دلیل، وارد شدن در هر گونه توافق یا دل بستن به هر تفاهمی با این رژیم بسیار احمقانه و ناشی از ساده‌اندیشی است. این رژیم هرگاه احساس کند طرف مقابل به صورت منفعلانه وارد مذاکره می‌شود و ضعف طرف مقابل را می‌بیند، دقیقاً همان نقطه را به عنوان آغاز تشدید فعالیت‌های اشغالگرایانه می‌بیند. 🔹مشکل سازش دقیقاً همین‌جاست. اگر اسرائیل احساس کند طرف مقابل توان یا اراده‌ای برای مقابله با نقض تعهدات ندارد، توافق دیگر به معنای پایان تجاوز نخواهد بود. ممکن است به صورت مقطعی و نمایشی، جنگ چند روزی متوقف شود، اما فشار سیاسی، تهدید نظامی، اشغال مناطق، محدودیت‌های امنیتی و دخالت خارجی ادامه پیدا می‌کند. بنابراین، «صلح بدون بازدارندگی» به جای آنکه امنیت تولید کند، وابستگی ایجاد می‌کند. 🔹بنابر این، مسئله فقط این نیست که یک توافق خوب یا بد باشد؛ مسئله این است که لبنان با چه پشتوانه‌ای وارد مذاکره می‌شود. اگر مذاکره از موضع ضعف انجام شود، توافق بیش از آنکه حاکمیت ملی را تثبیت کند، ظرفیت‌های حاکمیتی کشور را محدود می‌کند. در چنین شرایطی، آنچه به نام کاهش تنش معرفی می‌شود، در عمل به تثبیت یک وضعیت نابرابر و تنش و اشغال دائمی منجر می‌شود. 🔹در برابر این نگاه، مقاومت خود را نه عامل جنگ، بلکه عامل جلوگیری از جنگ می‌داند. این استدلال بر یک منطق ساده استوار است: بازدارندگی برای آغاز جنگ نیست، برای جلوگیری از تحمیل جنگ است. اگر طرف مقابل بداند تجاوز هزینه سنگینی خواهد داشت، احتمال توسل او به زور کاهش می‌یابد. 🔹تجربه پس از سال ۲۰۰۶ نیز در همین چارچوب تفسیر می‌شود. اگر لبنان در این سال‌ها توانسته است از تبدیل شدن به صحنه یک جنگ دائمی و از تحقق طرح‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل جلوگیری کند، بخشی از این وضعیت نتیجه وجود قدرت بازدارنده‌ای بوده که اسرائیل نمی‌توانسته آن را نادیده بگیرد. به بیان دیگر، امنیت لبنان نه از اعتماد به اسرائیل، بلکه از ایجاد هزینه برای تجاوز حاصل شده است. تا زمانی که اسرائیل خود را قادر به نقض حاکمیت لبنان بداند، کنار گذاشتن ابزارهای بازدارندگی خیانت است و می‌تواند خلأ قدرتی ایجاد کند که نخستین بهره‌بردار آن همان نیروی اشغالگری باشد که لبنان از آن احساس تهدید می‌کند. ⬅️ ادامه مطلب در فایل بالا